رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
جستجو در
  • تنظیمات بیشتر ...
نمایش نتایجی که شامل ...
جستجو در ...

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'اجتماعی'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


دسته ها

  • رمان
  • رمان صوتی
  • داستان کوتاه
  • ماهنامه ی نویسا
  • داستان، اشعار و دلنوشته صوتی
  • اشعار و دلنوشته

دسته ها

  • در حال تایپ
  • کامل شده
  • چاپ شده

دسته ها

  • اخبار
  • آموزش
    • آموزش کار با سایت
    • آموزش اصول نویسندگی
    • قوانین نگارش
    • آموزش نقد و بررسی
  • مسابقات

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

122 نتیجه پیدا شد

  1. farzanetaghdirii

    رمان ستاره‌های سوخته

    ((این رمان برای چاپ تایید شده است و به درخواست نویسنده از سایت حذف شد)) حرفی نو بگو... به دور از دروغ و ریا دوستت دارم را خیلی‌ها گفته و شنیده‌اند. ستاره‌های سوخته داستانی واقعی از آدم‌هایی است که در گذر روزگار سوخته‌اند...
  2. افسانه محمدی

    یک رویای عاشقانه

    رمان راجع به دختریه که عاشق مردی می شه که نمی دونه متاهله وقتی هم که متوجه می شه نمی تونه از دوست داشتنش دست بکشه اما عشقشو ابراز نمی کنه . شرایط و اتفاقات جوری رقم می خوره که امید به این عشق و رسیدن به اونو دشوارتر می کنه . درطول داستان اتفاقاتی براش میفته ودرنهایت رازش برملا می شه اما...
  3. مرضیه اخوان نژاد

    رمان دلم گیر چشماته

    ((این رمان برای چاپ تایید شده است و به درخواست نویسنده از سایت حذف شد)) پرهام مرد سرد و مغروری‌ست که قربانی روزگار تلخی شده است و به دنبال راه نجاتی از قربان‌گاهش می‌گردد که به طور اتفاقی با دختری به نام یاسی آشنا می‌شود و رفته‌رفته به او دل می‌بندد. قافل از این‌که یاسی هم مانند او در زندانی که عمویش برایش در نظر گرفته است اسیر است و تنها را خلاصی از آن زندان، نزدیک شدن به پرهام و گرفتن انتقام از اوست.
  4. مریم صناعی

    رمان شیشه‌ی تب‌دار

    روزی دست‌هایی عاشقانه از همسایگی دخترکی ساده، قفل دلش را باز می‌کند و سودای پرواز می‌شود برای پرنده‌ی قفسی کوچک پر شورش که تا آسمان عاشقانه‌هایش پر می‌زند، آسمانی که همیشه آفتابی نبود، ابری شد، بارید، بی‌رحم شد، پر پرواز پرنده‌ای که به عرش رسیده بود را شکست و سودای پروازش را کور کرد و به فرش کشاند. حال پرنده‌ی بال شکسته‌ی دخترک به قفس برگشته و کنج دل ترک خورده‌اش کز کرده بود، دلی که سفره‌ی طویلی داشت برای از درد گفتن‌ها، از ناله کردن‌ها و مرثیه‌ خواندن‌ها. و دخترکی که به ساز ناکوک و شکسته‌ی دلش، خسته از حقایق تلخ زندگی که هر ثانیه پتک سرش می‌شدند، به دنیای مجازی پناه می‌برد و کرور کرور سادگی‌هایش سفره‌ی دل باز می‌کند برای آدم‌هایی که هیچ از آن‌ها نمی‌دانست جز اسمی که صداقتش مجهول‌ترین بود. آدم‌هایی که ماهیت دنیای حقیقی‌اشان را در مشت‌ می‌گرفتند و هویت پنهانشان را در دنیای مجازی آشکار می‌کردند. سرانجام و سرنوشت دخترک گیج از این همه پاردوکس، به کجا کشیده می‌شود؟ پارادوکس عجیب سادگی‌های او و ماهیت پنهان و دروغ افرادی که شاید مجازی اما در دنیای حقیقی او پررنگ‌ترین نقش را می‌توانستند بازی کنند!
  5. الف_عسکری

