رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
جستجو در
  • تنظیمات بیشتر ...
نمایش نتایجی که شامل ...
جستجو در ...
  • نقد و بررسی رمان سکوت قلب من | نویسنده توران زارعی قنواتی

    Haniyeh توسط Haniyeh


    عنوان رمان یکی از لازمه های معرفی یک اثر هستش 

    این اسم یک اثر هست که گاهی با اون معرفی خودش خواننده رو راغب به مطالعه اون می‌کنه 

    عنوان داستان شما« سکوت قلب من» هستش که انشالله تا آخر داستان بتونین دلیل انتخاب این اسم رو نشون بدین

    اسم زیبایی رو انتخاب کردید

    خلاصه


    شروع داستان درست از شروع خلاصه هستش و تا صفحه پنج هم انگار همون خلاصه رو دارین به صورت باز تر میگین
    بهتره که خلاصه گفته شده کمی پیچیده تر باشه و بیشتر این کشش رو به خواننده بده که ترغیب به خواندن اثر شما بشه
    چرا که بعد از اسم وعنوان رمان مهم ترین چیز خلاصه ای از نوشته هست که می‌تونه خواننده رو راغب به ادامه خواندن اثر بکنه

    ژانر


    همون جور که میدونین هر ژانر طرفداران خودش رو داره و اینکه شما ژانر انتخابیتون درام _عاشقانه هستش رو به خواننده میگه که این اثر در چه خط و سیری پیش می‌ره
    درام رو که تا اینجا در داستان به قلم آوردین 
    از عاشقانه هم اگه مدنظر عشق و علاقه بین دو خواهر منظور هست که به چالش کشیده شده 
    اما خب عشق خواهر بزرگ تر فقط فعلا نشون داده شده، چرا که خواهر کوچیکتر هنوز در سنی نیست که بخواد بجنگه وعشق و محبت رو نشون بده

    شروع


    شروع داستان
    شروع داستان  شما از داخل پرورشگاه بود و خدمه پرورشگاه
    که اینجا جالب بود چراکه اول یه سوال تو ذهن مخاطب ایجاد میشه که این شخص کیه؟

    و بعد هم حضور شخصیت اصلی داستان 

    توصیفات (مکان،حالت،ظاهر،احساس)


    توصیفات
    یکی از مهم ترین های جون بخشی به نوشته توصیفات هست که شما تو این مورد خوب عمل کردین و ذهن مخاطب رو وارد اون محیط قرار دادین
    فقط دوتا نکته هست
     اولین نکته اینکه قرار نیست همه چیز رو به وضوح توصیف کنید (مثلا صحنه پاک کردن استفراغ مریم... که میشد به صورت اشاره ی زیر پوستی بهش پرداخت نه این همه دقیق چون این مدل توصیف کمی چندش آور هست)
     در رابطه با مکان ها و حالت صورت ونوع پوشش خوب بود و پردازش تصورش برای ذهن مخاطب خوب بود میشد توذهن ترسیم کرد
    و دومین نکته هم اینه که بهتر کمی بیشتر به توصیف احساسات بپردازین و بیانشون کنین
    مثلاً وقتی بعد بیشتر از یک هفته مریم باگلنار روبرو شد
    میشه چندین حالت احساسی رو بکار برد و گفت 
    یا روزی که مریم به مدرسه نرفت و از مدرسه فرار کرد
    بالاخره متوجه اشتباه بودن این کارش هست پس میشد گفت: با حس دونستن اینکه این کارش درست نیست اما بخاطر علاقه زیادی به گلنار این حس رو نادیده گرفت چرا که اون عشق و علاقه قوی تر بود

     

    دیالوگ


    میدونین که دیالوگ یکی از بخش های اصلی یک رمان هست و روح بخش اون اثر هستش و خواننده رو مجذوب خودش باید بکنه و با ذوق وشوق دنبال کنه
    در دیالوگ ها شما در بعضی از جاها ضعیف کار کردین  وبهتر کمی بیشتر روی این قسمت کار کنید
    بعضی از گفتگوهای متقابل بین شخصیت‌ها انگار لازم نبود و...
    و اما در بعضی از جاها واقعا مناسب وبجا بود رد وبدل شدن دیالوگ های بین شخصیت هاتون

    سِیر

    سیر داستان باید جوری باشه که حس یکنواختی و کسلی رو به خواننده القا نکنه وهرچه اتفاقات و هیجانات در داستان باشه فراز و نشیب ها بجا بیشتر خواننده کنکجاو تر در مورد ادامه داستان هست وپیگیر تر برای ادامه 

    که شما برای اوایل داستان تون مناسب پیش رفتین وتا اینجای کار خوب بود این بخش از داستان

    شخصیت پردازی

    مرحله شخصیت پردازی که یکی از ارکان اصلی یک داستان هست مهم ترین نکته این هست که شخصیت ها دور از ذهن نباشن وبا واقعیت های اطرافمون همخوانی داشته باشند 

    که در این داستان این مرحله هم خوب پیش رفت وشخصیت ها دور از ذهن نبود و تقریبا با واقعیت نزدیک 

    تنها موضوع که برای من سوال پیش اومد پیشنهاد شهین به گلنار بود 

    چون احتمالا شهین وضع مالی خوبی نباید داشته باشه که رو آورده به نظافت منازل و خودش با داشتن چند فرزند گذراندن زندگی براش باید سخت باشه 

    که این موضوع هم چون تازه شخصیت شهین وارد داستان شده بود وتوضحیات بیشتری در اختیارم نبود پس نمیشه به طور کامل بهش ایرادی گرفت چرا که احتمال داره در ادامه داستان به این نکته اشاره بشه و لیل این کار گفته شه

     

    غلطهای تایپی و نگارشی

    غلط های نگارشی و تایپی خیلی کمی در داستان وجود داشت 

    که انشالله در پارت های بعدی با دقت بیشتر درتایپ همین تعداد کم وانگشت شمار هم نباشه

    ایده


    ایده داستان هرچی ناب تر جذب مخاطب بیشتر هستش 
    داستان شما با ایده دوخواهر بی سرپرست و جدا شده از هم جالبه و یک ایده تقریبا کمتر کار شده ای هستش
    هرچند هنوز تا پایان داستان زیادمونده ونمیشه به طور کامل در این مورد نظری داد 

    اما انشالله با تمرکز زیاد وسعی بسیار این ایده رو به زیبایی به قلم بیارین

    پایان

    ___

    سخنی با نویسنده

    انشالله که این نقد براتون مواثر بوده باشه وباعث بیشرفت شما در عرصه نویسندگی باشه 

    ?قلمتون مانا ،روزهای اوج پیش روتون انشالله ?

     

    « نقد از حـــانیــــه .ج /منتقد انجمن نویـــسا »

    • پسندیدم 5


    بازخورد کاربر

    نظرهای پیشنهاد شده

    هیچ دیدگاهی برای نمایش وجود دارد.


×

اطلاعات مهم

قوانین استفاده از سایت بروز شد ، لطفا مطالعه کنید شرایط استفاده