رفتن به مطلب
برای استفاده از انجمن و عضـویت کلیک کنید.
جستجو در
  • تنظیمات بیشتر ...
نمایش نتایجی که شامل ...
جستجو در ...

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'عاشقانه'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


دسته ها

  • رمان
  • رمان صوتی
  • داستان کوتاه
  • ماهنامه ی نویسا
  • داستان، اشعار و دلنوشته صوتی
  • اشعار و دلنوشته

Product Groups

  • کتاب های نشرعلی

دسته ها

  • در حال تایپ
  • کامل شده

دسته ها

  • نقد و بررسی

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

152 نتیجه پیدا شد

  1. همه ماها تو زندگی یه سری مشکلات و سختی ها داریم، یه سری از مشکلات بزرگ و یه سری دیگه کوچیک هستن... اما بعضی از آدما باوجود مشکلات بزرگشون لبخندهای بزرگی هم دارن یا با سختیاشون سعی می‌کنن یه دنیا بزرگتر از مشکلاتشون بسازن... این داستان از زندگی دختری می‌گه که با وجود سنگ های جلوی پاهاش به زندگی ادامه می‌ده و سعی می‌کنه فقط به خودش و خداش تکیه کنه... وبه این جمله ایمان داره که تا خدا پشتشه مشکلاتش هیچ جایی تو دنیاش ندارن و کار به جایی می‌رسه که شاید اگه این سختیا نبودن به اون دنیا نمی‌رسید...
  2. Fatemezarei

    رمان سازش

    نهال دختری است که برای نجات جان مادرش نیاز به پول دارد. نیاز شدید نهال به پول، او را وادار به بستن یک معامله می کند که این معامله سرنوشت او را تغییر می دهد... نویان پسری تنها، که ورود یک دزد به خانه ی پدر بزرگش مسیر زندگی او را به سمتی می کشاند که انتظارش را ندارد... نورا دختری که از شدت عشق به جنون رسیده است... عیسی پسری در جستجوی گمشده اش است...
  3. زهراشیاسی

    رمان کنار تو همه چیز بهتر است

    داستان در رابطه با پسری بنام معین که یک دشمنی باعث شد خانواده اش از هم بپاشه واو رو دچار سوتفاهماتی کنه که باعث شده زندگی رو پوچ ببینه اما سرنوشت دختری از جنوب رو سر راهش میگذاره و...
  4. Parisa Dolati

    رمان مدهوش

    مادرِ سوین، در حالی که داره از دست یک غریبه فرار می‌کنه تصادف می‌کنه و به کما می‌ره. سوین که شاهد این اتفاق بوده، بار سفر می‌بنده و راهی دیار غربت می‌شه به قصد نابودی غریبه‌ای که باعث و بانی تصادف مادرش بوده؛ غریبه‌ای که از هر آشنایی، آشناتره...
  5. Parisa Dolati

    رمان اصالت

    داستان ما روایتگر چندین قصه‌ی تلخ و شیرینه که همه‌ی این قصه ها ریشه در زندگی محمد سجاد داره... دختری به نام نورا و عشقی پر از ناآرامی و آرامش و تردید... مادری به نام مریم خسته از جبر روزگار، با رفتن ناگهانیش آشوب به زندگی محمدسجاد می‌اندازه... و محمد، مردی که زندگیش بازیچه‌ی دست بی رحم روزگار شده و زندگی و عشقش رو فدای کشورش کرده اما...
  6. نازنین.م

    رمان عادت

    زندگی دختری به اسم گلیاست که بعد مرگ پدرش و ازدواج مجدد مادرش، از خونه میره و کنار دوستانش زندگی میکنه. چهل روز بعد از مرگ پدرش تازه وصیت رو میخونه و با خواسته عجیبی رو به رو میشه...
  7. 26rahim

    رمان رویاهای عاشقانه

    زندگی از خاطرات شالیزار آغاز می‌شود. فرهاد، پدر و مادر خود را در کودکی و بر اثر سانحه‌ی تصادف از دست داده است و حالا در نزد خاله‌اش که لحظه‌لحظه‌های نفس‌هایش را مدیون خواهر بزرگتر خود است، پا در عرصه‌ی زندگانی می‌گذارد. زمانه او را دلباخته‌ی دختری می‌کند که اگر از لحاظ جسمانی مشکل دارد، اما اراده‌ی استوارش، جبران تمام نداشته‌های اوست. آن‌ها اگر چه در راه رسیدن به یک‌‌دیگر، چالش‌هایی کم عمق را پیش روی خود می‌بینند اما در ادامه‌ی مسیر سخت زمانه، گرفتار دالان‌‌‌‌ها می‌شوند. عاقبت دست آزمایش‌گر تقدیر، نسیم را از فرهادش می‌ستاند و فرهاد در کنار دخترانش، گرفتار بازی دیگری از پیچ و خم‌ها می‌شود. تا آن‌جا که فرزندان، پدر را به آغوش گرم آرامش و خوشبختی دعوت می‌کنند... .
  8. فاطمه کمالی

