رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
جستجو در
  • تنظیمات بیشتر ...
نمایش نتایجی که شامل ...
جستجو در ...

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'عاشقانه'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


دسته ها

  • رمان
  • رمان صوتی
  • داستان کوتاه
  • ماهنامه ی نویسا
  • داستان، اشعار و دلنوشته صوتی
  • اشعار و دلنوشته

Product Groups

  • کتاب های نشرعلی

دسته ها

  • در حال تایپ
  • کامل شده

دسته ها

  • اخبار
  • آموزش
    • آموزش کار با سایت
    • آموزش اصول نویسندگی
    • قوانین نگارش
    • آموزش نقد و بررسی

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

166 نتیجه پیدا شد

  1. نرگس لوانی

    رمان رسوای دل

    "آشوینی"، دختر مهاراجه "کریشناراجا" و از بین سه خواهر، کوچکترین شاهزاده خانم دربار "میسور" است. از نوجوانی دل به پسری از قوم و تباری دیگر باخته. تمام ذهنیت اش با این عشق بی نام و نشان رنگ گرفته است و او، محبت قلبش را هر روز و هر لحظه، می رقصد و آن را به رخ عالم می کشد. به رخ تمام عالم... جز به رخ او که باید! سال ها می گذرد تا اینکه درست در روزی که خواهر بزرگش برای عقد پیمان ازدواج، به حول آتش مقدس می رود، با عشق سال های دورش مواجه می شود. اما هرگز قدرت ابراز وجود نداشته و مثل همیشه خودش را مخفی می کند. ماجرا از جایی جانی دیگر می گیرد که با برگشتن "همایون خان"؛عشق دخترک قصه به وطنش، "آشوینی" نیز اسباب سفر بسته و به بهانه تحصیل، راهی ایران می شود...
  2. نازنین.م

    رمان عادت

    زندگی دختری به اسم گلیاست که بعد مرگ پدرش و ازدواج مجدد مادرش، از خونه میره و کنار دوستانش زندگی میکنه. چهل روز بعد از مرگ پدرش تازه وصیت رو میخونه و با خواسته عجیبی رو به رو میشه...
  3. Maryam512

    رمان سایه هایی از قسمت

    فراز ونشیب! گاهی! فرازها، اونقدر زیاد می شه که یادمون میره کی هستیم وکجا داریم میریم! یک لحظه برمی گردی نگاهی به پشت سرت می اندازی، می بینی مسیرت اونقدرها که فکر می کردی سخت و تاریک نبوده! شاید خودمون خواستیم سخت و تارکش ببینیمش داستان در مورد پسری به اسم علی، که خیلی ها رو مقصر، گذشته ی تاریک زندگی خودش می بینه ولی رازی براش آشکار می شه که تمام تفکراتش عوض می شه!
  4. darkness

    رمان سایه ها به حرف آمدند

    داستان از جایی شروع می شه که ستایش بعد از شنیدن خبر حال بد پدرش، از تهران به شهرش بر می گرده وآدم هایی رو ملاقات می کنه که نباید! آدم هایی که نقش به سزایی در تغییر سرنوشت اش دارند... داستان ساده است. یک عاشقانه ارام در اوج سختی ها...
  5. زینب امیری

    رمان کاکتوس های رنگی

    حنا، تصمیم گرفته هر پنج‌شنبه به پرورشگاه برود و به کودکان آن‌‌جا بی هیچ چشم‌‌داشتی، نقاشی بیاموزد. سبحان که ادعا می‌کند سهام‌دار پرورشگاه است شروع به به دست آوردن توجه حنا می‌کند. اما حنا هیچ علاقه و توجهی نسبت به سبحان ندارد. چیزی که برای سبحان تعجب‌آور است آن است که چرا دختری مثل حنا آن‌قدر سرد باشد. حنا هم که بال بال زدن های سبحان را می‌بیند، کمی، فقط کمی به سبحان نزدیک می‌شود. او گذشته‌ای دارد که از گفتنش هراس دارد. آیا می‌تواند به سبحان اعتماد کند؟ رفتار های حنا همیشه برا سبحان اعجاب انگیز است. که یک روز، پرده ها کنار می‌رود و گذشته‌ها در هم گره می‌خورند...پشت حنای خندان و آرام، یک حنای پرغصه و طوفانی وجود دارد که هیچ‌کس سعی بر فهمیدن احساس او ندارد.
  6. ساناز منصوری

