مطالب جدید

آخرین ارسال ها

آخرین ارسال های پروفایل

#ترقوم
می‌گه:پیشونیم داغ شده حالم خوب نیست.
می‌گم:میام تب به تب کنیم.
می‌خنده،می‌گه:یعنی چی؟!
می‌گم:یعنی نزدیکت شم،پیشونیمو بچسبونم تختِ پیشونیت،اینجوری هم دما می‌شیم،متعادل،بقیه‌ی اعضای صورتمونم بیکار نمی‌مونن؛چشم تو چشم،بینی با بینی،لب رو...
باز می‌خنده،می‌گه:چقدر تو چرت و پرت می‌گی آخه!
وسط خنده‌هاش سرفه میکنه.
آروم می‌گم:ویروسا،ویروسا... چقدر خوشبختن تو سینه‌ی تُو جا خوش کردن، چقدر هوا شاده که نفس تو رو قاطیِ اکی
بی تو پایِ رفتن از ادامه وا می ماند
در سرم تا به اَبَد یادِ تو جا می ماند

در دلم یک غمِ مافوقِ تصور جاری ست
ماتَم اَندوده؛ شب آلوده مرا می خواند...

"یاسر یزدانی"
"خواب طلایی"

بیا باز قرار بذاریم
شب تو خواب همُ ببینیم
از تو این خوابِ طلایی
گلِ رویا رو بچینیم

پیرهَنِ آبیتُ سِت کُن
با همون دامَنِ چین دار
باشه من مشکی می پوشم
پس تا شب، خدانگهدار...!!!

"یاسر یزدانی"
سلام وقت بخیر من تازه ثبت نام کردم و میخواستم رمانمو به اشتراک بزارم ولی دسترسی ارسال هیچ تاپیکی رو در ساب رمان ندارم