اخبار انجمن نویسا
  • رمان های بی تو در همه شهر غریبم و مرگ رنگ از خانوم ها مریم صناعی و بهاره غفرانی از نشر علی چاپ شده اند
  • به زودی رمان های زیر از نشر علی چاپ خواهند شد
  • رمان زندان دل از مریم صناعی
  • رمان معشوق مشترک و کسی مثل کسی نیست از فاطمه مرادی
  • رمان در پس ابرها از عاطفه نیک طلب
  • رمان پرواز غیر مستقیم از یاسمن تقوی
  • رمان زیر گنبد کبود انگار خدا هم نبود از پرستو مهاجر
  • رمان واکنش از مینا سلطانی
  • رمان آوای سکوت از شادی هاشمی
  • رمان کتمان از فاطمه کمالی
  • رمان طلوع از فاطمه گل محمدی

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'nevisadl'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • سر آغاز | خوش آمدید
    • قوانین
    • اطلاعیه‌ها، اخبار و آموزش
    • پرسش و پاسخ
    • انتقادات و پیشنهادات
  • بخش رمان
    • تایپ رمان
    • رمان‌های کامل‌شده
    • نقد و بررسی
  • بخش آموزش اصول نویسندگی
    • قوانین نگارش
    • اصول و پایه نویسندگی
    • مشاوره
  • بخش متفرقه کتاب و رمان
    • روجلد (کاور) رمان‌ها
    • مصاحبه و زندگی‌نامه
    • مباحث و نظرسنجی
    • فیلم‌نامه و نمایش‌نامه
  • بخش صوتی
    • پاتوق گویندگان
    • شروع ضبط
    • کتاب های صوتی کامل شده
    • داستان ها و اشعار صوتی کامل شده
  • بخش فرهنگ و ادب
    • ادبیات زبان‌ فارسی
    • شعر و مشاعره
    • دلنوشتـه
    • ادبیات زبان‌های خارجی
  • بخش فرهنگ و هنر
    • سینمـا و تلوزیـون
    • موسیقــی
    • بیوگرافی و زندگی‌نامه
  • بخش سرگرمی و متفرقه
    • بازی‌ها و مسابقات
    • سرگرمی
  • بخش عمومـی
    • ورزشی
    • آشپزی و شیرینی‌پزی
    • سبک زندگی
    • متفرقه عمومی
    • خبرنامه
    • دانش و فناوری
  • گروه سرگرمی تازه های دنیای بازیگران
  • گروه سرگرمی تازه های خواندنی و دیدنی
  • بحث آزاد رمان ها بحث ها
  • گروه رمانکده موضوع ها
  • گروه سرگرمی فال و طالع بینی
  • گروه سرگرمی شهر حکایت
  • گروه سرگرمی داستان های خواندنی
  • گروه عاشقانه اس ام اس
  • گروه عاشقانه مطالب

دسته ها

  • رمان
  • رمان صوتی
  • داستان کوتاه
  • ماهنامه ی نویسا
  • داستان، اشعار و دلنوشته صوتی
  • اشعار و دلنوشته

145 نتیجه پیدا شد

  1. عاطفه عزیز تولدت مبارک

    @عاطفه نیک طلب نویسنده عزیز انجمن سالروز زمینی شدنت مبارک جشن میلادت را به پرواز می روم دراین خانگی ترین آسمانِ بی انتها آسمانی که نه برای من نه برای تو که تنها برای “ما” آبیست . . . تولدت مبارک❤️
  2. به نام خداوند جان رمان:سرانجام تلخ عشق نویسنده:فرزانه حقیقی ژانر : درام، عاشقانه، اجتماعی مقدمه: آدمک هایی هستند که نشانی های قلبشان دروغین است. اعتماد کردن به این آدم ها، اتفاقاتی را پیش می آورد که جبران پذیر نیست! کاش چشم هایمان را بشوییم! کاش دستانمان را زنجیر کنیم! کاش بتوان گذشته را جبران کرد! خلاصه: دختری از جنس مهربانی عشق را برای اولین بار تجربه می کند. عشقی که نه آغاز مشخصی داشت و نه سرانجام معلومی... محنت و غم روزگار ریشه هایش را در خاک عشق می لرزاند. عشقی که هوسی نامعلوم پوزه اش را به خاک می زند. دختری که عشقش را در طبق اخلاق گذاشت و اما درست در لحظه‌ای که همه‌ی چشم‌ها به او دوخته شده بود، زخم خورد خرد و شکست... دختری که بازیچه‌ی هوس شد!
  3. مسابقه دلنوشته(مختص به ماهنامه) سری دهم

    باسلام مسابقه دلنوشته مختص ماهنامه | سری دهم آغاز شد شرکت کنندگان عزیز، دلنوشته های خود را در این قسمت، ارسال نمایید برای عکس بالا دلنوشته بنویسید. پیام ها پس از تایید مدیران، نمایش داده خواهند شد. مهلت ارسال از 1 فرودبن لغایت 25فروردین پیشاپیش بابت همکاری شما متشکریم.
  4. ماهنامه فرهنگی نویسا (9)

    نگارش 1.0.0

    116 دریافت

    ☀️بنام خدا☀️ ماهنامه فرهنگی نویسا ماهنامه شماره9 تهیه کننده: سحر محمدی، کیمیا ذبیحی نویسا مجموعه ای از بهترین های دست به قلم... منزلی برای به عرصه‌ی نویسندگی پا نهادن‌. روزها از تولدت می‌گذرد نویسای من. خواستن توانستن بود برای تو و همه آنهایی که روزی شاید مغزشان از هجوم کلمات برای نوشتن گنجایشی نداشت، تو آمدی و این کلمات به راحتی خودی نشان دادند برای دیدگانی همچون مهر. و امروز 28 بهمن اولین سالروز تولد نویسا رمانکده است، یک سال پر مشقت و سختی هم برای ما و هم برای نویسندگان گذشت، روزهایی که نه ما فکر می‌کردیم به یک‌سالگی نویسا برسیم و نه نویسندگانمون فکر می‌کردن بتونن حتی رمانشون رو تو این انجمن تموم کنند، ولی به لطف خدا که همیشه یاور ما بوده این امکان برای نویسندگان علاقمند فراهم شد و امروز یک‌سال از خدمت نویسا به نویسندگان و مخاطبان خاصی که ما رو حمایت و همراهی کردن می‌گذره، روزهای شاد و غمگینی داشتیم تعدادی از دوستان از انجمن جدا شدند و تعدادی با صعه صدر موندن و تلاش کردند و امروز انجمن نویسا بالغ بر ۴۰۰۰ کاربر خاص داره و ما به خود می‌بالیم که با همه مشقت‌ها و کاستی‌ها تونستیم اون روزهارو بگذرونیم. نویسای عزیز برقرار باش تا در کنارت از لذت خوب نوشتن و خواندن سیراب شویم. یک سالگی ات مبارک #مستانه_بانو #مدیریت_انجمن_نویسا کاری از انجمن مجازی-فرهنگی نویسا www.nevisadl.com @romankade @nevisadl ⭐️مجله فرهنگی نویسا⭐️ 1396/12/1
  5. بهاره غفرانی عزیز تولدت مبارک

    @بهاره غفرانی نویسنده عزیز انجمن نویسا تولدت مبارک جامه ام را پر میکنم از عطر تو خیالت را با من یکی میجویم تورا میان شقایق ها ، در زیر باران ! نبیند دیده ام غیر تو بر لبم زمزه ی نام تو در نگاهم شوق تماشای تو هوایم سرشار از نفس های تو ... تمام آیینه ها را از عکس تو پر میکنم تمام جاده هارا با تو قدم میزنم من تو را با من زندگی میکنم .. تولدت ? مبارکــــــــــــــــــ?
  6. پریای عزیز تولدت مبارک

    @Parya a عزیز انجمن نویسا تولدت را تبریک میگوید جملات تبریک تولد امروز تولد توست و بهترین زمانی که خدا میخواست مرا با هدیه ای شاد کند. آری درست است این هدیه قبل قبل از وجود خودم از آسمان آمده ولی مهم این است که از آن دل من بوده . . . تولدت مبارک
  7. مستانه جان تولدت مبارک

    @mastane bano مستانه بانو عزیز مدیر کل انجمن نویسا سالروز زمینی شدنت مبارک چه لطیف است حس آغازی دوباره ، و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس... و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن! و چه اندازه شیرین است امروز... روز میلاد... روز تو! روزی که تو آغاز شدی! تولد مبارک
  8. رمان این زن دیوانه است

    نگارش 1.0.0

    265 دریافت

    رمان این زن دیوانه است (جلد دوم خورشید همیشه گرم نیست) ✍نویسنده: a.farsi ( آفتاب ) نویسنده اختصاصی انجمن نویسا رمانکده تعداد صفحات :700 خلاصه کتاب : این زن دیوانه است روایت متفاوت زندگی مردی ست به نام یزدان که روانپزشک است و با مرگ ناپدری اش وارد ماجرایی سخت و عجیب از زندگی اش می شود.جایی که باید میان عشق و عدالت یکی را انتخاب کند و این انتخاب سخت ترین تصمیم زندگی اش است وقتی که خودش در مرکز آن قرار دارد این رمان را به بهترین دوست و همراه همیشگی زرگل عزیزم تقدیم می کنم و امیدوارم هیچ وقت از خوندن و نقد رمان های جدیدم خسته نشی ژانر : ،عاشقانه ، برای دانلود رمان گزینه دریافت فایل را بزنید pdf مخصوص همه ی گوشی ها و کامپیوتر epub مخصوص گوشی های آیفون apk مخصوص گوشی های اندروید
  9. ماهنامه فرهنگی نویسا (8)

    نگارش 1.0.0

    116 دریافت

    ☀️بنام خدا☀️ ?ماهنامه فرهنگی نویسا? ماهنامه شماره8 تهیه کننده: سحر محمدی، کیمیا ذبیحی? ?دنیا را رها نکن... این دنیا آهن ربایی است برای بودن، برای خواستن، برای دوست داشتن... کشش دارد چون رهایی ندارد، رها نکنیم که ما را در اوج ناکامی‌ها رها نکرد...? #مستانه_بانو کاری از انجمن مجازی-فرهنگی نویسا ? www.nevisadl.com @romankade @nevisadl ⭐️مجله فرهنگی نویسا⭐️ 1396/11/1
  10. یا مهدی

    پسر فاطمه ای نور حقیقی بخشا ز دیده ما، گم شده ای ای عشق زمانه، ای فرزانه راه، بخشا ز گنه ما، غم شده ای
  11. پسر فاطمه چند صباحیست که انگار فراموش شده ای از دل سنگ مردمانت، انگار که بیرون شده ای پسر فاطمه گفتی کز غیبیت صغری به کبری شده ای گفته ای کز نظر ما چندیست که پنهان شده ای پسر فاطمه بخشا دل ما را که تو از دام گناه، مبرا شده ای گفته ای تا که گناه است ز چشمان جهان، دور شده ای پسر فاطمه بخشا که تو پیدا و ما، گم شده ایم پسر فاطمه بخشا که ز چشمان تو پنهان شده ایم اللهم عجل الولیک الفرج "فرزانه حقیقی" farzane_ha77
  12. تاریخچه ی والیبال بانوان

