رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
جستجو در
  • تنظیمات بیشتر ...
نمایش نتایجی که شامل ...
جستجو در ...

تمامی فعالیت ها

این جریان به طور خودکار بروزرسانی می شود     

  1. ساعت گذشته
  2. امروز
  3. عنوان رمان عامل خیلی مهمیه. چون کسی که رمان رو برای خوندن انتخاب می‌کنه، اولین چیزی که به چشمش می‌خوره، اسم رمانه و به همین علت باید مرتبط با طرح و پیرنگ رمان باشه و در توضیح ساده‌تر، اسم باید یه آگاهیِ کلی از موضوع رمان بده به مخاطب. "از عشق او تا خدا" اسم جالبی بود و به نظرم تا حدودی تونسته بود این منظور رو به خواننده برسونه که ژانر مذهبی داره و این‌که در رمان، تقریبا با چه موضوعی رو به رو عه. اسم رمان با توجه به محتوا و هسته‌ی اصلی رمان انتخاب شده بود و مشکلی نداشت.
  4. دیروز
  5. هفته گذشته
  6. همه ماها تو زندگی یه سری مشکلات و سختی ها داریم، یه سری از مشکلات بزرگ و یه سری دیگه کوچیک هستن... اما بعضی از آدما باوجود مشکلات بزرگشون لبخندهای بزرگی هم دارن یا با سختیاشون سعی می‌کنن یه دنیا بزرگتر از مشکلاتشون بسازن... این داستان از زندگی دختری می‌گه که با وجود سنگ های جلوی پاهاش به زندگی ادامه می‌ده و سعی می‌کنه فقط به خودش و خداش تکیه کنه... وبه این جمله ایمان داره که تا خدا پشتشه مشکلاتش هیچ جایی تو دنیاش ندارن و کار به جایی می‌رسه که شاید اگه این سختیا نبودن به اون دنیا نمی‌رسید...
  7. Fatemezarei

    رمان سازش

    نهال دختری است که برای نجات جان مادرش نیاز به پول دارد. نیاز شدید نهال به پول، او را وادار به بستن یک معامله می کند که این معامله سرنوشت او را تغییر می دهد... نویان پسری تنها، که ورود یک دزد به خانه ی پدر بزرگش مسیر زندگی او را به سمتی می کشاند که انتظارش را ندارد... نورا دختری که از شدت عشق به جنون رسیده است... عیسی پسری در جستجوی گمشده اش است...
  8. عنوان رمان عامل خیلی مهمیه. چون کسی که رمان رو برای خوندن انتخاب می‌کنه، اولین چیزی که به چشمش می‌خوره، اسم رمانه. اسم رمان علاوه بر جذابیت، باید کاملا مرتبط با طرح و هسته‌ی اصلی رمان باشه. در اسم شما باید تمام رمان رو توو یه کلمه می‌گفتین که به نظرم توو انتخاب اسم موفق بودید. "پاییز آن سال" اشاره می‌کنه به پاییزی پدر مانیسا طلاق گرفت و پاییزهای گذشته که مادرش تومور گرفت. جالب بود و دلیلی هم پشتش بود.
  9. زهراشیاسی

    رمان کنار تو همه چیز بهتر است

    داستان در رابطه با پسری بنام معین که یک دشمنی باعث شد خانواده اش از هم بپاشه واو رو دچار سوتفاهماتی کنه که باعث شده زندگی رو پوچ ببینه اما سرنوشت دختری از جنوب رو سر راهش میگذاره و...
  10. جدیدا
  11. عنوان رمان عامل خیلی مهمیه. چون کسی که رمان رو برای خوندن انتخاب می‌کنه، اولین چیزی که به چشمش می‌خوره، اسم رمانه. اسم رمان علاوه بر جذابیت، باید کاملا مرتبط با طرح و هسته‌ی اصلی رمان باشه. یعنی شما قراره با اسم، یک‌جورهایی تمام رمان رو توو یه کلمه به خواننده بگین. شما نام "شیشه‌ی تب‌دار" رو برای اسم انتخاب کردید که تا اینجایی که الان نوشتید، اشاره داشته به نقطه‌ی جرقه‌ی عشق آیت به هدی. اسم جالبیه. من حدس می‌زنم دلیل انتخاب اسمتون این باشه خیلی اتفاقات خوب و بدی قرار باشه تحت تاثیر عشق هدی و آیه بیوفته چون شیشه ی تب دار یکجورهایی نقطه ی شروع عشقشونه چون توو مقدمه هم اشاره‌ای بهش زدید.
  12. نسترن موسوی

