رمان نازان

  • 298صفحه
  • پریسا یاسائیطراح کاور

خلاصه

نازان اعتمادی، دختری خوشگذران، ساده و بیخیاله، که پدر و مادرش از هم جدا شدن و مادرش دوباره ازدواج کرده. آشناییِ اون با مهیاد، یکی از فامیل های نه چندان نزدیکشون، سبب تغییر بزرگی تو زندگیش میشه که…

مقدمه

نمیدانم از دلتنگی عاشقترم یا از عاشقی دلتنگ تر
فقط میدانم در آغوش منی ، بی آنکه باشی
و رفتی ، بی آنکه نباشی .
خدایا ! خیلی دلتنگم 
باران کـه میبـارد
دلـم بـرایت تنـگ تـر می شـود
راه می افتم
بـدون ِ چـتـر
من بـغض می کنـم
آسمـان گـریـه…
خدایا!!
چه سخت است دلتنگ قاصدک بودن در  جاده ای که در آن
هیچ بادی نمی وزد …


دیدگاه : اول شخص
برگفته از واقعیت