رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
جستجو در
  • تنظیمات بیشتر ...
نمایش نتایجی که شامل ...
جستجو در ...

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'اجتماعی'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


دسته ها

  • رمان
  • رمان صوتی
  • داستان کوتاه
  • ماهنامه ی نویسا
  • داستان، اشعار و دلنوشته صوتی
  • اشعار و دلنوشته

Product Groups

  • کتاب های نشرعلی

دسته ها

  • در حال تایپ
  • کامل شده

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

102 نتیجه پیدا شد

  1. همه ماها تو زندگی یه سری مشکلات و سختی ها داریم، یه سری از مشکلات بزرگ و یه سری دیگه کوچیک هستن... اما بعضی از آدما باوجود مشکلات بزرگشون لبخندهای بزرگی هم دارن یا با سختیاشون سعی می‌کنن یه دنیا بزرگتر از مشکلاتشون بسازن... این داستان از زندگی دختری می‌گه که با وجود سنگ های جلوی پاهاش به زندگی ادامه می‌ده و سعی می‌کنه فقط به خودش و خداش تکیه کنه... وبه این جمله ایمان داره که تا خدا پشتشه مشکلاتش هیچ جایی تو دنیاش ندارن و کار به جایی می‌رسه که شاید اگه این سختیا نبودن به اون دنیا نمی‌رسید...
  2. Fatemezarei

    رمان سازش

    نهال دختری است که برای نجات جان مادرش نیاز به پول دارد. نیاز شدید نهال به پول، او را وادار به بستن یک معامله می کند که این معامله سرنوشت او را تغییر می دهد... نویان پسری تنها، که ورود یک دزد به خانه ی پدر بزرگش مسیر زندگی او را به سمتی می کشاند که انتظارش را ندارد... نورا دختری که از شدت عشق به جنون رسیده است... عیسی پسری در جستجوی گمشده اش است...
  3. زهراشیاسی

    رمان کنار تو همه چیز بهتر است

    داستان در رابطه با پسری بنام معین که یک دشمنی باعث شد خانواده اش از هم بپاشه واو رو دچار سوتفاهماتی کنه که باعث شده زندگی رو پوچ ببینه اما سرنوشت دختری از جنوب رو سر راهش میگذاره و...
  4. Parisa Dolati

    رمان اصالت

    داستان ما روایتگر چندین قصه‌ی تلخ و شیرینه که همه‌ی این قصه ها ریشه در زندگی محمد سجاد داره... دختری به نام نورا و عشقی پر از ناآرامی و آرامش و تردید... مادری به نام مریم خسته از جبر روزگار، با رفتن ناگهانیش آشوب به زندگی محمدسجاد می‌اندازه... و محمد، مردی که زندگیش بازیچه‌ی دست بی رحم روزگار شده و زندگی و عشقش رو فدای کشورش کرده اما...
  5. نازنین.م

    رمان عادت

    زندگی دختری به اسم گلیاست که بعد مرگ پدرش و ازدواج مجدد مادرش، از خونه میره و کنار دوستانش زندگی میکنه. چهل روز بعد از مرگ پدرش تازه وصیت رو میخونه و با خواسته عجیبی رو به رو میشه...
  6. 26rahim

    رمان رویاهای عاشقانه

    زندگی از خاطرات شالیزار آغاز می‌شود. فرهاد، پدر و مادر خود را در کودکی و بر اثر سانحه‌ی تصادف از دست داده است و حالا در نزد خاله‌اش که لحظه‌لحظه‌های نفس‌هایش را مدیون خواهر بزرگتر خود است، پا در عرصه‌ی زندگانی می‌گذارد. زمانه او را دلباخته‌ی دختری می‌کند که اگر از لحاظ جسمانی مشکل دارد، اما اراده‌ی استوارش، جبران تمام نداشته‌های اوست. آن‌ها اگر چه در راه رسیدن به یک‌‌دیگر، چالش‌هایی کم عمق را پیش روی خود می‌بینند اما در ادامه‌ی مسیر سخت زمانه، گرفتار دالان‌‌‌‌ها می‌شوند. عاقبت دست آزمایش‌گر تقدیر، نسیم را از فرهادش می‌ستاند و فرهاد در کنار دخترانش، گرفتار بازی دیگری از پیچ و خم‌ها می‌شود. تا آن‌جا که فرزندان، پدر را به آغوش گرم آرامش و خوشبختی دعوت می‌کنند... .
  7. فاطمه کمالی