    رمان عشوه فروش

    "بهین"که کودکی خود را با موج های دریای جنوب گذرانده، لحظات خوبش را با شن های دریا شریک شده و در کنار مردم خونگرم و مهربان جنوب جان گرفته است، راهی تهران می‌شود. بر خلاف قلبش که بی قرار بود و خودش را به قفسه ی سینه اش می‌کوبید و می‌گفت " بمان! تهران کسی منتظرت نیست...اینجا اما دریا هست، غروب خورشید هست، عمو طاهر و تور ماهیگیری‌اش هست و از همه مهمتر، کسی که دوستش داری هست! اگر بروی دق می کنی...می میری و اگر بمانی "زندگی" می کنی... تصمیم با خودت!
  13. زینب امیری

    رمان نخواب خورشید

    دختری خسته از روزگار! تنها و خسته از همه ی خاکستری های دنیا... دختری که بچه نیست! پیر هم نیست! شاید هم سن و سال خودتون باشه.. دختری که نه چیزی از دنیا داره و نه چیزی از دنیا میخواد! چون از دنیا زده شده! این رمان روایت گر دختریست که با تمام سیاهی های زندگی اش نور امیدی را می بیند.
  14. Sima

    رمان لیلای مجنون

    خیلی قشنگه
  15. Sima

    رمان شیشه‌ی تب‌دار

    عالیه
  16. عاطفه نیک طلب

    رمان مرکا

    مُرکا،دختری است عاشق...که معشوق را به وصال دیگری میرساند اما پای این رابطه زود میشکند و عاشق دختر را مسبب ناکامی اش! به فکر انتقام می افتد اما...
  17. Nian

    رمان عقیق

    عقیق زنی است که در هر مقامی که باشد عشق را به اوج می رساند،عشق به مردان در وجود او با پدرش شکل می گیرد با پسرش به اوج می رسد وبا مردی غیر همسرش نام می گیرد وعقیق دچار می شود به عشقی که برایش ممنوعه است،آیا طعم شیرین این حس آن قدری هست که پشت پا بزند به تمام داشته هایش؟ داستان در واقع فلش بک به گذشته ی زنی سراسر احساس که با یک تصمیم اشتباه همه چیز از او گرفته شده و تمام زندگی اش وقف خانواده ای است که بی رحمانه طردش می کنند و او می جنگد برای به دست آوردن فرزندی که همه او از زندگیست ودر این بین عشق از جنسی دیگر به سراغش می آید که هر چند منکرش می‌شود اما دل رسوایش بر ملا می کند خوانده نشده قلب بی تابش را .
  18. بهاره غفرانی

    رمان ماویش

    صدیقه دختریست پریچهر و زیبارو که دل همه را می‌برد. به غیر صورت زیبا، سیرتش نیز زیباست و اما بختش... شاید به سیاهی شب! صدیقه که یتیم پدر است، در سن کم، به اصرار برادر کوچکش و در غیاب برادر بزرگ ازدواج می‌کند و اگر چه شوهرش را دوست دارد، اما روزگار، چشم دیدن خوشی او را ندارد. هر روز یک اتفاق در زندگی‌اش می‌افتد و دختر مهربان قصه را غصه دار می‌کند. ماویش، زندگی صدیقه‌ی زیباروست!
  19. Elham rusta

    رمان سال درد

    یه دختری از دل کوه های زاگرس... به زلالی رود های راه گرفته از دل جنگل های بلوط... اما درست شب عروسیش، زلزله میفته به جون زندگی ساده اش... مجبور میشه خودشو از پیچ و خم های زاگرس تا خیابون های دودگرفته ی تهران برسونه تا بتونه باز زندگی کنه... اما در پایتخت همه چیز اونطور پیش نمیره که اون میخواد؛ با دلسوزی برای ادمی که تنهاست و سال هاست داره درد میکشه اما حاضر به بخشش نیست وارد دنیایی میشه که... 
  20. emorlia

    رمان توقع دل

    تبسم دختر شاد دیروز، زن بی تفاوت امروز! زنی که سعی دارد بفهمد؛ زندگی که هم اکنون دارد، آیا همان زندگی ایده آلش هست؟ یا به قول خودش توی این زندگی حیف شده؟ به دنبال این هست که زندگی کردن همسرش با اون از سر عشق است یا عادت؟ اگر به زمان گذشته برمی گشت آیا دوباره همین مسیر را پیش رو می گرفت؟ این رمان سعی دارد نشان دهد که در پستی و بلندی زندگی، با اتفاقات غیر منتظره ایی که رخ میدهد تبسم چطور با توقع دلش کنار میاد؟
  21. parisa vp