    رمان ملکه جهان

    من لیو ، دختری ایرانی ، من لیو ، دختری یگانه پرست جز خداوندم از کسی اطاعت نمیکنم . من هستم و راز ونیازم با خدا از من بترسید ای دستور برداران شیاطین ها . سالیان پیش اردشیر خان ، خان روستای بزرگی بود . به تهران برای زندگی می رود . روزی ک اردشیر خان برای سرکشی به روستا می رود به او خبر می دهند، در جنگل مدتیه صداهای عجیبی میپیچد اردشیر خان وقتی به جنگل می رود چیز عجیبی نمیبیند . موقع برگشت اردشیر خان احساس کرد همه درخت های اطرافش به یک شکل هستند . خواست کمی تمرکز کند تا راهش رو پیدا کنه دقیقا زمانی که موفق می شود. راهش رو پیدا کند . با دختری که کنار رودخونه نشسته بود. چشم تو چشم شد آن دختر بدون حرفی سریع رفت . اما اردشیر خان که افسون آن دو چشم اهویی شده بود. هر روز به انتظار دیدار دوباره افسونگرش به رودخونه می رفت. تا که روزی با صحنه عجیبی رو به رو شد آن دختر را دید که ...
  7. Tara.tavakoli

    رمان حرکت معکوس

    دانیار موحدکیست؟مردیست از جنس کینه و نفرت...کینه ای که سراسر وجود او را فراگرفته و آرامشش را سلب نموده و در او موجب به انتقام جویی شده...انتقام از مردی با قلبی سیاه، که آوازه ی قدرتش لرزه به تن‌های زیادی می‌اندازد...مردی که طوفان به زندگی اش انداخته و دنیای او را تاریک و سیاه نموده! و اینک در دنیای تاریک او روزنه ای کوچک وجود دارد...انتقام...!برای رسیدن به نور و شاید...آرامش...! و اما میان این هیاهوی جنگ با سیاهی, عشق به میان می‌آید...آیا عشق می‌تواند روزنه ی دیگری به روشنایی باشد؟آیا عشق توانایی نفوذ به این سیاهی را دارد؟
  8. نسترن موسوی

    رمان عشوه فروش

    "بهین"که کودکی خود را با موج های دریای جنوب گذرانده، لحظات خوبش را با شن های دریا شریک شده و در کنار مردم خونگرم و مهربان جنوب جان گرفته است، راهی تهران می‌شود. بر خلاف قلبش که بی قرار بود و خودش را به قفسه ی سینه اش می‌کوبید و می‌گفت " بمان! تهران کسی منتظرت نیست...اینجا اما دریا هست، غروب خورشید هست، عمو طاهر و تور ماهیگیری‌اش هست و از همه مهمتر، کسی که دوستش داری هست! اگر بروی دق می کنی...می میری و اگر بمانی "زندگی" می کنی... تصمیم با خودت!
  9. رقیه

    رمان تقاص گناه یک بی‌گناه

    دختری به اسم آوا که دست ناپدری به او تعرض میشود و به این ترتیب در زندگی مشترکی که به تازگی شروع کرده دچار مشکل می شود و همسرش برای گناهی که مرتکبش نشده ، او را به بدترین نحو مجازات میکند
  10. Behnaz_gorgani

    رمان نسکافه

    ماهور نیکنژاد فارغ التحصیل رشته جامعه شناسی، طی یه تصادف به کما می ره و زمانی که از کما در میاد، دکتر متوجه می شه که ماهور حافظه اش روبه کل از دست داده... همسر ماهور، جاوید زرگر عاشقانه و صبورانه به همسرش کمک می کنه تا از افسردگی نجات پیدا کنه، با نشون دادن آلبوم ها و بازگو کردن خاطرات و محبت های پیاپی، سعی می کنه تا ماهور رو در این راه همراهی کنه و ماهور به پاس زحمات دلسوزانه شوهرش، سعی می کنه درصدی از عشقی که جاوید بهش داره رو به شوهرش داشته باشه... همه چیز خوب پیش می رفت مسیر وحشتناک زندگی داشت به راه هموار تری تبدیل می شد تا اینکه یک شب، اتفاقی می افته که همه چیز رو تغییر می ده...
  11. نگار عزیزی

