رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
جستجو در
  • تنظیمات بیشتر ...
نمایش نتایجی که شامل ...
جستجو در ...

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'عاشقانه'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


دسته ها

  • رمان
  • رمان صوتی
  • داستان کوتاه
  • ماهنامه ی نویسا
  • داستان، اشعار و دلنوشته صوتی
  • اشعار و دلنوشته

Product Groups

  • کتاب های نشرعلی

دسته ها

  • در حال تایپ
  • کامل شده

دسته ها

  • اخبار
  • آموزش
    • آموزش کار با سایت
    • آموزش اصول نویسندگی

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

152 نتیجه پیدا شد

  1. فاطمه کرمانی

    رمان اسپرانتو

    اسپرانتو یعنی زبان صلح؛ یعنی بزرگ‌ترین خواسته‌ی دخترکِ قصه برای زندگی‌اش... این‌که بتواند در اوج آرامش و عشق به انسان‌ها زندگی کند. و داستان از جایی شروع می‌شود که طوفان، مانند کودکِ یتیم و بی‌سرپناهی در خانه‌اش را می‌کوبد و منتظر ظاهر شدن دخترک است...
  2. anahil

    رمان نوشداروی عشق

    وقتی اوج می‌گیری و به رسیدن به بی‌نهایت‌ها فکر می‌کنی، خبر نداری که پشت پرده‌ی روزگار چی در انتظارته، و نمی‌دونی که فاصله از عرش تا فرش‌ یک چشم برهم زدنه! نوشداروی عشق روایت دو رفیق یکی از جنس استقامت و توکل و امید که توی روزهای اوج خودش با دیو سیاه مرگ روبرو می‌شود و تصمیم می‌گیرد با آن مبارزه کند، و دیگری از جنس بی‌خیالی و خوشگذرانی که‌ یک نگاه دلش را به بند می‌کشد و...
  3. Faeze.ameri96

    رمان نارگون

    نارگون، روایت زندگی متفاوت دختری جوان و تنها که در جریان ناملایمتی های زندگی در پیله ی سنگی خودساخته اش، فرو رفته و در میان بی عدالتی ها و ناامنی های جامعه، روزگار می گذراند. بازیچه ی بازی های عجیب و غریب دنیا که حال و گذشته ی مبهمش را بهم گره و آینده اش را رقم می زند...
  4. Shaghayeghpoursalehi78

    رمان آقای مشهور و طرفدار عاشق

    همه یا بیشترانسان ها دریک برهه زمانی نسبت به افراد مشهوری که فعالیت میکنن علاقه نشون میدند.حالااون شخصیت محبوب ممکنه بازیگر،خواننده،ورزشکار ویا درعرصه های مختلف فعالیت کنه.شخصیت اصلی داستانم اسمش گندمه وطرفدارِپَرُپاقرصِ گروهِ آیهانه(اسم مستعارِخواننده گروه).وحتی تویِ رویاهاشم بااون رابطه خیلی نزدیکی متصورمیشه.علاقه گندم به آیهان زیاده واین درحالیه که آیهان اصلاروحشم خبرنداره وتابه حال گندم روندیده درصورتی که گندم دقیقا جلویِ چشمشه. گندم باوجودِفاصله ی کمش تا آیهان خودشومخفی می کنه چون نمی دونه اگه خودشوبه آیهان نشون بده بایدبهش چی بگه...اصلاازکجاشروع کنه...پس...ترجیح میده سکوت کنه وپنهان بشه وهمه چیز روبسپره دستِ سرنوشت. گندم‌چجوری به فردِمشهوری که خیلیاتوفکرِنزدیک شدن به اون هستند بدون هیچ واسطه ای نزدیک میشه¿¿..اگه شماجایِ گندم بودین وتاشخصیتِ محبوبتون فاصله یِ زیادی نداشتین واکنشتون چی بود؟!
  5. Parisa Dolati

    رمان مدهوش

    مادرِ سوین، در حالی که داره از دست یک غریبه فرار می‌کنه تصادف می‌کنه و به کما می‌ره. سوین که شاهد این اتفاق بوده، بار سفر می‌بنده و راهی دیار غربت می‌شه به قصد نابودی غریبه‌ای که باعث و بانی تصادف مادرش بوده؛ غریبه‌ای که از هر آشنایی، آشناتره...
  6. Zkarami394

