رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
جستجو در
  • تنظیمات بیشتر ...
نمایش نتایجی که شامل ...
جستجو در ...

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'عاشقانه'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


دسته ها

  • رمان
  • رمان صوتی
  • داستان کوتاه
  • ماهنامه ی نویسا
  • داستان، اشعار و دلنوشته صوتی
  • اشعار و دلنوشته

Product Groups

  • کتاب های نشرعلی

دسته ها

  • در حال تایپ
  • کامل شده
  • چاپ شده

دسته ها

  • اخبار
  • آموزش
    • آموزش کار با سایت
    • آموزش اصول نویسندگی
    • قوانین نگارش
    • آموزش نقد و بررسی

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

161 نتیجه پیدا شد

  1. نگار عزیزی

    رمان جان پناه

    یه افسانه ی قدیمی هست که میگه صدها سال پیش وقتی یه کشتی روی دریاها واقیانوس ها راهشو گم میکرد، یه آواز مدهوش کننده و زیبا به گوش ملوان ها میرسید و اونارو از خود بیخود میکرد، آوازی که پری های دریایی برای ملوان ها میخوندن، پری هایی که زیباییشون ملوان هارو مجبور میکرد که دل به دریا بزنن و از کشتی بیرون بپرن، اما توی آب پری ها به هیولا تبدیل میشدن و اون ملوان هارو به قعر دریاها میبردن، این افسانه همیشه ملوان هارو میترسوند اما هرگز از اشتیاقشون برای دیدن پری های زیبا و خوش آواز کم نمیکرد... جان پناه قصه ی مردیه که درست شبیه اون ملوانا همه ی زندگیشو پای یه پری میده، پای عشقی که با وجود تمام سیاهیاش مقدس و بی نقصه، شاید آدم های دیگه فداکاری هاشو دیوونگی بدونن، اما اون بعداز یه عمر عاقلانه زندگی کردن، دیوونگی رو انتخاب کرده و با اون پری تا انتها میره...
  2. یاسمن تقوی

    رمان اسیرِ یک مبارز

    در زمان‌های دور و پیش از دوران ثبت تاریخ، در جهانی مشابه با جهان ما و در سرزمینی که دو خورشید بر فراز آن می تابید، چهار پادشاهی استقرار یافته بودند. در طول هزاران سال، در میان این چهار پادشاهی بارها پیمان های اتحاد بسته شده و نبردهای خونین رخ داده بود که برای برخی از مردم، نظم و آرامش به ارمغان آورده بود و برای برخی دیگر، تلخی و رنج به همراه داشت. یکی از این فرمانروایی ها، سرزمین جیرر (Gierrer)، در میان سه کشور دیگر واقع شده بود. نیروی طبیعت، آنان را قوی، بزرگ و قدرتمند کرده بود تا بتوانند از خود در برابر فرمانروایی اِزبیورن (Esbiorn) همسایه شمالی‌شان دفاع کنند. داستان های ترسناکی از سرزمین جیرر به گوش پرنسس رونا (Runa) در ازبیورن رسیده بود؛ اما پدرش به واسطه‌ی نامزدی او، با یک پادشاهی دیگر پیمان اتحاد بست و تنها راه برای رسیدن به آن سرزمین، عبور از خاک جیرر بود؛ خانه دشمنان خونخوار و وحشی پدرش. رونا طبق خواسته‌ی پدر عمل کرد؛ ولی در مسیر رسیدن به آنجا، کاروان سلطنتی دستگیر شدند و پرنسس رونا، مورد توجه یکی از عجیب‌ترین و ترسناک‌ترین مردانی که تا به حال دیده بود، قرار گرفت. برای نجات جان مادر و خواهرش، پرنسس مجبور شد به او اعلام وفاداری کند؛ اما هرچه که می گذشت، بیشتر می فهمید همه چیز آنطور که به نظر می‌آید نیست...
  3. یاسمن تقوی

