رمان‌‌ پشت‌ هر کابوس‌ کسی‌ خوابیده‌‌ است

  • 43پارت
  • فائزه عامریناظر
  • سحر محمدیطراح کاور

معرفی رمان‌‌ پشت‌ هر کابوس‌ کسی‌ خوابیده‌‌ است

ژانر: عاشقانه
خلاصه:
داستان از زمانی‌ست که عدالت و استقلال سخت به دست می‌آمد. طبقه‌ی اجتماعی حرف اول را می‌زد و قدرت اربابی بر سر رعیت جماعت، ظلم و درد بود. حال کابوس! کابوس اسمش مشخص است و هر دلیلی می‌تواند داشته باشد. مهمترین آن وجود شخصیست که دلیل و برهان کابوست باشد. غرق خواب باشی و حتی با صدای خنده‌اش از خواب بپری. یک ذره از یادآوری او شود کابوسی که ترس به همراه داشته باشد. یاحاخان مردی از تبار قدرت و درد؛ ارباب‌زاده‌ای با اصل و نصب با غمی پنهان. ماهور دختری لجباز و شکننده، دلسوز و ساده که ندانسته وارد زندگی جدیدی که پدرش برایش می‌سازد می‌شود. دست تقدیر او را از دل دشت و کوه و کمر، که رقص پاهایش سبزه‌های زیر پایش را نوازش و دستهایش افسار اسب را می‌کشد؛ جدا و وارد کاخی از جنس حرامزادگی می‌کند…

مقدمه: چشمانم خسته است. خسته از بی‌خوابی، از بیدار بودنهای اجباری، خسته از کابوس. آن قدر که حاظرم هرچه دارم بدهم اما فقط خوابی راحت داشته باشم. اما از ترس خواب هم از من فراریست. می‌ترسم از خوابهایی که باز کابوس است. من می‌ترسم، من می‌گریم؛ من باز می‌گریم‌…
لالای‌لالا، لالای‌لالا
بخواب عشق و احساسم
بخواب  غصه پریشانم
 بخواب غم، من خسته و بی تابم
بخواب رویا، من باز درد دارم
بخواب که من باز درد دارم…