    رمان اشتباه شیرین

    درسته رمانم مثل سایر رمان‌ها، زندگیِ پسر پولدار و یه دختر فقیر رو تعریف می‌‌کنه، ولی می‌تونید بخونید و تجربه کنید، یه رمان عاشقانه‌ی آروم و بعضی لحظات همراه با کل کل بین گیتی و آرش. قصه از ورود آرش بعد از چند سال به ایران و کل کل‌هاش با گیتی شروع می‌شه. داستان زمانی هیجان و قالب اصلی خودش رو می‌گیره که تولدِ ساسان می‌شه و اتفاقی می‌افته که مسیر زندگیِ گیتی رو عوض می‌کنه. اتفاقی که گیتیِ معتقد و مذهبی رو حتی وادار به فکر کردن به خودکشی می‌کنه. اتفاقی که تمام دخترانه‌هاش رو لگدمال می‌کنه. اما درست زمانی که انتظارش رو نداره، سرنوشت برگ دیگه‌ای از زندگی رو براش ورق می‌زنه ...
  7. Shaghayeghpoursalehi78

    رمان قلب‌های تَرَک خورده

    قلب‌های ترک خورده. داستانی از جنس بودن‌ها ونبودن‌ها. قلب‌های شکسته‌ای که آبروداری می‌کنند و تک و تنها پا به پای روزگار برای تپیدن، ماندن، دوست داشتن و دوست داشته شدن می‌جنگند. عشق‌هایی که بین ناب بودن و نبودن آن‌ها فرسنگ‌ها فاصله است.جدال بر سر تسخیر قلب‌ها همچنان ادامه دارد. عاشقان واقعی و افرادی که ادعای عشق دارند، باهم به جدال برمی‌خیزند اما... چه کسی پیروز میدان می‌شود؟ نقاب عاشقی ازچهرهٔ چه کسانی برداشته می‌شود؟ چه کسی مردانگیِ ماندن تا پای جان درمسیرعاشقی را دارد و چه کسی زودتر می‌گریزد؟ همراه باشید با عاشقانه‌ای به نام قلب‌های ترک خورده.
  8. ارغوان بانو

    رمان جاده بی انتها

    گاهی زندگانی به صحنه تتائری می ماند که تمام حس ها و ناگفته هایی که در آن جاریست حکایت از عاشقانه ها دارد و زندگی هرانسانی نمایشنامه ای کوتاه و بلند نانوشته ای است که ادمی باید هنر کارگردانی آن را داشته باشد.
  9. الف_عسکری

    رمان سراب‌

    جانان دخترکی نوزده ساله است که در خوش‌باوری‌هایش زندگی می‌کند. دنیای ساده و کوچکی دارد و بعد از ازدواجش با الیاس مرد سی‌سالۀ خودساخته‌ای که از فامیل‌های دورشان است خود را خوشبخت می‌بیند. همه چیز خوب پیش می‌رود تا این‌که ورق بر می‌گردد و ...
  10. Yahda.rezaei

    رمان وهم مطلق

    افروز در آتش خیانت همسرش می سوزد اما با برگشت پسر عمویی که روزی نامزدش بوده؛ زندگی برایش به مراتب سخت تر می شود...
  11. نازنین.م

    رمان بی‌قرار

    بی قرار، روایتگر زندگی دختری به اسم ماهی است که با حسِ یک احساس اشتباهی، به امید یک زندگی پر از عشق، پل های پشت سرش را خراب می‌کند و به دام اعتیاد گرفتار می‌شود. درست زمانی که فکر می‌کند همه در ها به رویش بسته شده، معجزه ای رخ می‌دهد...
  12. نرگس لوانی

    رمان رسوای دل

    "آشوینی"، دختر مهاراجه "کریشناراجا" و از بین سه خواهر، کوچکترین شاهزاده خانم دربار "میسور" است. از نوجوانی دل به پسری از قوم و تباری دیگر باخته. تمام ذهنیت اش با این عشق بی نام و نشان رنگ گرفته است و او، محبت قلبش را هر روز و هر لحظه، می رقصد و آن را به رخ عالم می کشد. به رخ تمام عالم... جز به رخ او که باید! سال ها می گذرد تا اینکه درست در روزی که خواهر بزرگش برای عقد پیمان ازدواج، به حول آتش مقدس می رود، با عشق سال های دورش مواجه می شود. اما هرگز قدرت ابراز وجود نداشته و مثل همیشه خودش را مخفی می کند. ماجرا از جایی جانی دیگر می گیرد که با برگشتن "همایون خان"؛عشق دخترک قصه به وطنش، "آشوینی" نیز اسباب سفر بسته و به بهانه تحصیل، راهی ایران می شود...
  13. نازنین.م

    رمان عادت

    زندگی دختری به اسم گلیاست که بعد مرگ پدرش و ازدواج مجدد مادرش، از خونه میره و کنار دوستانش زندگی میکنه. چهل روز بعد از مرگ پدرش تازه وصیت رو میخونه و با خواسته عجیبی رو به رو میشه...
  14. Maryam512

