رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
جستجو در
  • تنظیمات بیشتر ...
نمایش نتایجی که شامل ...
جستجو در ...

رمان رسوای دل توسط نرگس لوانی

  • 2 دیدگاه
  • 525 مشاهده

"آشوینی"، دختر مهاراجه "کریشناراجا" و از بین سه خواهر، کوچکترین شاهزاده خانم دربار "میسور" است. از نوجوانی دل به پسری از قوم و تباری دیگر باخته. تمام ذهنیت اش با این عشق بی نام و نشان رنگ گرفته است و او، محبت قلبش را هر روز و هر لحظه، می رقصد و آن را به رخ عالم می کشد. به رخ تمام عالم... جز به رخ او که باید!

سال ها می گذرد تا اینکه درست در روزی که خواهر بزرگش برای عقد پیمان ازدواج، به حول آتش مقدس می رود، با عشق سال های دورش مواجه می شود. اما هرگز قدرت ابراز وجود نداشته و مثل همیشه خودش را مخفی می کند.

ماجرا از جایی جانی دیگر می گیرد که با برگشتن "همایون خان"؛عشق دخترک قصه به وطنش، "آشوینی" نیز اسباب سفر بسته و به بهانه تحصیل، راهی ایران می شود...

  • پسندیدم 13

اطلاعات بیشتر

  • ballot

    وضعیت رمان: در حال تایپ

  • account_box

    ناظر: یاسمن تقوی

  • burst_mode

    طراح جلد:

بازخورد کاربر

دیدگاه ها

نظرهای پیشنهاد شده

سلام نرگس عزیز. سه پست اول این رمان رو که خوندم حس کردم نویسنده مدت ها توی هند زندگی کرده که اینقدر با جزئیات و به زیبایی تونسته هند رو توصیف کنه رسم و رسوم دلپذیره لحظات رنگارنگی که میشه ازشون به شدت لذت برد. جزو معدود رمانایی بود که توصیفاتش نه تنها حوصله رو سر نمیبره بلکه جوری مخاطب رو جذب میکنه که آدم دلش نمیخواد از اون خطوط خیال برانگیز دل بکنه. به معنای واقعی کلمه تونستم تک تک کلمات و لحظه های اون مراسم عروسی رو با همه وجود حس کنم درست مثل تصاویری از یه فیلم سینمایی. امیدوارم زودتر ادامه رمانو بنویسی و خسته نباشید می گم بهت به خاطر این همه دقت 

  • پسندیدم 3

به اشتراک گذاری این دیدگاه


لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
نرگس لوانی

ارسال شده در

در 17 ساعت قبل، elnazdadkhah گفته است :

سلام نرگس عزیز. سه پست اول این رمان رو که خوندم حس کردم نویسنده مدت ها توی هند زندگی کرده که اینقدر با جزئیات و به زیبایی تونسته هند رو توصیف کنه رسم و رسوم دلپذیره لحظات رنگارنگی که میشه ازشون به شدت لذت برد. جزو معدود رمانایی بود که توصیفاتش نه تنها حوصله رو سر نمیبره بلکه جوری مخاطب رو جذب میکنه که آدم دلش نمیخواد از اون خطوط خیال برانگیز دل بکنه. به معنای واقعی کلمه تونستم تک تک کلمات و لحظه های اون مراسم عروسی رو با همه وجود حس کنم درست مثل تصاویری از یه فیلم سینمایی. امیدوارم زودتر ادامه رمانو بنویسی و خسته نباشید می گم بهت به خاطر این همه دقت 

سلام الناز عزیزم.

ممنون مهرت بانو جان. امیدوارم که ادامه کار هم مورد پسندت واقع بشه.

راستش رو بخوای سال هاست که دارم روی فرهنگ و آداب و رسومشون تحقیق می کنم و برای تکمیل این تحقیق بر حسب اتفاق، به خود هند هم سفر کردم. کشوری پر از رنگ و لبخنده.

بازم مرسی ازت که هستی که همراهی!:two_hearts:

  • پسندیدم 3

به اشتراک گذاری این دیدگاه


لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر


برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

×

اطلاعات مهم

قوانین استفاده از سایت بروز شد ، لطفا مطالعه کنید شرایط استفاده