    رمان آذرخش

    سرزمین پهناور هیرادونا، قرن‌ها درگیر جنگ‌های کوچک و بزرگ با مایاس، کشور همسایه بوده؛ و با وجود نیت‌های صلح‌آمیزش، از دشمنی‌های برخی لردهای سرزمین آن سوی دریای غرب، دیلانس نیز بی‌بهره نبوده است... در یکی از همین سال‌ها و در خلال دوره‌ی آرامش نسبی میان کشورها، مهاجر مرموزی به نام آدریان، از دیلانس وارد هیرادونا می‌شود. هویتش مخفی و اهدافش نامعلوم است؛ و مسیر حوادث، او را به قصر لاکا، در پایتخت هیرادونا می‌رساند؛ جایی که اتفاقات تلخ و شیرین غیر قابل تصوری در انتظارش است...
  4. الهام علی احیایی

    رمان خشماهنگ

    ((این رمان برای چاپ تایید شده است و به درخواست نویسنده از سایت حذف شد)) داستان زندگی مردی که مدام درگیر بازی سرنوشت و تصمیمات اطرافیانش شده و میشه. پیچ و خم و گره خوردن زندگی چند شخصیت به هم و نتایج تصمیماتی که روی زندگی اطرافیانشون هم تاثیر میذاره و هزاران مسیر رو تغییر میده. خشماهنگ روایتگر ادامه‌ی سلسله اتفاقاتی هست که برای البرز و عزیزانش میفته و منجر به جوانه زدن چندین راز در زندگیش و تغییر راهی که در پیش داشته میشه. البرزِ داستان همیشه به تصمیمات اطرافیانش تن داده و حالا زمان رو به رو شدن با تمام راز‌ها و نتایج تصمیمات گذشته‌است، با وجود تمام درگیری و مشکلاتی که الان وجود داره. اهداف آدما همیشه چیزی نیست که بهش دست پیدا میکنن؛ چون زندگی اتفاق می‌افته!
  5. Ktyn_H

    رمان اين قلب نميشكند

    رها دختر سركشى كه توى دام اعتياد ميافته و خانواده اش بخاطر آبروى خودشون اون رو طرد ميكنند. رها ميمونه يك گله گرگ كه براش دندون تيز كردند. توى گير و دار دست و پا زدن اعتيادش يك نفر وارد زندگيش ميشه، يك نفر كه كوه بودن،تكيه گاه بودن توى خونش هست؛ ولى معلوم نيست بتونه از پس سركشى هاى رها بربياد يا نه...
  6. pranses

    رمان معجزه‌ی من

    داستان زندگی دختری شیطون و سر زنده است از قشر متوسط جامعه که دانشجوست و در دانشگاه اتفاقاتی براش میوفته که مسیر زندگیشو تغییر میده مقدمه :تقدیر زندگی تو را در دست گرفته گاهی احساس میکنی خوشبخترین بانوی جهانی گاهی هم احساس میکنی بیچاره ترین موجود زنده !گاهی تسلیم میشویم و گاهی میجنگیم در هرصورت درمقابل تقدیر باخت ما حتمی است سوی سخنم با دختر خانما و آقا پسرهاییست که ناشناخته و بدون اینکه اطلاعی از زندگی خصوصی یکدیگر داشته باشند ادعای عاشقی میکنند و پیمان دوستی میبندند چیزی که متاسفانه این روزها یکی از آسیب های جدی جامعه شده
  7. زینب امیری

    رمان نخواب خورشید

    دختری خسته از روزگار! تنها و خسته از همه ی خاکستری های دنیا... دختری که بچه نیست! پیر هم نیست! شاید هم سن و سال خودتون باشه.. دختری که نه چیزی از دنیا داره و نه چیزی از دنیا میخواد! چون از دنیا زده شده! این رمان روایت گر دختریست که با تمام سیاهی های زندگی اش نور امیدی را می بیند.
  8. کیمیا ذبیحی

    رمان لیلای مجنون

    تاوان خطای برادر را از خواهر می گیرند، و او را به اجبار، به عقد برادرِ پیر ارباب، به عنوان زن چهارمش در می آورند... در حالی که عاشق مردیست، که لبخند و نگاهش، تمام دل و ایمانِ لیلا را به باد داده... حال باید از عشقش چشم پوشی کند و تن به این ازدواج اجباری دهد؟ یا... "لبخند زد و آشفته ترم کرد... همان مرد بلند قدِ جذاب را می گویم! چشمانم در چشمانش گره خورد و... دوران عاشقی‌مان آغاز گشت...! اما روزهای شیرینمان دوامی نداشت... مَردمِ بدعهد من... مَردم جاهلِ من! این جا زنان ما، ارزشی نداشتند... من حتی زن هم نبودم... خون بها بودم!"
  9. عاطفه نیک طلب

