نقد و بررسی رمان از عشق او تا خدا |آناهیل| کاربر انجمن نویسا

  • شروع کننده موضوع نویسنده:anahil

Elnaz.z

کاربر جدید
نویسنده
235
1,449
0
سلام و خسته نباشید خدمت آناهیل عزیزم

رمانت رو خوندم؛ خاطرات دوران مدرسه برام تداعی شد.

هممون یک دوست مثل سودابه داشتیم که بیشتر از بچه های دیگه باهاش بهمون خوش می گذشت.

توصیفات خیلی اغراق آمیز بود.

مثلا انقدر توصیف می کردی پشت سر هم که من بعضی جاهاش رو سانسور می کردم.

همه خیلی دیگه تو کف دختره بودن و زود عاشقش می شدن و این یک کم آدم رو دلزده می کرد.

روند رمان تند بود و خیلی یکنواخت و بدون هیجان طی می شد.

از علائم نگارشی به درستی استفاده نمی کردی.

احساسش نسبت ب برادرش خیلی بد بود و من دوست نداشتم. یکم زیاد بدجنس بود.

یک جا گفته بودی وقتی دیر می کردم بابا مجبورم می کرد با اتوبوس برم ولی یک جا باباش گفت من خوشم نمیاد دخترم با اتوبوس بره مدرسه.

تناقص بین نوشته هات زیاد دیده می شه گلم.

بعضی جاها غلط املایی و نگارشی هم وجود داشت.

به امید چاپ رمانت و خرید اون با امضای خودت عزیزدلم

قلمت مانا

 

anahil

کاربر حرفه ای
نویسنده
672
2,905
151
سلام و خسته نباشید خدمت آناهیل عزیزم

رمانت رو خوندم؛ خاطرات دوران مدرسه برام تداعی شد.

هممون یک دوست مثل سودابه داشتیم که بیشتر از بچه های دیگه باهاش بهمون خوش می گذشت.

توصیفات خیلی اغراق آمیز بود.

مثلا انقدر توصیف می کردی پشت سر هم که من بعضی جاهاش رو سانسور می کردم.

همه خیلی دیگه تو کف دختره بودن و زود عاشقش می شدن و این یک کم آدم رو دلزده می کرد.

روند رمان تند بود و خیلی یکنواخت و بدون هیجان طی می شد.

از علائم نگارشی به درستی استفاده نمی کردی.

احساسش نسبت ب برادرش خیلی بد بود و من دوست نداشتم. یکم زیاد بدجنس بود.

یک جا گفته بودی وقتی دیر می کردم بابا مجبورم می کرد با اتوبوس برم ولی یک جا باباش گفت من خوشم نمیاد دخترم با اتوبوس بره مدرسه.

تناقص بین نوشته هات زیاد دیده می شه گلم.

بعضی جاها غلط املایی و نگارشی هم وجود داشت.

به امید چاپ رمانت و خرید اون با امضای خودت عزیزدلم

قلمت مانا

سلام عزیزم

واقعا ممنونم از نقدت و ممنون از لایک هایی که دادی...

خب من برای خودم زیاد‌ خط خطی خاطرات و دلنوشته داشتم، و این اولین رمانمه و تازه دارم با روند کار آشنا میشم ولی چند تا توضیح باید بدم.

یکی اینکه خط فکری من برای این رمان بیشتر بر می گرده به زمانی که هستی عاشق میشه و متحول میشه برای همین آغاز داستان فقط خواستم در کل خواننده با گذشته ی هستی آشنا بشه، شاید برای این تند طی شده...

و من واقعا نمی دونم چه چیز اغراق آمیزه برای هر دختری در دوران مدرسه پیش اومده که مورد توجه چند تا پسر قرار بگیره به خصوص دختری که خوشگل باشه و نجیب تر از بقیه به نظر برسه، 

توصیف هم نمی دونم چی رو زیاد توصیف کردم.

در مورد رفتار پدرش، همه ی پدر مادرها یک وقتایی زیاد مهربون میشن و یک وقتایی سختگیر ... به علاوه که پدر هستی شوخ طبعه و با هستی کل کل داره...

خیلی از خواهر و برادرا قلبا همدیگه رو دوس دارن ولی در عمل نسبت به هم یه حسادت هایی دارن، هستی بچه ی اول و زیادی لوس بوده و یه کم تو کاراش تنبله که البته در ادامه رمان تغییر میکنه، طبیعیه که نسبت به برادرش حسادت کنه، ولی یک جاهایی به فکرشه و قلبا دوسش داره مثل زمانی که تو مشهد گم شد...

در کل امیدوارم بتونم ایراداتم رو برطرف کنم.