    رمان آشوب دل

    بعد از سه‌سال عاشقی یزدان در یک شب سرد نامزدی رو به هم می‎زنه.سحر باور نمی‎کنه که بعد از اون همه عشق و علاقه یزدان اون رو پس بزنه و ازش بخواد که منطقی از هم جدا بشن! اما یزدان دیگه اون آدم عاشق چند سال پیش نیست و از این رو به اون رو شده و علت این تغییر رو هم فقط یک نفر می‎دونه و اونم کسی نیست جز یاور برادر کوچیکتر یزدان...!
  6. پرستو مهاجر

    رمان کاوان

    قدم به قدم همراه می شویم با کاوان، پسری که اشتباهاتش باعث طرد شدنش و از دست دادن اطرافیانش، پدرش، خواهرش و حتی عشقش میشه! و آیا می تونه جبران کنه و دوباره به آغوش گرم عزیزانش برگرده؟ یا نه محکوم میشه به تنهایی و بی کسی تا آخر عمر. کاوان نامی است کردی که بر روی پسران گذاشته میشه و به معنای صخره ی سنگی.
  7. نازنین خانی

    رمان عادت

    زندگی دختری به اسم گلیاست که بعد مرگ پدرش و ازدواج مجدد مادرش، از خونه میره و کنار دوستانش زندگی میکنه. چهل روز بعد از مرگ پدرش تازه وصیت رو میخونه و با خواسته عجیبی رو به رو میشه...
  8. Maryam512

    رمان سایه هایی از قسمت

    فراز ونشیب! گاهی! فرازها، اونقدر زیاد می شه که یادمون میره کی هستیم وکجا داریم میریم! یک لحظه برمی گردی نگاهی به پشت سرت می اندازی، می بینی مسیرت اونقدرها که فکر می کردی سخت و تاریک نبوده! شاید خودمون خواستیم سخت و تارکش ببینیمش داستان در مورد پسری به اسم علی، که خیلی ها رو مقصر، گذشته ی تاریک زندگی خودش می بینه ولی رازی براش آشکار می شه که تمام تفکراتش عوض می شه!
  9. شب مهتابی

    رمان گمشدگان عاشق

    دختری غریب و تنها که در کشوری غریب به دنبال آشنایی می گردد که از هر غریبه ای برایش غریبه تر است و شاید این جستجو سرآغاز حوادثی باشد که برای این دختر تنها آینده ای غیر قابل باور را رقم بزند؛ شاید فردا و فرداها داستان زندگی طوری تغییر کند که هیچ کس برای نگه داشتنش توانی نداشته باشد. زندگی بی باور است، ماجراهایش هم بی انتها. دختر قصه ما با ورود خود به دنیای جدید، حقیقت های زندگی اش را می فهمد و پس از آن باید برای ادامه زندگی اش تصمیم بگیرد شاید این تصمیم تغییر بزرگی باشد برای آینده اش و شاید هم برای تمام عمرش درگیر چیزی شود که سال ها از وجودش خبر نداشته .
  10. زینب امیری

    رمان کاکتوس های رنگی

    حنا، تصمیم گرفته هر پنج‌شنبه به پرورشگاه برود و به کودکان آن‌‌جا بی هیچ چشم‌‌داشتی، نقاشی بیاموزد. سبحان که ادعا می‌کند سهام‌دار پرورشگاه است شروع به به دست آوردن توجه حنا می‌کند. اما حنا هیچ علاقه و توجهی نسبت به سبحان ندارد. چیزی که برای سبحان تعجب‌آور است آن است که چرا دختری مثل حنا آن‌قدر سرد باشد. حنا هم که بال بال زدن های سبحان را می‌بیند، کمی، فقط کمی به سبحان نزدیک می‌شود. او گذشته‌ای دارد که از گفتنش هراس دارد. آیا می‌تواند به سبحان اعتماد کند؟ رفتار های حنا همیشه برا سبحان اعجاب انگیز است. که یک روز، پرده ها کنار می‌رود و گذشته‌ها در هم گره می‌خورند...پشت حنای خندان و آرام، یک حنای پرغصه و طوفانی وجود دارد که هیچ‌کس سعی بر فهمیدن احساس او ندارد.
  11. نسترن موسوی

