رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
جستجو در
  • تنظیمات بیشتر ...
نمایش نتایجی که شامل ...
جستجو در ...

تمامی فعالیت ها

این جریان به طور خودکار بروزرسانی می شود     

  1. ساعت گذشته
  2. امروز
  3. دیروز
  4. Faridehsabaghi

    رمان هتل راز

    ممنون گلم, خیلی به هتل راز لطف داری😍😘💓 خوش به حال سام, تاحالا کسی بهش ابراز علاقه نکرده بود, حیف که قلبش با آرزو پر شده وگرنه الان رو آسمونا بود😂😜
  5. فاطمه کرمانی

    رمان هتل راز

    تو بهترینی عزیزم. فضا سازیت و شخصیت پردازیت بی اغراق معرکست. از بین شخصیت هات هم سام و بیشتر از همه دوست دارم موفق باشی بانو جان😍💜
  6. هفته گذشته
  7. فاطمه کرمانی

    رمان اسپرانتو

    مرسی عزیز دل🤩😍😘 حتما این اتفاق میفته. نیکو چون از قدرت میلاد خبر نداره ناامیده😉😍
  8. فاطمه کرمانی

    رمان اسپرانتو

    نظر لطفته بانو جان. امیدوارم نگاه قشنگت بازم همراه اسپرانتو باشه
  9. Faridehsabaghi

    رمان اسپرانتو

    خسته نباشی عزیزم خدا قوت, خیلی عالی بود👌😍😃 خدا کنه این میلاد یه کاری کنه دخترمون زودتر بیگناه شناخته بشه, گناه داره🙏
  10. جدیدا
  11. Parisa Dolati

    رمان مدهوش

    سلام دوست عزیز باعث افتخاره که خوشت اومده
  12. Fatemeh Ashrafi

    رمان گريه در پرواز شماره‌ی 317

    در بيست و هشتم تيرماه، نيلوفر در حاشيه‌ي شهر تهران به قتل مي‌رسد؛ قتلي كه تنها مضنونش، احسان است. با دستگيري احسان، بعد از 10 سال آفاق و احسان طور ديگري در كنار يك‌ديگر قرار مي‌گيرند و براي راز گشاييِ اين پرونده تلاش مي‌كنند. به سرنخ‌هايي هم مي‌رسند، اما چه كسي از بازي‌هاي پشت صحنه و هدفها و دلايل هولناكي كه در بطن ماجرا وجود دارند، خبر دارد؟؟ متفاوت و غيرقابل پيشبيني تر از آنچه تابحال خوانده ايد.
  13. Faridehsabaghi

    رمان مدهوش

    سلام گلم, رمانت داستان جالبی داره, امیدوارم موفق باشی🌹🙏💜
  14. zeynab227

    رمان باران عشق و غرور

    داستان، راجع به دختری مغرور و سرد و در عین حال خوش قلبی به نام باران است، که همیشه سعی می‌کند پایبند عقایدش باشد و زندگی‌اش را براساس همان مسیر طی کند. دختری‌ که به علت یک سری اتفاقات و دیده‌ها و شنیده‌ها، نسبت به عشقی که در سنت پیغمبر و خدایش سفارش شده و تمام تعلقاتش بی‌اعتماد می‌شود. در این بین، اتفاقاتی به واسطه‌ حضور غیرمنتظره‌ شخصی به اسم "ماهان" در زندگی‌اش رخ می‌دهد؛ حوادثی باورنکردنی در چهارچوب وَهم، هیجان، پریشان‌حالی، حزن، حزم، اقرار... که بتواند قلم سرنوشتش را گونه دیگری به تحریر درآورد. آینده‌اش را به گونه‌ای که تصور نمی‌کرد رقم زند؛ آینده‌ای که نمی‌داند تلخ و پر از تاریکی، یا شیرین و مملوء از آرامشی مطمئن در سر می‌پروراند.
  15. new_writer

    رمان اسپرانتو

    داستانت متفاوته،موفق باشی نویسنده عزیز
  16. افسانه محمدی

    یک رویای عاشقانه

    رمان راجع به دختریه که عاشق مردی می شه که نمی دونه متاهله وقتی هم که متوجه می شه نمی تونه از دوست داشتنش دست بکشه اما عشقشو ابراز نمی کنه . شرایط و اتفاقات جوری رقم می خوره که امید به این عشق و رسیدن به اونو دشوارتر می کنه . درطول داستان اتفاقاتی براش میفته ودرنهایت رازش برملا می شه اما...
  17. فاطمه کرمانی

