رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
جستجو در
  • تنظیمات بیشتر ...
نمایش نتایجی که شامل ...
جستجو در ...

رمان کاوان توسط پرستو مهاجر

  • 4 دیدگاه
  • 353 مشاهده

قدم به قدم همراه می شویم با کاوان، پسری که اشتباهاتش باعث طرد شدنش و از دست دادن اطرافیانش، پدرش، خواهرش و حتی عشقش میشه!

و آیا می تونه جبران کنه و دوباره به آغوش گرم عزیزانش برگرده؟ یا نه محکوم میشه به تنهایی و بی کسی تا آخر عمر.

کاوان نامی است کردی که بر روی پسران گذاشته میشه و به معنای صخره ی سنگی.

  • پسندیدم 5

اطلاعات بیشتر

  • ballot

    وضعیت رمان: کامل شده

  • account_box

    ناظر: zahra.alavi

  • burst_mode

    طراح جلد: parisa vp

بازخورد کاربر

دیدگاه ها

نظرهای پیشنهاد شده

سلام پرستو جون خسته نباشی:heart_eyes:

رمان کاوان عالیه. با یه ایده‌ی خیلی خوب و جدید، چون ما عادت داریم همیشه بچه پولدارهایی که تک پسر هم هستن رو سر پدرشون جا داشته باشن و هر خطایی کردن اصلا مهم نباشه، ولی این رمان حرف جدیدی برای گفتن داشت، این‌که کاوان هیچ‌جوره برای پدرش محبوب نیست و تو بیست وشش سالگی (اگه اشتباه نکنم) ازش کتک می‌خوره.

وای چه‌قدر اون‌جا که کاوان الکی گفت روناک رو با پسر دیده دلم برای روناک سوخت:sad30:

تنها ایرادی که می‌تونم از رمانت بگیرم، آخرشه. به نظرم زیادی کش اومد و ساغر بعد از مرگ مادرش زیــــادی ناز کرد برای کاوانی که نازکشیدن بهش نمیاد:169:

به امید موفقیت‌های روز افزون عزیزم:flirtyeyess3:

  • پسندیدم 2

به اشتراک گذاری این دیدگاه


لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
پرستو مهاجر

ارسال شده در

در در 8 بهمن 1397 در 13:35، Sima گفته است :

رمان قشنگی بود

ممنونم که وقت گذاشتی و خوندی و خوشحالم که دوست داشتی😍🌹🌹🌹

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این دیدگاه


لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
پرستو مهاجر

ارسال شده در

در در 2 اسفند 1397 در 20:00، Parisa Dolati گفته است :

سلام پرستو جون خسته نباشی:heart_eyes:

رمان کاوان عالیه. با یه ایده‌ی خیلی خوب و جدید، چون ما عادت داریم همیشه بچه پولدارهایی که تک پسر هم هستن رو سر پدرشون جا داشته باشن و هر خطایی کردن اصلا مهم نباشه، ولی این رمان حرف جدیدی برای گفتن داشت، این‌که کاوان هیچ‌جوره برای پدرش محبوب نیست و تو بیست وشش سالگی (اگه اشتباه نکنم) ازش کتک می‌خوره.

وای چه‌قدر اون‌جا که کاوان الکی گفت روناک رو با پسر دیده دلم برای روناک سوخت:sad30:

تنها ایرادی که می‌تونم از رمانت بگیرم، آخرشه. به نظرم زیادی کش اومد و ساغر بعد از مرگ مادرش زیــــادی ناز کرد برای کاوانی که نازکشیدن بهش نمیاد:169:

به امید موفقیت‌های روز افزون عزیزم:flirtyeyess3:

سلام عزیزم ممنونم از لطفت و سپاس بابت اینکه وقت گذاشتی و خوندی و باز هم یک دنیا ممنون که نقد و نظر قشنگت رو دادی  بله حق با شماست یکم تهش کش اومد که بذارید روی حساب روزهای کشدار حاملگیم😁  انشالله در بازنویسی نکاتی که گفتی حتما رعایت 😄🤓 میشه باز هم ممنونم ممنونم😍😍😍🌹🌹🌹❤❤❤ 

  • پسندیدم 2

به اشتراک گذاری این دیدگاه


لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر


برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

×

اطلاعات مهم

قوانین استفاده از سایت بروز شد ، لطفا مطالعه کنید شرایط استفاده