رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
جستجو در
  • تنظیمات بیشتر ...
نمایش نتایجی که شامل ...
جستجو در ...

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'عاشقانه'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


دسته ها

  • رمان
  • رمان صوتی
  • داستان کوتاه
  • ماهنامه ی نویسا
  • داستان، اشعار و دلنوشته صوتی
  • اشعار و دلنوشته

Product Groups

  • کتاب های نشرعلی

دسته ها

  • در حال تایپ
  • کامل شده

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

152 نتیجه پیدا شد

  1. یاسمن تقوی

    رمان آذرخش

    سرزمین پهناور هیرادونا، قرن‌ها درگیر جنگ‌های کوچک و بزرگ با مایاس، کشور همسایه بوده؛ و با وجود نیت‌های صلح‌آمیزش، از دشمنی‌های برخی لردهای سرزمین آن سوی دریای غرب، دیلانس نیز بی‌بهره نبوده است... در یکی از همین سال‌ها و در خلال دوره‌ی آرامش نسبی میان کشورها، مهاجر مرموزی به نام آدریان، از دیلانس وارد هیرادونا می‌شود. هویتش مخفی و اهدافش نامعلوم است؛ و مسیر حوادث، او را به قصر لاکا، در پایتخت هیرادونا می‌رساند؛ جایی که اتفاقات تلخ و شیرین غیر قابل تصوری در انتظارش است...
  2. Maede_ghalkhani

    رمان رفتنت پر از معماست

    عشق دختر و پسریست که در راه رسیدن به یکدیگر سختی های زیادی می کشند. ماجراهای زیادی را به ارمغان می آورند؛ در آخر دست سرنوشت آن ها را بهم می‌رساند اما در شب عروسی اتفاقی می افتد که... ‌
  3. درمورد دختری مرموزیه که کاملا تصادفی و ناخواسته وارد زندگی پسری به اسم هوراد که یک پلیس مبارزه بامواد مخدره میشه، که علاوه برزندگی هوراد، زندگی پنج پسر دیگه که همکار و دوست صمیمی هوراد هستن رو تغییر اساسی میده. و در واقع این دختر برای گرفتن انتقام از گروه قاچاقچی، مجبور به بازی این شش پلیس جوان می‌شه. قصه به دو بیان سوم شخص(راوی) و اول شخص(هوراد) گفته میشه وقدم به قدم پی به رازهای زندگی این دختر میبریم، ودر این بین چند نوع عشق ودوست داشتن ناب، لذت‌بخش و متفاوت بوجود میاد...
  4. sahra12

    رمان رهگذر قلبم

    داستان درباره یه دختر صبور و مهربون به نام آتناست . آتنای قصه ما تو زندگی دردای زیادی کشیده ، غصه های زیادی خورده ولی دربرابر این همه مشکلات هیچوقت خودشو تسلیم نکرده چون می دونه یکی هست که سفت و سخت هواشو داره . حالا این آتنا خانوم یه روز با یه پسر توی پارک آشنا می شه که بیماری ایدز داره مشکلات این دختر در واقع وقتی طاقت زدا می شه که ....
  5. Behnaz_gorgani

    رمان نسکافه

    ماهور نیکنژاد فارغ التحصیل رشته جامعه شناسی، طی یه تصادف به کما می ره و زمانی که از کما در میاد، دکتر متوجه می شه که ماهور حافظه اش روبه کل از دست داده... همسر ماهور، جاوید زرگر عاشقانه و صبورانه به همسرش کمک می کنه تا از افسردگی نجات پیدا کنه، با نشون دادن آلبوم ها و بازگو کردن خاطرات و محبت های پیاپی، سعی می کنه تا ماهور رو در این راه همراهی کنه و ماهور به پاس زحمات دلسوزانه شوهرش، سعی می کنه درصدی از عشقی که جاوید بهش داره رو به شوهرش داشته باشه... همه چیز خوب پیش می رفت مسیر وحشتناک زندگی داشت به راه هموار تری تبدیل می شد تا اینکه یک شب، اتفاقی می افته که همه چیز رو تغییر می ده...
  6. Elham rusta

    رمان عشق احتمالی

    روایت دخترے تنهاست... کسے کہ بہ جبران محبت هاے بے دریغ تنها حامے زندگے اش، تن بہ ازدواج مے دهد اما... ناگهان عشقے سوزان از زندگے بے روحش سر بیرون مے آورد و....
  7. sarina.a