مرسی عزیزم???

 
  • می پسندم !
واکنش ها: Elnaz.z

محیا

کاربر حرفه ای
نویسنده
483
2,570
151
سلام عزیزم، خسته نباشی. قلم خوبی داری و من مطمئنم که با کمی دقت بیشتر میتونی بهترین باشی. درباره‌ی موضوع باید بگم که موضوع عشق های این چنینی تقریبا زیاد شده، اما نکته مهم این هستش که بتونی متفاوت بنویسی. مثلا دیالوگ‌های خاص به کار ببری، شخصیت هستی رو پر پیچ و خم تر توصیف کنی، مهیاد رو مرموزتر و خاص‌تر به مخاطب نشون بدی تا عشق یک عشق تکراری نباشه. 

راستش اسم رمانت در عین زیبایی و رابطه‌ای که با محتوای رمان داشت، یک جورایی من رو یاد مستند از لاک جیغ تا خدا انداخت و میتونم بگم از همون لحظه اول فهمیدم موضوع رمان چیه و قراره‌ چی بشه و تقریبا هم همون جور بود و من همچنان منتظر یک نقطه‌ی اوج متفاوت بودم. نکته‌ی دیگه اینکه توصیفات کم بود. من دلم میخواست بهتر چهره‌ها و مکان رو ببینم. درباره‌ی متن هم باید بگم طبق گفته بود دوستان کمی بی‌نظم بود که اون هم با یک ویرایش هوشمندانه قابل حله. امیدوارم موفق باشی. قلمت سبز :loveshower:

 
  • می پسندم !
واکنش ها: anahil

anahil

کاربر حرفه ای
نویسنده
672
2,905
151
سلام عزیزم، خسته نباشی. قلم خوبی داری و من مطمئنم که با کمی دقت بیشتر میتونی بهترین باشی. درباره‌ی موضوع باید بگم که موضوع عشق های این چنینی تقریبا زیاد شده، اما نکته مهم این هستش که بتونی متفاوت بنویسی. مثلا دیالوگ‌های خاص به کار ببری، شخصیت هستی رو پر پیچ و خم تر توصیف کنی، مهیاد رو مرموزتر و خاص‌تر به مخاطب نشون بدی تا عشق یک عشق تکراری نباشه. 

راستش اسم رمانت در عین زیبایی و رابطه‌ای که با محتوای رمان داشت، یک جورایی من رو یاد مستند از لاک جیغ تا خدا انداخت و میتونم بگم از همون لحظه اول فهمیدم موضوع رمان چیه و قراره‌ چی بشه و تقریبا هم همون جور بود و من همچنان منتظر یک نقطه‌ی اوج متفاوت بودم. نکته‌ی دیگه اینکه توصیفات کم بود. من دلم میخواست بهتر چهره‌ها و مکان رو ببینم. درباره‌ی متن هم باید بگم طبق گفته بود دوستان کمی بی‌نظم بود که اون هم با یک ویرایش هوشمندانه قابل حله. امیدوارم موفق باشی. قلمت سبز :loveshower:
سلام‌ محیا جانم...

ممنونم که وقت گذاشتی و نظرت رو گفتی، همین خیلی برای من بارزشه و منت به سر من میزارید.

آره قبول دارم موضوع رمانم هم به صورت فیلم زیاد بوده هم داستان ولی خب من هم دوست داشتم با این موضوع داستانی بنویسم، امیدوارم تا آخر بتونم از پسش بربیام و از راهنمایی شما دوستان نهایت استفاده رو ببرم.

مهرتون ماندگار

قلمتون سبز، ممنونم❤❤❤

 
  • می پسندم !
واکنش ها: anahil

saideh_afsar

کاربر جدید
نویسنده
114
1,471
0
با سلام و عرض خسته نباشید. 

رمانتون رو تا اینجا خوندم. خیلی قشنگ و دل چسب و دوست داشتنی است. 

قلم روان و صمیمی دارید و باعث می شه که آدم به ادامه داستان علاقه مند بشه. 

از نقطه نظر انتقادی، در سطحی نیستم که اشکال گیری کنم . در ضمن دوستان به نکات خوبی اشاره کرده بودند. 

به نظر من هم اوایل داستان، ویرایش بیشتری می خواد و در ادامه، اشتباهات نگارشی کمتر می شه. ( چیزی که در رمان خودم هم به وفور پیدا می شه!)

بعضی جاها هم، اتصال بین زمان ها یا همان پیوستگی روایت داستان، یکدفعه قطع می شه که البته زیاد به چشم نمی خوره. 

