رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
جستجو در
  • تنظیمات بیشتر ...
نمایش نتایجی که شامل ...
جستجو در ...

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'عاشقانه'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


دسته ها

  • رمان
  • رمان صوتی
  • داستان کوتاه
  • ماهنامه ی نویسا
  • داستان، اشعار و دلنوشته صوتی
  • اشعار و دلنوشته

Product Groups

  • کتاب های نشرعلی

دسته ها

  • در حال تایپ
  • کامل شده

دسته ها

  • اخبار
  • آموزش
    • آموزش کار با سایت
    • آموزش اصول نویسندگی
    • قوانین نگارش
    • آموزش نقد و بررسی

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

164 نتیجه پیدا شد

  1. نرگس خرسند

    رمان شاکی

    روایتی عاشقانه از زندگی چند شخص از جمله هلیا است. دختری که در انتظار عشق واقعی زندگی می‌کند و بالاخره عشق در قلبش را می‌زند. اما زندگی تنها بر پایه‌ی عشق نمی‌گذرد. رازهایی در زندگی هر شخص مانع خوشبختی ما و اطرافیانمان می‌شود. مقدمه شکایت تا به کی از خود برم پیش دلم دل نه که قاضی خوبی بوده است. طبل رسوایی به دست و عشق هردم می‌زند شاکیم از عشق و دل باز من طبل می‌زنم.
  2. داستان از زمانی‌ست که عدالت و استقلال سخت به دست می‌آمد. طبقه‌ی اجتماعی حرف اول را می‌زد و قدرت اربابی بر سر رعیت جماعت، ظلم و درد بود. حال کابوس! کابوس اسمش مشخص است و هر دلیلی می‌تواند داشته باشد. مهمترین آن وجود شخصیست که دلیل و برهان کابوست باشد. غرق خواب باشی و حتی با صدای خنده‌اش از خواب بپری. یک ذره از یادآوری او شود کابوسی که ترس به همراه داشته باشد. یاحاخان مردی از تبار قدرت و درد؛ ارباب‌زاده‌ای با اصل و نصب با غمی پنهان. ماهور دختری لجباز و شکننده، دلسوز و ساده که ندانسته وارد زندگی جدیدی که پدرش برایش می‌سازد می‌شود. دست تقدیر او را از دل دشت و کوه و کمر، که رقص پاهایش سبزه‌های زیر پایش را نوازش و دستهایش افسار اسب را می‌کشد؛ جدا و وارد کاخی از جنس حرامزادگی می‌کند...
  3. Shaghayeghpoursalehi78

    رمان آقای مشهور و طرفدار عاشق

    همه یا بیشترانسان ها دریک برهه زمانی نسبت به افراد مشهوری که فعالیت میکنن علاقه نشون میدند.حالااون شخصیت محبوب ممکنه بازیگر،خواننده،ورزشکار ویا درعرصه های مختلف فعالیت کنه.شخصیت اصلی داستانم اسمش گندمه وطرفدارِپَرُپاقرصِ گروهِ آیهانه(اسم مستعارِخواننده گروه).وحتی تویِ رویاهاشم بااون رابطه خیلی نزدیکی متصورمیشه.علاقه گندم به آیهان زیاده واین درحالیه که آیهان اصلاروحشم خبرنداره وتابه حال گندم روندیده درصورتی که گندم دقیقا جلویِ چشمشه. گندم باوجودِفاصله ی کمش تا آیهان خودشومخفی می کنه چون نمی دونه اگه خودشوبه آیهان نشون بده بایدبهش چی بگه...اصلاازکجاشروع کنه...پس...ترجیح میده سکوت کنه وپنهان بشه وهمه چیز روبسپره دستِ سرنوشت. گندم‌چجوری به فردِمشهوری که خیلیاتوفکرِنزدیک شدن به اون هستند بدون هیچ واسطه ای نزدیک میشه¿¿..اگه شماجایِ گندم بودین وتاشخصیتِ محبوبتون فاصله یِ زیادی نداشتین واکنشتون چی بود؟!
  4. sahar66

    رمان زمزمه‌ی قلب

    میخواهم برایتان قصه ای دیگر بگم، تنش ها و آرامش ها... خواستن ها و نخواستن ها... آمدن ها و رفتن ها... قصه ی عشق دختری شکننده، مادر زخم دیده... پدر زخم زده و عشقی که ذره ذره به وجود آمده بود اما... این عشق به ثمر می رسد؟ چهره ی واقعی آدم ها را میشود تشخیص داد؟ این قصه ی فروغ و عطاست که پستی و بلندی دارد.
  5. Zkarami394