    نماینده کشورمان در مسابقات والیبال باشگاه‌های زنان آسیا با نتایج خوب خود تاریخ این رشته را برای بانوان ایران ورق زد. [تاریخچه والیبال باشگاه‌های زنان ایران در آسیا] به گزارش “ورزش سه” و به نقل از فارس، مسابقات باشگاه‌های آسیا رقابت‌هایی است که با حضور نمایندگان کشورهای مختلف قاره آسیا و حتی بازیکنان غیر آسیایی برگزار می شود که بر اساس تاریخچه این رقابت‌ها، تیم والیبال بانوان ایران برای نخستین بار در جایگاه پنجم این مسابقات قرار گرفته است. بعد از چند سالی که نماینده‌ای از تیم بانوان ایران در باشگاه‌های آسیا حضور نداشت، از سال ۲۰۰۸ تیم‌های دختران ایران معمولاً در رده‌های آخر این مسابقات قرار می‌گرفتند، اما با برنامه‌ریزی خوب در سال‌های اخیر سرانجام رتبه پنجمی در بین باشگاه‌های آسیا امسال به نماینده ایران رسید. این موفقیت که برگ جدیدی از تاریخ والیبال بانوان ایران را رقم زد با حمایت و استقبال گسترده مردم ایران همراه بوده است، اما متاسفانه در روزهای اخیر برخی تنگ‌نظری‌ها در فضای مجازی موجب شده که نتیجه پنجمی نماینده ایران در جام باشگاه‌های آسیا با سایر تورنمنت‌های والیبال مقایسه و زحمات ملی‌پوشان و کادر فنی ایران را زیر سوال ببرند و با این شائبه در صدد تخریب روحیه تیم زنان کشورمان در آستانه مسابقات مهم AVC کاپ باشند. به همین منظور نگاهی به جدول مسابقات والیبال قهرمانی زنان باشگاه‌های آسیا خالی از لطف نیست: از ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۷ : ایران نماینده ای نداشت ۲۰۰۸: ( ذوب آهن ایران هشتم) ۲۰۰۹: (سایپا ایران هشتم) ۲۰۱۰: ( ذوب آهن ایران هشتم) ۲۰۱۱: (پرسپولیس ایران ششم) ۲۰۱۲: (گیتی پسند ایران ششم) ۲۰۱۳: (گیتی پسند ایران هشتم) ۲۰۱۴: (متین ورامین ایران هفتم) ۲۰۱۵: (دانشگاه آزاد نهم) ۲۰۱۶: ( بانک سرمایه ایران پنجم) ضمن ارزش گذاردن به همه موفقیت‌هاى تیم‌هاى بانوان در طول تاریخ این رشته در ایران شاید بیان این نکته هم برای علاقمندان به والیبال هم جالب باشد که هیچ تیمى از والیبال زنان ایران پیش از تاریخی که در بالا ذکر شد از کشور خارج نشده بود و ایران توانست با رایزنى حضور زنان مسلمان را با پوشش اسلامى در مقررات جهانى بگنجاند.
  13. دربی چیست؟

    دربی چیست ؟ دربی یا شهرآورد به مسابقه ای گفته می شود که بین دو تیم همشهری برگزار می شود . در فرهنگستان زبان فارسی فعال کلمه دربی ، شهرآورد می باشد . در ادامه این مطالب به بررسی دربی ها و معنی دربی بیشتر خواهیم پرداخت ، با ما همراه باشید . دربی چیست یا شهرآورد چیست ؟ دربی چیست ؟ شهرآورد چیست ؟ شهرآورد، داربی (در تلفظ انگلیسی بریتانیایی)، یا دربی (در تلفظ انگلیسی آمریکایی)، به مسابقه ورزشی بین دو باشگاه همشهری که هم آورد هم شناخته می شوند، گفته می‌شود. شهرآورد بیشتر در ورزشهای گروهی و بویژه در فوتبال و راگبی کاربرد دارد. واژهٔ شهرآورد از برابر-نهاده‌های فرهنگستان زبان فارسی است. این واژه از «آورد» (نبرد)، و به معنی «نبرد شهر» است. در ایران مهم‌ترین شهرآورد بازی فوتبال بین دو تیم تهرانی پرسپولیس و استقلال است. در لیگهای باشگاهی اروپا و آمریکای جنوبی نیز شهرآوردهای مشهوری دیده می‌شود. شهرآوردهای مهم جهان ایران شهرآورد تهران : (شهرآورد سرخابی) شهرآورد مشهور کشور ایران در شهر تهران، بین تیم‌های پرسپولیس و استقلال تهران شهرآورد مشهد : شهرآورد مشهد در شهر مشهد، بین تیم‌های سیاه جامگان و پدیده شهرآورد اصفهان : شهرآورد اصفهان در شهر فولادشهر، بین تیم‌های سپاهان اصفهان و ذوب آهن اصفهان شهرآورد گیلان : شهرآورد گیلان در شهرهای انزلی و رشت، بین تیم‌های ملوان بندر انزلی و داماش گیلان شهرآورد اهواز : شهرآورد اهواز در شهر اهواز، بین تیم‌های فولاد خوزستان و استقلال اهواز شهرآورد شیراز : شهرآورد شیراز در شهر شیراز، بین تیم‌های برق شیراز و فجر سپاسی شیراز شهرآورد تبریز : شهرآورد تبریز در شهر تبریز، بین تیم‌های تراکتورسازی تبریز و ماشین سازی تبریز شهرآورد خوزستان : شهرآورد خوزستان در شهرهای اهواز و آبادان، بین تیم‌های فولاد خوزستان و صنعت نفت آبادان ایتالیا شهرآورد میلان : (دِلا مادونینا) شهرآورد مشهور کشور ایتالیا در شهر میلان، بین تیم‌های آث میلان و اینتر میلان شهرآورد رم : (دِلا کاپیتاله) شهرآورد مشهور کشور ایتالیا در شهر رم، بین تیم‌های آ اس رم و لاتزیو شهرآورد تورین : (دِلا موله) شهرآورد مشهور کشور ایتالیا در شهر تورین، بین تیم‌های یوونتوس و تورینو انگلستان شهرآورد منچستر : شهرآورد مشهور کشور انگلستان در شهر منچستر، بین تیم‌های منچستر یونایتد و منچستر سیتی شهرآورد لندن : شهرآورد مشهور کشور انگلستان در شهر لندن، بین تیم‌های آرسنال و چلسی شهرآورد لندن : شهرآورد مشهور کشور انگلستان در شهر لندن، بین تیم‌های آرسنال و تاتنهام شهرآورد لندن : شهرآورد مشهور کشور انگلستان در شهر لندن، بین تیم‌های تاتنهام و چلسی شهرآورد لندن: شهر آورد مشهور کشور انگلستان بین تیم های چلسی و فولهام شهرآورد لیورپول (مرسی ساید) : شهرآورد مشهور کشور انگلستان در شهر لیورپول، بین تیم‌های لیورپول و اورتون شهرآورد تایمیر: شهر آورد کشور انگلستان در شمال انگلیس بین تیم های ساندرلند و نیوکاسل یونایتد هماوردی لیورپول و منچستر یونایتد: شهر آورد کشور انگلستان در انگلیس بین تیم های لیورپول و منچستر یونایتد اسپانیا ال کلاسیکو : شبه شهرآورد (شهرآورد رقابتی) مشهور کشور اسپانیا، بین تیم‌های رئال مادرید و بارسلونا شهرآورد بارسلون : شهرآورد مشهور کشور اسپانیا در شهر بارسلون، بین تیم‌های بارسلونا و اسپانیول شهرآورد مادرید : شهرآورد مشهور کشور اسپانیا در شهر مادرید، بین تیم‌های رئال مادرید و اتلتیکو مادرید آلمان کلاسیک آلمان :شبه شهرآورد(شهرآورد رقابتی) مشهور کشور آلمان بین تیم های بایرن مونیخ و بورسیا دورتموند شهرآورد مونیخ : شهرآورد مشهور کشور آلمان در شهر مونیخ، بین تیم‌های بایرن مونیخ و مونیخ ۱۸۶۰ شهرآورد دورتموند (داربی روحر یا رودخانه) : شهرآورد مشهور کشور آلمان در شهر گلزن کرشن، بین تیم‌های بروسیا دورتموند و شالکه شهرآورد هامبورگ : شهرآورد مشهور کشور آلمان در شهر هامبورگ، بین تیم‌های هامبورگ و سن پائولی شهر آورد لاور ساکسونا:شهر آورد کشور آلمان بین تیم های اینتراخت برانشوایگ و هانوفر 96 آرژانتین سوپر کلاسیکو: شهر آورد مشهور کشور آرژانتین در شهر بوینس آیرس بین تیم های بوکا جونیورز و ریور پلات پرتغال شهرآورد لیسبون : شهرآورد مشهور کشور پرتغال در شهر لیسبون، بین تیم‌های اسپورتینگ لیسبون و بنفیکا شهرآورد پورتو : شهرآورد مشهور کشور پرتغال در شهر پورتو، بین تیم‌های پورتو و بواویستا اسکاتلند شهرآورد گلاسگو(دربی اولد فرم شرکت قدیمی) : شهرآورد مشهور کشور اسکاتلند در شهر گلاسگو، بین تیم‌های سلتیک گلاسکو و گلاسکو رنجرز اتریش شهرآورد وین : شهرآورد مشهور کشور اتریش در شهر وین، بین تیم‌های راپیدوین و آستریاوین بلغارستان شهرآورد ابدی فوتبال بلغارستان : شهرآورد مشهور کشور بلغارستان در شهر صوفیه، بین تیم‌های لفسکی صوفیه و زسکا صوفیه جمهوری چک شهرآورد پراگ : شهرآورد مشهور کشور جمهوری چک در شهر پراگ، بین تیم‌های اسپارتا پراگ و اسلاویا پراگ ترکیه شهرآورد استانبول : شهرآورد مشهور کشور ترکیه در شهر استانبول، بین تیم‌های گالاتاسرای و فنرباغچه شهرآورد استانبول : شهرآورد مشهور کشور ترکیه در شهر استانبول، بین تیم‌های گالاتاسرای و بشیکتاش شهرآورد استانبول : شهرآورد مشهور کشور ترکیه در شهر استانبول، بین تیم‌های فنرباغچه و بشیکتاش هلند شهر آورد آمستردام: شهرآورد مشهور کشور هلند در شهر آمستردام بین تیم های آژاکس و فاینورد یونان شهرآورد دشمنان ابدی : شهرآورد مشهور کشور یونان در شهر آتن، بین تیم‌های المپیاکوس و پاناتینایکوس رومانی شهرآورد ابدی (رومانی) : شهرآورد مشهور کشور رومانی در شهر بخارست، بین تیم‌های استوا بخارست و دینامو بخارست عربستان شهرآورد ریاض : شهرآورد مشهور کشور عربستان سعودی در شهر ریاض، بین تیم‌های الهلال و النصر شهرآورد جده : شهرآورد مشهور کشور عربستان سعودی در شهر جده، بین تیم‌های الاتحاد و الاهلی سعودی ال کلاسیکو :شبه شهر آورد(شهر آورد رقابتی) مشهور کشور عربستان سعودی بین تیم های الهلال و الاتحاد مصر شهرآورد قاهره : شهرآورد مشهور کشور مصر در شهر قاهره، بین تیم‌های الاهلی و زمالک
  14. رمان دیوانه و دلبر