    رمان جان پناه

    یه افسانه ی قدیمی هست که میگه صدها سال پیش وقتی یه کشتی روی دریاها واقیانوس ها راهشو گم میکرد، یه آواز مدهوش کننده و زیبا به گوش ملوان ها میرسید و اونارو از خود بیخود میکرد، آوازی که پری های دریایی برای ملوان ها میخوندن، پری هایی که زیباییشون ملوان هارو مجبور میکرد که دل به دریا بزنن و از کشتی بیرون بپرن، اما توی آب پری ها به هیولا تبدیل میشدن و اون ملوان هارو به قعر دریاها میبردن، این افسانه همیشه ملوان هارو میترسوند اما هرگز از اشتیاقشون برای دیدن پری های زیبا و خوش آواز کم نمیکرد... جان پناه قصه ی مردیه که درست شبیه اون ملوانا همه ی زندگیشو پای یه پری میده، پای عشقی که با وجود تمام سیاهیاش مقدس و بی نقصه، شاید آدم های دیگه فداکاری هاشو دیوونگی بدونن، اما اون بعداز یه عمر عاقلانه زندگی کردن، دیوونگی رو انتخاب کرده و با اون پری تا انتها میره...
  12. یاسمن تقوی

    رمان اسیرِ یک مبارز

    در زمان‌های دور و پیش از دوران ثبت تاریخ، در جهانی مشابه با جهان ما و در سرزمینی که دو خورشید بر فراز آن می تابید، چهار پادشاهی استقرار یافته بودند. در طول هزاران سال، در میان این چهار پادشاهی بارها پیمان های اتحاد بسته شده و نبردهای خونین رخ داده بود که برای برخی از مردم، نظم و آرامش به ارمغان آورده بود و برای برخی دیگر، تلخی و رنج به همراه داشت. یکی از این فرمانروایی ها، سرزمین جیرر (Gierrer)، در میان سه کشور دیگر واقع شده بود. نیروی طبیعت، آنان را قوی، بزرگ و قدرتمند کرده بود تا بتوانند از خود در برابر فرمانروایی اِزبیورن (Esbiorn) همسایه شمالی‌شان دفاع کنند. داستان های ترسناکی از سرزمین جیرر به گوش پرنسس رونا (Runa) در ازبیورن رسیده بود؛ اما پدرش به واسطه‌ی نامزدی او، با یک پادشاهی دیگر پیمان اتحاد بست و تنها راه برای رسیدن به آن سرزمین، عبور از خاک جیرر بود؛ خانه دشمنان خونخوار و وحشی پدرش. رونا طبق خواسته‌ی پدر عمل کرد؛ ولی در مسیر رسیدن به آنجا، کاروان سلطنتی دستگیر شدند و پرنسس رونا، مورد توجه یکی از عجیب‌ترین و ترسناک‌ترین مردانی که تا به حال دیده بود، قرار گرفت. برای نجات جان مادر و خواهرش، پرنسس مجبور شد به او اعلام وفاداری کند؛ اما هرچه که می گذشت، بیشتر می فهمید همه چیز آنطور که به نظر می‌آید نیست...
  13. یاسمن تقوی

    رمان آذرخش

    سرزمین پهناور هیرادونا، قرن‌ها درگیر جنگ‌های کوچک و بزرگ با مایاس، کشور همسایه بوده؛ و با وجود نیت‌های صلح‌آمیزش، از دشمنی‌های برخی لردهای سرزمین آن سوی دریای غرب، دیلانس نیز بی‌بهره نبوده است... در یکی از همین سال‌ها و در خلال دوره‌ی آرامش نسبی میان کشورها، مهاجر مرموزی به نام آدریان، از دیلانس وارد هیرادونا می‌شود. هویتش مخفی و اهدافش نامعلوم است؛ و مسیر حوادث، او را به قصر لاکا، در پایتخت هیرادونا می‌رساند؛ جایی که اتفاقات تلخ و شیرین غیر قابل تصوری در انتظارش است...
  14. Fatemezarei