    رمان عشوه فروش

    "بهین"که کودکی خود را با موج های دریای جنوب گذرانده، لحظات خوبش را با شن های دریا شریک شده و در کنار مردم خونگرم و مهربان جنوب جان گرفته است، راهی تهران می‌شود. بر خلاف قلبش که بی قرار بود و خودش را به قفسه ی سینه اش می‌کوبید و می‌گفت " بمان! تهران کسی منتظرت نیست...اینجا اما دریا هست، غروب خورشید هست، عمو طاهر و تور ماهیگیری‌اش هست و از همه مهمتر، کسی که دوستش داری هست! اگر بروی دق می کنی...می میری و اگر بمانی "زندگی" می کنی... تصمیم با خودت!
  12. Fatemezarei

    رمان سازش

    نهال دختری است که برای نجات جان مادرش نیاز به پول دارد. نیاز شدید نهال به پول، او را وادار به بستن یک معامله می کند که این معامله سرنوشت او را تغییر می دهد... نویان پسری تنها، که ورود یک دزد به خانه ی پدر بزرگش مسیر زندگی او را به سمتی می کشاند که انتظارش را ندارد... نورا دختری که از شدت عشق به جنون رسیده است... عیسی پسری در جستجوی گمشده اش است...
  13. رقیه

    رمان تقاص گناه یک بی‌گناه

    دختری به اسم آوا که دست ناپدری به او تعرض میشود و به این ترتیب در زندگی مشترکی که به تازگی شروع کرده دچار مشکل می شود و همسرش برای گناهی که مرتکبش نشده ، او را به بدترین نحو مجازات میکند
  14. Behnaz_gorgani

    رمان نسکافه

    ماهور نیکنژاد فارغ التحصیل رشته جامعه شناسی، طی یه تصادف به کما می ره و زمانی که از کما در میاد، دکتر متوجه می شه که ماهور حافظه اش روبه کل از دست داده... همسر ماهور، جاوید زرگر عاشقانه و صبورانه به همسرش کمک می کنه تا از افسردگی نجات پیدا کنه، با نشون دادن آلبوم ها و بازگو کردن خاطرات و محبت های پیاپی، سعی می کنه تا ماهور رو در این راه همراهی کنه و ماهور به پاس زحمات دلسوزانه شوهرش، سعی می کنه درصدی از عشقی که جاوید بهش داره رو به شوهرش داشته باشه... همه چیز خوب پیش می رفت مسیر وحشتناک زندگی داشت به راه هموار تری تبدیل می شد تا اینکه یک شب، اتفاقی می افته که همه چیز رو تغییر می ده...
  15. نگار عزیزی

    رمان جان پناه

    یه افسانه ی قدیمی هست که میگه صدها سال پیش وقتی یه کشتی روی دریاها واقیانوس ها راهشو گم میکرد، یه آواز مدهوش کننده و زیبا به گوش ملوان ها میرسید و اونارو از خود بیخود میکرد، آوازی که پری های دریایی برای ملوان ها میخوندن، پری هایی که زیباییشون ملوان هارو مجبور میکرد که دل به دریا بزنن و از کشتی بیرون بپرن، اما توی آب پری ها به هیولا تبدیل میشدن و اون ملوان هارو به قعر دریاها میبردن، این افسانه همیشه ملوان هارو میترسوند اما هرگز از اشتیاقشون برای دیدن پری های زیبا و خوش آواز کم نمیکرد... جان پناه قصه ی مردیه که درست شبیه اون ملوانا همه ی زندگیشو پای یه پری میده، پای عشقی که با وجود تمام سیاهیاش مقدس و بی نقصه، شاید آدم های دیگه فداکاری هاشو دیوونگی بدونن، اما اون بعداز یه عمر عاقلانه زندگی کردن، دیوونگی رو انتخاب کرده و با اون پری تا انتها میره...
  16. سپیده تقی‌زاده

