نقد و بررسی رمان از عشق او تا خدا |آناهیل| کاربر انجمن نویسا

  • شروع کننده موضوع نویسنده:anahil

رضوان.ن

کاربر جدید
کاربر سایت
117
234
0
سلام عزیزم امیدوارم از نقدم ناراحت نشی

اول از همه مقدمه ت مقدمه نبود، سخن خواننده بود و دوم علائم نگارشی و وضع درهم و برهم بافت رمان بود.

دیالوگ ها سطحی بود

شکسته نویسی که یک ضعف خیلی بده تو رمانتون زیاد بود.

رو توصیف کمی کار کنید:)

در کل به غیر از اینا رمان خوبی بود

امیدوارم موفق باشی

 

anahil

کاربر حرفه ای
نویسنده
672
2,905
151
سلام عزیزم امیدوارم از نقدم ناراحت نشی

اول از همه مقدمه ت مقدمه نبود، سخن خواننده بود و دوم علائم نگارشی و وضع درهم و برهم بافت رمان بود.

دیالوگ ها سطحی بود

شکسته نویسی که یک ضعف خیلی بده تو رمانتون زیاد بود.

رو توصیف کمی کار کنید:)

در کل به غیر از اینا رمان خوبی بود

امیدوارم موفق باشی
سلام عزیزم ممنونم از وقتی که گذاشتی.

من قبول دارم هنوز راه زیادی دارم تا به نتیجه ی دلخواهم که نوشتن یک رمان بدون نقص هست برسم.

ولی علائم نگارشی و شکسته نویسی رو تا جایی که میشه رعایت و ویرایش کردم، باز هم بررسی می کنم، ممنونم

 

الف_عسکری

کاربر حرفه ای
نویسنده
کاربر سایت
425
1,427
101
سلام عزیزدلم. همون طور که دوستان عزیز گفتنٰ علائم نگارشی  درست استفاده نشده بود. حس آمیزی کم بود که البته با خوندن کتاب های خوب می‌تونید ضعف‌تون رو برطرف کنید. 

و شکسته نویسی اصلا در یک رمان درست نیست و بهتره که شما اصلاح کنید. نباید تمام اطلاعات رو یکجا در رمان به خواننده داد باید تو طول رمان کم کم خوانده متوجه بشه مثل فلان کارکتر بیست و دوسالشه و رنگ چشم‌هاش آبی یا چیزهای دیگه.

شروع رمانتون هم می‌شد هیجان انگیز تر باشهٰ.می‌دونید شروع رمان خیلی مهمه و باعث می‌شه تا آخر عمر تو ذهن خواننده بمونه...

انشاءلله چاپ کتابتون عزیزم و می‌دونم با تمرین و خوندن زیاد حتما این اتفاق میافته.

 

anahil

کاربر حرفه ای
نویسنده
672
2,905
151
سلام عزیزدلم. همون طور که دوستان عزیز گفتنٰ علائم نگارشی  درست استفاده نشده بود. حس آمیزی کم بود که البته با خوندن کتاب های خوب می‌تونید ضعف‌تون رو برطرف کنید. 

و شکسته نویسی اصلا در یک رمان درست نیست و بهتره که شما اصلاح کنید. نباید تمام اطلاعات رو یکجا در رمان به خواننده داد باید تو طول رمان کم کم خوانده متوجه بشه مثل فلان کارکتر بیست و دوسالشه و رنگ چشم‌هاش آبی یا چیزهای دیگه.

شروع رمانتون هم می‌شد هیجان انگیز تر باشهٰ.می‌دونید شروع رمان خیلی مهمه و باعث می‌شه تا آخر عمر تو ذهن خواننده بمونه...

انشاءلله چاپ کتابتون عزیزم و می‌دونم با تمرین و خوندن زیاد حتما این اتفاق میافته.
سلام عزیزم، ممنون که وقت گذاشتی

من که خیلی از لحاظ نگارشی و شکسته نویسی ویرایش کردم متنام رو...کاش مثال میزدین????

دیگه این که همه داستان ها که با هیجان شروع نمیشن، یک وقتایی باید خیلی از مسائل گفته بشه تا به موضوع اصلی برسیم، 

و اطلاعات زیادی من ندادم، هر جا نیاز بوده کسی معرفی بشه شده ولی در کل قبول دارم، فعلا یک ضعفایی دارم که باید درست بشه

بازم ممنون از نقدت

 
ویرایش شده توسط مدیر:

یاسمن تقوی

کاربر حرفه ای
ناظر
نویسنده
1,352
3,166
121
سلام عزیزم??