    نگارش 1.0.0

    1,126 دریافت

    رمان دیوانه و دلبر ✍?نویسنده: زهرا عابدی نویسنده اختصاصی انجمن نویسا رمانکده ? ? تعداد صفحات :405 ?خلاصه کتاب : داستان درباره ی دختری به اسم دلاراست که پا توی مسیری میذاره که نمیدونه قراره چه اتفاقایی براش بیفته و با پسری اشنا میشه که هم زیبا ترین حس هارو باهاش تجربه میکنه و هم تلخترینشون رو ?ژانر : عاشقانه کمی طنز برای دانلود رمان گزینه دریافت فایل را بزنید pdf ?مخصوص همه ی گوشی ها و کامپیوتر? epub ?مخصوص گوشی های آیفون ? apk ?مخصوص گوشی های اندروید? jar?پرنیال مخصوص گوشی های جاوا ?
  15. اعتماد به نفس در نویسندگی

    اعتماد به نفس در نویسندگی ریحانه : با سلام وخسته نباشید ؛من چند وقتیه که رمان مینویسم به نظر خودم که خوب پیش میرم با وجود اینکه کار اولمه ؛از بچگی علاقه زیادی به نوشتن داشتم حتی در مسابقات داستان نویسی جزء نفرات برتر بودم ؛تنها مشکلی که دارم اعتماد به نفس کامل را ندارم خواهشا کمکم کنید. پاسخ : شاید پاسخ به این سوال در ارتباط مستقیم با خود نوشتن نباشد. در انتهای یادداشت چند کتاب برای مطالعه بیشتر که به صورت عمومی درباره اعتماد به نفس و کار نویسندگی هست برای تان معرفی خواهم کرد. اما علی الحساب باید عرض کنم: نه فقط در نویسندگی که در کل زندگی ما, قرار نیست که ما در ابتدا احساس اعتماد به نفس داشته باشیم تا بعد بتوانیم بنشینیم و بنویسیم. به قول باربارا دی آنجلس اعتمادبه نفس ما از این ناشی نمی شود که احساس بکنیم نویسنده خوبی هستیم یا توانایی بالای نوشتن داریم بلکه اعتماد به نفس حقیقی ما از اینجا ناشی می شود که می دانیم هر کاری که برای نوشتن لازم باشد انجام می دهیم و می نشینیم می نویسم. اعتماد به نفس ما از اینجا شکل می گیرید که می دانیم برای شروع رمان مان خیلی ساده پشت میز می نشینیم و می نویسم. اگر ضروری باشد تحقیق بکنیم دست به تحقیقات و جمع آوری اطلاعات می زنیم. در صورتی که نیاز به مطالعه کتاب خاصی باشد به سراغ مطالعه خواهیم رفت و … نکته بعد اینکه به قول ژول سالزمن در کتاب “اگر می توانید حرف بزنید می توانید بنویسید” : شما قرار نیست که در همان تلاش اول شاهکار خلق بکنید. شما باید اصل را بر پیشرفت بگذارید و نه نوشتن یک کتاب کامل و بی عیب و نقص. فقط قرار است در هر صفحه نسبت به صفحه قبل بهتر بنویسید و در هر کتاب نسبت به کتاب قبل. هیچ چیز بهترینی وجود ندارد. هر بار یک قدم به جلو. اگر مدام بخواهید به این فکر بکنید که در همان تلاش اول شاهکار بی بدیل رمان نویسی را خلق بکنید تا به ابد دست به نوشتن نخواهید برد چون مدام نوشتن را به زمانی موکول خواهید کرد که گمان می کنید در آن زمان توانایی لازم را برای نوشتن شاهکار به دست خواهید آورد. غافل از این که آن روز هیچگاه از راه نخواهد رسید. بنابراین بنشینید و بدترین (آری بدترین) رمانی را که می توان نوشت از همین لحظه و همین ساعت بنویسید. باز به قول ژول سالزمن : انتظاراتتان را از خودتان پایین بیاورید. نترسید نتیجه کار اصلا بد نخواهد بود. بنابراین پیشرفت را جایگزین کمال گرایی بکنید. کمال گرایی و تلاش برای خلق بهترین اثر در اولین تلاش نتیجه ای جز فلج و ناتوانی در نوشتن نخواهد داشت. باز به قول ژول سالزمن : هیچ کس انتظار ندارد اولین باری که پشت پیانو می نشیند مثل شوپن بنوازد اما همه می خواهند در همان تلاش اول شاهکاری در حد کارهای کم نظیر همینگوی و داستایوسکی بنویسند؟ چرا؟ توانایی نوشتن در طی سالیان متمادی و تمرینات فراوان و نوشتن و چاپ کردن های مکرر شکل می گیرد. ریحانه عزیز اگر تا به امروز موفقیت هایی داشته ای قطعا ذوق و قریحه و استعداد نویسندگی در تو هست. بنابراین شک و تردیدها را کناری بگذار و بی وقفه بخوان و بنویس و نوشته هایت را در معرض نقد و نظر مخاطبین عادی و صاحب نظران متخصص قرار بده تا از نظر هر دو گروه بهره ببری. همان طور که در طول نوشته متوجه شدید کتاب هایی که میخواستم معرفی بکنم اینها بودند: ■ کتاب: اعتماد به نفس / نوشته: باربارا دی آنجلس / نشر نو اندیش ■ کتاب: اگر می توانی حرف بزنی می توانی بنویسی / نوشته ژول سالزمن و همچنین این کتابهای جذاب را هم توصیه می کنم بخوانید: ■ کتاب: کار نویسنده / مجموعه گفتگوهای جذاب و راهگشا با بزرگترین نویسندگان / ترجمه: اخوت در صورت پیدا نکردن کتاب فوق می توانید کتاب «رمان از روی دست رمان نویسان» ترجمه «محسن سلیمانی« را هم که بخشی از همان گفتگوهاست بخوانید. اما متن کامل گفتگوها در همان کتاب کار نویسنده هست. ■ کتاب: فن داستان نویسی / مجموعه ای از نقل قول ها / مقالات / گفتگوهای بسیار خواندنی و الهام بخش ترجمه ی «محسن سلیمانی» منبع: tak-site.com
  16. از آن سوی سرزمین سبزمان (دلنوشته خارجی)

    "برایم ساده نیست صحبت در موردش حس عمیقی در قلبم به آن دارم من ساده نیستم، نه... احساسم پیچیده است سخت است درباره اش بگویم، نمی توانم وصفش کنم... چون هیچ چیز برایمان نمانده که از آن حرف بزنیم مثل آینده، و آن رویاهای زیبا... چون هیچ چیز برایم نمانده که به آن فکر کنم حالا که دیگر او نیست، نمی توانم احساسی داشته باشم... از زمانی که محبوبم، عزیزترینم رفته آن روز، سیاه ترین روز زندگی ام بوده..." (با تغییر) Lana Del Rey and Rick Nowels* (سیاه ترین روز) The Blackest Day*
  17. مجموعه سوتفاهمهای جنتلمنی

    کی می دونه اصطلاح " یه دل داره زیبا " وصف حال کدوم دسته از آدم هاست؟! چی ؟! نه نه ... اونی که تو ذهنته نیست ! اینا همونایین که واسه تنهایی همه احساس مسئولیت می کنن ! همونایی که انقد نیکن و کارشون درسته که هیچ نخی رو ول نمی کنن ! همونایی که فقد بخاطر همدردی- فقد همدردیاااا - دستتو می گیرن، بغلت می کنن، قربون صدقت میرن ... از اون جنتلمنایی که همه ی خانمای دنیا رو "خانومم" صدا می کنن ! همونایی که دست رد به سینه ی کسی نمیزنن که مبادا دور از ادب باشه ! همون "آدم مهربونایی" که من و تو از رو بیشعوری خودمون اسمشونو میذاریم " #ه*ر*ز*ه " !!! بیاین قدر این موجودات نازنینو بدونیم ؛ اگه همین منابع محبتم تو این جامعه ی پر از نامهربونی نبود ، بدون شک همه از فرط تنهایی و انزوا دست به خودکشی می زدیم ! #سپیده‌تقی‌زاده #gentleman
  18. دزدیدن جوانمردی

    دزدیدن جوانمردی اسب سواری ، مرد چلاقی را سر راه خود دید که از او کمک می خواست مرد سوار دلش به حال او سوخت از اسب پیاده شد و او را از جا بلند کرد و روی اسب گذاشت تا او را به مقصد برساند مرد چلاق وقتی بر اسب سوار شد ، دهنه ی اسب را کشید و گفت : … اسب را بردم ، و با اسب گریخت! اما پیش از آنکه دور شود صاحب اسب داد زد : تو ، تنها اسب را نبردی ، جوانمردی را هم بردی! اسب مال تو ؛ اما گوش کن ببین چه می گویم! مرد چلاق اسب را نگه داشت مرد سوار گفت : هرگز به هیچ کس نگو چگونه اسب را به دست آوردی ؛ زیرا می ترسم که دیگر « هیچ سواری » به پیاده ای رحم نکند!(برای هیچکس تعریف نکن که میترسم دیگر نامی از جوانمردی در دنیا باقی نماند)
  19. مدیر و شاگرد و یک سوال

    ما درکلاس ۲۴نفر هستیم، معلم ما وقتی میخواد از کلاس بیرون بره به من میگه : خانم محمدی ، شما مبصر باش تا نظم کلاس بهم نریزه . . . وبه بچه ها میگه: بچه ها ، گوش به حرف مبصر کنید ، تا برگردم . شما میگید پیامبر(ص) از دنیا رفت وکسی را به جانشینی خودش انتخاب نکرد ، آیا پیامبر(ص) ، به اندازه معلم ما ، بلد نبود یک مبصر و یک جانشین بعد از خودش تعیین کند که نظم جامعه . . . اسلامی به هم نریزد ؟! جواب مدیر به دانش آموز شیعه: برو فردا با ولی ات بیا کارش دارم . دانش آموز رفت وفرداش با دوستش اومد. مدیرگفت: پس چرا ولیتو نیاووردی ، مگه نگفتم ولیتو بیار ؟ ? دانش آموز گفت: این ولیه منه دیگه مدیرگفت: منظور من از ولی سرپرسته ، پدرته ، رفتی دوستتو آوردی؟ دانش آموز گفت: نشد دیگه اینجا میگی ولی یعنی سرپرست ، پس چطور وقتی پیامبر میگه این علی ولی شماست میگید معنی ولی میشه دوست . ? [
  20. زیباترین قلب