    رمان آشیل

    مهرو و محراب زندگی نسبتا آرام اما در خفایی دارند. همه چیز خوب است تا این‌که مهرو متوجه بارداری‌ ناخواسته‌اش می‌شود و این مصادف است با برگشتن متین، خواهرزاده‌ی محراب به ایران و فاش شدن بزرگ‌ترین راز و نقطه ضعف زندگی محراب. آشیل برگرفته از کلمه‌ی پاشنه‌ی آشیل روایتگر نقطه ضعف‌هایی‌ست که رو شدنشان به تنهایی و یک تنه توان تباهی و نابودی همه چیز و همه کس، حتی دنیای کوچک و پر از حباب مهرو را دارد!
  8. نسترن موسوی

    رمان عشوه فروش

    "بهین"که کودکی خود را با موج های دریای جنوب گذرانده، لحظات خوبش را با شن های دریا شریک شده و در کنار مردم خونگرم و مهربان جنوب جان گرفته است، راهی تهران می‌شود. بر خلاف قلبش که بی قرار بود و خودش را به قفسه ی سینه اش می‌کوبید و می‌گفت " بمان! تهران کسی منتظرت نیست...اینجا اما دریا هست، غروب خورشید هست، عمو طاهر و تور ماهیگیری‌اش هست و از همه مهمتر، کسی که دوستش داری هست! اگر بروی دق می کنی...می میری و اگر بمانی "زندگی" می کنی... تصمیم با خودت!
  9. زینب امیری

    رمان نخواب خورشید

    دختری خسته از روزگار! تنها و خسته از همه ی خاکستری های دنیا... دختری که بچه نیست! پیر هم نیست! شاید هم سن و سال خودتون باشه.. دختری که نه چیزی از دنیا داره و نه چیزی از دنیا میخواد! چون از دنیا زده شده! این رمان روایت گر دختریست که با تمام سیاهی های زندگی اش نور امیدی را می بیند.
  10. کیمیا ذبیحی

    رمان لیلای مجنون

    تاوان خطای برادر را از خواهر می گیرند، و او را به اجبار، به عقد برادرِ پیر ارباب، به عنوان زن چهارمش در می آورند... در حالی که عاشق مردیست، که لبخند و نگاهش، تمام دل و ایمانِ لیلا را به باد داده... حال باید از عشقش چشم پوشی کند و تن به این ازدواج اجباری دهد؟ یا... "لبخند زد و آشفته ترم کرد... همان مرد بلند قدِ جذاب را می گویم! چشمانم در چشمانش گره خورد و... دوران عاشقی‌مان آغاز گشت...! اما روزهای شیرینمان دوامی نداشت... مَردمِ بدعهد من... مَردم جاهلِ من! این جا زنان ما، ارزشی نداشتند... من حتی زن هم نبودم... خون بها بودم!"
  11. نرگس خرسند

    رمان شاکی

    سخته یکی بیاد عاشقش بشی و فرصت عاشقی کردن بهت نده، فرصت نگاه‌ و حرفهای عاشقانه رو ازت بگیره. وقتی تازه درگیر عشقی شدی که فکر می‌کردی همه‌اش بچه‌بازی و برای داستانها، فیلمها و شعرهاست. بعد هم نه با خودت لج کنی و نه به فکر آینده‌ات باشی. وقتی آینده‌ات برات مهم نباشه بذاری بقیه برات تصمیم بگیرن، احساساتت پوچ و نابود شده‌ست. فقط حس مرده‌ای متحرک رو داری که قصدش از زندگی لخظه‌ی واقعی مرگه. از بیرون آدمی آروم و از درون شاکی هستی از تمام چیزهایی که تو رو بی‌تفاوت کرده. شاکی از خودت که توانی برای جنگیدن نداری، شاکی از کسی که عشق رو یادت داد و نذاشت عاشقی بکنی. کسی به شکایت دل گوش نمیده. وقتی شکایتت مهم میشه که صدمه ببینی؛ قاضی، وکیل، حتی خانواده‌ات وقتی می‌بیننت که روحت، جسمت، آینده‌ات و تمام زندگیت از دست رفته باشه. اون موقع می‌فهمی توی هیچ قانونی، شکایت دل اولویت نداره.
  12. مرضیه اخوان نژاد