رمانت رو تا جایی که پست گذاشته بودی خوندم
شروعش جذاب بود و اصولا شروع با محیط مدرسه همیشه جذابیت خودشو داره. فقط اینکه صحنه شروع رو با از خواب بیدار شدن آغاز کردی یه کمی بنظرم تکراری بود
یه خورده رمانت تند پیش میرفت. جا داشت حوادث بیشتری توش اتفاق بیفته یا توصیف بیشتری از جزییات داشته باشی. اگه به احساسات و توصیفات صحنه و اینا بیشتر می پرداختی بهتر میشد
یه جمله هم دیدم نوشته بودی: یه حس ناشناخته وجودم رو فرا گرفته. این جمله برای دیالوگ یه خورده بنظرم زیادی رسمی اومد
قلمت روون و شیرین بود و سوژه رو جذاب تر کرده بود. فقط توی رمانت تعدادی غلط املایی و تایپی دیدم و بعضی جاها حس کردم خیلی سه نقطه به کار بردی ? که امیدوارم توی ویرایش اصلاح بشن
در کل از خوندن رمانت لذت بردم. موفق باشی ❤

 

anahil

کاربر حرفه ای
نویسنده
672
2,905
151
سلام عزیزم??

رمانت رو تا جایی که پست گذاشته بودی خوندم
شروعش جذاب بود و اصولا شروع با محیط مدرسه همیشه جذابیت خودشو داره. فقط اینکه صحنه شروع رو با از خواب بیدار شدن آغاز کردی یه کمی بنظرم تکراری بود
یه خورده رمانت تند پیش میرفت. جا داشت حوادث بیشتری توش اتفاق بیفته یا توصیف بیشتری از جزییات داشته باشی. اگه به احساسات و توصیفات صحنه و اینا بیشتر می پرداختی بهتر میشد
یه جمله هم دیدم نوشته بودی: یه حس ناشناخته وجودم رو فرا گرفته. این جمله برای دیالوگ یه خورده بنظرم زیادی رسمی اومد
قلمت روون و شیرین بود و سوژه رو جذاب تر کرده بود. فقط توی رمانت تعدادی غلط املایی و تایپی دیدم و بعضی جاها حس کردم خیلی سه نقطه به کار بردی ? که امیدوارم توی ویرایش اصلاح بشن
در کل از خوندن رمانت لذت بردم. موفق باشی ❤
سلام دوست خوبم??

ممنونم عزیزم از نقدی که برام گذاشتی، از حرفات کلی انرژی گرفتم و دلگرم شدم به ادامه ی راه و اشکالاتی که گفتی رو سعی میکنم برطرف کنم... فداتم مرسی ??

 

sahar66

کاربر حرفه ای
نویسنده
519
3,564
101
سلام عزیزم شروع رمانت قشنگ بود ولی میتونست بهتر هم باشه اولای رمان احتیاج به فضا سازی داشت. اگه شروع رمان رو ویرایش کنی و بهش فضا و حس اضافه کنی خیلی بهتر میشه. مقدمه رو دوست داشتم خوب بود غلط املایی داشتی ولی غلط های تایپی خیلی زیادتر بود. درکل احتیاج به یه ویرایش اساسی داره که اشکالات نگارشی و فضا سازی رو ویرایش کنی. قلم روان و جمله بندی های دلنشینی داشتی. تونستم با کاراکتر هات خو بگیرم یعنی خوب بهشون پرداخته بودی. چند کلمه وجود داشت که شکسته بودی مثل

فک"فکر"

ی"یک یا یه"

نیس"نیست"

"می" ها رو از فعل هات جدا کن اگه از الان جدا کنی و موقع نوشتن هم سعی کنی جدا بنویسی عادت میکنی و دیگه چسبیده نمینویسی

بعد علایم نگارشی فاصله بذار و یکیم اسم طرف رو تو اول دیالوگ هان نیار

 امیدوارم رمان زیبات چاپ بشه عزیز دل قلمت سبز

 

anahil

کاربر حرفه ای
نویسنده
672
2,905
151
سلام عزیزم شروع رمانت قشنگ بود ولی میتونست بهتر هم باشه اولای رمان احتیاج به فضا سازی داشت. اگه شروع رمان رو ویرایش کنی و بهش فضا و حس اضافه کنی خیلی بهتر میشه. مقدمه رو دوست داشتم خوب بود غلط املایی داشتی ولی غلط های تایپی خیلی زیادتر بود. درکل احتیاج به یه ویرایش اساسی داره که اشکالات نگارشی و فضا سازی رو ویرایش کنی. قلم روان و جمله بندی های دلنشینی داشتی. تونستم با کاراکتر هات خو بگیرم یعنی خوب بهشون پرداخته بودی. چند کلمه وجود داشت که شکسته بودی مثل

فک"فکر"

ی"یک یا یه"

نیس"نیست"

"می" ها رو از فعل هات جدا کن اگه از الان جدا کنی و موقع نوشتن هم سعی کنی جدا بنویسی عادت میکنی و دیگه چسبیده نمینویسی

بعد علایم نگارشی فاصله بذار و یکیم اسم طرف رو تو اول دیالوگ هان نیار

 امیدوارم رمان زیبات چاپ بشه عزیز دل قلمت سبز
سلام به روی ماهت?