    روزي مرد جواني وسط شهري ايستاده بود و ادعا مي كرد كه زيبا ترين قلب را درتمام آن منطقه دارد. جمعيت زياد جمع شدند. قلب او كاملاً سالم بود و هيچ خدشه‌اي بر آن وارد نشده بود و همه تصديق كردند كه قلب او به راستی زيباترين قلبي است كه تاكنون ديده‌اند. مرد جوان با كمال افتخار با صدايي بلند به تعريف قلب خود پرداخت. ناگهان پير مردي جلوي جمعيت آمد و گفت كه قلب تو به زيبايي قلب من نيست. مرد جوان و ديگران با تعجب به قلب پير مرد نگاه كردند قلب او با قدرت تمام مي‌تپيد اما پر از زخم بود. قسمت‌هايي از قلب او برداشته شده و تكه‌هايي جايگزين آن شده بود و آنها به راستی جاهاي خالي را به خوبي پر نكرده بودند براي همين گوشه‌هايی دندانه دندانه درآن ديده مي‌شد. در بعضي نقاط شيارهاي عميقي وجود داشت كه هيچ تكه‌اي آن را پرنكرده بود، مردم كه به قلب پير مرد خيره شده بودند با خود مي‌گفتند كه چطور او ادعا مي‌كند كه زيباترين قلب را دارد؟ مرد جوان به پير مرد اشاره كرد و گفت تو حتماً شوخي مي‌كني؛ قلب خود را با قلب من مقايسه كن؛ قلب تو فقط مشتي رخم و بريدگي و خراش است . پير مرد گفت: درست است. قلب تو سالم به نظر مي‌رسد اما من هرگز قلب خود را با قلب تو عوض نمي‌كنم. هر زخمي نشانگر انساني است كه من عشقم را به او داده‌ام، من بخشي از قلبم را جدا كرده‌ام و به او بخشيده‌ام. گاهي او هم بخشي از قلب خود را به من داده است كه به جاي آن تكه‌ي بخشيده شده قرار داده‌ام؛ اما چون اين دو عين هم نبوده‌اند گوشه‌هايي دندانه دندانه در قلبم وجود دارد كه برايم عزيزند؛ چرا كه ياد‌آور عشق ميان دو انسان هستند. بعضي وقتها بخشي از قلبم را به كساني بخشيده‌ام اما آنها چيزی از قلبشان را به من نداده‌اند، اينها همين شيارهاي عميق هستند. گرچه دردآور هستند اما ياد‌آور عشقي هستند كه داشته‌ام. اميدوارم كه آنها هم روزي بازگردند و اين شيارهاي عميق را با قطعه‌ای كه من در انتظارش بوده‌ام پركنند، پس حالا مي‌بيني كه زيبايي واقعي چيست؟ مرد جوان بي هيچ سخني ايستاد، در حالي كه اشك از گونه‌هايش سرازير مي‌شد به سمت پير مرد رفت از قلب جوان و سالم خود قطعه‌ای بيرون آورد و با دستهاي لرزان به پير مرد تقديم كرد پير مرد آن را گرفت و در گوشه‌اي از قلبش جاي داد و بخشي از قلب پير و زخمي خود را به جاي قلب مرد جوان گذاشت . مرد جوان به قلبش نگاه كرد؛ ديگر سالم نبود، اما از هميشه زيباتر بود زيرا كه عشق از قلب پير مرد به قلب او نفوذ كرده بود
  21. زندگینامه_شهید مطهری

    ۱-ولادت شهید مطهری : استاد شهيد آيت الله مطهري در 13 بهمن 1298 هجري شمسي در فريمان واقع در 75 کيلومتري شهر مقدس مشهد در يک خانواده اصيل روحاني چشم به جهان مي گشايد. پس از طي دوران طفوليت به مکتبخانه رفته و به فراگيري دروس ابتدايي مي پردازد. ۲ - ورود به حوزه علمیه : در سن دوازده سالگي به حوزه علميه مشهد عزيمت نموده و به تحصيل مقدمات علوم اسلامي اشتغال مي ورزد. در سال 1316 عليرغم مبارزه شديد رضاخان با روحانيت و عليرغم مخالفت دوستان و نزديکان، براي تکميل تحصيلات خود عازم حوزه علميه قم مي شود در حالي که به تازگي موسس گرانقدر آن آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالکريم حائري يزدي ديده از جهان فروبسته و رياست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن آيات عظام سيد محمد حجت، سيد صدرالدين صدر و سيد محمد تقي خوانساري به عهد گرفته اند. ۳- تحصیلات حوزوی استاد مطهری: اول) دروس علمي: دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آيت الله العظمي بروجردي (در فقه و اصول) و حضرت امام خميني ( به مدت 12 سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي (در فلسفه : الهيات شفاي بوعلي و دروس ديگر) بهره مي گيرد. قبل از هجرت آيت الله العظمي بروجردي به قم نيز استاد شهيد گاهي به بروجرد مي رفته و از محضر ايشان استفاده مي کرده است. دوم )دروس اخلاقي و عرفاني: استاد شهيد مدتي نيز از محضر مرحوم آيت الله حاج ميرزا علي آقا شيرازي در اخلاق و عرفان بهره هاي معنوي فراوان برده است. نيز از دروس اخلاقي و عرفاني امام خميني بهره برد. ازاساتيد ديگر استاد مطهري مي توان از مرحوم آيت الله سيد محمد حجت ( در اصول) و مرحوم آيت الله سيد محمد محقق داماد (در فقه) نام برد. ۴-فعالیتهای دینی (مذهبی وسیاسی استاد): وي در مدت اقامت خود در قم علاوه بر تحصيل علم، در امور اجتماعي و سياسي نيز مشارکت داشته و از جمله با فدائيان اسلام در ارتباط بوده است. اول)فعالیتهای مذهبی: در سال 1331 در حالي که از مدرسين معروف و از اميدهاي آينده حوزه به شمار مي رود به تهران مهاجرت مي کند . در تهران بهتدريس در مدرسه مروي و تأليف و سخنرانيهاي تحقيقي مي پردازد. در سال 1334 اولين جلسه تفسير انجمن اسلامي دانشجويان توسط استاد مطهريتشکيل مي گردد . در همان سال تدريس خود در دانشکده الهيات و معارف اسلامي دانشگاه تهران را آغاز مي کند. در سالهاي 1337 و 1338 که انجمن اسلامي پزشکان تشکيل مي شود . استاد مطهري از سخنرانان اصلي اين انجمن است و در طول سالهاي 1340 تا 1350 سخنران منحصر به فرد اين انجمن مي باشد که بحثهاي مهمي از ايشان به يادگار مانده است. دوم)فعالیتهای سیاسی: الف)درقیام پانزده خرداد: ایشان همواره در کنار امام بودبه طوري که مي توان سازماندهي قيام پانزده خرداد در تهران و هماهنگي آن با رهبري امام را مرهون تلاشهاي او و يارانش دانست. در ساعت 1 بعد از نيمه شب روز چهارشنبه پانزده خرداد 1342 به دنبال يک سخنراني مهيج عليه شخص شاه به وسيله پليس دستگير شده و به زندان موقت شهرباني منتقل مي شود و به همراه تعدادي از روحانيون تهران زندانی مي گردد. پس از 43 روز به دنبال مهاجرت علماي شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه ساير روحانيون از زندان آزاد مي شود. ب)هدايت هيئتهاي موتلفه: پس از تشکيل هيئتهاي موتلفه اسلامي، استاد مطهري از سوي امام خميني همراه چند تن ديگر از شخصيتهاي روحاني عهده دار رهبري اين هيئتها مي گردد. پس از ترور حسنعلي منصور نخست وزير وقت توسط شهيد محمد بخارايي کادر رهبري هيئتهاي موتلفه شناسايي و دستگير مي شود ولي از آنجا که قاضي يي که پرونده اين گروه تحت نظر او بود مدتي در قم نزد استاد تحصيل کرده بود به ايشان پيغام مي فرستد که حق استادي را به جا آوردم و بدين ترتيب استاد شهيد از مهلکه جان سالم بدر مي برد. ج) مبارزه با کجرویها وانحرافات: در اين زمان وي به تأليف کتاب در موضوعات مورد نياز جامعه و ايراد سخنراني در دانشگاهها ، اسلامي کردن محتواي نهضت اسلامي پزشکان، مسجد هدايت، مسجد جامع نارمک و غيره ادامه مي دهد. به طور کلي استاد شهيد که به يک نهضت اسلامي معتقد بود نه به هر نهضتي، براي اسلامي کردن محتواي نهضت تلاشهاي ايدئولوژيک بسياري نمود وبا کجرويها و انحرافات مبارزه سرسختانه کرد. در سال 1346 به کمک چند تن از دوستان اقدام به تأسيس حسينيه ارشاد نمود به طوري که مي توان او را بنيانگذار آن موسسه دانست. ولي پس از مدتي به علت تکروي و کارهاي خودسرانه و بدون مشورت يکي از اعضاي هيئت مديره و ممانعت او از اجراي طرحهاي استاد و از جمله ايجاد يک شوراي روحاني که کارهاي علمي و تبليغي حسينيه زير نظر آن شورا باشد سرانجام در سال 1349 عليرغم زحمات زيادي که براي آن موسسه کشيده بود و عليرغم اميد زيادي که به آينده آن بسته بود در حالي که در آن چند سال خون دل زيادي خورده بود از عضويت هيئت مديره آن موسسه استعفا داد و آن را ترک گفت. د)حمایت از مظلومان فلسطین در برابر اسرائیل: در سال 1348 به خاطر صدور اعلاميه اي با امضاي ايشان و حضرت علامه طباطبايي و آِيت الله حاج سيد ابوالفضل مجتهد زنجاني مبني بر جمع اعانه براي کمک به آوارگان فلسطيني و اعلام آن طي يک سخنراني در حسينيه ارشاد دستگير شد و مدت کوتاهي در زندان تک سلولي به سربرد. ه)سخنراني هاي انقلابي و بازداشت استاد: از سال 1349 تا 1351 برنامه هاي تبليغي مسجدالجواد را زير نظر داشت و غالباً خود سخنران اصلي بود تا اينکه آن مسجد و به دنبال آن حسينيه ارشاد تعطيل گرديد و بار ديگر استاد مطهري دستگير و مدتي در بازداشت قرار گرفت. پس از آن استاد شهيد سخنرانيهاي خود را در مسجد جاويد و مسجد ارک و غيره ايراد مي کرد. بعد از مدتي مسجد جاويد نيز تعطيل گرديد. در حدود سال 1353 ممنوع المنبر گرديد و اين ممنوعيت تا پيروزي انقلاب اسلامي ادامه داشت. و) استادمطهری و خطر منافقین: اما مهمترين خدمات استاد مطهري در طول حيات پر برکتش ارائه ايدئولوژي اصيل اسلامي از طريق درس و سخنراني و تأليف کتاب است . اين امر خصوصاً در سالهاي 1351 تا 1357 به خاطر افزايش تبليغات گروههاي چپ و پديد آمدن گروههاي مسلمان چپ زده و ظهور پديده التقاط به اوج خود مي رسد. گذشته از حضرت امام،استاد شهید مرتضی مطهري اولين شخصيتي است که به خطر سران سازمان موسوم به « مجاهدين خلق ايران » پي مي برد و ديگران را از همکاري با اين سازمان باز مي دارد و حتي تغيير ايدئولوژي آنها را پيش بيني مي نمايد. ز)تدريس در حوزه علميه و...: در اين سالها استاد شهيد به توصيه حضرت امام مبني بر تدريس در حوزه علمي قم هفته اي دو روز به قم عزيمت نموده و درسهاي مهمي در آن حوزه القا مي نمايد و همزمان در تهران نيز درسهايي در منزل و غيره تدريس مي کند. در سال 1355 به دنبال يک درگيري با يک استاد کمونيست دانشکده الهيات! زودتر از موعد مقرر بازنشسته مي شود . همچنين در اين سالها استاد شهيد با همکاري تني چند از شخصيتهاي روحاني، «جامعه روحانيت مبارز تهران » را بنيان مي گذارد بدان اميد که روحانيت شهرستانها نيز به تدريج چنين سازماني پيدا کند. ح)بطور دائمي در خدمت انقلاب و امام قرار گرفتن:گرچه ارتباط استاد مطهري با امام خميني پس از تبعيد ايشان از ايران به وسيله نامه و غيره استمرار داشته است ولي در سال 1355 موفق گرديد مسافرتي به نجف اشرف نموده و ضمن ديدار با امام خميني درباره مسائل مهم نهضت و حوزه هاي علميه با ايشان مشورت نمايد. پس از شهادت آيت الله سيد مصطفي خميني و آغاز دوره جديد نهضت اسلامي، استاد مطهري به طور تمام وقت درخدمت نهضت قرار مي گيرد و در تمام مراحل آن نقشي اساسي ايفا مي نمايد. در دوران اقامت حضرت امام در پاريس، سفري به آن ديار نموده و در مورد مسائل مهم انقلاب با ايشان گفتگو مي کند و در همين سفر امام خميني ايشان را مسؤول تشکيل شوراي انقلاب اسلامي مي نمايد. هنگام بازگشت امام خميني به ايران مسئوليت کميته استقبال از امام را شخصاً به عهده مي گيرد و تا پيروزي انقلاب اسلامي و پس از آن همواره در کنار رهبر عظيم الشأن انقلاب اسلامي و مشاوري دلسوز و مورد اعتماد براي ايشان بود. ۵- شهادت استاد مطهری بدست گروه فرقان: تا اينکه در ساعت بيست و دو و بيست دقيقه سه شنبه يازدهم ارديبهشت ماه سال 1358 در تاريکي شب در حالي که از يکي از جلسات فکري سياسي بيرون آمده بود يا گلوله گروه نادان و جنايتکار فرقان که به مغزش اصابت نمود به شهادت مي رسد و امام و امت اسلام در حالي که اميدها به آن بزرگمرد بسته بودند در ماتمي عظيم فرو مي روند. سلام و درود خدا بر روح پاک و مطهرش.
  22. زندگینامه_استاد شهریار