    رمان اسپرانتو

    مرسی فدات شم. نظر لطفته خانومی
  18. Faridehsabaghi

    رمان اسپرانتو

    آخرین پستت چقدر باحال بود خیلی پسندیدم
  19. سحر محمدی

    رمان میم مثل مادر

    نگارش 1.0.0

    32 دریافت

    رمان: میم مثل مادر نویسنده: غزل. قاف تعداد صفحات: 568 طراح جلد: پریسا یاسائی خلاصه: میم مثل مادر داستان اشتباهات و خودخواهی آدم هاست؛ خودخواهی هایی که موجب نابود شدنِ زندگی چندین نفر میشه.. یه زندگی بیست و چند ساله، با باورهای بیست و چند ساله در عرض یه روز نابود میشه و این، یه فاجعه‌ی بزرگه..! امیرعلی و یاشار، شاید دو سر اصلی این داستان باشن که زندگیشون طی اتفاقاتی به هم گره میخوره. اما چطور؟! سخن نویسنده: دوستان عزیزم سلام💙 خب مسلماً هر داستانی دارای کلیشه‌ست و نکته‌ی مهم اینه که چطور بتونیم با قلم، و اضافه کردن اتفاقات جذاب و متفاوتِ دیگه به اون، اثر کلیشه رو کمتر کنیم و یا کاملا از بین ببریم. فضای «میم مثل مادر» یه فضای مخلوطه؛ یعنی هم از شخصیت مرد داستان گفته میشه و هم از شخصیت خانم. این رمان به طور کلی ژانر خانوادگی داره و اگر قصد مطالعه کردنش رو داشته باشید، از عشق، غم، مرگ و رفاقتی که داخل تمام زندگی ها وجود داره خواهید خوند((: و لازم به ذکره که «میم مثل مادر» اولین کار من هستش و امیدوارم کاستی هاش رو به بزرگواری و مهربونی خودتون بر من ببخشید. تشکر از همراهی شما، و یا حق؛
  20. فاطمه کرمانی

    رمان اسپرانتو

    خودم بیشتر همه چیزو بسپر دست زمان. درست میشه
  21. Faridehsabaghi

    رمان اسپرانتو

    دلم برای نیکو کباب شد که😢
  22. Gilda__

    • Gilda__
    •   
    • مرضیه اخوان نژاد

    چرا رمان رو شروع ميكنيد بعد يهو ول ميكنيد

    خوب پارت گذاري رو ادامه بدت ديگه

    وسطش پشيمون ميشيد

  23.  اسما نصرالهی 

    رمان اسپرانتو

    همین طوری ادامه بده لیوسا 😍 داستانت لحظه به لحظه داره قشنگ تر میشه😃🌹💕
  24.  اسما نصرالهی 

    رمان شکوفه ی میلدوین

    خیلی ممنون😍😍 واقعا قشنگترین تعریفی بود که تاحالا شنیدم😀😀 خیلی نازنینی🌹 متشکرم💕
  25. Gilda__

    رمان دلم گیر چشماته

    پارت جديد رو كي ميزاريد ؟
  26. نرگس خرسند

    رمان برزخ بازوانت

    سلام پرستو جان من رمان "برزخ بازوانت" رو خوندم، اسمش به رمان خیلی می‌اومد و با خوندن همون چند پارت اول آدم دلش می‌خواست سریع‌تر آخرش رو بفهمه. تا صفحه هشت که خوندم معماهایی که بود و دونه دونه باز شد برام قشنگ بود، شخصیت آراد و مارال و الین جالب بود. نمی‌خوام رمان رو نقد کنم اما فقط گاهی علامت‌ نگارشی دو نقطه قبل از دیالوگ نا به جا استفاده شده بود. همین و موفق باشی، قلمت مانا و منتظر ادامه‌ی داستان هستم و رمان‌های بیشتری ک ازت بخونم❤💋
  27. فاطمه کرمانی

    رمان شکوفه ی میلدوین

    شکوفه‌های میلدوین مثل هروئین میمونه. زیر پوست آدم می‌خزه و تک تک ارگان‌های بدن و یک به یک درگیر می‌کنه. شدیدا عاشقشم
  28. سحر محمدی

    رمان خاکسترهای خاموش

    نگارش 1.0.0

    40 دریافت

    نام رمان: خاکسترهای خاموش نویسنده: نادیا توکلی تعداد صفحات: 620 طراح جلد: فاطمه کمالی خلاصه: دختری از نسل گذشته.دختر سرسختی که با تمام وجودش جنگید تا به هدفش برسد.هدفی که برای رسیدن به آن از تمام هست و نیستش گذشت.از سوی خانواده اش طرد شد.بی کس و غریب در میان مردان جوانی مامن گرفت.تمام پناهش صدرا نامی شد .پونه داستانمان ندانست و نفهمید محبتهای بی دریغ صدرا بوی از عشق و دلدادگی دارد. دل باخت به کسی که هرگز او را نمیدید. در جمع مردان روزگار بر عیشش میگذشت تا بر اثر سهل انگاری توسط گرگی دریده شد. آن شد که مسیر صدرا جدا شد .خودش ماند و خودش ....ولی مردانه جنگید و دخترانه گریست ... و اکنون بعد از گذشت سالها ورق زندگی سردش برگشت و آنچه را که سالها انتظارش را کشیده در چند قدمیش است.باید ببینیم میتواند بازهم پیروز این سرنوشت شود یا نه؟. داستانی اجتماعی عاشقانه درام پایان خوش
  29. پرستو مهاجر

    رمان کوچه ی چهل پیچ

    کوچه ی چهل پیچ روایت زندگی یک خانواده ی بزرگ است. حاج مجتبی فرهمند بازاری نامدار پدر خانواده می خواهد که همیشه تمام خانواده اش که شامل همسر، سه پسر و یک دخترش که جز پسر کوچکش بقیه ازدواج کرده و صاحب خانواده هستند در کنارش باشند که با تدبیر خودش خانه ای چند طبقه ساخته و هر کدام از فرزندانش در یکی از واحدها سکونت دارند اما قصه ی اصلی ماجراها و دردسر هاییست که پسر کوچک حاجی و دو نوه ی پسری او ایجاد میکنند. همراه میشویم با یک رمان شلوغ پر از ماجرا و مانند همیشه عاشقانه؛ همان طور که گفتم رمان پر از ماجرا و شخصیت است پس لطفا با دقت بخوانید.
  30. Parisa Dolati

    رمان مدهوش

    سلام عزیزم ممنون بابت وقتی که برای خوندن رمان گذاشتی
  1. نمایش فعالیت های بیشتر
×

اطلاعات مهم

قوانین استفاده از سایت بروز شد ، لطفا مطالعه کنید شرایط استفاده