نکات ویراستاری

سحر محمدی

کاربر حرفه ای
مدیرکل سایت
7,647
2,462
121
واژه + کسرۀ اضافه + همان واژه + ضمیر (واژه‌بستِ «-ِش») گروه قیدی می‌سازد و بافاصله نوشته‌ می‌شود: تهِ تهش، فوقِ فوقش، کمِ کمش.

«بنابه» و «بنابر» حرف اضافۀ مرکب است و به همین دلیل بی‌فاصله نوشته می‌شود. مثال: بنابر گزارش‌های سازمان، بنابه مستندات پرونده، ... . «بنابراین» نیز، به‌معنای «پس»، حرف ربط مرکب و قاموسی است. به همین دلیل همۀ اجزایش نزدیک نوشته می‌شود.

در گفتار، ضمیرِ «این‌ها» بعد از برخی واژه‌ها می‌آید و بر خویشی و نزدیکی دلالت می‌کند. این ضمیر با واژۀ قبل‌ از خودش نیم‌فاصله می‌شود و کاربردش صرفاً در نوشتارهای غیررسمی است، مانند عمواین‌ها/ عمواینا، خاله‌این‌ها/ خاله‌اینا، داداش‌این‌ها/ داداش‌اینا، مادرم‌این‌ها/ مادرم‌اینا، ...

منبع: متنوک
 
  • می پسندم !
واکنش ها: Fateme jafari و Nian

سحر محمدی

کاربر حرفه ای
مدیرکل سایت
7,647
2,462
121
اگر حرفِ اضافه نقشِ دستوریِ مستقل داشته باشد، بافاصله نوشته می‌شود: با حوصله و دقت درس بخوان. از آنجا که آمدیم، خوابیدم. به چه می‌اندیشی؟ بی تو چه کنم؟ او به عنوانِ سرهنگی رسید. اما اگر حرفِ اضافه همراهِ اسمِ مابعدش صفت، قید، یا اسم بسازد، بی‌فاصله نوشته می‌شود: باشعور، بامرام، بااصل‌ونسب، بی‌دلیل، بی‌سرپناه، بی‌کس‌وکار، به‌علاوه، به‌جا، به‌موقع، درجا، …



«اسم + حرفِ اضافه + اسم»، وقتی واژۀ مرکب (صفت، قید، یا اسم) بسازد، بی‌فاصله نوشته می‌شود: پابرجا، پادرهوا، تابه‌تا، تودرتو، جداندرجد، حق‌به‌جانب، حلقه‌به‌گوش، خرتوخر، دست‌اندرکار، دست‌به‌سر، دست‌به‌سینه، زبان‌درقفا، سربه‌راه، سربه‌زیر، سربه‌هوا، سردرگم، شانه‌به‌سر، شیرتوشیر، گوش‌به‌زنگ، لابه‌لا، لحظه‌به‌لحظه، لنگه‌به‌لنگه، مادربه‌خطا، نسل‌اندرنسل.



منبع: متنوک
 
  • می پسندم !
واکنش ها: Fateme jafari و Nian

سحر محمدی

کاربر حرفه ای
مدیرکل سایت
7,647
2,462
121
املا و رسم‌الخطِ نام‌ها و عناوینِ خاص به همان صورتی نوشته می‌شود که در اَسنادِ هویتی و حقوقی آمده است.


بهتر است، به‌منظورِ یک‌دستی، همواره «به»های قیدساز و صفت‌ساز را نیم‌فاصله بنویسیم: به‌خصوص، به‌ویژه، به‌موقع، به‌جا، به‌سامان، به‌خوبی، به‌درستی، به‌دقت، به‌سختی، به‌شدت، به‌قاعده، ...