    رمان سازش

    نهال دختری است که برای نجات جان مادرش نیاز به پول دارد. نیاز شدید نهال به پول، او را وادار به بستن یک معامله می کند که این معامله سرنوشت او را تغییر می دهد... نویان پسری تنها، که ورود یک دزد به خانه ی پدر بزرگش مسیر زندگی او را به سمتی می کشاند که انتظارش را ندارد... نورا دختری که از شدت عشق به جنون رسیده است... عیسی پسری در جستجوی گمشده اش است...
  15. زهراشیاسی

    رمان کنار تو همه چیز بهتر است

    داستان در رابطه با پسری بنام معین که یک دشمنی باعث شد خانواده اش از هم بپاشه واو رو دچار سوتفاهماتی کنه که باعث شده زندگی رو پوچ ببینه اما سرنوشت دختری از جنوب رو سر راهش میگذاره و...
  16. فاطمه کمالی

    رمان آشیل

    مهرو و محراب زندگی نسبتا آرام اما در خفایی دارند. همه چیز خوب است تا این‌که مهرو متوجه بارداری‌ ناخواسته‌اش می‌شود و این مصادف است با برگشتن متین، خواهرزاده‌ی محراب به ایران و فاش شدن بزرگ‌ترین راز و نقطه ضعف زندگی محراب. آشیل برگرفته از کلمه‌ی پاشنه‌ی آشیل روایتگر نقطه ضعف‌هایی‌ست که رو شدنشان به تنهایی و یک تنه توان تباهی و نابودی همه چیز و همه کس، حتی دنیای کوچک و پر از حباب مهرو را دارد!
  17. Paeeze

    رمان اِلی

    امیر مشکات پسری سی ساله است که از نوجوانی پدرش رو از دست داده و با تلاش و پشتکار به موقعیت خوبی رسیده. یه پسر جدی و کمی بد خلق که بسیار مسئولیت پذیره و یه خواهر شیطون و مهربون به نام الناز داره. پسر داستان یه مهندس نابغه است که مدیر شرکته و از روزی که با دختر تازه استخدام شده در شرکتش مواجه میشه زندگیش تغییر میکنه. این دختر خیلی حاضر جوابه و در عین شیطنت .....
  18. pranses

    رمان معجزه‌ی من

    داستان زندگی دختری شیطون و سر زنده است از قشر متوسط جامعه که دانشجوست و در دانشگاه اتفاقاتی براش میوفته که مسیر زندگیشو تغییر میده مقدمه :تقدیر زندگی تو را در دست گرفته گاهی احساس میکنی خوشبخترین بانوی جهانی گاهی هم احساس میکنی بیچاره ترین موجود زنده !گاهی تسلیم میشویم و گاهی میجنگیم در هرصورت درمقابل تقدیر باخت ما حتمی است سوی سخنم با دختر خانما و آقا پسرهاییست که ناشناخته و بدون اینکه اطلاعی از زندگی خصوصی یکدیگر داشته باشند ادعای عاشقی میکنند و پیمان دوستی میبندند چیزی که متاسفانه این روزها یکی از آسیب های جدی جامعه شده
  19. زینب امیری

    رمان نخواب خورشید

    دختری خسته از روزگار! تنها و خسته از همه ی خاکستری های دنیا... دختری که بچه نیست! پیر هم نیست! شاید هم سن و سال خودتون باشه.. دختری که نه چیزی از دنیا داره و نه چیزی از دنیا میخواد! چون از دنیا زده شده! این رمان روایت گر دختریست که با تمام سیاهی های زندگی اش نور امیدی را می بیند.
  20. کیمیا ذبیحی