    رمان آشیل

    مهرو و محراب زندگی نسبتا آرام اما در خفایی دارند. همه چیز خوب است تا این‌که مهرو متوجه بارداری‌ ناخواسته‌اش می‌شود و این مصادف است با برگشتن متین، خواهرزاده‌ی محراب به ایران و فاش شدن بزرگ‌ترین راز و نقطه ضعف زندگی محراب. آشیل برگرفته از کلمه‌ی پاشنه‌ی آشیل روایتگر نقطه ضعف‌هایی‌ست که رو شدنشان به تنهایی و یک تنه توان تباهی و نابودی همه چیز و همه کس، حتی دنیای کوچک و پر از حباب مهرو را دارد!
  9. faفـــــــاطمهteme

    رمان زیبا روی بی احساس من

    رمان زیبا روی بی احساس من راجع به یه دختره به اسم آوینا دختر قصه من پر از درد و رنج کوه غمیه برای خودش تنهای تنهای تنها تاوان پس داده تاوان کار نکردش به خاطر پدرش مجازات شده اونم توی۱۲ سالگی اما ... عاشق میشه اونم عاشق کسی که مقصر کابوس های شبانشه همه فکر میکنن دختر بی احساس ما قلب نداره اما اون چهرشو پشت نقاب مغرورش قایم کرده
  10. نسترن موسوی

    رمان عشوه فروش

    "بهین"که کودکی خود را با موج های دریای جنوب گذرانده، لحظات خوبش را با شن های دریا شریک شده و در کنار مردم خونگرم و مهربان جنوب جان گرفته است، راهی تهران می‌شود. بر خلاف قلبش که بی قرار بود و خودش را به قفسه ی سینه اش می‌کوبید و می‌گفت " بمان! تهران کسی منتظرت نیست...اینجا اما دریا هست، غروب خورشید هست، عمو طاهر و تور ماهیگیری‌اش هست و از همه مهمتر، کسی که دوستش داری هست! اگر بروی دق می کنی...می میری و اگر بمانی "زندگی" می کنی... تصمیم با خودت!
  11. صحرای

    رمان ملکه جهان

    من لیو دختری ایرانی من لیو دختری یگانه پرست جز خداوندم از کسی اطاعت نمیکنم . من هستم و راز ونیازم با خدا از من بترسید ای دستور برداران شیاطین ها . سالیان پیش اردشیر خان ، خان روستای بزرگی بود . به تهران برای زندگی می رود . روزی اردشیر خان برای سرکشی به روستا می رود به او خبر می دهند در جنگل مدتیه صداهای عجیبی میپیچد اردشیر خان وقتی به جنگل می رود چیز عجیبی نمیبیند. موقع برگشت اردشیر خان احساس کرد همه درخت های اطرافش به یک شکل هستند . خواست کمی تمرکز کند تا راهش رو پیدا کنه دقیقا زمانی که موفق می شود. راهش رو پیدا کند . با دختری که کنار رودخونه نشسته بود. چشم تو چشم شد آن دختر بدون حرفی سریع رفت . اما اردشیر خان که افسون آن دو چشم اهویی شده بود. هر روز به انتظار دیدار دوباره افسونگرش به رودخونه می رفت. تا که روزی با صحنه عجیبی رو به رو شد آن دختر را دید که ...
  12. زینب امیری

    رمان نخواب خورشید

    دختری خسته از روزگار! تنها و خسته از همه ی خاکستری های دنیا... دختری که بچه نیست! پیر هم نیست! شاید هم سن و سال خودتون باشه.. دختری که نه چیزی از دنیا داره و نه چیزی از دنیا میخواد! چون از دنیا زده شده! این رمان روایت گر دختریست که با تمام سیاهی های زندگی اش نور امیدی را می بیند.
  13. کیمیا ذبیحی

    رمان لیلای مجنون

    تاوان خطای برادر را از خواهر می گیرند، و او را به اجبار، به عقد برادرِ پیر ارباب، به عنوان زن چهارمش در می آورند... در حالی که عاشق مردیست، که لبخند و نگاهش، تمام دل و ایمانِ لیلا را به باد داده... حال باید از عشقش چشم پوشی کند و تن به این ازدواج اجباری دهد؟ یا... "لبخند زد و آشفته ترم کرد... همان مرد بلند قدِ جذاب را می گویم! چشمانم در چشمانش گره خورد و... دوران عاشقی‌مان آغاز گشت...! اما روزهای شیرینمان دوامی نداشت... مَردمِ بدعهد من... مَردم جاهلِ من! این جا زنان ما، ارزشی نداشتند... من حتی زن هم نبودم... خون بها بودم!"
  14. نرگس خرسند