    رمان دلم گیر چشماته

    پرهام مرد سرد و مغروری‌ست که قربانی روزگار تلخی شده است و به دنبال راه نجاتی از قربان‌گاهش می‌گردد که به طور اتفاقی با دختری به نام یاسی آشنا می‌شود و رفته‌رفته به او دل می‌بندد. قافل از این‌که یاسی هم مانند او در زندانی که عمویش برایش در نظر گرفته است اسیر است و تنها را خلاصی از آن زندان، نزدیک شدن به پرهام و گرفتن انتقام از اوست.
  13. عاطفه نیک طلب

    رمان مرکا

    مُرکا،دختری است عاشق...که معشوق را به وصال دیگری میرساند اما پای این رابطه زود میشکند و عاشق دختر را مسبب ناکامی اش! به فکر انتقام می افتد اما...
  14. Elham rusta

    رمان سال درد

    یه دختری از دل کوه های زاگرس... به زلالی رود های راه گرفته از دل جنگل های بلوط... اما درست شب عروسیش، زلزله میفته به جون زندگی ساده اش... مجبور میشه خودشو از پیچ و خم های زاگرس تا خیابون های دودگرفته ی تهران برسونه تا بتونه باز زندگی کنه... اما در پایتخت همه چیز اونطور پیش نمیره که اون میخواد؛ با دلسوزی برای ادمی که تنهاست و سال هاست داره درد میکشه اما حاضر به بخشش نیست وارد دنیایی میشه که... 
  15. emorlia

    رمان توقع دل

    تبسم دختر شاد دیروز، زن بی تفاوت امروز! زنی که سعی دارد بفهمد؛ زندگی که هم اکنون دارد، آیا همان زندگی ایده آلش هست؟ یا به قول خودش توی این زندگی حیف شده؟ به دنبال این هست که زندگی کردن همسرش با اون از سر عشق است یا عادت؟ اگر به زمان گذشته برمی گشت آیا دوباره همین مسیر را پیش رو می گرفت؟ این رمان سعی دارد نشان دهد که در پستی و بلندی زندگی، با اتفاقات غیر منتظره ایی که رخ میدهد تبسم چطور با توقع دلش کنار میاد؟
  16. پرستو مهاجر

    رمان کاوان

    قدم به قدم همراه می شویم با کاوان، پسری که اشتباهاتش باعث طرد شدنش و از دست دادن اطرافیانش، پدرش، خواهرش و حتی عشقش میشه! و آیا می تونه جبران کنه و دوباره به آغوش گرم عزیزانش برگرده؟ یا نه محکوم میشه به تنهایی و بی کسی تا آخر عمر. کاوان نامی است کردی که بر روی پسران گذاشته میشه و به معنای صخره ی سنگی.
  17. عاطفه نیک طلب

    رمان گاهی...

    گاهی، روایت عشقی است که گفته نمی شود و جلوی چشمان عاشق، نرد عشق سهم دیگری می شود و این میان باختن های همیشگی نصیب یک نفر می شود... باختن و باختن و هر بار بیشتر از قبل ! تمام آنچه را باخته بغل می زند و فرار می کند اما سرنوشت می اندازدش کنار همانی که باید و خدا می داند اینبار توان دارد باز هم ببازد یا برای بردن همه چیز را فدا می کند ؟! *** روژان یه گذشته ی تلخ داره... گذشته ای که یادآور تموم حماقتا و فریبایی هستش که خورده که اونم فقط بخاطر اطرافیانشه... روژان مجبوره بازم فرار کنه و سرنوشت اونو درست می رسونه به کسی که دلیل اصلی روژان برای تموم حماقتاشه! یه مرد... مردی که مسبب حال بدشه و در عین حال، قلبشو به تپش میندازه!
  18. محیا

    رمان تاوان

    تا به حال، شده در شرایطی قرار بگیرید، که زمانه با تمام قدرتش بتازد، تا شما را از پا بیاندازد!؟ که کم آورده باشید و تنها چاره‌ صبوری باشد!؟ شده که برای کوچکترین کار اشتباهتان، تقاصی سنگین پس بدهید!؟ همه‌ی ما حتما چنین شرایطی را تجربه کرده‌ایم. تاوان روایتگر زندگی دختری‌ست، که با یک اتهام عجیب، وارد زندگی افراد جدید و متفاوتی می‌شود. کسانی که در پشت نقاب دوستی، یک دنیا حرف نگفته دارند. و در این میان، شیدایی و تاوان سنگینش، انکار نشدنی‌ست.
  19. النازبوذرجمهري