    رمان اشتباه شیرین

    درسته رمانم مثل سایر رمان‌ها، زندگیِ پسر پولدار و یه دختر فقیر رو تعریف می‌‌کنه، ولی می‌تونید بخونید و تجربه کنید، یه رمان عاشقانه‌ی آروم و بعضی لحظات همراه با کل کل بین گیتی و آرش. قصه از ورود آرش بعد از چند سال به ایران و کل کل‌هاش با گیتی شروع می‌شه. داستان زمانی هیجان و قالب اصلی خودش رو می‌گیره که تولدِ ساسان می‌شه و اتفاقی می‌افته که مسیر زندگیِ گیتی رو عوض می‌کنه. اتفاقی که گیتیِ معتقد و مذهبی رو حتی وادار به فکر کردن به خودکشی می‌کنه. اتفاقی که تمام دخترانه‌هاش رو لگدمال می‌کنه. اما درست زمانی که انتظارش رو نداره، سرنوشت برگ دیگه‌ای از زندگی رو براش ورق می‌زنه ...
  6. مرضیه اخوان نژاد

    رمان دلم گیر چشماته

    پرهام مرد سرد و مغروری‌ست که قربانی روزگار تلخی شده است و به دنبال راه نجاتی از قربان‌گاهش می‌گردد که به طور اتفاقی با دختری به نام یاسی آشنا می‌شود و رفته‌رفته به او دل می‌بندد. قافل از این‌که یاسی هم مانند او در زندانی که عمویش برایش در نظر گرفته است اسیر است و تنها را خلاصی از آن زندان، نزدیک شدن به پرهام و گرفتن انتقام از اوست.
  7. Yahda.rezaei

    رمان وهم مطلق

    افروز در آتش خیانت همسرش می سوزد اما با برگشت پسر عمویی که روزی نامزدش بوده؛ زندگی برایش به مراتب سخت تر می شود...
  8. نازنین.م

    رمان بی‌قرار

    بی قرار، روایتگر زندگی دختری به اسم ماهی است که با حسِ یک احساس اشتباهی، به امید یک زندگی پر از عشق، پل های پشت سرش را خراب می‌کند و به دام اعتیاد گرفتار می‌شود. درست زمانی که فکر می‌کند همه در ها به رویش بسته شده، معجزه ای رخ می‌دهد...
  9. نرگس لوانی

    رمان رسوای دل

    "آشوینی"، دختر مهاراجه "کریشناراجا" و از بین سه خواهر، کوچکترین شاهزاده خانم دربار "میسور" است. از نوجوانی دل به پسری از قوم و تباری دیگر باخته. تمام ذهنیت اش با این عشق بی نام و نشان رنگ گرفته است و او، محبت قلبش را هر روز و هر لحظه، می رقصد و آن را به رخ عالم می کشد. به رخ تمام عالم... جز به رخ او که باید! سال ها می گذرد تا اینکه درست در روزی که خواهر بزرگش برای عقد پیمان ازدواج، به حول آتش مقدس می رود، با عشق سال های دورش مواجه می شود. اما هرگز قدرت ابراز وجود نداشته و مثل همیشه خودش را مخفی می کند. ماجرا از جایی جانی دیگر می گیرد که با برگشتن "همایون خان"؛عشق دخترک قصه به وطنش، "آشوینی" نیز اسباب سفر بسته و به بهانه تحصیل، راهی ایران می شود...
  10. نازنین.م

    رمان عادت

    زندگی دختری به اسم گلیاست که بعد مرگ پدرش و ازدواج مجدد مادرش، از خونه میره و کنار دوستانش زندگی میکنه. چهل روز بعد از مرگ پدرش تازه وصیت رو میخونه و با خواسته عجیبی رو به رو میشه...
  11. همه ماها تو زندگی یه سری مشکلات و سختی ها داریم، یه سری از مشکلات بزرگ و یه سری دیگه کوچیک هستن... اما بعضی از آدما باوجود مشکلات بزرگشون لبخندهای بزرگی هم دارن یا با سختیاشون سعی می‌کنن یه دنیا بزرگتر از مشکلاتشون بسازن... این داستان از زندگی دختری می‌گه که با وجود سنگ های جلوی پاهاش به زندگی ادامه می‌ده و سعی می‌کنه فقط به خودش و خداش تکیه کنه... وبه این جمله ایمان داره که تا خدا پشتشه مشکلاتش هیچ جایی تو دنیاش ندارن و کار به جایی می‌رسه که شاید اگه این سختیا نبودن به اون دنیا نمی‌رسید...
  12. Maryam512