    رمان فرشته سياه

    دختري از جنس پاكي... ولي اين دختر به خاطر اتفاقاتي كه براش رقم مي خوره،وارد يه كار اشتباهي ميشه كه لقب اون مي شه فرشته سياه اون قلب بي گناه تبديل ميشه به يه....
  8. mastane bano

    رمان بی‌ گدار

    در میان این همه ساز ناکوک روزگار قرارش عاشقی نبود. قرار بود هم نوا با این ساز فالش و ناموزون برقصد، تنها... برقصد اما... نشد. لطافتی از جنس عشق تمام راه را، تمام اختلاف سنی‌ها را و تمام موانع را دویده بود، یک نفس و بی‌درنگ تا تنها در دل او خانه کند و در غروب‌های دل‌انگیز احساسش زیر سایه‌ی حضور روح‌نواز دخترک لم بدهد و جام نگاهش را جرعه جرعه هورت بکشد. حمایت‌های پدرانه‌اش حالا در پیله‌ی قلب عاشقش پروانه شده بود تا پرواز کند، از تپش‌های بی‌امان قلب او تا عطر حضور دخترکی بی‌خبر از همه جا و بی‌خبر از سیاهی گذشته‌ی تلخی که یک شبه نسبت‌ها را گسست و دوباره و از نو آجر به آجرش را با همان ساز ناموزون بنا کرد،گذشته‌ی تیره و تاری که اگر نبود، شاید اکنون عاشقی کار راحت‌تری بود. کاش می‌شد در حوالی خنکای نسیم حضورت قصه‌ی عاشقانه‌ی جدیدی را نوشت. قصه‌ی بابا لنگ دراز را یادت هست؟ تمام کودکی‌هایت را با این قصه گذراندیم، وقتی که روی پاهایم دراز می‌کشیدی و نوازش انگشتان من لابلای پیچ و خم موهایت گم می‌شد و تو کودکانه در میان آدم‌های قصه می‌رقصیدی. حال بیا خود آدم‌های این قصه باشیم و پایان شیرین دیگری را رقم بزنیم... می‌شود، بعد از آن همه سیاهی می‌شود به نور رسید؟
  9. Narges_toronto

    رمان فصل خرمالوها

    شراره شروع سن ۱۸سالگی اش همراه زخم ها و بحران های سختی از زندگیش می شود ، زخم هایی که جزء راز های ماندگار درتنش می مانند و همچون خاطره ای تلخ قلبش را سنگین می کند وبحران هایی که روح لطیف دخترانه اش را آزار می دهند سروش، پسر ارشد جهان مهدی پرور در کش مکش عشق و نفرت یک بحرانی است که گذشته ای را به همراهش فاش می کند گذشته ای گاه زهرآلود و گاه شیرین
  10. Behnaz_gorgani

    رمان قصه های گره خورده

    رها شادان دانشجوی ترم سوم پرستاری به علت پرداخت نکردن شهریه ممکنه از دانشگاه اخراج بشه... رها به پیشنهاد دوستش وارد یک اکیپ موسیقی خیابونی می شه... اون ها روز ها توی یک کافه و شب ها تو خیابون های بالای شهر می خوندند و می نواختند تا از این راه خرج تحصیلشون رو در بیارن که در این بین اتفاقات جالبی بین مهرداد و رها، خواننده و نوازنده گروه می افته...
  11. پرستو مهاجر

    رمان برزخ بازوانت

    خب، خب، خب می خوایم یه رمان همخونه ای انتقامی بخونیم با عاشقانه های ریز و ناب؛ یه پسر لنتی داریم که می خواد انتقام بگیره از کی؟ از یه پسر دیگه. چطوری؟ به واسطه ی یه دختر، یه دختر پاک و معصوم بی خبر از همه جا. پسر قصه مون یعنی آراد دختر قصه یعنی الین رو اسیر می کنه و... آهان برای خوندن ادامه بهتره با ما همراه بشی.
  12. فاطمه مرادی

    رمان برای دوست داشتن

    برای دوست داشتن رمانی عاشقانه با دیدی اجتماعی است. رمانی راوی قصه پری دختری که خیانت پدر را دیده و زندگی آینده اش دستخوش این موضوع قرار گرفته و حسینی که عاشق این دختر می شود و با او مشکلاتی خواهد داشت گاه باید خود را اثبات کند. برای دوست داشتن از دوست داشتن ها فداکاری ها سو تفاهم ها و خیانت ها حرف میزند.
  13. Atiye77