    رمان شیدا

    "شیدا" داستان زندگی دختری از تمام دختران سرزمینمان...با دنیایی از عاطفه و احساس و آرزوهایی رویایی برای آینده ای که هیچ گاه انتظارش را نمی کشید... رویاهایی عاری از به درهای بسته کوفتن اما تسلیم نشدن! سرنوشتی که آماده ی پذیرفتنش نبود اما تقدیر تصمیم دیگری داشت... از حرکاتش به راحتی استخراج می کردی که تمام زندگیش را دویده...! درست از لحظه ای که دیدمش، پی به آشفتگی و بی تابی اش بردم؛ حرف که می زد در جایش بند نبود! زانوهایش خیال آرام گرفتن نداشت ولی بخوبی حس می شد، یارای دویدن نیز ندارد...! اما به محض زبان باز کردن، آرام گرفت! کمی برایم عجیب بود... آن بلوای درون و جوشش و تقلایش کجا؛ این آرام و قرار مرموزش کجا؟! تمام مدت سعی در فهمیدنش داشتم؛ چه از تماشای تن و برگ این درختان دریافت می کرد که لبخند لب هایش وسعت می گرفت؟ شاید شبیه یک عاشق... راستی چقدر به اسمش می آمد! شیدا... عاشقِ آشفته ...
  17. الهام علی احیایی

    رمان خشماهنگ

    ((این رمان برای چاپ تایید شده است و به درخواست نویسنده از سایت حذف شد)) داستان زندگی مردی که مدام درگیر بازی سرنوشت و تصمیمات اطرافیانش شده و میشه. پیچ و خم و گره خوردن زندگی چند شخصیت به هم و نتایج تصمیماتی که روی زندگی اطرافیانشون هم تاثیر میذاره و هزاران مسیر رو تغییر میده. خشماهنگ روایتگر ادامه‌ی سلسله اتفاقاتی هست که برای البرز و عزیزانش میفته و منجر به جوانه زدن چندین راز در زندگیش و تغییر راهی که در پیش داشته میشه. البرزِ داستان همیشه به تصمیمات اطرافیانش تن داده و حالا زمان رو به رو شدن با تمام راز‌ها و نتایج تصمیمات گذشته‌است، با وجود تمام درگیری و مشکلاتی که الان وجود داره. اهداف آدما همیشه چیزی نیست که بهش دست پیدا میکنن؛ چون زندگی اتفاق می‌افته!
  18. Ktyn_H

    رمان اين قلب نميشكند

    رها دختر سركشى كه توى دام اعتياد ميافته و خانواده اش بخاطر آبروى خودشون اون رو طرد ميكنند. رها ميمونه يك گله گرگ كه براش دندون تيز كردند. توى گير و دار دست و پا زدن اعتيادش يك نفر وارد زندگيش ميشه، يك نفر كه كوه بودن،تكيه گاه بودن توى خونش هست؛ ولى معلوم نيست بتونه از پس سركشى هاى رها بربياد يا نه...
  19. pranses

    رمان معجزه‌ی من

    داستان زندگی دختری شیطون و سر زنده است از قشر متوسط جامعه که دانشجوست و در دانشگاه اتفاقاتی براش میوفته که مسیر زندگیشو تغییر میده مقدمه :تقدیر زندگی تو را در دست گرفته گاهی احساس میکنی خوشبخترین بانوی جهانی گاهی هم احساس میکنی بیچاره ترین موجود زنده !گاهی تسلیم میشویم و گاهی میجنگیم در هرصورت درمقابل تقدیر باخت ما حتمی است سوی سخنم با دختر خانما و آقا پسرهاییست که ناشناخته و بدون اینکه اطلاعی از زندگی خصوصی یکدیگر داشته باشند ادعای عاشقی میکنند و پیمان دوستی میبندند چیزی که متاسفانه این روزها یکی از آسیب های جدی جامعه شده
  20. زینب امیری

    رمان نخواب خورشید

    دختری خسته از روزگار! تنها و خسته از همه ی خاکستری های دنیا... دختری که بچه نیست! پیر هم نیست! شاید هم سن و سال خودتون باشه.. دختری که نه چیزی از دنیا داره و نه چیزی از دنیا میخواد! چون از دنیا زده شده! این رمان روایت گر دختریست که با تمام سیاهی های زندگی اش نور امیدی را می بیند.
  21. کیمیا ذبیحی

    رمان لیلای مجنون

    تاوان خطای برادر را از خواهر می گیرند، و او را به اجبار، به عقد برادرِ پیر ارباب، به عنوان زن چهارمش در می آورند... در حالی که عاشق مردیست، که لبخند و نگاهش، تمام دل و ایمانِ لیلا را به باد داده... حال باید از عشقش چشم پوشی کند و تن به این ازدواج اجباری دهد؟ یا... "لبخند زد و آشفته ترم کرد... همان مرد بلند قدِ جذاب را می گویم! چشمانم در چشمانش گره خورد و... دوران عاشقی‌مان آغاز گشت...! اما روزهای شیرینمان دوامی نداشت... مَردمِ بدعهد من... مَردم جاهلِ من! این جا زنان ما، ارزشی نداشتند... من حتی زن هم نبودم... خون بها بودم!"
  22. عاطفه نیک طلب

    رمان مرکا

    مُرکا،دختری است عاشق...که معشوق را به وصال دیگری میرساند اما پای این رابطه زود میشکند و عاشق دختر را مسبب ناکامی اش! به فکر انتقام می افتد اما...
  23. Elham rusta

    رمان سال درد

    یه دختری از دل کوه های زاگرس... به زلالی رود های راه گرفته از دل جنگل های بلوط... اما درست شب عروسیش، زلزله میفته به جون زندگی ساده اش... مجبور میشه خودشو از پیچ و خم های زاگرس تا خیابون های دودگرفته ی تهران برسونه تا بتونه باز زندگی کنه... اما در پایتخت همه چیز اونطور پیش نمیره که اون میخواد؛ با دلسوزی برای ادمی که تنهاست و سال هاست داره درد میکشه اما حاضر به بخشش نیست وارد دنیایی میشه که... 
  24. emorlia

    رمان توقع دل

    تبسم دختر شاد دیروز، زن بی تفاوت امروز! زنی که سعی دارد بفهمد؛ زندگی که هم اکنون دارد، آیا همان زندگی ایده آلش هست؟ یا به قول خودش توی این زندگی حیف شده؟ به دنبال این هست که زندگی کردن همسرش با اون از سر عشق است یا عادت؟ اگر به زمان گذشته برمی گشت آیا دوباره همین مسیر را پیش رو می گرفت؟ این رمان سعی دارد نشان دهد که در پستی و بلندی زندگی، با اتفاقات غیر منتظره ایی که رخ میدهد تبسم چطور با توقع دلش کنار میاد؟
  25. عاطفه نیک طلب

    رمان گاهی...

    گاهی، روایت عشقی است که گفته نمی شود و جلوی چشمان عاشق، نرد عشق سهم دیگری می شود و این میان باختن های همیشگی نصیب یک نفر می شود... باختن و باختن و هر بار بیشتر از قبل ! تمام آنچه را باخته بغل می زند و فرار می کند اما سرنوشت می اندازدش کنار همانی که باید و خدا می داند اینبار توان دارد باز هم ببازد یا برای بردن همه چیز را فدا می کند ؟! *** روژان یه گذشته ی تلخ داره... گذشته ای که یادآور تموم حماقتا و فریبایی هستش که خورده که اونم فقط بخاطر اطرافیانشه... روژان مجبوره بازم فرار کنه و سرنوشت اونو درست می رسونه به کسی که دلیل اصلی روژان برای تموم حماقتاشه! یه مرد... مردی که مسبب حال بدشه و در عین حال، قلبشو به تپش میندازه!
×

اطلاعات مهم

قوانین استفاده از سایت بروز شد ، لطفا مطالعه کنید شرایط استفاده