    زندگینامه استاد شهریار سید محمد حسین بهجت تبریزی در سال 1285 هجری شمسی در روستای زیبای « خوشکناب » آذربایجان متولد شده است. او در خانواده ای متدین ، کریم الطبع واهل فضل پا بر عرصه وجود نهاد. پدرش حاجی میر آقای خوشکنابی از وکلای مبرز و فاضل وعارف روزگار خود بود که به سبب حسن کتابتش به عنوان خوشنویسی توانا مشهور حدود خود گشته بود. شهریار که دوران کودکی خود را در میان روستائیان صمیمی و خونگرم خوشکناب در کنارکوه افسونگر « حیدر بابا » گذرانده بود همچون تصویر برداری توانا خاطرات زندگانی لطیف خود را در میان مردم مهربان و پاک طینت روستا و در حریم آن کوه سحرانگیز به ذهن سپرد. او نخستین شعر خویش را در چهار سالگی به زبان ترکی آذربایجانی سرود . بی شک سرایش این شعر کودکانه ، گواه نبوغ و قریحه شگفت انگیز او بود. شهریار شرح حال دوران کودکی خود را در اشعار آذربایجانیش بسیار زیبا،تاثیر گذار و روان به تصویر کشیده است. طبع توانای شهریار توانست در ابتدای دهه سی شمسی و در دوران میانسالی اثر بدیع و عظیم« حید ربابایه سلام» را به زبان مادریش بیافریند . او در این منظومه بی همتا در خصوص دوران شیرین کودکی و بازیگوشی خود در روستای خشکناب سروده است: قاری ننه گئجه ناغیل دییه نده ، ( شب هنگام که مادر بزرگ قصه می گفت، ) کولک قالخیب قاپ باجانی دویه نده، (بوران بر می خاست و در و پنجره خانه را می کوبید،) قورد کئچی نین شنگیله سین ییه نده، ( هنگامی که گرگ شنگول و منگول ننه بز را می خورد،) من قاییدیب بیر ده اوشاق اولایدیم! (ای کاش من می توانستم بر گردم و بار دیگر کودکی شوم !) شهریار دوران کودکی خود را درمیان روستائیان پاکدل آذربایجانی گذراند. اما هنگامی که به تبریز آمد مفتون این شهر جذاب و تاریخ ساز و ادیب پرور شد. دوران تحصیلات اولیه خود را در مدارس متحده ، فیوضات و متوسطه تبریز گذراند و با قرائت و کتابت السنه ترکی ، فارسی و عربی آشنا شد. شهریار بعدا به تهران آمد و در دارالفـنون تهـران خوانده و تا کـلاس آخر مـدرسه ی طب تحـصیل کردو در چـند مریض خانه هـم مدارج اکسترنی و انترنی را گـذراند ولی د رسال آخر به عـلل عـشقی و ناراحـتی خیال و پـیش آمدهای دیگر از ادامه تحـصیل محروم شد و با وجود مجاهـدتهـایی که بعـداً توسط دوستانش به منظور تعـقـیب و تکـمیل این یک سال تحصیل شد، شهـریار رغـبتی نشان نداد و ناچار شد که وارد خـدمت دولتی بـشود؛ چـنـد سالی در اداره ثـبت اسناد نیشابور و مشهـد خـدمت کرد و در سال 1315 به بانک کـشاورزی تهـران داخل شد . شهـریار در تـبـریز با یکی از بـستگـانش ازدواج کرده، که ثـمره این وصلت دودخـتر به نامهای شهـرزاد و مریم است. از دوستان شهـریار مرحوم شهـیار، مرحوم استاد صبا، استاد نـیما، فـیروزکوهـی، تـفـضـلی، سایه وزاهدی رامی تـوان اسم بـرد. وی ابتدا در اشعارش بهجت تخلص می کرد. ولی بعدا دوبار برای انتخاب تخلص با دیوان حافظ فال گرفت و یک بار مصراع: «که چرخ این سکه ی دولت به نام شهریاران زد» و بار دیگر «روم به شهر خود و شهریار خود باشم» آمد از این رو تخلص شعر خود را به شهریار تبدیل کرد. اشعار نخستین شهریار عمدتا بزبان فارسی سروده شده است. شهریار خود می گوید وقتی که اشعارم را برای مادرم می خواندم وی به طعنه می گفت: "پسرم شعرهای خودت را به زبان مادریت هم بنویس تا مادرت نیز اشعارت را متوجه شود!" این قبیل سفارشها از جانب مادر گرامیش و نیز اطرافیان همزبانش، باعث شد تا شهریار طبع خود را در زبان مادریش نیزبیازماید و یکی از بدیعترین منظومه های مردمی جهان سروده شود. سیری در آثار شهـرت شهـریار تـقـریـباً بی سابقه است، تمام کشورهای فارسی زبان و ترک زبان، بلکه هـر جا که ترجـمه یک قـطعـه او رفته باشد، هـنر او را می سـتایـند. منظومه «حیدر بابا سلام» در سال 1322 منتشر شد واز لحظه نشر مورد استقبال قرار گرفت. "حـیـدر بابا" نـه تـنـهـا تا کوره ده های آذربایجان، بلکه به ترکـیه و قـفـقاز هـم رفـته و در ترکـیه و جـمهـوری آذربایجان چـنـدین بار چاپ شده است، بدون استـثـنا ممکن نیست ترک زبانی منظومه حـیـدربابا را بشنود و منـقـلب نـشود. این منظومه از آثار جاویدان شهریار و نخستین شعری است که وی به زبان مادری خود سروده است. شهریار در سرودن این منظومه از ادبیات ملی آذربایجان الهام گرفته است. منظومه حیدربابا تجلی شور و خروش جوشیده از عشق شهریار به مردم آذربایجان است ، این منظومه از جمله بهترین آثار ادبی در زبان ترکی آذری است، و در اکثر دانشگاههای جهان از جمله دانشگاه کلمبیا در ایالات متحده‌آمریکا مورد بحث رساله دکترا قرار گرفته است و برخی از موسیقیدانان همانند هاژاک آهنگساز معروف ارمنستان آهنگ جالبی بر آن ساخته است. اشعار ولایی عمق تعلقات دینی و توجهات مذهبی خانواده و نیز شخص استاد شهریار به حدی است که عشق به ائمه اطهار علیه‌السلام در بسیاری از اشعارش عینا هویداست. او در نعت حضرت رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می فرماید: ستون عرش خدا قائم ازقیام محمد ------- ببین که سر بکجا می کشد مقام محمد بجز فرشته عرش آسمان وحی الهی ------- پرنده پر نتوان زد به بام محمد به کارنامه منشور آسمانی قرآ ن -------- که نقش مهر نبوت بود بنام محمد... شهریار در شعر یا علی علیه‌السلام در مورد حضرت امیر المومنین علیه‌السلام می فرماید: مستمندم بسته زنجیروزندان یاعلی ------- دستگیر ای دستگیر مستمندان یا علی بندی زندان روباهانم ای شیر خدا ------- می جوم زنجیر زندان را به دندان یا علی اشعار شهریار در ستایش امام اول شیعیان جهان سرآمد سلسله مداحان اهل بیت عصمت و طهارت علیه‌السلام است. علی ای همای رحمت توچه آیتی خدارا ------- که به ما سوا فکندی همه سایه هما را دل اگرخداشناسی همه در رخ علی بین ------- به علی شناختم من به خدا قسم خدا را برو ای گدای مسکین در خانه علی زن ------- که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را ... شهریار جانسوزترین اشعار خود را تقدیم حضرت سید الشهداء علیه‌السلام و حماسه ابدی او کرده است: شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین ------ روی دل با کاروان کربلا دارد حسین ازحریم کعبه جدش به اشکی شست دست ------ مروه پشت سرنهاداماصفا دارد حسین... ویژگی سخن شهریار روح بسیار حساسی دارد. او سنگ صبور غمهای نوع انسان است.اشعار شهریار تجلی دردهای بشری است. او همچنین مقوله عشق را در اشعار خویش نابتر از هر شعری عرضه داشته است. در ایام جوانی و تحصیل گرفتار عشق نا فرجام ، پر شرری می گردد. عشق شهریار به حدیست که او در آستانه فارغ التحصیلی از دانشکده پزشکی ،درس و بحث را رها می کند و دل در گرو عشقی نا فرجام می گذارد : دلم شکستی و جانم هنوز چشم براهت شبی سیاهم و در آرزوی طلعت ماهت در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست اگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهت اما این عشق زمینی بال پرواز او را بسوی عشق نامحدود آسمانی می گشاید. قفسم ساخته و بال و پرم سوخته اند مرغ را بین که هنوزش هوس پرواز است! سالها شمع دل افروخته و سوخته ام ------------- تا زپروانه کمی عاشقی آموخته ام عجبا که این عشق مسیر زندگی شهریار را تغییر دادو تاثیری تکان دهنده بر روح و جان شهریار نهاد و جهان روان او را از هم پاشید. آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند----------- درشگفتم من چرا ازهم نمی پاشد جهان این عشق نافرجام بحدی در روح و روان او ماندگار شد که حتی هنگام بازگشت معشوق، عاشق به وصل تن نداد . آمدی جانم بقربانت ولی حالا چرا ------------ بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا!؟ شهریارهمانگونه که به سرزمین مادری و رسوم پدر خود عشق می ورزد اشعار بسیار نغزی در خصوص مقام مادر و پدر به زبانهای ترکی و فارسی سروده است: گویند من آن جنین که مادر ------ از خون جگر بدو غذا داد تا زنده ام آورد به دنیا ------ جان کند و به مرگ خود رضا داد هم با دم گرم خود دم مرگ ------ صبرم به مصیبت و عزا داد من هرچه بکوشمش به احسان ------ هرگز نتوانمش سزا داد جز فضل خدا که خواهد اورا ------ با جنت جاودان جزا داد شهریار در شعر بسیار لطیف «خان ننه» آنچنان از غم فراق مادربزرگ عزیزش می نالد که گویی مادربزرگش نه بلکه مادرش را از دست داده است! عـلاقـه به آب و خـاک وطن را شهـریار در غـزل عید خون و قصاید مهـمان شهـریور، آذربایـجان، شـیون شهـریور و بالاخره مثـنوی تخـت جـمشـید به زبان شعـر بـیان کرده است. شهریار شاعر سه زبانه است. او به همه زبانها و ملتها احترامی کامل دارد. در اشعار او بر خلاف برخی از شعرای قومگرا نه تنها هیچ توهینی به ملل غیر نمی شود بلکه او در جای اشعارش می کوشد تا با هر نحو ممکن سبب انس زبانهای مختلف را فراهم کند. اشعار او به سه زبان ترکی آذربایجانی،فارسی و عربی است . سبک شناسی آثار اصولاْ شرح حال و خاطرات زندگی شهریار در خلال اشعارش خوانده میشود و هر نوع تفسیر و تعبیری که در آن اشعار بشود، به افسانه زندگی او نزدیک است. عشقهای عارفانه شهریار را میتوان در خلال غزلهای انتظار؛ جمع وتفریق؛ وحشی شکار؛ یوسف گمگشته؛ مسافر همدان؛ حراج عشق؛ ساز صباء؛ ونای شبان و اشک مریم: دو مرغ بهشتی....... و خیلی آثار دیگر مشاهده کرد. محرومیت وناکامیهای شهریار در غزلهای گوهرفروش: ناکامیها؛ جرس کاروان: ناله روح؛ مثنوی شعر؛ حکمت؛ زفاف شاعر و سرنوشت عشق بیان شده است. خیلی از خاطرات تلخ و شیرین او در هذیان دل: حیدربابا: مومیای و افسانه شب به نظر میرسد. در سراسر اشعار وی روحی حساس و شاعرانه موج می زند, که بر بال تخیلی پوینده و آفریننده در پرواز است.و شعر او در هر زمینه که باشد از این خصیصه بهره مندست و به تجدد و نوآوری گرایشی محسوس دارد.شعرهایی که برای نیما و به یاد او سروده و دگرگونیهایی که در برخی از اشعار خود در قالب و طرز تعبیر و زبان شعر به خرج داده, حتی تفاوت صور خیال و برداشت ها در قال سنتی و بسیاری جلوه های دیگر حاکی از طبع آزماییها در این زمینه و تجربه های متعدد اوست. قسمت عمده ای از دیوان شهریار غزل است.سادگی و عمومی بودن زبان و تعبیر یکی از موجبات رواج و شهرت شعر شهریار است. شهریار با روح تاثیرپذیر و قریحه ی سرشار شاعرانه که دارد عواطف و تخیلات و اندیشه های خود را به زبان مردم به شعر بازگو کرده است. از این رو شعر او برای همگان مفهوم و مأنوس و نیز موثر ست. شهریار در زمینه های گوناگون به شیوه های متنوع شعر گفته است شعرهایی که در موضوعات وطنی و اجتماعی و تاریخی و مذهبی و وقایع عصری سروده, نیز کم نیست. تازگی مضمون, خیال, تعبیر, حتی در قالب شعر دیوان او را از بسیاری شاعران عصر متمایز کرده است. اغلب اشعار شهریار به مناسبت حال و مقال سروده شده و از این روست که شاعر همه جا در درآوردن لغات و تعبیرات روز و اصطلاحات معمول عامیانه امساک نمی کند و تنها وصف حال زمان است که شعر اورا از اشعار گویندگان قدیم مجزا می‌کند. ماه من در پرده چون خورشید غماز غروب گشت پنهان و مرا چون دشت رنگ از رخ پرید چون شفق دریای چشمم موج خون میزد که شد آفتاب جا و د ا نتابم ز چشمم ناپدید سرانجام خورشید حیات شهریارملک سخن و افتاب زندگی ملک الشعرای بی بدیل ایران پس از هشتاد وسه سال تابش پر فروغ در کوهستانهای آذربایجان غروب کرد. اما او هرگز نمرده است زیرا اکنون نام او زیبنده روز ملی شعر و ادب ایران و نیز صدها،میدان،خیابان،مرکز فرهنگی،بوستان و ... در کشورمان ونیز در ممالک حوزه های ترکستان(آسیای مرکزی) و قفقازیه و ترکیه می باشد. 27 شهریور ماه سال 1367 شمسی سالروز وفات آن شاعرعاشق و عارف بزرگ است. در آنروز پیکرش بر دوش دهها هزار تن از دوستدارانش تا مقبره الشعرای تبریز حمل شد و در جوار افاضل ادب و هنر به خاک سپرده شد . روز ملی شعر و ادب بیست و هفتم شهریور ماه سالروز خاموشی شهریار شعر ایران با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی " روز ملی شعر و ادب " نامیده شده است. نمونه آثار در راه زندگانی جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را ----- نجستم زندگانـــی را و گم کـردم جوانی را کنون با بار پیــری آرزومندم که برگـردم ----- به دنبال جوانـــی کـوره راه زندگانــــی را به یاد یار دیرین کاروان گم کـرده رامانـم ----- که شب در خــواب بیند همرهان کاروانی را بهاری بود و ما را هم شبابی و شکر خوابی ----- چه غفلت داشتیم ای گل شبیخون جوانی را چه بیداری تلخی بود از خواب خوش مستی ----- که در کامم به زهر آلود شهد شادمانـــی را سخن با من نمی گوئی الا ای همزبـان دل ----- خدایــا بــا کـه گویم شکوه بی همزبانی را نسیم زلف جانان کو؟که چون برگ خزان دیده-----به پای سرو خود دارم هوای جانفشانـــی را به چشم آسمانـی گردشی داری بلای جان ----- خدایـــا بر مگردان این بلای آسمانـــی را نمیری شهریار از شعر شیرین روان گفتـن----- که از آب بقا جویند عمــــر جاودانـی را
  23. زندگینامه_حافظ شیرازی