    رمان سایه هایی از قسمت

    فراز ونشیب! گاهی! فرازها، اونقدر زیاد می شه که یادمون میره کی هستیم وکجا داریم میریم! یک لحظه برمی گردی نگاهی به پشت سرت می اندازی، می بینی مسیرت اونقدرها که فکر می کردی سخت و تاریک نبوده! شاید خودمون خواستیم سخت و تارکش ببینیمش داستان در مورد پسری به اسم علی، که خیلی ها رو مقصر، گذشته ی تاریک زندگی خودش می بینه ولی رازی براش آشکار می شه که تمام تفکراتش عوض می شه!
  13. darkness

    رمان سایه ها به حرف آمدند

    داستان از جایی شروع می شه که ستایش بعد از شنیدن خبر حال بد پدرش، از تهران به شهرش بر می گرده وآدم هایی رو ملاقات می کنه که نباید! آدم هایی که نقش به سزایی در تغییر سرنوشت اش دارند... داستان ساده است. یک عاشقانه ارام در اوج سختی ها...
  14. زینب امیری

    رمان کاکتوس های رنگی

    حنا، تصمیم گرفته هر پنج‌شنبه به پرورشگاه برود و به کودکان آن‌‌جا بی هیچ چشم‌‌داشتی، نقاشی بیاموزد. سبحان که ادعا می‌کند سهام‌دار پرورشگاه است شروع به به دست آوردن توجه حنا می‌کند. اما حنا هیچ علاقه و توجهی نسبت به سبحان ندارد. چیزی که برای سبحان تعجب‌آور است آن است که چرا دختری مثل حنا آن‌قدر سرد باشد. حنا هم که بال بال زدن های سبحان را می‌بیند، کمی، فقط کمی به سبحان نزدیک می‌شود. او گذشته‌ای دارد که از گفتنش هراس دارد. آیا می‌تواند به سبحان اعتماد کند؟ رفتار های حنا همیشه برا سبحان اعجاب انگیز است. که یک روز، پرده ها کنار می‌رود و گذشته‌ها در هم گره می‌خورند...پشت حنای خندان و آرام، یک حنای پرغصه و طوفانی وجود دارد که هیچ‌کس سعی بر فهمیدن احساس او ندارد.
  15. آمنه امیری

    رمان دوباره زندگی کن

    داستان روایت دختری به نام سپیده است که خبر فوت برادرش را به بدترین لحن ممکن از طرف زن برادرش می شنود و همان لحظه در خیابان تصادف سختی می کند.ضارب (بهرام)که شخص موفقی در زمینه کارافرینی است .مجبور میشود برای درمان ،سپیده را به شهری که خود ساکن آنجاست ،انتقال دهد و برای اطلاع خانواده سپیده به شهر بر می گردد و با جستجوی فراوان خانواده سپیده را پیدا میکند. اما در این بین متوجه سرنوشت تلخ سپیده میشود که ...
  16. ساناز منصوری

    رمان ملکه جهان

    من لیو ، دختری ایرانی ، من لیو ، دختری یگانه پرست جز خداوندم از کسی اطاعت نمیکنم . من هستم و راز ونیازم با خدا از من بترسید ای دستور برداران شیاطین ها . سالیان پیش اردشیر خان ، خان روستای بزرگی بود . به تهران برای زندگی می رود . روزی ک اردشیر خان برای سرکشی به روستا می رود به او خبر می دهند، در جنگل مدتیه صداهای عجیبی میپیچد اردشیر خان وقتی به جنگل می رود چیز عجیبی نمیبیند . موقع برگشت اردشیر خان احساس کرد همه درخت های اطرافش به یک شکل هستند . خواست کمی تمرکز کند تا راهش رو پیدا کنه دقیقا زمانی که موفق می شود. راهش رو پیدا کند . با دختری که کنار رودخونه نشسته بود. چشم تو چشم شد آن دختر بدون حرفی سریع رفت . اما اردشیر خان که افسون آن دو چشم اهویی شده بود. هر روز به انتظار دیدار دوباره افسونگرش به رودخونه می رفت. تا که روزی با صحنه عجیبی رو به رو شد آن دختر را دید که ...
  17. phantom.hive