    رمان شاکی

    سخته یکی بیاد عاشقش بشی و فرصت عاشقی کردن بهت نده، فرصت نگاه‌ و حرفهای عاشقانه رو ازت بگیره. وقتی تازه درگیر عشقی شدی که فکر می‌کردی همه‌اش بچه‌بازی و برای داستانها، فیلمها و شعرهاست. بعد هم نه با خودت لج کنی و نه به فکر آینده‌ات باشی. وقتی آینده‌ات برات مهم نباشه بذاری بقیه برات تصمیم بگیرن، احساساتت پوچ و نابود شده‌ست. فقط حس مرده‌ای متحرک رو داری که قصدش از زندگی لخظه‌ی واقعی مرگه. از بیرون آدمی آروم و از درون شاکی هستی از تمام چیزهایی که تو رو بی‌تفاوت کرده. شاکی از خودت که توانی برای جنگیدن نداری، شاکی از کسی که عشق رو یادت داد و نذاشت عاشقی بکنی. کسی به شکایت دل گوش نمیده. وقتی شکایتت مهم میشه که صدمه ببینی؛ قاضی، وکیل، حتی خانواده‌ات وقتی می‌بیننت که روحت، جسمت، آینده‌ات و تمام زندگیت از دست رفته باشه. اون موقع می‌فهمی توی هیچ قانونی، شکایت دل اولویت نداره.
  15. مرضیه اخوان نژاد

    رمان دلم گیر چشماته

    پرهام مرد سرد و مغروری‌ست که قربانی روزگار تلخی شده است و به دنبال راه نجاتی از قربان‌گاهش می‌گردد که به طور اتفاقی با دختری به نام یاسی آشنا می‌شود و رفته‌رفته به او دل می‌بندد. قافل از این‌که یاسی هم مانند او در زندانی که عمویش برایش در نظر گرفته است اسیر است و تنها را خلاصی از آن زندان، نزدیک شدن به پرهام و گرفتن انتقام از اوست.
  16. عاطفه نیک طلب

    رمان مرکا

    مُرکا،دختری است عاشق...که معشوق را به وصال دیگری میرساند اما پای این رابطه زود میشکند و عاشق دختر را مسبب ناکامی اش! به فکر انتقام می افتد اما...
  17. Nian

    رمان عقیق

    عقیق زنی است که در هر مقامی که باشد عشق را به اوج می رساند،عشق به مردان در وجود او با پدرش شکل می گیرد با پسرش به اوج می رسد وبا مردی غیر همسرش نام می گیرد وعقیق دچار می شود به عشقی که برایش ممنوعه است،آیا طعم شیرین این حس آن قدری هست که پشت پا بزند به تمام داشته هایش؟ داستان در واقع فلش بک به گذشته ی زنی سراسر احساس که با یک تصمیم اشتباه همه چیز از او گرفته شده و تمام زندگی اش وقف خانواده ای است که بی رحمانه طردش می کنند و او می جنگد برای به دست آوردن فرزندی که همه او از زندگیست ودر این بین عشق از جنسی دیگر به سراغش می آید که هر چند منکرش می‌شود اما دل رسوایش بر ملا می کند خوانده نشده قلب بی تابش را .
  18. بهاره غفرانی

    رمان ماویش

    صدیقه دختریست پریچهر و زیبارو که دل همه را می‌برد. به غیر صورت زیبا، سیرتش نیز زیباست و اما بختش... شاید به سیاهی شب! صدیقه که یتیم پدر است، در سن کم، به اصرار برادر کوچکش و در غیاب برادر بزرگ ازدواج می‌کند و اگر چه شوهرش را دوست دارد، اما روزگار، چشم دیدن خوشی او را ندارد. هر روز یک اتفاق در زندگی‌اش می‌افتد و دختر مهربان قصه را غصه دار می‌کند. ماویش، زندگی صدیقه‌ی زیباروست!
  19. Elham rusta

    رمان سال درد

    یه دختری از دل کوه های زاگرس... به زلالی رود های راه گرفته از دل جنگل های بلوط... اما درست شب عروسیش، زلزله میفته به جون زندگی ساده اش... مجبور میشه خودشو از پیچ و خم های زاگرس تا خیابون های دودگرفته ی تهران برسونه تا بتونه باز زندگی کنه... اما در پایتخت همه چیز اونطور پیش نمیره که اون میخواد؛ با دلسوزی برای ادمی که تنهاست و سال هاست داره درد میکشه اما حاضر به بخشش نیست وارد دنیایی میشه که... 
  20. emorlia

