رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
جستجو در
  • تنظیمات بیشتر ...
نمایش نتایجی که شامل ...
جستجو در ...

رمان شیشه‌ی تب‌دار توسط مریم صناعی

روزی دست‌هایی عاشقانه از همسایگی دخترکی ساده، قفل دلش را باز می‌کند و سودای پرواز می‌شود برای پرنده‌ی قفسی کوچک پر شورش که تا آسمان عاشقانه‌هایش پر می‌زند، آسمانی که همیشه آفتابی نبود، ابری شد، بارید، بی‌رحم شد، پر پرواز پرنده‌ای که به عرش رسیده بود را شکست و سودای پروازش را کور کرد و به فرش کشاند.
حال پرنده‌ی بال شکسته‌ی دخترک به قفس برگشته و کنج دل ترک خورده‌اش کز کرده بود، دلی که سفره‌ی طویلی داشت برای از درد گفتن‌ها، از ناله کردن‌ها و مرثیه‌ خواندن‌ها.
و دخترکی که به ساز ناکوک و شکسته‌ی دلش، خسته از حقایق تلخ زندگی که هر ثانیه پتک سرش می‌شدند، به دنیای مجازی پناه می‌برد و کرور کرور سادگی‌هایش سفره‌ی دل باز می‌کند برای آدم‌هایی که هیچ از آن‌ها نمی‌دانست جز اسمی که صداقتش مجهول‌ترین بود. آدم‌هایی که ماهیت دنیای حقیقی‌اشان را در مشت‌ می‌گرفتند و هویت پنهانشان را در دنیای مجازی آشکار می‌کردند.
سرانجام و سرنوشت دخترک گیج از این همه پاردوکس، به کجا کشیده می‌شود؟ پارادوکس عجیب سادگی‌های او و ماهیت پنهان و دروغ افرادی که شاید مجازی اما در دنیای حقیقی او پررنگ‌ترین نقش را می‌توانستند بازی کنند!

  • پسندیدم 6
  • تشکر 1

اطلاعات بیشتر

  • ballot

    وضعیت رمان: در حال تایپ

  • account_box

    ناظر: کیمیا ذبیحی

  • burst_mode

    طراح جلد: parisa vp

بازخورد کاربر

دیدگاه ها

نظرهای پیشنهاد شده



برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

×