    رمان درگیری

    آیین، مامور نفوذی پلیس است که به طور نمایشی برای نزدیک شدن به یکی از مهره‌های اصلی باند خاکستر سیاه استاد دانشگاه می‌شود اما به طور ناگهانی همه چیز در زندگی او درهم می‌شود! جدا شدن، فاش شدن، پیشرفت، شوک! در این بین جدالی درمی‌گیرد میان سیاه و سرخ! این جدال، جدلی جهانی به پا می‌کند میان عقل و دل و منجلابی می‌سازد پر از دانستن و ندانستن...
  18. Tara.tavakoli

    رمان حرکت معکوس

    دانیار موحدکیست؟مردیست از جنس کینه و نفرت...کینه ای که سراسر وجود او را فراگرفته و آرامشش را سلب نموده و در او موجب به انتقام جویی شده...انتقام از مردی با قلبی سیاه، که آوازه ی قدرتش لرزه به تن‌های زیادی می‌اندازد...مردی که طوفان به زندگی اش انداخته و دنیای او را تاریک و سیاه نموده! و اینک در دنیای تاریک او روزنه ای کوچک وجود دارد...انتقام...!برای رسیدن به نور و شاید...آرامش...! و اما میان این هیاهوی جنگ با سیاهی, عشق به میان می‌آید...آیا عشق می‌تواند روزنه ی دیگری به روشنایی باشد؟آیا عشق توانایی نفوذ به این سیاهی را دارد؟
  19. نسترن موسوی

    رمان عشوه فروش

    "بهین"که کودکی خود را با موج های دریای جنوب گذرانده، لحظات خوبش را با شن های دریا شریک شده و در کنار مردم خونگرم و مهربان جنوب جان گرفته است، راهی تهران می‌شود. بر خلاف قلبش که بی قرار بود و خودش را به قفسه ی سینه اش می‌کوبید و می‌گفت " بمان! تهران کسی منتظرت نیست...اینجا اما دریا هست، غروب خورشید هست، عمو طاهر و تور ماهیگیری‌اش هست و از همه مهمتر، کسی که دوستش داری هست! اگر بروی دق می کنی...می میری و اگر بمانی "زندگی" می کنی... تصمیم با خودت!
  20. رقیه

    رمان تقاص گناه یک بی‌گناه

    دختری به اسم آوا که دست ناپدری به او تعرض میشود و به این ترتیب در زندگی مشترکی که به تازگی شروع کرده دچار مشکل می شود و همسرش برای گناهی که مرتکبش نشده ، او را به بدترین نحو مجازات میکند
  21. Behnaz_gorgani

    رمان نسکافه

    ماهور نیکنژاد فارغ التحصیل رشته جامعه شناسی، طی یه تصادف به کما می ره و زمانی که از کما در میاد، دکتر متوجه می شه که ماهور حافظه اش روبه کل از دست داده... همسر ماهور، جاوید زرگر عاشقانه و صبورانه به همسرش کمک می کنه تا از افسردگی نجات پیدا کنه، با نشون دادن آلبوم ها و بازگو کردن خاطرات و محبت های پیاپی، سعی می کنه تا ماهور رو در این راه همراهی کنه و ماهور به پاس زحمات دلسوزانه شوهرش، سعی می کنه درصدی از عشقی که جاوید بهش داره رو به شوهرش داشته باشه... همه چیز خوب پیش می رفت مسیر وحشتناک زندگی داشت به راه هموار تری تبدیل می شد تا اینکه یک شب، اتفاقی می افته که همه چیز رو تغییر می ده...
  22. Nian

    رمان بزهکار معصوم

    دست سرنوشت دو عاشق شکست‌خورده رو سر راه هم می‌ذاره... پولاد... عاشقی شکست‌خورده که همسرش، شب عروسی فرار کرده... و افسون... زیبارویی که همسرش اون رو در ازای دریافت امتیاز بزرگترین مرکز خرید خاورمیانه با یه تاجر برده معاوضه کرده... هر دو زخمی عشق و سیلی‌خورده‌ی جور یار، بهم نزدیک می‌شن تا پرده‌ از رازهای خاک‌خورده برداشته بشه و عشق قداست خودش رو پیدا کنه! "آن داغ ننگ خورده که می‌خندید، بر خنده‌های بیهُده، من بودم! گفتم که، بانگ هستی خود باشم اما دریغ و درد که "زن" بودم! "فروغ فرخزاد"
  23. نگار عزیزی