    (سال و محل تولد: 726 هـ.ق- شیراز ، سال و محل وفات: 791 هـ.ق- شیراز) شمس الدین محمد حافظ ملقب به خواجه حافظ شیرازی و مشهور به لسان الغیب از مشهورترین شعرای تاریخ ایران زمین است که تا نام ایران زنده و پا برجاست نام وی نیز جاودان خواهد بود. با وجود شهرت والای این شاعران گران مایه در خصوص دوران زندگی حافظ بویژه زمان به دنیا آمدن او اطلاعات دقیقی در دست نیست ولی در حدود سال 726 ه.ق در شهر شیراز به دنیا آمد است. اطلاعات چندانی از خانواده و اجداد خواجه حافظ در دست نیست و ظاهراً پدرش بهاء الدین نام داشته و در دوره سلطنت اتابکان فارس از اصفهان به شیراز مهاجرت کرده است. شمس الدین از دوران طفولیت به مکتب و مدرسه روی آوردو آموخت سپری نمودن علوم و معلومات معمول زمان خویش به محضر علما و فضلای زادگاهش شتافت و از این بزرگان بویژه قوام الدین عبدا... بهره ها گرفت. خواجه در دوران جوانی بر تمام علوم مذهبی و ادبی روزگار خود تسلط یافت. او هنوز دهه بیست زندگی خود را سپری ننموده بود که به یکی از مشاهیر علم و ادب دیار خود تبدل شد. وی در این دوره علاوه بر اندوخته عمیق علمی و ادبی خود قرآن را نیز کامل از حفظ داشت و از این روی تخلص حافظ بر خود نهاد. دوران جوانی حافظ مصادف بود با افول سلسله محلی اتابکان فارس و این ایالات مهم به تصرف خاندان اینجو در آمده بود. حافظ که در همان دوره به شهرت والایی دست یافته بود مورد توجه و امرای اینجو قرار گرفت و پس از راه یافتن به دربار آنان به مقامی بزرگ نزد شاه شیخ جمال الدین ابواسحاق حاکم فارس دست یافت. دوره حکومت شاه ابواسحاق اینجو توأم با عدالت و انصاف بود و این امیر دانشمند و ادب دوست در دوره حکمرانی خود که از سال 742 تا 754 ه.ق بطول انجامید در عمرانی و آبادانی فارس و آسایش و امنیت مردم این ایالت بویژه شیراز کوشید. حافظ از لطف امیرابواسحاق بهره مند بود و در اشعار خود با ستودن وی در القابی همچون (جمال چهره اسلام) و (سپهر علم وحیاء) حق شناسی خود را نسبت به این امیر نیکوکار بیان داشت. پس از این دوره صلح و صفا امیر مبارزه الدین مؤسس سلسله آل مظفر در سال 754 ه.ق بر امیر اسحاق چیره گشت و پس از آنکه او را در میدان شهر شیراز به قتل رساند حکومتی مبتنی بر ظلم و ستم و سخت گیری را در سراسر ایالت فارس حکمفرما ساخت. امیر مبارز الدین شاهی تند خوی و متعصب و ستمگر بود.حافظ در غزلی به این موضوع چنین اشاره می کند: راستی خاتم فیروزه بو اسحاقی ----- خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود دیدی آن قهقهه کبک خرامان حافظ ----- که زسر پنجه شاهین قضا غافل بود لازم به ذکر است حافظ در معدود مدایحی که گفته است نه تنها متانت خود را از دست نداده است بلکه همچون سعدی ممدوحان خود را پند داده و کیفر دهر و ناپایداری این دنیا و لزوم رعایت انصاف و عدالت را به آنان گوشزد کرده است. اقدامات امیر مبارزالدین با مخالفت و نارضایتی حافظ مواجه گشت و وی با تاختن بر اینگونه اعمال آن را ریاکارانه و ناشی از خشک اندیشی و تعصب مذهبی قشری امیر مبارز الدین دانست. سلطنت امیر مبارز الدین مدت زیادی به طول نیانجامید و در سال 759 ه.ق دو تن از پسران او شاه محمود و شاه شجاع که از خشونت بسیار امیر به تنگ آمده بودند توطئه ای فراهم آورده و پدر را از حکومت خلع کردند. این دو امیر نیز به نوبه خود احترام فراوانی به حافظ می گذاشتند و از آنجا که بهره ای نیز از ادبیات و علوم داشتند شاعر بلند آوازه دیار خویش را مورد حمایت خاص خود قرار دادند. اواخر زندگی شاعر بلند آوازه ایران همزمان بود با حمله امیر تیمور و این پادشاه بیرحم و خونریز پس از جنایات و خونریزی های فراوانی که در اصفهان انجام داد و از هفتاد هزار سر بریده مردم آن دیار چند مناره ساخت روبه سوی شیراز نهاد. مرگ حافظ احتمالاً در سال 971 ه.ق روی داده است و حافظ در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود و حافظ علاقه زیادی به آن داشت به خاک سپرده شد و از آن پس آن محل به حافظیه مشهور گشت. نقل شده است که در هنگام تشییع جنازه خواجه شیراز گروهی از متعصبان که اشعار شاعر و اشارات او به می و مطرب و ساقی را گواهی بر شرک و کفروی می دانستند مانع دفن حکیم به آیین مسلمانان شدند. در مشاجره ای که بین دوستداران شاعر و مخالفان او در گرفت سرانجام قرار بر آن شد تا تفألی به دیوان خواجه زده و داوری را به اشعار او واگذارند. پس از باز کردن دیوان اشعار این بیت شاهد آمد: قدیم دریغ مدار از جنازه حافظ ----- که گرچه غرق گناه است می رود به بهشت حافظ بیشتر عمر خود را در شیراز گذراند و بر خلاف سعدی به جز یک سفر کوتاه به یزد و یک مسافرت نیمه تمام به بندر هرمز همواره در شیراز بود. وی در دوران زندگی خود به شهرت عظیمی در سر تا سر ایران دست یافت و اشعار او به مناطقی دور دست همچون هند نیز راه یافت. نقل شده است که وی مورد احترام فراوان سلاطین آل جلایر و پادشاهان بهمنی دکن هندوستان قرار داشت و پادشاهان زیادی او را به پایتخت های خود دعوت کردند. حافظ تنها دعوت محمود شاه بهمنی را پذیرفت و عازم آن سرزمین شد ولی چون به بندر هرمز رسید و سوار کشتی شد طوفانی در گرفت و خواجه که در خشکی، آشوب و طوفان حوادث گوناگونی را دیده بود نخواست خود را گرفتار آشوب دریا نیز بسازد از این رو از مسافرت شد. شهرت اصلی حافظ و رمز پویایی جاودانه آوازه او به سبب غزلسرایی و سرایش غزل های بسیار زیباست. ویژگی های شعر حافظ برخی از مهم ترین ابعاد هنری در شعر حافظ عبارتند از: 1- رمز پردازی و حضور سمبولیسم غنی رمز پردازی و حضور سمبولیسم شعر حافظ را خانه راز کرده است و بدان وجوه گوناگون بخشیده است. شعر وی بیش از هر چیز به آینه ای می ماند که صورت مخاطبانش را در خود می نمایاند، و این موضوع به دلیل حضور سرشار نمادها و سمبول هایی است که حافظ در اشعارش آفریده است و یا به سمبولهای موجود در سنت شعر فارسی روحی حافظانه دمیده است. چنان که در بیت زیر "شب تاریک" و "گرداب هایل" و . . . را می توان به وجوه گوناگون عرفانی، اجتماعی و شخصی تفسیر و تأویل کرد: شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها 2-رعایت دقیق و ظریف تناسبات هنری در فضای کلی ادبیات این تناسبات که در لفظ قدما (البته در معنایی محدودتر) "مراعات النظیر" نامیده می شد، در شعر حافظ از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. به روابط حاکم بر اجزاء این ادبیات دقت کنید: ز شوق نرگس مست بلند بالایی چو لاله با قدح افتاده بر لب جویم شدم فسانه به سرگشتگی که ابروی دوست کشیده در خم چوگان خویش، چون گویم 3-لحن مناسب و شور افکن شاعر در آغاز شعرها ادبیات شروع هر غزل قابل تأمل و درنگ است. به اقتضای موضوع و مضمون، شاعر بزرگ لحنی خاص را برای شروع غزلهای خود در نظر می گیرد، این لحنها گاه حماسی و شورآفرین است و گاه رندانه و طنزآمیز و زمانی نیز حسرتبار و اندوهگین. بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم *** من و انکار شراب این چه حکابت باشد غالباً این قدرم عقل و کفایت باشد *** ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش باید برون کشید از این ورطه رخت خویش 4- طنز زبان رندانه شعر حافظ به طنز تکیه کرده است. طنز ظرفیت بیانی شعر او را تا سر حد امکان گسترش داده و بدان شور و حیاتی عمیق بخشیده است. حافظ به مدد طنز، به بیان ناگفته ها در عین ظرافت و گزندگی پرداخته و نوش و نیش را در کنار هم گرد آورده است. پادشاه و محتسب و زاهد ریاکار، و حتی خود شاعر در آماج طعن و طنز شعرهای او هستند: فقیه مدرسه دی مست بود و فتوا داد که می حرام، ولی به ز مال او قافست باده با محتسب شهر ننوشی زنهار بخورد باده ات و سنگ به جام اندازد 5- ایهام و ابهام شعر حافظ، شعر ایهام و ابهام است، ابهام شعر حافظ لذت بخش و رازناک است. نقش موثر ایهام در شعر حافظ را می توان از چند نظر تفسیر کرد: اول، آن که حافظ به اقتضای هنرمندی و شاعریش می کوشیده است تا شعر خود را به ناب ترین حالت ممکن صورت بخشد و از آنجا که ابهام جزء لاینفک شعر ناب محسوب می شود، حافظ از بیشترین سود و بهره را از آن برده است. دوم آن که زمان پرفتنه حافظ، از ظاهر معترض زبانی خاص طلب می کرد؛ زبانی که قابل تفسیر به مواضع مختلف باشد و شاعر با رویکردی که به ایهام و سمبول و طنز داشت، توانست چنین زبان شگفت انگیزی را ابداع کند؛ زبانی که هم قابلیت بیان ناگفته ها را داشت و هم سراینده اش را از فتنه های زمان در امان می داشت. سوم آن که در سنن عرفانی آشکار کردن اسرار ناپسند شمرده می شود و شاعر و عارف متفکر، مجبور به آموختن زبان رمز است و راز آموزی عارفانه زبانی خاص دارد. از آن جا که حافظ شاعری با تعلقات عمیق عرفانی است، بی ربط نیست که از ایهام به عالیترین شکلش بهره بگیرد: دی می شد و گفتم صنما عهد به جای آر گفتا غلطی خواجه، در این عهد وفا نیست ایهام در کلمه "عهد" به معنای "زمانه" و "پیمان" دل دادمش به مژده و خجلت همی برم زبن نقد قلب خویش که کردم نثار دوست ایهام در ترکیب "نقد قلب" به معنای "نقد دل" و "سکه قلابی" عمرتان باد و مرادهای ساقیان بزم جم گر چه جام ما نشد پر می به دوران شما ایهام در کلمه "دوران" به معنای "عهد و دوره" و "دورگردانی ساغر" تفکر حافظ عمیق و زنده پویا و ریشه دار و در خروشی حماسی است. شعر حافظ بیت الغزل معرفت است. جهان بینی حافظ از مهمترین وجوه تفکر حافظ را می توان به موارد زیر اشاره کرد: 1- نظام هستی در اندیشه حافظ همچون دیگر متفکران عارف، نظام احسن است، در این نظام گل و خار در کنار هم معنای وجودی می یابند. حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج فکر معقول بفرما، گل بی خار کجاست؟ من اگر خارم اگر گل، چمن آرایی هست که از آن دست که او می کشدم می رویم 2- عشق جان و حقیقت هستی است و در دریای پرموج و خونفشان عشق جز جان سپردن چاره ای نیست. در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد عقل می خواست کز آن شعله چراغ افروزد دست غیب آمد و بر سینه نامحرم زد 3- تسلیم و رضا و توکل ابعاد دیگری از اندیشه و جهان بینی حافظ را تشکیل می دهد. آنچه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم اگر از خمر بهشت است و اگر باده مست تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافریست راهرو گر صد هنر داد توکل بایدش 4- فرزند زمان خود بودن، نوشیدن جان حیات در لحظه، درک و دریافت حالات و آنات حقیقی زندگی به مأمنی رو و فرصت شمر طریقه عمر که در کمینگه عمرند قاطعان طریق فرصت شما و صحبت کز این دو راهه منزل چون بگذریم دیگر نتوان بهم رسیدن 5- انتظار و طلب موعود، انتظار رسیدن به فضایی آرمانی از مفاهیم عمیقی است که در سراسر دیوان حافظ به صورت آشکار و پنهان وجود دارد، حافظ گاه به زبان رمز و سمبول و گاه به استعاره و کنایه در طلب موعود آرمانی است. اصلاح و اعتراض، شعر حافظ را سرشار از خواسته ها و نیازهای متعالی بشر کرده است: مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید که از انفاس خوشش بوی کسی می آید *** ای پادشه خوبان، داد از غم تنهایی دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی *** یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور *** رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند
  24. زندگینامه_فروغ فرحزاد