    رمان هايكا ، مرد مرموز من

    داستان دختري كه راز دار يك مرد مرموز ميشود تا به او كمك كند گذشته را فراموش كرده، عشق گم شده اش را پيدا كند و زندگي جديدي را از سر گيرد اما..
  20. Nian

    رمان چاوَه‌ری

    نقش آفرین قصه من دختریست به نام نفس که با برملا شدن گذشته‌ی پدرش، مسیر زندگی‌اش عوض می‌شود و از روزمرگی‌های تکراری می‌رسد به زندگی سراسر هیجان و دچار شدن به عشق... نقش آفرین دیگر قصه، پسری به نام سیروان که خانزاده‌ای متعصب و غیرتی است. سیروان زندگی مرموزی دارد و واقعیت زندگی او چیزی نیست که دیگران می‌بینند... این داستان تقابل عشق و آرمانهاست! آرمانهای که پایبندی به آنها به قیمت جان تمام می‌شود! باید دید و خواند، هنرنمایی عشق واحساس را...
  21. Elham rusta

    رمان گناه یاس

    زنی خسته... مادری تنها با سه فرزند. كه در آستانه ى سي سالگى مجبور به برگشت به كشورش ميشه! جايى که خاطرات بدی انتظارش رو میکشه! جايى كه ازش رانده شده به اتهامِ گناهی نکرده...
  22. sahar66

    رمان تاوان گذشته

    دختری از جنس خودمون... مثل همه دخترهای روی زمین پاک و با هزار ارزو، در تب عشق خواستن و خواسته شدن از طرف مردی که تمام ارزوهای اوبود. و ناگهان اتفاق شومی که بر سر دختر قصه مون می افته و اون رو تبدیل به یخ میکنه، حالا دخترقصمون میخواد انتقام گذشته شو از تمام ادمایی که باعث و بانی نابود شدن ارزوهاش شده رو بگیره...
  23. Sepidtgh

    رمان آدم دِکوری

    سهمشان از تمام کودکی کوله باری از خاطرات تلخی بود که آینده شان را هدف قرار داده بود! خیانت... خیانت به اعتماد... خیانت به تعهد... خیانت به عشق... حتی خیانت به خود! این واژه با تمام مشتقاتش شناخته شده ترین حقایق منفور زندگی آن دو خواهر و برادر بود... دخترک رفت تا برادرش قربانی نباشد؛ خودش سنگ شود و برادرش مرد! حال بعد از سالها دوری، بازگشته... ولی...
  24. نازنین.م

    رمان پاییز آن سال

    پاییز آن سال روایتگر زندگی دختری به اسم مانیسا ست در کودکی مادرش را از دست داده و با نامادری و خواهرناتنی اش و پدرش زندگی میکند وکیل ماهری و موفقی است طی پیشنهادی وارد کارخانه ای میشود و متوجه گذشته ای بین صاحب کارخانه با پدرش میشود... مقدمه:گذشته را نمیتوان فراموش کرد،گذشته بخشی از سرنوشت ماست،فقط میتوان با آن کنار اومد؛به کمک عشق میتوان از گذشته گذشت...
  25. anahil

    رمان از عشق او تا خدا

    و باز هم روایتی از یک عشق! و امان از دست این عشق! که وقتی بیاید دیگر نه چشم می‌بیند و نه عقل کار می‌کند و نه دل می‌شنود! گاهی انسان را به بیراهه می‌کشاند و گاهی به معراج! گاهی هستی می‌بخشد و گاهی تباهی! گاهی می‌میراند و گاهی زنده می‌کند! روایتی از عشق دخترکی که درد عشق ناگاه او را از دنیای کودکانه و بی‌دغدغه‌اش جدا می‌کند و به سوی دنیایی متفاوت همراه با کمال‌گرایی و اهداف عالی سوق می‌دهد... آغاز می‌کنم با نام خدایی که خود عشق مطلق است و عشق را در سینه ما آدمیان به ودیعت گذاشته، وتقدیم به همه ی شهدای مدافع حرم که عشق را با خونشان اعتبار بخشیدند.
×