اشکالاتی که گفتی رو تا حد زیادی ویرایش کردم، باز هم رعایت می کنم، ممنون از لطفی که به رمان داشتی عزیزم و ممنون که وقت گذاشتی 

??❤❤❤

 

مریم صناعی

کاربر حرفه ای
مدیرکل سایت
4,071
5,485
271
سلام عزیز دل. 
رمانت رو خوندم، تا حدودی خیلی خوب ویرایش شده بود اما باز هم جای کار داره. 
اول اینکه جمله‌ی "داشت با حوله دست‌هاش رو خشک می‌کرد" سعی کنیم از کلمه‌ی داشت کمتر استفاده کنیم؛ به جاش بنویسیم "در حالی‌که" بهتره، یا اصلا این رو هم ننویسم جمله کامله. در ادامه‌ی همون جمله نوشته بودی "که دیدم داره با لبخندی که حاکی از مسخره کردنمه نگاه می‌کرد" (از جا بلند شدم، بابا همون‌طور که دست‌هاش رو با حوله خشک می‌کرد، با لبخند تمسخرآمیزی نگاهم کرد...) و بعد دیالوگ پدر. 
و همین‌طور تا آخر رمانت این جمله‌ها دیده می‌شه. 
نکته‌ی بعد باورپذیری مخاطب نسبت به نوشته‌اس، دیالوگ‌های پدر هستی در ابتدای رمان برای من باورپذیر نبود؛ درسته که از این پدرها زیاد داریم که بچه‌هاشون رو لوس می‌کنن (دختر و پسر فرقی نداره) ولی نه به اون انتقادش، نه به اون هستی نفسم به نفست بنده و با من حرف بزن و اینا... 
عبارت "زدم زیر خنده" غیر حرفه‌ایه. درستش اینه که خیلی ساده و روون بنویسی "خندیدم" یا حالا خیلی بخوای شدتش رو نشون بدی بنویسی "از ته دل خندیدم" 
سعی کن از تکرار کلمات، اون هم نزدیک به هم پرهیز کنی، مثلا جایی نوشته بودی "من معمولا زودتر از همه به خونه می‌رسیدم، پدر که معمولا..." یکی از این کلمات باید با مشابه خودش جایگزین بشه (همیشه، اکثر مواقع، و...) یا "تو بیمارستان بود و هنوز نیومده بود" تکرار دو تا بود نزدیک به هم درست نیست 
توی روایت یا همون مونولوگ نباید شکسته نویسی کرد ولی تو دیالوگ مجازه مثلا نوشتی "مامان اومد و به کتلتا نگاهی کرد" باید (کتلت‌ها) بنویسی. به هیچ عنوان (ها و ات) جمع حذف نمی‌شن 
دیالوگ‌ها باید به خط بعد منتقل بشه، اینجوری هم نظم متن رمانت بیشتره هم مخاطب بین فضاسازی و دیالوگ سردرگم نمی‌شه. 
جمله‌بندیت ضعیفه، فعل‌ها رو باید آخر جملاتت بیاری. مثل: "نزدیک بود آقا حامد زهرش کنه به کاممون" (نزدیک بود آقا حامد به کاممون زهر کنه) 
علائم نگارشیت رو به کلمات قبل و بعد چسبوندی که باعث آشفتگی متن رمانت شده، پیشنهاد می‌کنم از این به بعد اینجوری ننویسی 
در مورد غلط املایی‌هایی که دیدم چند تا اشتباه فاحش داشتی. مثلا 
عرائضتون (عرایضتون) نمی‌زاری (نمی‌ذاری) که متاسفانه همین دو تا رو نوشتم و بقیه رو یادم رفت. 
موضوع رمانت تقریبا خوبه و کشش داره. قلمت رو هم دوست داشتم، اگر بیشتر کار کنی از اینی که هست بهتر که نه، عالی‌تر می‌شه. 
در آخر برات آرزوی موفقیت می‌کنم. قلمت سبز 