    رمان خون رگهایم

    داستانمون درباره پسریه که از بچگی چوب خیانت مادرش رو خورده.. حالا هم به دلایلی، کل زندگیش تحت سلطه ناپدریشه. و دختری که با مادر و خواهرش بزرگ شده.. اما ناخواسته وارد بازی ای میشه و حقایقی رو میفهمه که زندگیش رو طوفانی میکنه!
  22. کیمیا ذبیحی

    رمان لیلای مجنون

    تاوان خطای برادر را از خواهر می گیرند، و او را به اجبار، به عقد برادرِ پیر ارباب، به عنوان زن چهارمش در می آورند... در حالی که عاشق مردیست، که لبخند و نگاهش، تمام دل و ایمانِ لیلا را به باد داده... حال باید از عشقش چشم پوشی کند و تن به این ازدواج اجباری دهد؟ یا... "لبخند زد و آشفته ترم کرد... همان مرد بلند قدِ جذاب را می گویم! چشمانم در چشمانش گره خورد و... دوران عاشقی‌مان آغاز گشت...! اما روزهای شیرینمان دوامی نداشت... مَردمِ بدعهد من... مَردم جاهلِ من! این جا زنان ما، ارزشی نداشتند... من حتی زن هم نبودم... خون بها بودم!"
  23. فاطمه مرادی

    رمان قیز بس

    شده تا حالا از وضعیت موجودتون ناراضی باشین؟ یا مثلا یه چیزایی توی زندگی عادیتون اذیتتون کنه؟ یا هم خودتون هم دیگران فکر کنن شما متفاوت تر از اعضای خانواده اتون هستین و هیچکس از این تفاوت راضی نباشه؟! شده گاهی حتی به اعضای خانواده اتون حسادت کنید؟ قیز بس، راوی تمام این مسائله، روایت آدم های از جنس خودمون با دغدغه های از رنگ خودمون، که شخصیت اصلی با قرار گرفتن توی هر کدوم از این موقعیت ها تصمیماتی می گیره که...
  24. پرستو مهاجر

    رمان کاوان

    قدم به قدم همراه می شویم با کاوان، پسری که اشتباهاتش باعث طرد شدنش و از دست دادن اطرافیانش، پدرش، خواهرش و حتی عشقش میشه! و آیا می تونه جبران کنه و دوباره به آغوش گرم عزیزانش برگرده؟ یا نه محکوم میشه به تنهایی و بی کسی تا آخر عمر. کاوان نامی است کردی که بر روی پسران گذاشته میشه و به معنای صخره ی سنگی.
  25. Zahra bagheri

    رمان کلبه ای میان جنگل

    روبی و مایکل در ادامه ی ماموریتشان، به شمشیری که میراث سرزمینشان بود، رسیده و با به دست آوردن آن، قدم بزرگی را برای نابودی نارسیسا برمی دارند. اما آیا واقعا همه چیز آنطور پیش می رفت که روبی می خواست؟ آیا سرنوشت می گذارد که او به راحتی راه خود را ادامه دهد؟ نه! سرنوشت هیچ گاه طبق پیش بینی های انسان نبوده و نخواهد بود و او در ادامه مجبور می شود که تک و تنها به راهش ادامه دهد و خیلی زو ناامیدی سراسر زندگی اش را پر می کند، و درست آن موقع است که پیدا می کند، کلبه ای میان جنگل را... کلبه ای که روشن کننده ی ذهن تاریک اوست و....
  26. Parya a

    رمان بهار در پاییز

    بهار در پاییز بر خلاف همیشه داستان یک زندگی روزمره س. زندگی بدون هیجانی که دیگه انگیزه ای در اون وجود نداره. روابط سرد شده. داستان زندگی کسری و بیتایی که در یک زندگی سرد و روزمره فرو رفتن. کسرایی که نمیخواد دختر کوچکش، بهار، سختی های کودکی خودشو تجربه کنه. تنها امیدی که داره داشتن یک زندگی آرام و صادقانه س. ولی وقتی میفهمه که واقعیت های زندگی سردش چیز دیگه ایه چه واکنشی نشون میده؟ بهار در پاییز یک داستان رئاله. داستانی که شاید دور و برتون زیاد دیده باشید ولی بهش از این دید نگاه نکرده باشین. داستان اختلاف طبقاتی و فکری آدم ها باهم. امیدوارم با همراهی رمان لذت کافی رو ببرین.
  27. عاطفه نیک طلب

    رمان گاهی...