وقتی واژه‌ای را ایرانیک (= شیب‌دار) می‌کنیم، دیگر لازم نیست آن را در گیومه هم بگذاریم و/یا آن را سیاه (Bold) کنیم. پس، به‌مناسبت، یا آن را ایرانیک می‌کنیم یا سیاه یا داخل گیومه می‌گذاریم. مثال:
- کسرۀ «حدِنصاب» خفیف است. (گیومه)
- کسرۀ حدِنصاب خفیف است. (سیاه)
- کسرۀ حدِنصاب خفیف است. (ایرانیک)





۵۰ قید مرکب که نزدیک/ پیوسته نوشته می‌شوند: ازاَوّل، ازپیش، ازقبل، ازقضا، ازنو، بذاته، برأی‌العین، بشخصه، بعینه، بنفسه، به‌آسانی، به‌اجبار، به‌اشتباه، به‌اندازه، به‌‌تدریج، به‌تنهایی، به‌خصوص، به‌خوبی، به‌درستی، به‌دقت، به‌راستی، به‌روشنی، به‌زحمت، به‌زودی، به‌زیبایی، به‌سادگی، به‌سختی، به‌سرعت، به‌سلامتی، به‌شدت، به‌ظاهر، به‌علاوه، به‌قاعده، به‌مرور، به‌موقع، به‌ناگاه، به‌نسبت، به‌وضوح، ‌به‌وفور، به‌ویژه، بی‌تردید، بی‌قیدوشرط، بی‌شک، بی‌گمان، دراصل، درحالْ، درکل، درنتیجه، درنهایت، درواقع.



منبع: متنوک
 
  • می پسندم !
واکنش ها: Fateme jafari و Nian

سحر محمدی

کاربر حرفه ای
مدیرکل سایت
7,647
2,462
121
هرآن (صفت مرکب): هر (صفت مبهم) + آن (ضمیر اشاره)
مثال: دل نیست هرآن دل که دلارام ندارد/ بی رویِ دلارام دل آرام ندارد (صغیر اصفهانی)

هر آن (گروه قیدی غیرواژگانی): هر (صفت) + آن (= «لحظه»/ اسم)
مثال: «هر آن، دست به دیوار، خودش را به ایوان می‌رسانید.» (بزرگ علوی، چمدان، ص ۶۰، از فرهنگ بزرگ سخن)

یادآوری
۱) هرآن (صفت پیشین) یک تکیۀ اصلی دارد و بی‌فاصله نوشته می‌شود، برخلاف «هر آن» (= «هر لحظه») که هریک از اجزای آن یک تکیۀ مستقل دارد و بنابراین باید بافاصله نوشته شود.

۲) فرهنگ بزرگ سخن «هر آن» را به‌صورت «هرآن» مدخل کرده و نزدیک نوشته و آن را «در هرلحظه*» معنی کرده و «هر لحظه» را هم بی‌فاصله نوشته است. «هر آن» واژگانی نیست و بهتر است بافاصله نوشته شود و درج آن در فرهنگ نیز بی‌وجه است.
با استناد به «پیکرۀ فارسی روز»، به سرپرستی فرهاد قربان‌زاده، بسامد «هر لحظه» بیش از پنج برابرِ «هر آن» است («هر لحظه»: ۲۹۲ بار؛ «هر آن»: ۵۷ بار) و براساس جست‌‌وجوی گوگل، بسامد «هر لحظه» نزدیک به سه‌ونیم برابرِ «هر آن» است («هر لحظه»: ۱۱٫۰۰۰٫۰۰۰ بار؛ «هر آن»: ۳٫۱۵۰٫۰۰۰ بار). پس چنان‌که «هر لحظه» نیز، با بسامد بالایش، مدخل نشده، «هر آن» نیز نباید مدخل شود.
هریک از اجزای «هر آن» و «هر لحظه» یک تکیۀ مستقل دارد و بنابراین باید بافاصله نوشته شوند.


فرهاد قربان‌زاده/ سید محمد بصام

منبع: متنوک
 
  • می پسندم !
واکنش ها: Fateme jafari و Nian