رمان مجازات

  • 228صفحه
  • پریسا یاسائیطراح کاور

خلاصه

جهان پس از مرگ… پر از راز و رمز، پر از پاداش و کیفر های متفاوت… و پر از آدم هایی که گمان می‌کردند در دنیا جاودانه‌اند و حال نه دنیا را دارند و نه آخرت را…

پسری از همین قماش، بر اثر صانحه تصادف جان خود را از دست می‌دهد و وارد جهان مرموز می‌شود… جهانی که هیچ آدم زنده‌ای از آنجا خبر ندارد.

چه چیز در سرنوشت این پسر است؟

آیا با مجازات سختی که برایش در نظر گرفته اند کنار می‌آید؟

او باید در خواب زنده ها، به عنوان نزدیکان آنها ظاهر شود.

آیا می‌تواند قوانین را رعایت کند؟

قطعا کسی که قوانین را نوشته است، نمی‌داند پسر قصه‌ی ما تابع قوانین نیست…

در هر حال، عشق که دست خود آدم نیست! حال می‌خواهد عشق بین دو انسان زنده باشد یا که بین یک انسان مرده و یک انسان زنده…!

مقدمه

مرگ در می‌زند…

با یک نگاه، چشمی پر از رگ های خونین،

با یک لرزش نامحسوس تن!

وقتی در حال انجام کار های روزمره هستی و به یک باره حالت دگرگون می‌شود، این همان مرگ است…

نزدیک است…

ترس و دلهره دیگر تمام می‌شود، بعد از مرگ دیگر هیچ چیز نمی‌تواند باعث ترساندن تو شود!

مرگ در می‌زند… آماده‌ای؟

برای جهانی دیگر آماده ای؟

برای چهره‌ی جدیدت،

صدای جدیدت!

صدای آدم ها در اعماق زمین تغییر می‌کند…

برای مجازات چطور؟ آماده‌ای؟…

بهارنوری