    رمان سایه هایی از قسمت

    فراز ونشیب! گاهی! فرازها، اونقدر زیاد می شه که یادمون میره کی هستیم وکجا داریم میریم! یک لحظه برمی گردی نگاهی به پشت سرت می اندازی، می بینی مسیرت اونقدرها که فکر می کردی سخت و تاریک نبوده! شاید خودمون خواستیم سخت و تارکش ببینیمش داستان در مورد پسری به اسم علی، که خیلی ها رو مقصر، گذشته ی تاریک زندگی خودش می بینه ولی رازی براش آشکار می شه که تمام تفکراتش عوض می شه!
  15. darkness

    رمان سایه ها به حرف آمدند

    داستان از جایی شروع می شه که ستایش بعد از شنیدن خبر حال بد پدرش، از تهران به شهرش بر می گرده وآدم هایی رو ملاقات می کنه که نباید! آدم هایی که نقش به سزایی در تغییر سرنوشت اش دارند... داستان ساده است. یک عاشقانه ارام در اوج سختی ها...
  16. الف_عسکری

    رمان آشوب دل

    بعد از سه‌سال عاشقی یزدان در یک شب سرد نامزدی رو به هم می‎زنه.سحر باور نمی‎کنه که بعد از اون همه عشق و علاقه یزدان اون رو پس بزنه و ازش بخواد که منطقی از هم جدا بشن! اما یزدان دیگه اون آدم عاشق چند سال پیش نیست و از این رو به اون رو شده و علت این تغییر رو هم فقط یک نفر می‎دونه و اونم کسی نیست جز یاور برادر کوچیکتر یزدان...!
  17. داستان از زمانی‌ست که عدالت و استقلال سخت به دست می‌آمد. طبقه‌ی اجتماعی حرف اول را می‌زد و قدرت اربابی بر سر رعیت جماعت، ظلم و درد بود. حال کابوس! کابوس اسمش مشخص است و هر دلیلی می‌تواند داشته باشد. مهمترین آن وجود شخصیست که دلیل و برهان کابوست باشد. غرق خواب باشی و حتی با صدای خنده‌اش از خواب بپری. یک ذره از یادآوری او شود کابوسی که ترس به همراه داشته باشد. یاحاخان مردی از تبار قدرت و درد؛ ارباب‌زاده‌ای با اصل و نصب با غمی پنهان. ماهور دختری لجباز و شکننده، دلسوز و ساده که ندانسته وارد زندگی جدیدی که پدرش برایش می‌سازد می‌شود. دست تقدیر او را از دل دشت و کوه و کمر، که رقص پاهایش سبزه‌های زیر پایش را نوازش و دستهایش افسار اسب را می‌کشد؛ جدا و وارد کاخی از جنس حرامزادگی می‌کند...
  18. زینب امیری

    رمان کاکتوس های رنگی

    حنا، تصمیم گرفته هر پنج‌شنبه به پرورشگاه برود و به کودکان آن‌‌جا بی هیچ چشم‌‌داشتی، نقاشی بیاموزد. سبحان که ادعا می‌کند سهام‌دار پرورشگاه است شروع به به دست آوردن توجه حنا می‌کند. اما حنا هیچ علاقه و توجهی نسبت به سبحان ندارد. چیزی که برای سبحان تعجب‌آور است آن است که چرا دختری مثل حنا آن‌قدر سرد باشد. حنا هم که بال بال زدن های سبحان را می‌بیند، کمی، فقط کمی به سبحان نزدیک می‌شود. او گذشته‌ای دارد که از گفتنش هراس دارد. آیا می‌تواند به سبحان اعتماد کند؟ رفتار های حنا همیشه برا سبحان اعجاب انگیز است. که یک روز، پرده ها کنار می‌رود و گذشته‌ها در هم گره می‌خورند...پشت حنای خندان و آرام، یک حنای پرغصه و طوفانی وجود دارد که هیچ‌کس سعی بر فهمیدن احساس او ندارد.
  19. new_writer

    رمان تنهاترین عاشق

    درباره دختری تنهاست.. دختری که به خاطر گذشته تلخش.. تمام اعتماد به نفسش ازبین رفته و تبدیل به یک دختر منزوی شده.. اما دختر داستان ما نویسندست ولی سعی میکنه هویتشو مخفی کنه و خودشو به هیچکس نشون نمیده یه کارگردان با خوندن داستان این دختر داستانمون تصمیم میگیره از روی داستان یک فیلم جنجالی درست کنه و میخواد از خانوم نویسنده اجازشو بگیره باید ببینیم که آیا این کارگردان میتونه دختر داستانمونو از تنهایی خارج کنه یا نه...
  20. صحرای