    رمان لیلای مجنون

    تاوان خطای برادر را از خواهر می گیرند، و او را به اجبار، به عقد برادرِ پیر ارباب، به عنوان زن چهارمش در می آورند... در حالی که عاشق مردیست، که لبخند و نگاهش، تمام دل و ایمانِ لیلا را به باد داده... حال باید از عشقش چشم پوشی کند و تن به این ازدواج اجباری دهد؟ یا... "لبخند زد و آشفته ترم کرد... همان مرد بلند قدِ جذاب را می گویم! چشمانم در چشمانش گره خورد و... دوران عاشقی‌مان آغاز گشت...! اما روزهای شیرینمان دوامی نداشت... مَردمِ بدعهد من... مَردم جاهلِ من! این جا زنان ما، ارزشی نداشتند... من حتی زن هم نبودم... خون بها بودم!"
  21. عاطفه نیک طلب

    رمان مرکا

    مُرکا،دختری است عاشق...که معشوق را به وصال دیگری میرساند اما پای این رابطه زود میشکند و عاشق دختر را مسبب ناکامی اش! به فکر انتقام می افتد اما...
  22. Nian

    رمان عقیق

    عقیق زنی است که در هر مقامی که باشد عشق را به اوج می رساند،عشق به مردان در وجود او با پدرش شکل می گیرد با پسرش به اوج می رسد وبا مردی غیر همسرش نام می گیرد وعقیق دچار می شود به عشقی که برایش ممنوعه است،آیا طعم شیرین این حس آن قدری هست که پشت پا بزند به تمام داشته هایش؟ داستان در واقع فلش بک به گذشته ی زنی سراسر احساس که با یک تصمیم اشتباه همه چیز از او گرفته شده و تمام زندگی اش وقف خانواده ای است که بی رحمانه طردش می کنند و او می جنگد برای به دست آوردن فرزندی که همه او از زندگیست ودر این بین عشق از جنسی دیگر به سراغش می آید که هر چند منکرش می‌شود اما دل رسوایش بر ملا می کند خوانده نشده قلب بی تابش را .
  23. بهاره غفرانی

    رمان ماویش

    صدیقه دختریست پریچهر و زیبارو که دل همه را می‌برد. به غیر صورت زیبا، سیرتش نیز زیباست و اما بختش... شاید به سیاهی شب! صدیقه که یتیم پدر است، در سن کم، به اصرار برادر کوچکش و در غیاب برادر بزرگ ازدواج می‌کند و اگر چه شوهرش را دوست دارد، اما روزگار، چشم دیدن خوشی او را ندارد. هر روز یک اتفاق در زندگی‌اش می‌افتد و دختر مهربان قصه را غصه دار می‌کند. ماویش، زندگی صدیقه‌ی زیباروست!
  24. Elham rusta

    رمان سال درد

    یه دختری از دل کوه های زاگرس... به زلالی رود های راه گرفته از دل جنگل های بلوط... اما درست شب عروسیش، زلزله میفته به جون زندگی ساده اش... مجبور میشه خودشو از پیچ و خم های زاگرس تا خیابون های دودگرفته ی تهران برسونه تا بتونه باز زندگی کنه... اما در پایتخت همه چیز اونطور پیش نمیره که اون میخواد؛ با دلسوزی برای ادمی که تنهاست و سال هاست داره درد میکشه اما حاضر به بخشش نیست وارد دنیایی میشه که... 
  25. emorlia

    رمان توقع دل

    تبسم دختر شاد دیروز، زن بی تفاوت امروز! زنی که سعی دارد بفهمد؛ زندگی که هم اکنون دارد، آیا همان زندگی ایده آلش هست؟ یا به قول خودش توی این زندگی حیف شده؟ به دنبال این هست که زندگی کردن همسرش با اون از سر عشق است یا عادت؟ اگر به زمان گذشته برمی گشت آیا دوباره همین مسیر را پیش رو می گرفت؟ این رمان سعی دارد نشان دهد که در پستی و بلندی زندگی، با اتفاقات غیر منتظره ایی که رخ میدهد تبسم چطور با توقع دلش کنار میاد؟
×

اطلاعات مهم

قوانین استفاده از سایت بروز شد ، لطفا مطالعه کنید شرایط استفاده