    زندگی نامه فروغ فرخ زاد فروغ فرخ زاد در دیماه 1313 در تهران به دنیا امدو در سال 1330 با پرویز شاپور ازدواج کرد و حاصل ازدواج او پسری به نام کامیار میباشد .. وی در دوران کوتاه زدگی خود سفرهای زیادی به کشور های اروپایی از جمله : فرانسه ، آلمان ، ایتالیا و انگلیس داشته که بیشتر برای مطالعه و بررسی امور مربوط به سینما میباشد کار سینمایی فروغ پس از آشنایی به ابراهیم گلستان آغاز شد و با همکاری وی ادامه یافت ازدواج با پرویز شاپور فروغ فرخزاد و همسرش پرویز شاپور که بعد از وی جدا شد فروغ در سالهای ۱۳۳۰ در ۱۶ سالگی با پرویز شاپور طنز پرداز ایرانی که پسر خاله مادر وی بود، ازدواج کرد. این ازدواج در سال ۱۳۳۴ به جدایی انجامید. حاصل این ازدواج، پسری به نام کامیار بود. فروغ پیش از ازدواج با شاپور، با وی نامه‌نگاری‌های عاشقانه‌ای داشت. این نامه‌ها به همراه نامه‌های فروغ در زمان ازدواج این دو و همچنین نامه‌های وی به شاپور پس از جدایی از وی بعدها توسط کامیار شاپور و عمران صلاحی در کتابی به نام اولین تپش های عاشقانه ء قلبم منتشر گردید سبک سروده های فروغ سه مجموعه اول وی را در ردیف شاعران تغزلی قرار میدهد اما روح تازه جویی و حرکت به سوی مرزهای تازه و کشف دنیاهای جدید با ابعادی نو از چهره فردی فروغ ، چهره ای انسانی و جهانی میسازد . و شعر او را به کمال مطلوب نزدیک میسازد . پس از آنکه فروغ به درک شعر نیمایی میرسد شعر خود را در مرحله تکامل قرار میدهد از حالت فردی و احساسی بیرون میاید و به سوی شعر انسانی و متفکرانه کشانده میشود . او نیما را برای خود اغاز میداند شاملو نیز پس از نیما فروغ را افسون میکند و با خواندن قطعه شعری که زندگیست از شاملو متوجه میشود که امکانات زبان فارسی زیاد است . فروغ با روی آوردن به نیما و شمالو به افقهای شعر نو اجتماعی و حماسی میرسد و از گذشته خود دور میشود فروغ در دوره تکامل به محتوی بیشتر توجه داشت و معتقد است که کار هنری باید همراه با آگهی باشد . اگهی نسبت به وجود و زندگی و میگوید : نمیشود فقط به غریزه زندگی کرد ، یعنی یک هنرمند نمی تواند و نباید فقط با غریزه زندگی کند تولدي ديگر همهء هستي من آيهء تاريکيست که ترا در خود تکرار کنان به سحرگاهان شکفتن ها و رستن هاي ابدي آه کشيدم ، آه من در اين آيه ترا به درخت و آب و آتش پيوند زدم زندگي شايد يک خيابان درازست که هر روز زني با زنبيلي از آن ميگذرد زندگي شايد ريسمانيست که مردي با آن خود را از شاخه مياويزد زندگي شايد طفليست که از مدرسه بر ميگردد زندگي شايد افروختن سيگاري باشد ، در فاصلهء رخوتناک دو همآغوشي يا عبور گيج رهگذري باشد که کلاه از سر بر ميدارد و به يک رهگذر ديگر با لبخندي بي معني ميگويد " صبح بخير " زندگي شايد آن لحظه مسدوديست که نگاه من ، در ني ني چشمان تو خود را ويران ميسازد ودر اين حسي است که من آن را با ادراک ماه و با دريافت ظلمت خواهم آميخت در اتاقي که به اندازهء يک تنهاييست دل من که به اندازهء يک عشقست به بهانه هاي سادهء خوشبختي خود مينگرد به زوال زيباي گل ها در گلدان به نهالي که تو در باغچهء خانه مان کاشته اي و به آواز قناري ها که به اندازهء يک پنجره ميخوانند آه... سهم من اينست سهم من اينست سهم من ، آسمانيست که آويختن پرده اي آنرا از من ميگيرد سهم من پايين رفتن از يک پله مترو کست و به چيزي در پوسيدگي و غربت و اصل گشتن سهم من گردش حزن آلودي در باغ خاطره هاست و در اندوه صدايي ان دادن که به من بگويد : " دستهايت را دوست ميدارم " دستهايم را در باغچه ميکارم سبز خواهم شد ، ميدانم ، ميدانم ، ميدانم و پرستوها در گودي انگشتان جوهريم تخم خواهند گذاشت گوشواري به دو گوشم ميآويزم از دو گيلاس سرخ همزاد و به ناخن هايم برگ گل کوکب ميچسبانم کوچه اي هست که در آنجا پسراني که به من عاشق بودند ، هنوز با همان موهاي درهم و گردن هاي باريک و پاهاي لاغر به تبسم هاي معصوم دخترکي ميانديشند که يک شب او را باد با خود برد کوچه اي هست که قلب من آن را از محل کودکيم دزديده ست سفر حجمي در خط زمان و به حجمي خط خشک زمان را آبستن کردن حجمي از تصويري آگاه که ز مهماني يک آينه بر ميگردد و بدينسانست که کسي ميميرد و کسي ميماند هيچ صيادي در جوي حقيري که به گودالي ميريزد ، مرواريدي صيد نخواهد کرد . من پري کوچک غمگيني را ميشناسم که در اقيانوسي مسکن دارد و دلش را در يک ني لبک چوبين مينوازد آرام ، آرام پري کوچک غمگيني که شب از يک بوسه ميميرد و سحرگاه از يک بوسه به دنيا خواهد آمد کارهای سینمایی فروغ در سال ۱۳۳۷ سینما توجه فروغ را جلب می‌کند. و در این مسیر با ابراهیم گلستان آشنا می‌شود و این آشنایی مسیر زندگی فروغ را تغییر می‌دهد. و چهار سال بعد یعنی در سال ۱۳۴۱ فیلم خانه سیاه است را در آسایشگاه جذامیان تبریز می‌سازند. و در سال ۱۳۴۲ در نمایشنامه شش شخصیت در جستجوی نویسنده بازی چشمگیری از خود نشان می‌دهد. در زمستان همان سال خبر می‌رسد که فیلم خانه سیاه است برنده جایزه نخست جشنواره اوبر هاوزن شده و باز در همان سال مجموعه تولدی دیگر را با تیراژ بالای سه هزار نسخه توسط انتشارات مروارید منتشر کرد. در سال ۱۳۴۳ به آلمان، ایتالیا و فرانسه سفر می‌کند. سال بعد در دومین جشنواره سینمای مولف در پزارو شرکت می‌کند که تهیه کنندگان سوئدی ساختن چند فیلم را به او پیشنهاد می‌دهند و ناشران اروپایی مشتاق نشر آثارش می‌شوند. پس از این دوره، وی مجموعه تولدی دیگر را منتشر کرد. اشعار وی در این کتاب تحسین گسترده‌ای را برانگیخت؛ پس از آن مجموعه ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد را منتشر نمود. آخرین مجموعه شعری که فروغ فرخزاد، خود، آن را به چاپ رساند مجموعه تولدی دیگر است. این مجموعه شامل ۳۱ قطعه شعر است که بین سال‌های ۱۳۳۸ تا ۱۳۴۲ سروده شده‌اند. به قولی دیگر آخرین اثر او «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» است که پس از مرگ او منتشر شد. فروغ فرخزاد در روز ۲۴ بهمن، ۱۳۴۵ هنگام رانندگی با اتوموبیل جیپ شخصی‌اش، بر اثر تصادف در جاده دروس-قلهک در تهران جان باخت. جسد او، روز چهارشنبه ۲۶ بهمن با حضور نویسندگان و همکارانش در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد. آرزوی فروغ ار زبان خودش: « آرزوی من آزادی زنان ایران و تساوی حقوق آن ها با مردان است»
  25. زندگینامه_سعدی