در کل، داستانی خوب و اثرگذار و با ارزش هست که می تونه آموزنده و به یادماندنی باشه. 

به امید موفقیت روز افزون شما و همه دوستان نویسایی 

 
  • می پسندم !
واکنش ها: anahil

anahil

کاربر حرفه ای
نویسنده
672
2,905
151
با سلام و عرض خسته نباشید. 

رمانتون رو تا اینجا خوندم. خیلی قشنگ و دل چسب و دوست داشتنی است. 

قلم روان و صمیمی دارید و باعث می شه که آدم به ادامه داستان علاقه مند بشه. 

از نقطه نظر انتقادی، در سطحی نیستم که اشکال گیری کنم . در ضمن دوستان به نکات خوبی اشاره کرده بودند. 

به نظر من هم اوایل داستان، ویرایش بیشتری می خواد و در ادامه، اشتباهات نگارشی کمتر می شه. ( چیزی که در رمان خودم هم به وفور پیدا می شه!)

بعضی جاها هم، اتصال بین زمان ها یا همان پیوستگی روایت داستان، یکدفعه قطع می شه که البته زیاد به چشم نمی خوره. 

در کل، داستانی خوب و اثرگذار و با ارزش هست که می تونه آموزنده و به یادماندنی باشه. 

به امید موفقیت روز افزون شما و همه دوستان نویسایی 
سلام سعیده جان?

ممنونم عزیزم که وقت گذاشتی خوندی و نظر دادی، لطف داری خوشحالم که خوشت اومد، امیدوارم در کنار هم بتونیم شاهد پیشرفت همدیگه باشیم

?❤❤

 
  • می پسندم !
واکنش ها: saideh_afsar و anahil

نرگس خرسند

کاربر حرفه ای
نویسنده
294
2,200
451
سلام آناهیل جان. گفتم حالا که رمان رو تا قسمت ۹۹ خوندم باشه نظرم رو بدم. من موقع حمایت از رمان اصلا فرصت نکردم و الان هم که بیکار بودم اصلا حس و حال نوشتن نداشتم ولی بعد از یکی دوماهی که رمان نخونده بودم به شدت دلم خواست وقتم رو با رمان خوندن بگذرونم. حالا اونم تو انجمن رمانهای زیاد و جالبی هست که می‌دونم چقدر برای هرکدوم زحمت کشیده میشه. بین اینها انتخاب کردنشون هم سخته که کدوم رو بخونی اما همون موقع که پارت جدید گذاشته بودی تازه آپ و قسمت اول بودی. اون هم رمان از عشق او تا خدا که خیلی دلم می‌خواست از اولش که دیده بودم بخونم اما باز هم فرصت و بالاخره موفق شدم. خیلی لذت بردم از رمان. قصدم نقد دیگه‌ای نبود اما بدون لذت بروم و ادامه‌اش برام جالب تر خواهد بود وقتی تازه به موضوع اصلی رسیده. امیدوارم موفقتر پیش بری و قلمت جاودانه ? 

 
ویرایش شده توسط مدیر:

anahil

کاربر حرفه ای
نویسنده
672
2,905
151
سلام آناهیل جان. گفتم حالا که رمان رو تا قسمت ۹۹ خوندم باشه نظرم رو بدم. من موقع حمایت از رمان اصلا فرصت نکردم و الان هم که بیکار بودم اصلا حس و حال نوشتن نداشتم ولی بعد از یکی دوماهی که رمان نخونده بودم به شدت دلم خواست وقتم رو با رمان خوندن بگذرونم. حالا اونم تو انجمن رمانهای زیاد و جالبی هست که می‌دونم چقدر برای هرکدوم زحمت کشیده میشه. بین اینها انتخاب کردنشون هم سخته که کدوم رو بخونی اما همون موقع که پارت جدید گذاشته بودی تازه آپ و قسمت اول بودی. اون هم رمان از عشق او تا خدا که خیلی دلم می‌خواست از اولش که دیده بودم بخونم اما باز هم فرصت و بالاخره موفق شدم. خیلی لذت بردم از رمان. قصدم نقد دیگه‌ای نبود اما بدون لذت بروم و ادامه‌اش برام جالب تر خواهد بود وقتی تازه به موضوع اصلی رسیده. امیدوارم موفقتر پیش بری و قلمت جاودانه ? 
سلام نرگس جان، نمی‌دونی چقدر خوشحال شدم که وقت گذاشتی خوندی و نظرت رو گفتی، به خصوص که گفتی لذت بردی????? بهم انگیزه دادی مرسی عزیزم...

منم برات آرزوی موفقیت روز افزون دارم??

 
  • می پسندم !
واکنش ها: نرگس خرسند