    رمان ملکه جهان

    من لیو ، دختری ایرانی ، من لیو ، دختری یگانه پرست جز خداوندم از کسی اطاعت نمیکنم . من هستم و راز ونیازم با خدا از من بترسید ای دستور برداران شیاطین ها . سالیان پیش اردشیر خان ، خان روستای بزرگی بود . به تهران برای زندگی می رود . روزی ک اردشیر خان برای سرکشی به روستا می رود به او خبر می دهند، در جنگل مدتیه صداهای عجیبی میپیچد اردشیر خان وقتی به جنگل می رود چیز عجیبی نمیبیند . موقع برگشت اردشیر خان احساس کرد همه درخت های اطرافش به یک شکل هستند . خواست کمی تمرکز کند تا راهش رو پیدا کنه دقیقا زمانی که موفق می شود. راهش رو پیدا کند . با دختری که کنار رودخونه نشسته بود. چشم تو چشم شد آن دختر بدون حرفی سریع رفت . اما اردشیر خان که افسون آن دو چشم اهویی شده بود. هر روز به انتظار دیدار دوباره افسونگرش به رودخونه می رفت. تا که روزی با صحنه عجیبی رو به رو شد آن دختر را دید که ...
  21. phantom.hive

    رمان درگیری

    آیین، مامور نفوذی پلیس است که به طور نمایشی برای نزدیک شدن به یکی از مهره‌های اصلی باند خاکستر سیاه استاد دانشگاه می‌شود اما به طور ناگهانی همه چیز در زندگی او درهم می‌شود! جدا شدن، فاش شدن، پیشرفت، شوک! در این بین جدالی درمی‌گیرد میان سیاه و سرخ! این جدال، جدلی جهانی به پا می‌کند میان عقل و دل و منجلابی می‌سازد پر از دانستن و ندانستن...
  22. Tara.tavakoli

    رمان حرکت معکوس

    دانیار موحدکیست؟مردیست از جنس کینه و نفرت...کینه ای که سراسر وجود او را فراگرفته و آرامشش را سلب نموده و در او موجب به انتقام جویی شده...انتقام از مردی با قلبی سیاه، که آوازه ی قدرتش لرزه به تن‌های زیادی می‌اندازد...مردی که طوفان به زندگی اش انداخته و دنیای او را تاریک و سیاه نموده! و اینک در دنیای تاریک او روزنه ای کوچک وجود دارد...انتقام...!برای رسیدن به نور و شاید...آرامش...! و اما میان این هیاهوی جنگ با سیاهی, عشق به میان می‌آید...آیا عشق می‌تواند روزنه ی دیگری به روشنایی باشد؟آیا عشق توانایی نفوذ به این سیاهی را دارد؟
  23. همه ماها تو زندگی یه سری مشکلات و سختی ها داریم، یه سری از مشکلات بزرگ و یه سری دیگه کوچیک هستن... اما بعضی از آدما باوجود مشکلات بزرگشون لبخندهای بزرگی هم دارن یا با سختیاشون سعی می‌کنن یه دنیا بزرگتر از مشکلاتشون بسازن... این داستان از زندگی دختری می‌گه که با وجود سنگ های جلوی پاهاش به زندگی ادامه می‌ده و سعی می‌کنه فقط به خودش و خداش تکیه کنه... وبه این جمله ایمان داره که تا خدا پشتشه مشکلاتش هیچ جایی تو دنیاش ندارن و کار به جایی می‌رسه که شاید اگه این سختیا نبودن به اون دنیا نمی‌رسید...
  24. نسترن موسوی

    رمان عشوه فروش

    "بهین"که کودکی خود را با موج های دریای جنوب گذرانده، لحظات خوبش را با شن های دریا شریک شده و در کنار مردم خونگرم و مهربان جنوب جان گرفته است، راهی تهران می‌شود. بر خلاف قلبش که بی قرار بود و خودش را به قفسه ی سینه اش می‌کوبید و می‌گفت " بمان! تهران کسی منتظرت نیست...اینجا اما دریا هست، غروب خورشید هست، عمو طاهر و تور ماهیگیری‌اش هست و از همه مهمتر، کسی که دوستش داری هست! اگر بروی دق می کنی...می میری و اگر بمانی "زندگی" می کنی... تصمیم با خودت!
  25. رقیه

    رمان تقاص گناه یک بی‌گناه

    دختری به اسم آوا که دست ناپدری به او تعرض میشود و به این ترتیب در زندگی مشترکی که به تازگی شروع کرده دچار مشکل می شود و همسرش برای گناهی که مرتکبش نشده ، او را به بدترین نحو مجازات میکند
×

اطلاعات مهم

قوانین استفاده از سایت بروز شد ، لطفا مطالعه کنید شرایط استفاده