    رمان جان پناه

    یه افسانه ی قدیمی هست که میگه صدها سال پیش وقتی یه کشتی روی دریاها واقیانوس ها راهشو گم میکرد، یه آواز مدهوش کننده و زیبا به گوش ملوان ها میرسید و اونارو از خود بیخود میکرد، آوازی که پری های دریایی برای ملوان ها میخوندن، پری هایی که زیباییشون ملوان هارو مجبور میکرد که دل به دریا بزنن و از کشتی بیرون بپرن، اما توی آب پری ها به هیولا تبدیل میشدن و اون ملوان هارو به قعر دریاها میبردن، این افسانه همیشه ملوان هارو میترسوند اما هرگز از اشتیاقشون برای دیدن پری های زیبا و خوش آواز کم نمیکرد... جان پناه قصه ی مردیه که درست شبیه اون ملوانا همه ی زندگیشو پای یه پری میده، پای عشقی که با وجود تمام سیاهیاش مقدس و بی نقصه، شاید آدم های دیگه فداکاری هاشو دیوونگی بدونن، اما اون بعداز یه عمر عاقلانه زندگی کردن، دیوونگی رو انتخاب کرده و با اون پری تا انتها میره...
  24. یاسمن تقوی

    رمان اسیرِ یک مبارز

    در زمان‌های دور و پیش از دوران ثبت تاریخ، در جهانی مشابه با جهان ما و در سرزمینی که دو خورشید بر فراز آن می تابید، چهار پادشاهی استقرار یافته بودند. در طول هزاران سال، در میان این چهار پادشاهی بارها پیمان های اتحاد بسته شده و نبردهای خونین رخ داده بود که برای برخی از مردم، نظم و آرامش به ارمغان آورده بود و برای برخی دیگر، تلخی و رنج به همراه داشت. یکی از این فرمانروایی ها، سرزمین جیرر (Gierrer)، در میان سه کشور دیگر واقع شده بود. نیروی طبیعت، آنان را قوی، بزرگ و قدرتمند کرده بود تا بتوانند از خود در برابر فرمانروایی اِزبیورن (Esbiorn) همسایه شمالی‌شان دفاع کنند. داستان های ترسناکی از سرزمین جیرر به گوش پرنسس رونا (Runa) در ازبیورن رسیده بود؛ اما پدرش به واسطه‌ی نامزدی او، با یک پادشاهی دیگر پیمان اتحاد بست و تنها راه برای رسیدن به آن سرزمین، عبور از خاک جیرر بود؛ خانه دشمنان خونخوار و وحشی پدرش. رونا طبق خواسته‌ی پدر عمل کرد؛ ولی در مسیر رسیدن به آنجا، کاروان سلطنتی دستگیر شدند و پرنسس رونا، مورد توجه یکی از عجیب‌ترین و ترسناک‌ترین مردانی که تا به حال دیده بود، قرار گرفت. برای نجات جان مادر و خواهرش، پرنسس مجبور شد به او اعلام وفاداری کند؛ اما هرچه که می گذشت، بیشتر می فهمید همه چیز آنطور که به نظر می‌آید نیست...
  25. یاسمن تقوی

    رمان آذرخش

    سرزمین پهناور هیرادونا، قرن‌ها درگیر جنگ‌های کوچک و بزرگ با مایاس، کشور همسایه بوده؛ و با وجود نیت‌های صلح‌آمیزش، از دشمنی‌های برخی لردهای سرزمین آن سوی دریای غرب، دیلانس نیز بی‌بهره نبوده است... در یکی از همین سال‌ها و در خلال دوره‌ی آرامش نسبی میان کشورها، مهاجر مرموزی به نام آدریان، از دیلانس وارد هیرادونا می‌شود. هویتش مخفی و اهدافش نامعلوم است؛ و مسیر حوادث، او را به قصر لاکا، در پایتخت هیرادونا می‌رساند؛ جایی که اتفاقات تلخ و شیرین غیر قابل تصوری در انتظارش است...
×

اطلاعات مهم

قوانین استفاده از سایت بروز شد ، لطفا مطالعه کنید شرایط استفاده