    رمان مرکا

    مُرکا،دختری است عاشق...که معشوق را به وصال دیگری میرساند اما پای این رابطه زود میشکند و عاشق دختر را مسبب ناکامی اش! به فکر انتقام می افتد اما...
  10. Nian

    رمان عقیق

    عقیق زنی است که در هر مقامی که باشد عشق را به اوج می رساند،عشق به مردان در وجود او با پدرش شکل می گیرد با پسرش به اوج می رسد وبا مردی غیر همسرش نام می گیرد وعقیق دچار می شود به عشقی که برایش ممنوعه است،آیا طعم شیرین این حس آن قدری هست که پشت پا بزند به تمام داشته هایش؟ داستان در واقع فلش بک به گذشته ی زنی سراسر احساس که با یک تصمیم اشتباه همه چیز از او گرفته شده و تمام زندگی اش وقف خانواده ای است که بی رحمانه طردش می کنند و او می جنگد برای به دست آوردن فرزندی که همه او از زندگیست ودر این بین عشق از جنسی دیگر به سراغش می آید که هر چند منکرش می‌شود اما دل رسوایش بر ملا می کند خوانده نشده قلب بی تابش را .
  11. بهاره غفرانی

    رمان ماویش

    صدیقه دختریست پریچهر و زیبارو که دل همه را می‌برد. به غیر صورت زیبا، سیرتش نیز زیباست و اما بختش... شاید به سیاهی شب! صدیقه که یتیم پدر است، در سن کم، به اصرار برادر کوچکش و در غیاب برادر بزرگ ازدواج می‌کند و اگر چه شوهرش را دوست دارد، اما روزگار، چشم دیدن خوشی او را ندارد. هر روز یک اتفاق در زندگی‌اش می‌افتد و دختر مهربان قصه را غصه دار می‌کند. ماویش، زندگی صدیقه‌ی زیباروست!
  12. Elham rusta

    رمان سال درد

    یه دختری از دل کوه های زاگرس... به زلالی رود های راه گرفته از دل جنگل های بلوط... اما درست شب عروسیش، زلزله میفته به جون زندگی ساده اش... مجبور میشه خودشو از پیچ و خم های زاگرس تا خیابون های دودگرفته ی تهران برسونه تا بتونه باز زندگی کنه... اما در پایتخت همه چیز اونطور پیش نمیره که اون میخواد؛ با دلسوزی برای ادمی که تنهاست و سال هاست داره درد میکشه اما حاضر به بخشش نیست وارد دنیایی میشه که... 
  13. emorlia

    رمان توقع دل

    تبسم دختر شاد دیروز، زن بی تفاوت امروز! زنی که سعی دارد بفهمد؛ زندگی که هم اکنون دارد، آیا همان زندگی ایده آلش هست؟ یا به قول خودش توی این زندگی حیف شده؟ به دنبال این هست که زندگی کردن همسرش با اون از سر عشق است یا عادت؟ اگر به زمان گذشته برمی گشت آیا دوباره همین مسیر را پیش رو می گرفت؟ این رمان سعی دارد نشان دهد که در پستی و بلندی زندگی، با اتفاقات غیر منتظره ایی که رخ میدهد تبسم چطور با توقع دلش کنار میاد؟
  14. فاطمه مرادی

    رمان قیز بس

    شده تا حالا از وضعیت موجودتون ناراضی باشین؟ یا مثلا یه چیزایی توی زندگی عادیتون اذیتتون کنه؟ یا هم خودتون هم دیگران فکر کنن شما متفاوت تر از اعضای خانواده اتون هستین و هیچکس از این تفاوت راضی نباشه؟! شده گاهی حتی به اعضای خانواده اتون حسادت کنید؟ قیز بس، راوی تمام این مسائله، روایت آدم های از جنس خودمون با دغدغه های از رنگ خودمون، که شخصیت اصلی با قرار گرفتن توی هر کدوم از این موقعیت ها تصمیماتی می گیره که...
  15. Zahra bagheri

    رمان کلبه ای میان جنگل

    روبی و مایکل در ادامه ی ماموریتشان، به شمشیری که میراث سرزمینشان بود، رسیده و با به دست آوردن آن، قدم بزرگی را برای نابودی نارسیسا برمی دارند. اما آیا واقعا همه چیز آنطور پیش می رفت که روبی می خواست؟ آیا سرنوشت می گذارد که او به راحتی راه خود را ادامه دهد؟ نه! سرنوشت هیچ گاه طبق پیش بینی های انسان نبوده و نخواهد بود و او در ادامه مجبور می شود که تک و تنها به راهش ادامه دهد و خیلی زو ناامیدی سراسر زندگی اش را پر می کند، و درست آن موقع است که پیدا می کند، کلبه ای میان جنگل را... کلبه ای که روشن کننده ی ذهن تاریک اوست و....
  16. Parya a

    رمان بهار در پاییز

    بهار در پاییز بر خلاف همیشه داستان یک زندگی روزمره س. زندگی بدون هیجانی که دیگه انگیزه ای در اون وجود نداره. روابط سرد شده. داستان زندگی کسری و بیتایی که در یک زندگی سرد و روزمره فرو رفتن. کسرایی که نمیخواد دختر کوچکش، بهار، سختی های کودکی خودشو تجربه کنه. تنها امیدی که داره داشتن یک زندگی آرام و صادقانه س. ولی وقتی میفهمه که واقعیت های زندگی سردش چیز دیگه ایه چه واکنشی نشون میده؟ بهار در پاییز یک داستان رئاله. داستانی که شاید دور و برتون زیاد دیده باشید ولی بهش از این دید نگاه نکرده باشین. داستان اختلاف طبقاتی و فکری آدم ها باهم. امیدوارم با همراهی رمان لذت کافی رو ببرین.
  17. عاطفه نیک طلب

    رمان گاهی...

    گاهی، روایت عشقی است که گفته نمی شود و جلوی چشمان عاشق، نرد عشق سهم دیگری می شود و این میان باختن های همیشگی نصیب یک نفر می شود... باختن و باختن و هر بار بیشتر از قبل ! تمام آنچه را باخته بغل می زند و فرار می کند اما سرنوشت می اندازدش کنار همانی که باید و خدا می داند اینبار توان دارد باز هم ببازد یا برای بردن همه چیز را فدا می کند ؟! *** روژان یه گذشته ی تلخ داره... گذشته ای که یادآور تموم حماقتا و فریبایی هستش که خورده که اونم فقط بخاطر اطرافیانشه... روژان مجبوره بازم فرار کنه و سرنوشت اونو درست می رسونه به کسی که دلیل اصلی روژان برای تموم حماقتاشه! یه مرد... مردی که مسبب حال بدشه و در عین حال، قلبشو به تپش میندازه!
  18. محیا

    رمان تاوان

    تا به حال، شده در شرایطی قرار بگیرید، که زمانه با تمام قدرتش بتازد، تا شما را از پا بیاندازد!؟ که کم آورده باشید و تنها چاره‌ صبوری باشد!؟ شده که برای کوچکترین کار اشتباهتان، تقاصی سنگین پس بدهید!؟ همه‌ی ما حتما چنین شرایطی را تجربه کرده‌ایم. تاوان روایتگر زندگی دختری‌ست، که با یک اتهام عجیب، وارد زندگی افراد جدید و متفاوتی می‌شود. کسانی که در پشت نقاب دوستی، یک دنیا حرف نگفته دارند. و در این میان، شیدایی و تاوان سنگینش، انکار نشدنی‌ست.
  19. Nian

    رمان چاوَه‌ری

    نقش آفرین قصه من دختریست به نام نفس که با برملا شدن گذشته‌ی پدرش، مسیر زندگی‌اش عوض می‌شود و از روزمرگی‌های تکراری می‌رسد به زندگی سراسر هیجان و دچار شدن به عشق... نقش آفرین دیگر قصه، پسری به نام سیروان که خانزاده‌ای متعصب و غیرتی است. سیروان زندگی مرموزی دارد و واقعیت زندگی او چیزی نیست که دیگران می‌بینند... این داستان تقابل عشق و آرمانهاست! آرمانهای که پایبندی به آنها به قیمت جان تمام می‌شود! باید دید و خواند، هنرنمایی عشق واحساس را...
  20. Elham rusta

    رمان گناه یاس

    زنی خسته... مادری تنها با سه فرزند. كه در آستانه ى سي سالگى مجبور به برگشت به كشورش ميشه! جايى که خاطرات بدی انتظارش رو میکشه! جايى كه ازش رانده شده به اتهامِ گناهی نکرده...
  21. بهار نوری

    رمان مجازات

    جهان پس از مرگ... پر از راز و رمز، پر از پاداش و کیفر های متفاوت... و پر از آدم هایی که گمان می‌کردند در دنیا جاودانه‌اند و حال نه دنیا را دارند و نه آخرت را... پسری از همین قماش، بر اثر صانحه تصادف جان خود را از دست می‌دهد و وارد جهان مرموز می‌شود... جهانی که هیچ آدم زنده‌ای از آنجا خبر ندارد. چه چیز در سرنوشت این پسر است؟ آیا با مجازات سختی که برایش در نظر گرفته اند کنار می‌آید؟ او باید در خواب زنده ها، به عنوان نزدیکان آنها ظاهر شود. آیا می‌تواند قوانین را رعایت کند؟ قطعا کسی که قوانین را نوشته است، نمی‌داند پسر قصه‌ی ما تابع قوانین نیست... در هر حال، عشق که دست خود آدم نیست! حال می‌خواهد عشق بین دو انسان زنده باشد یا که بین یک انسان مرده و یک انسان زنده...!
  22. sahar66

    رمان تاوان گذشته

    دختری از جنس خودمون... مثل همه دخترهای روی زمین پاک و با هزار ارزو، در تب عشق خواستن و خواسته شدن از طرف مردی که تمام ارزوهای اوبود. و ناگهان اتفاق شومی که بر سر دختر قصه مون می افته و اون رو تبدیل به یخ میکنه، حالا دخترقصمون میخواد انتقام گذشته شو از تمام ادمایی که باعث و بانی نابود شدن ارزوهاش شده رو بگیره...
  23. سپیده تقی‌زاده

    رمان آدم دِکوری

    سهمشان از تمام کودکی کوله باری از خاطرات تلخی بود که آینده شان را هدف قرار داده بود! خیانت... خیانت به اعتماد... خیانت به تعهد... خیانت به عشق... حتی خیانت به خود! این واژه با تمام مشتقاتش شناخته شده ترین حقایق منفور زندگی آن دو خواهر و برادر بود... دخترک رفت تا برادرش قربانی نباشد؛ خودش سنگ شود و برادرش مرد! حال بعد از سالها دوری، بازگشته... ولی...
  24. نازنین.م

    رمان پاییز آن سال

    پاییز آن سال روایتگر زندگی دختری به اسم مانیسا ست در کودکی مادرش را از دست داده و با نامادری و خواهرناتنی اش و پدرش زندگی میکند وکیل ماهری و موفقی است طی پیشنهادی وارد کارخانه ای میشود و متوجه گذشته ای بین صاحب کارخانه با پدرش میشود... مقدمه:گذشته را نمیتوان فراموش کرد،گذشته بخشی از سرنوشت ماست،فقط میتوان با آن کنار اومد؛به کمک عشق میتوان از گذشته گذشت...
  25. anahil

    رمان از عشق او تا خدا

    و باز هم روایتی از یک عشق! و امان از دست این عشق! که وقتی بیاید دیگر نه چشم می‌بیند و نه عقل کار می‌کند و نه دل می‌شنود! گاهی انسان را به بیراهه می‌کشاند و گاهی به معراج! گاهی هستی می‌بخشد و گاهی تباهی! گاهی می‌میراند و گاهی زنده می‌کند! روایتی از عشق دخترکی که درد عشق ناگاه او را از دنیای کودکانه و بی‌دغدغه‌اش جدا می‌کند و به سوی دنیایی متفاوت همراه با کمال‌گرایی و اهداف عالی سوق می‌دهد... آغاز می‌کنم با نام خدایی که خود عشق مطلق است و عشق را در سینه ما آدمیان به ودیعت گذاشته، وتقدیم به همه ی شهدای مدافع حرم که عشق را با خونشان اعتبار بخشیدند.
×

اطلاعات مهم

قوانین استفاده از سایت بروز شد ، لطفا مطالعه کنید شرایط استفاده