شاهنامه بخوانیم | داستان آفرینش

  • شروع کننده موضوع نویسنده:ه.قاف

ه.قاف

کاربر حرفه ای
نویسنده
108
934
98
بخشی از شاهنامه
بخش اول
•داستان آفرینش•


خداوند اراده کرد که هستی، شکل گیرد و از ناچیز، همه چیز پدید آید و بدین گونه گوهران (آب،خاک،آتش و هوا) را پدید آورد. خداوند اراده کرد که «کن‌فیکون» باش پس می‌باشد و اینگونه هستی شکل گرفت.

از آغاز باید که دانی درست
سر مایهٔ گوهران از نخست
که یزدان ز ناچیز چیز آفرید
بدان تا توانایی آرد پدید

به اراده خدا این چهار گوهر در هم آمیختند و ابتدا آسمان با دوازده برج و هفت سیاره آفریده شد. آنگاه اقلیم زمین شکل گرفت. پیش از همه هستی همه آب بود. با پیدایش خشکی‌ها از زیر آب، گیاهان، جانوران و سپس حیوانات پدید آمدند.

گهرها یک اندر دگر ساخته
ز هرگونه گردن برافراخته
پدید آمد این گنبد تیزرو
شگفتی نمایندهٔ نوبه‌نو

اما جای موجودی صاحب خرد و اندیشه خالی بود. آن گاه بود که آدمی پدید آمد. مهم‌ترین ویژگی این موجود انسانی آن بود که می‌توانست نتیجه گیری کند و دست به ابزارسازی بزند و سپس به رام کردن حیوانات پرداخت.


شناخت از کشاورزی که بر اثر تصادف و افشانده شدن دانه در زمین، به دست آمد انسان را به موجودی قدرتمند تبدیل کرد که دیگر وابسته به شرایط محیط نبود.

چو زین بگذری مردم آمد پدید
شد این بندها را سراسر کلید
سرش راست بر شد چو سرو بلند
به گفتار خوب و خرد کاربند
پذیرندهٔ هوش و رای و خرد
مر او را دد و دام فرمان برد
ز راه خرد بنگری اندکی
که مردم به معنی چه باشد یکی
 
آخرین ویرایش: