رفتن به مطلب

چگونه نویسنده شویم ؟!

اگر نویسندگی را تازه شروع کرده‌اید، تلویزیون باید اولین چیزی باشد که کنار می‌گذارید. به گفته‌ی کینگ تلویزیون «سمِ خلاقیت است». نویسنده باید به درون خود و به دنیای تخیلاتش نگاه کند. برای این که بهتر بتوانید این کار را انجام بدهید باید تا می‌توانید کتاب بخوانید.

اخبار انجمن نویسا
  • رمان های بی تو در همه شهر غریبم و مرگ رنگ از خانوم ها مریم صناعی و بهاره غفرانی از نشر علی چاپ شده اند
  • به زودی رمان های زیر از نشر علی چاپ خواهند شد
  • رمان زندان دل از مریم صناعی
  • رمان معشوق مشترک و کسی مثل کسی نیست از فاطمه مرادی
  • رمان در پس ابرها از عاطفه نیک طلب
  • رمان پرواز غیر مستقیم از یاسمن تقوی
  • رمان زیر گنبد کبود انگار خدا هم نبود از پرستو مهاجر
  • رمان واکنش از مینا سلطانی
  • رمان کتمان از فاطمه کمالی
  • رمان طلوع از فاطمه گل محمدی
  • رمان آوای سکوت و قفس تا نفساز شادی هاشمی
  • رمان خشماهنگ از الهام علی احیایی

رمان رویاهای ممنوع

رایگان

1 تصویر

درباره این فایل

RoyahayeMamnu.jpg

رمان رویاهای ممنوع

✍?نویسنده:Sepidtgh

 نویسنده اختصاصی انجمن نویسا رمانکده ?

? تعداد صفحات :501
?خلاصه کتاب :

میگن اونی که می خنده یک درد داره، اونی که میخندونه هزار و یک درد !!!
شاید بخاطر همینه که هیچوقت نمی تونیم حال همو درک کنیم! شاید اشکال از اونجاس که بلد نیستیم بین حس و حال واقعی و انحنای لبمون تناسب برقرار کنیم....
یا شایدم نه..!
دستی برای خشک کردن گونه ها یا آغوشی برای پناه بردن نداریم...ترجیح میدیم با یه لبخند کم رنگ و تصنعی،  صورت مسئله رو پاک کنیم تا کسی از درون پرتلاطم مون نپرسه! وقتی  تو دنیای واقعی زندگی دلگرم کننده ای نداریم.... احتمالا همون موقع ست که به رویاهامون فرصت تصاحب لحظه هامون رو میدیم!
انقدر به احساسات تخیلیمون بها میدیم ،که دیگه جایی برای منطق باقی نمیمونه....!
احساسات در کنار منطق میتونه بسازه.. هرچقدرم سخت باشه ، یا طول بکشه..‌ در نهایت پرورشت میده!  ولی احساسات بدون منطق...یعنی تعصب بیجا و خودخواهی و درنهایت بی انصافی...! و زندگی بدون انصاف ، ینی نابودی..!
ماجرای زندگی من شاید در نگاه اول تخیلی بنظر برسه .. ولی حقیقت اینه که این ماجراها واقعیت زندگی منه!  و حتی شاید واقعیت زندگی خیلی ها...!
همیشه علایق آدمها تعیین کننده جهت حرکت تو جاده ی سرنوشتشونه... حتی علایقی که در وهله ی اول ، یه پوزخند رو لب میشونه...
ولی واقعیت چیز دیگه ست... باید دید این علایق به کدوم مسیر هدایتت میکنه... چقدر زندگیتو تحت شعاع قرار میده...  علایق من زندگی منو زیر و رو کردن!  نمیدونم..‌ همش پیش خودم فکر میکنم که اگه حتی یه فرصت دیگه برای زندگی داشتم ، حتما دوباره رویاهامو دنبال میکردم....! غافل از انتهای مسیر ...

***

روال عادی و زندگی آروم و بی تلاطم روشا ، دقیقا زمانی بهم میخوره که متوجه میشه رویاها و آرزوهاش، عنوان "ممنوع" رو دارن... شهرت!!!
ولی این ممنوعیت تنها به حرارت اشتیاقش برای وصال به خواسته هاش دامن میزنه.. عطش شهرتی که پاشو به دنیایی باز میکنه که به اون تعلق نداره و شرح زندگی هایی که به دنبال زندگی اون ناخواسته وارد این منطقه ی ممنوعه میشن... ماجرای قلبهای گره خورده و تمنای دست های از هم دور افتاده..‌. اتفاقاتی که مسیر زندگی خیلی هارو تغییر میده ... حسرت برای از سر گرفتن زندگی و خاطراتی که زیر چرخهای ارابه ی زمان جان دادن....


? ژانـــر ⬅️  عاشقانه.طنز.اجتماعی.ماجرایی
 

برای دانلود داستان گزینه دریافت فایل را بزنید

pdf ?مخصوص همه ی گوشی ها و کامپیوتر?

epub ?مخصوص گوشی های آیفون ?

apk ?مخصوص گوشی های اندروید?

 

 

 

 

 



بازخورد کاربر

نظرهای پیشنهاد شده

هیچ دیدگاهی برای نمایش وجود دارد.

مطالب شما نیاز است به تایید مدیران برسد

مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
افزودن دیدگاه ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از ۷۵ اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

×