    رمان توقع دل

    تبسم دختر شاد دیروز، زن بی تفاوت امروز! زنی که سعی دارد بفهمد؛ زندگی که هم اکنون دارد، آیا همان زندگی ایده آلش هست؟ یا به قول خودش توی این زندگی حیف شده؟ به دنبال این هست که زندگی کردن همسرش با اون از سر عشق است یا عادت؟ اگر به زمان گذشته برمی گشت آیا دوباره همین مسیر را پیش رو می گرفت؟ این رمان سعی دارد نشان دهد که در پستی و بلندی زندگی، با اتفاقات غیر منتظره ایی که رخ میدهد تبسم چطور با توقع دلش کنار میاد؟
  21. فاطمه مرادی

    رمان قیز بس

    شده تا حالا از وضعیت موجودتون ناراضی باشین؟ یا مثلا یه چیزایی توی زندگی عادیتون اذیتتون کنه؟ یا هم خودتون هم دیگران فکر کنن شما متفاوت تر از اعضای خانواده اتون هستین و هیچکس از این تفاوت راضی نباشه؟! شده گاهی حتی به اعضای خانواده اتون حسادت کنید؟ قیز بس، راوی تمام این مسائله، روایت آدم های از جنس خودمون با دغدغه های از رنگ خودمون، که شخصیت اصلی با قرار گرفتن توی هر کدوم از این موقعیت ها تصمیماتی می گیره که...
  22. پرستو مهاجر

    رمان کاوان

    قدم به قدم همراه می شویم با کاوان، پسری که اشتباهاتش باعث طرد شدنش و از دست دادن اطرافیانش، پدرش، خواهرش و حتی عشقش میشه! و آیا می تونه جبران کنه و دوباره به آغوش گرم عزیزانش برگرده؟ یا نه محکوم میشه به تنهایی و بی کسی تا آخر عمر. کاوان نامی است کردی که بر روی پسران گذاشته میشه و به معنای صخره ی سنگی.
  23. Zahra bagheri

    رمان کلبه ای میان جنگل

    روبی و مایکل در ادامه ی ماموریتشان، به شمشیری که میراث سرزمینشان بود، رسیده و با به دست آوردن آن، قدم بزرگی را برای نابودی نارسیسا برمی دارند. اما آیا واقعا همه چیز آنطور پیش می رفت که روبی می خواست؟ آیا سرنوشت می گذارد که او به راحتی راه خود را ادامه دهد؟ نه! سرنوشت هیچ گاه طبق پیش بینی های انسان نبوده و نخواهد بود و او در ادامه مجبور می شود که تک و تنها به راهش ادامه دهد و خیلی زو ناامیدی سراسر زندگی اش را پر می کند، و درست آن موقع است که پیدا می کند، کلبه ای میان جنگل را... کلبه ای که روشن کننده ی ذهن تاریک اوست و....
  24. Parya a

    رمان بهار در پاییز

    بهار در پاییز بر خلاف همیشه داستان یک زندگی روزمره س. زندگی بدون هیجانی که دیگه انگیزه ای در اون وجود نداره. روابط سرد شده. داستان زندگی کسری و بیتایی که در یک زندگی سرد و روزمره فرو رفتن. کسرایی که نمیخواد دختر کوچکش، بهار، سختی های کودکی خودشو تجربه کنه. تنها امیدی که داره داشتن یک زندگی آرام و صادقانه س. ولی وقتی میفهمه که واقعیت های زندگی سردش چیز دیگه ایه چه واکنشی نشون میده؟ بهار در پاییز یک داستان رئاله. داستانی که شاید دور و برتون زیاد دیده باشید ولی بهش از این دید نگاه نکرده باشین. داستان اختلاف طبقاتی و فکری آدم ها باهم. امیدوارم با همراهی رمان لذت کافی رو ببرین.
  25. عاطفه نیک طلب

    رمان گاهی...

    گاهی، روایت عشقی است که گفته نمی شود و جلوی چشمان عاشق، نرد عشق سهم دیگری می شود و این میان باختن های همیشگی نصیب یک نفر می شود... باختن و باختن و هر بار بیشتر از قبل ! تمام آنچه را باخته بغل می زند و فرار می کند اما سرنوشت می اندازدش کنار همانی که باید و خدا می داند اینبار توان دارد باز هم ببازد یا برای بردن همه چیز را فدا می کند ؟! *** روژان یه گذشته ی تلخ داره... گذشته ای که یادآور تموم حماقتا و فریبایی هستش که خورده که اونم فقط بخاطر اطرافیانشه... روژان مجبوره بازم فرار کنه و سرنوشت اونو درست می رسونه به کسی که دلیل اصلی روژان برای تموم حماقتاشه! یه مرد... مردی که مسبب حال بدشه و در عین حال، قلبشو به تپش میندازه!
×