 

anahil

کاربر حرفه ای
نویسنده
672
2,905
151
سلام عزیز دل. 
رمانت رو خوندم، تا حدودی خیلی خوب ویرایش شده بود اما باز هم جای کار داره. 
اول اینکه جمله‌ی "داشت با حوله دست‌هاش رو خشک می‌کرد" سعی کنیم از کلمه‌ی داشت کمتر استفاده کنیم؛ به جاش بنویسیم "در حالی‌که" بهتره، یا اصلا این رو هم ننویسم جمله کامله. در ادامه‌ی همون جمله نوشته بودی "که دیدم داره با لبخندی که حاکی از مسخره کردنمه نگاه می‌کرد" (از جا بلند شدم، بابا همون‌طور که دست‌هاش رو با حوله خشک می‌کرد، با لبخند تمسخرآمیزی نگاهم کرد...) و بعد دیالوگ پدر. 
و همین‌طور تا آخر رمانت این جمله‌ها دیده می‌شه. 
نکته‌ی بعد باورپذیری مخاطب نسبت به نوشته‌اس، دیالوگ‌های پدر هستی در ابتدای رمان برای من باورپذیر نبود؛ درسته که از این پدرها زیاد داریم که بچه‌هاشون رو لوس می‌کنن (دختر و پسر فرقی نداره) ولی نه به اون انتقادش، نه به اون هستی نفسم به نفست بنده و با من حرف بزن و اینا... 
عبارت "زدم زیر خنده" غیر حرفه‌ایه. درستش اینه که خیلی ساده و روون بنویسی "خندیدم" یا حالا خیلی بخوای شدتش رو نشون بدی بنویسی "از ته دل خندیدم" 
سعی کن از تکرار کلمات، اون هم نزدیک به هم پرهیز کنی، مثلا جایی نوشته بودی "من معمولا زودتر از همه به خونه می‌رسیدم، پدر که معمولا..." یکی از این کلمات باید با مشابه خودش جایگزین بشه (همیشه، اکثر مواقع، و...) یا "تو بیمارستان بود و هنوز نیومده بود" تکرار دو تا بود نزدیک به هم درست نیست 
توی روایت یا همون مونولوگ نباید شکسته نویسی کرد ولی تو دیالوگ مجازه مثلا نوشتی "مامان اومد و به کتلتا نگاهی کرد" باید (کتلت‌ها) بنویسی. به هیچ عنوان (ها و ات) جمع حذف نمی‌شن 
دیالوگ‌ها باید به خط بعد منتقل بشه، اینجوری هم نظم متن رمانت بیشتره هم مخاطب بین فضاسازی و دیالوگ سردرگم نمی‌شه. 
جمله‌بندیت ضعیفه، فعل‌ها رو باید آخر جملاتت بیاری. مثل: "نزدیک بود آقا حامد زهرش کنه به کاممون" (نزدیک بود آقا حامد به کاممون زهر کنه) 
علائم نگارشیت رو به کلمات قبل و بعد چسبوندی که باعث آشفتگی متن رمانت شده، پیشنهاد می‌کنم از این به بعد اینجوری ننویسی 
در مورد غلط املایی‌هایی که دیدم چند تا اشتباه فاحش داشتی. مثلا 
عرائضتون (عرایضتون) نمی‌زاری (نمی‌ذاری) که متاسفانه همین دو تا رو نوشتم و بقیه رو یادم رفت. 
موضوع رمانت تقریبا خوبه و کشش داره. قلمت رو هم دوست داشتم، اگر بیشتر کار کنی از اینی که هست بهتر که نه، عالی‌تر می‌شه. 
در آخر برات آرزوی موفقیت می‌کنم. قلمت سبز 
سلام مریم جان عزیزم?

من واقعا نمی دونم با چه زبونی از شما تشکر کنم که این همه وقت گذاشتید و نوشته های من رو خوندید و نقد کردید، مطمئن باشید این محبتتون رو فراموش نمی کنم. در مورد نقدتون باید بگم که همیشه با خودم فکر می کردم کسی که استعداد نوشتن داره باید اونقدر کار کنه تا قلمش خوب بشه چرا دیگه بره کلاس نویسندگی ولی حالا می فهمم حضور یک مربی در کنار آدم چقدر ضروریه، من با توجه به راهنمایی شما دوباره خط به خط ویرایش می کنم، و تا روزی که نوشته ای مورد قبول داشته باشم، عاشقانه باز هم این کار رو انجام می دم.

من رو شرمنده کردید، واقعا ازتون سپاسگزارم❤❤❤