    گاهی، روایت عشقی است که گفته نمی شود و جلوی چشمان عاشق، نرد عشق سهم دیگری می شود و این میان باختن های همیشگی نصیب یک نفر می شود... باختن و باختن و هر بار بیشتر از قبل ! تمام آنچه را باخته بغل می زند و فرار می کند اما سرنوشت می اندازدش کنار همانی که باید و خدا می داند اینبار توان دارد باز هم ببازد یا برای بردن همه چیز را فدا می کند ؟! *** روژان یه گذشته ی تلخ داره... گذشته ای که یادآور تموم حماقتا و فریبایی هستش که خورده که اونم فقط بخاطر اطرافیانشه... روژان مجبوره بازم فرار کنه و سرنوشت اونو درست می رسونه به کسی که دلیل اصلی روژان برای تموم حماقتاشه! یه مرد... مردی که مسبب حال بدشه و در عین حال، قلبشو به تپش میندازه!
  28. HaNa❤GoLi

    رمان نارنیا 2 ( شاهزاده کاسپین )

    ( نارنیآ 2 تقریباً به فصل اولش مرتبط است ) همون چهارتا خواهر و برادر که اسمشون پیتر ، سوزان ، ادموند و لوسی بود ؛ دوباره وارد نارنیا میشوند ! اما نآرنیای این بار خیلی با دنیایی که قبلا دیده بودن فرق داشت ! در همین لحظه ها پدر ناتنی شاهزاده کاسپین که عموی اون بود و با مادرش ازدواج کرده بود فرزند پسری به دنیا میارند ؛ به خاطر همین خیلی مرموزانه پادشاه که عموی کاسپین بود تصمیم به کشتن او می کند که ...
  29. یاسمن تقوی

    english novel رمان اسیرِ یک مبارز

    در زمان‌های دور و پیش از دوران ثبت تاریخ، در جهانی مشابه با جهان ما و در سرزمینی که دو خورشید بر فراز آن می تابید، چهار پادشاهی استقرار یافته بودند. در طول هزاران سال، در میان این چهار پادشاهی بارها پیمان های اتحاد بسته شده و نبردهای خونین رخ داده بود که برای برخی از مردم، نظم و آرامش به ارمغان آورده بود و برای برخی دیگر، تلخی و رنج به همراه داشت. یکی از این فرمانروایی ها، سرزمین جیرر (Gierrer)، در میان سه کشور دیگر واقع شده بود. نیروی طبیعت، آنان را قوی، بزرگ و قدرتمند کرده بود تا بتوانند از خود در برابر فرمانروایی اِزبیورن (Esbiorn) همسایه شمالی‌شان دفاع کنند. داستان های ترسناکی از سرزمین جیرر به گوش پرنسس رونا (Runa) در ازبیورن رسیده بود؛ اما پدرش به واسطه‌ی نامزدی او، با یک پادشاهی دیگر پیمان اتحاد بست و تنها راه برای رسیدن به آن سرزمین، عبور از خاک جیرر بود؛ خانه دشمنان خونخوار و وحشی پدرش. رونا طبق خواسته‌ی پدر عمل کرد؛ ولی در مسیر رسیدن به آنجا، کاروان سلطنتی دستگیر شدند و پرنسس رونا، مورد توجه یکی از عجیب‌ترین و ترسناک‌ترین مردانی که تا به حال دیده بود، قرار گرفت. برای نجات جان مادر و خواهرش، پرنسس مجبور شد به او اعلام وفاداری کند؛ اما هرچه که می گذشت، بیشتر می فهمید همه چیز آنطور که به نظر می‌آید نیست...
  30. محیا

    رمان تاوان

    تا به حال، شده در شرایطی قرار بگیرید، که زمانه با تمام قدرتش بتازد، تا شما را از پا بیاندازد!؟ که کم آورده باشید و تنها چاره‌ صبوری باشد!؟ شده که برای کوچکترین کار اشتباهتان، تقاصی سنگین پس بدهید!؟ همه‌ی ما حتما چنین شرایطی را تجربه کرده‌ایم. تاوان روایتگر زندگی دختری‌ست، که با یک اتهام عجیب، وارد زندگی افراد جدید و متفاوتی می‌شود. کسانی که در پشت نقاب دوستی، یک دنیا حرف نگفته دارند. و در این میان، شیدایی و تاوان سنگینش، انکار نشدنی‌ست.
  1. نمایش فعالیت های بیشتر
×