    رمان تنها

    داستان دختری است که مادرش همسر دوم مرد مسنی می شود. در این بین این مرد خواهر زاده ای دارد که در خانه آن ها و زیر دست همسر اول بزرگ شده است. عشقی میان این دو به وجود می آید ولی ناگهان همسر مادرش مخالفت می کند. خوش بختی را که از آن ها می دزدد، سایه سیاه نحسی بر خانه عاشقانه های آن ها می نشیند .بر باد می رود همه ی آن عاشقانه ها... و حالا بعد از 7 سال دختر داستان بر می گردد؛ اما همه چیز عوض شده است. شاید هنوز عاشق باشد اما در دلش انتقام همه دخترانگی هایی که از دست رفت سلطنت می کند.
  14. یاسمن تقوی

    رمان درهم تنیده

    بعضی‌ها می‌گن سیاست، جزء جدانشدنی زندگی ایرانی‌هاست؛ بعضی‌ها هم معتقدن باید از سیاست دوری کرد و بهش بی‌تفاوت بود؛ اما بدون شک در زندگی آیلین دیبا، سیاست نقش انکارناپذیری داره... تقدیر، وصالی دور از تصور رو در سرنوشت آیلین ایرانی و جولین آمریکایی نوشت که قدم اولش با عشق، ایمان و تعهد برداشته شده... آغاز راه شیرینه، اما وجود تفاوت‌ها هم قابل انکار نیست؛ تفاوت‌هایی که شاید، عمیق‌تر و آزاردهنده‌تر از حدی باشن که انتظار می‌رفت... آیلین، در تصمیماتش مصممه و مطمئنه که راه‌حل رو می‌دونه. راه آینده مشخصه و آرامش همسر تازه‌مسلمانش براش از هر چیز دیگه‌ای مهم‌تره... همراه با تجربه‌های تازه‌ی مشترکشون و با وجود تمام سختی‌ها و قوانین سیاسی محدود‌کننده، زوج ناراضی سفرشون رو به سمت آینده آغاز می‌کنن، درحالی‌که هردو می‌دونن کی هستن و چه چیزی می‌خوان؛ اما آیا از لایه‌های پنهان شخصیتی خودشون، و چیزهایی که نمی‌خوان هم خبر دارن؟ ساده‌ترین مسیر برای رسیدن به هدف، درست مقابل چشم‌هاشون قرار گرفته؛ مسیری که انتخاب می‌شه تا در اون قدم بذارن... مسیری پر‌پیچ‌و‌خم، تنیده در تار‌و‌پود شبکه‌ی جهانی... و جایی خارج از مرزهای این دنیای کوچیک، افراد ناشناسی به کمین نشسته‌ان که انتظارشون رو می‌کشن، صداهایی که اراده‌شون رو تحت کنترل می‌گیرن و با وعده و ارعاب، بیشتر و بیشتر گیرشون میندازن... سرنوشت آینده‌ی آیلین و جولین تا کجا به دست خودشون رقم می‌خوره؟ اعتقادات، ترس‌ها، خواسته‌ها و باورها تا چه اندازه می‌تونن پابرجا بمونن؟ و آیا برای خروجشون از دامی که هر لحظه تنگ‌تر به دورشون تنیده می‌شه، تضمینی وجود داره؟
  15. Zizigolo

    رمان شیطنت های من و تو

    عشق آهو و رامتین از دانشگاه شروع می‌شود، در واقع از کلانتری اتاق سرهنگ امیری شروع میشه، همون موقع که سرهنگ با تحکم خاص خودش به آهو میگه که باید مواظب پسری به اسم رامتین روزگار باشه.و خودش رو به عنوان یک دانشجوی معماری ترم سوم معرفی کند، آهو باید با دوستان خود به ماموریتی سخت ودرعین حال رمانتیک بره.که کلی خطر در آن وجود داره، آهو دختر سرسختیه و از همه ماموریتها سرافراز بیرون اومده، پس موفقیت آمیز بودن این پروژه چندان کار سختی نبود. تنها، این سختی کار رو بیشتر میکنه که یه عشق دومی هم در بین آهو و رامتین شکل میگیره، یه نفر سوم!!! یه نفر سوم.....که ممکنه جون هر دو رو به خطر بیندازد.
  16. sahar66

    رمان سکوت

    داستان راجع به زندگی چهار دوست هست که تو فراز و نشیب های زندگی، همیشه کنار هم بودن، ولی در اثر اتفاقی که تو بچگی بر سرشون میاد به هم دیگه قول میدن که سکوت کنند و به هیچکی از این موضوع چیزی نگن. ولی روزگار حالا بعد از پانزده سال این ها رو سر راه هم قرار میده. و حالا مردی که بعد از پانزده سال می فهمه که عشق بچگیش نامزد دوستی که از برادر کمتر نبود شده (سخن نویسنده: در این رمان دنبال مدرکی نگردین، ذهنم رو برای اتفاقاتی که طی داستان می افته باز نگه داشتم، امید وارم از خوندن رمان لذت ببرید)
  17. کیمیا ذبیحی

    رمان ساری گلین

    "گونش" به خواسته پدرش، مجبور است دل از معشوقه‌اش بکَند و تن به ازدواجی بدهد که هیچ شناختی از طرف مقابلش ندارد. این ازدواج، منجر به کینه‌توزی‌های اطرافیانش و روابطی پنهانی و معمایی می‌شود که گونش با فهمیدن‌شان...
  18. amene.m

    رمان کاکتوس

    رمان کاکتوس روایتگر زندگی آدم هایی است که سفید یا خا کستری نیستند؛ گاهی آنقدر در سیاهی وجودشان غوطه ور می شوند که ذاتشان به سیاهی قیر می شود.‌ سولماز دختریست که با رفتار های زننده اش بر خلاف سنت و عقاید اطرافیانش پیش میرود. اما گاهی برخی از تابو شکنی ها، مسیر زندگی را به تباهی و برهوت می کشاند؛ به طوری که یکباره به خودت می آیی و می بینی که راه فراری از بیابان ساخته ی دست خودت نیست؛ حال مجبور می شوی که به بخشی از این بیابان تبدیل شوی... یک کاکتوس!
  19. yekta

    رمان رنگ زندگی

    مریم دختری دل نازک و پاک که به خاطر پسر عموش راهی جایی میشه که هیچ وقت فکرش هم از سرش نگذشته بود و اتفاقاتی براش میفته که با فکر و خیالاتش خیلی خیلی فرق داره اتفاقاتی که زندگیش رو زیر و رو میکنه و اون رو به جایی میرسونه که.....
  20. کیمیا ذبیحی

    رمان راز خونین

    "لیام برگِس" (Liam Burgess)، سرمایه دار نوپای لیدزِ انگلستان، برای قرارداد کاری خودش، همراه دوستش "برایان"، به لندن سفر می کنه تا قراردادی با بانکدار و صاحب کارخانه ای معروف، "بارون فرنسیس" ببنده. در طی این مسافرت نسبتاً طولانی و خسته کننده، با "ویولت فرنسیس" رو به رو میشه. یه بانوی سرکش و جذاب، که بی‌نهایت مرموز رفتار می‌کنه و پر از رمز و رازه. رازهایی خونین و سرپوشیده، که شاید کسی جز خانواده ی فرنسیس، ازش اطلاعی نداره! لیام سعی می کنه اون راز ها رو کشف بکنه و در این راه، پی به حقایقی می بره که ممکنه به قیمت جونش تموم بشه!
  21. Sepidtgh

    رمان شیدا

    "شیدا" داستان زندگی دختری از تمام دختران سرزمینمان...با دنیایی از عاطفه و احساس و آرزوهایی رویایی برای آینده ای که هیچ گاه انتظارش را نمی کشید... رویاهایی عاری از به درهای بسته کوفتن اما تسلیم نشدن! سرنوشتی که آماده ی پذیرفتنش نبود اما تقدیر تصمیم دیگری داشت... از حرکاتش به راحتی استخراج می کردی که تمام زندگیش را دویده...! درست از لحظه ای که دیدمش، پی به آشفتگی و بی تابی اش بردم؛ حرف که می زد در جایش بند نبود! زانوهایش خیال آرام گرفتن نداشت ولی بخوبی حس می شد، یارای دویدن نیز ندارد...! اما به محض زبان باز کردن، آرام گرفت! کمی برایم عجیب بود... آن بلوای درون و جوشش و تقلایش کجا؛ این آرام و قرار مرموزش کجا؟! تمام مدت سعی در فهمیدنش داشتم؛ چه از تماشای تن و برگ این درختان دریافت می کرد که لبخند لب هایش وسعت می گرفت؟ شاید شبیه یک عاشق... راستی چقدر به اسمش می آمد! شیدا... عاشقِ آشفته ...
  22. مهربان

    رمان دختر باران

    آدمی بسته به حیاتی است که در آن یاد کنند عشق را باران …دختری از جنس باران و قطرات لطیفش دختری که دل بست و دل کند دختری که دل خاک کرد و باز هم بارید شبنم وار و دل شکسته بارانی که اشک ریخت ، بی صدا و پنهان تا مبادا کسی سر از قلب پاره پاره اش در بیاره بارانی که یه گوشه ی قلبشو داد به دست سرنوشت و باز هم بارید بارانی که یاد گرفت قوی بشه و کمتر بباره… اصلا نباره ولی مگه می تونست آدم مگه می تونه نباره ؟ ! مگه می تونه جلوی باران چشماشو بگیره ؟ ! مگه می شه باران باشی و نباری !!!
  23. zahra2001

    رمان سرخ

    همه ی ما انسان ها بدون اینکه انتخاب کرده باشیم، انتخاب شده ایم! انتخاب شده ایم در کجا به دنیا بیاییم، دست چه کسانی بزرگ شویم یارنگ پوستمان چه رنگی باشد، و ... هیچ کدام از این ها دست خودمان نبوده اند و ما همواره مجبور به سازش بوده ایم. تا زمانی که به بلوغ برسیم و برای آنچه که نداریم و می خواهیم بجنگیم. دیر یا زود برای هر یک از ما زمانی فرا می رسد که بالغ می شویم آنچه در مورد این بلوغ مهم است این است که آن هیچ ربطی به سن و سالمان ندارد! چه بسیار اند پیرمرد های هفتاد ساله ای که هنوز خود را در حصار آنچه که برایشان انتخاب شده نگاه می دارند و چه زیاد اند کودکان ده ساله ای که برای آنچه که می خواهند با دل و جان می جنگند! و اما رمان "سرخ" روایتگر داستان زندگی دختری است به نام "روبی" که همراه عمه و مادر بزگی که او را بزرگ کرده اند،در جزیره ی شخصی پدرش زندگی می کند و با مرگ پدرش که در آغاز داستان به تصویر کشیده می شود ،مالکیت جزیره به او می رسد. آنگاه روبی هجده ساله ، اداره ی امور پدر را در دست می گیرد و در دنیای جدیدی رو به او باز می شود...
  24. S.Shahhoseini

    رمان مرپوژ

    چشم‌هات رو ببند و تصور کن...! فرض کن توی کشوری زندگی‌ می‌‌کنی که هر شب تعدادی از دختر‌ها ناپدید میشن و پسر‌های جوون زیادی با یه زخم عجیب روی گردنشون میمیرن! فقط برای یه لحظه تصور کن که تو، دلیل همه‌ی این اتفاقاتی! تصور کن دلیل دزدیده شدن تموم دختر‌های این شهر این باشه که تو، باید زودتر بفهمی! چشم‌هات رو باز کن! لازم نیست بترسی اما مراقب باش! یه روز وقتی از خواب بیدار میشی یه طرح عجیب روی یکی از پاهات ظاهر میشه و تو واقعا قراده تعجب کنی وقتی بفهمی که یه مرد، مابین تموم موجودات شب هست که مشابه طرح تو رو روی یکی از بازوهاش داره! نترس! اما بدون که همین الان، پشت پنجره‌های اتاقت، موجوداتی هستند که تصورشون رو هم نمی‌کنی!
  25. فرزانه صادقی

    رمان دیروزِفردا

    قصه‌ی دختری‌ است مرموز و سرکش... بی‌تفاوت به آدم‌های اطرافش کارهایی که خودش دوست دارد را انجام می‌دهد . نظرات دیگران را اصلا نمی‌شنود و به آنها اهمیتی نمی‌دهد . همه کارهایش از قبل برنامه‌ریزی شده اند و تصمیم‌هایش وابسته به‌کسی نیستند ... در زندگیش هیجان های زیادی می‌خواهد و تا حدی این هیجان ها را در زندگیش دارد . این ظاهر ماجراست چون کار او چیز دیگری ‌است و. او یک کارآگاه مخفی است که تنها برای خودش کار می‌کند . هیچکس از اطرافیانش دراین باره چیزی نمی‌دانند و او دراین باره اصلا نگران نیست، شاید چون سر درآوردن از کارهایش بسیار سخت است...
×