    زندگی نامه سعدی سعدی در شیراز مرکز فارس در حوالی سال 563 دیده به جهان گشود و نام او رامصلح الدین یا به قولی مشرف الدین عبد الله گذاشتند در آن زمان در شیراز اتابکان فرمان میراندند . به مرور که قدرت سلجوقیان کاهش یافت سلسله های محلی به وجود میامدند و نیرو میگرفتند اتابکان نه تنها در شیراز بلکه در دمشق ، موصل ، بین النهرین ، حلب و آذربایجان دستی داشتند این حکومت های کوچک که اهمیت آنها از یک شهرستان تا یک سلطان نشین تغییر میکرد نسبت به یک پادشاه ابراز اطاعت میکردند ولی در عمل مستقل بودند هنگام تولد سعدی حکمران شیراز اتابک مظفر الدین تکله سومین پادشاه از اتابکان فارس بود از ده سال پیش تکله در مقابل اتبکان عراق بدشواری مقاومت میکرد و همچنین مورد دستبرد و غارت اتابکان آذربایجان نیز قرار میگرفت شاعر پر آوازه در میان همه این بی نظمی ها در شهر شیراز رشد میکرد پدر سعدی ، عبدالله در خدمت سعد بن زنگی بود که احتمال دارد شاعر شیرین سخن شیراز نیز به عنوان حق شناسی تخلص سعدی را برای خود انتخاب کرده باید یکی از مشخصات نبوغ سعدی در این است که از کوچکترین حادثه زندگی خود درسی اخلاقی میدهد در چندین جای کلیات کودکی او مطرح است و چنین مینماید که وی از دوران طفولیت خود خاطره ای دلنشین و در عین حال حزن انگیز دارد چگونگی سالهای خردسالیش در بوستان آمده که از 1آنجا میتوان فهمید پدرش از کارکنان ساده دیوان اما در رفاه بوده ز عهد پدر یاد دارم همی که باران رحمت بر او هر دمی که طفلیم لوح و دفتر خرید ز بهر یکی خاتم زر خرید بدر کرد ناگه یکی مشتری به خرمایی و از دستم انگشتری بعد از مرگ پدر سعدی در شیراز تنها ماند در سایه توجه اتابک سعدی که در از همان دورانبر اثر هوش و ذکاوت بالای خود نزد همه انگشت نما بود رهسپار بغداد گشت و وارد مدرسه نظام شد و از سال 574 تا 604 یعنی تا سال فوت اتابک سعد بن زنگی و بر تخت نشستن فرزندش ابوبکردر بغداد ماند هنگامی که سعدی برای تحصیل به نظامیه رفت ، مدرسه از گذشته ای پر اتخار بر خوردار بود . تا زمان سعدی متعدد نظامیه کتبی در مورد الهیات ، فقه ، تفسیر قرآن تالیف کرده بودند که نشان دهنده بزرگی و اعتبار مدرسه در آن زمان میباشد سالهای مسافرت سعدی در کلیات از سفر به آسیای مرکزی ، هندوستان ، شام ، مصر ، عربستان ، حبشه و مغرب بدون کمترین سرنخی برای ترتیب این سفرها معلوم شود نام برده است میتوان چنین تصور کرد که سعدی سفرهای خود را با عزیمت مجدد به سمت مشرق آغاز کرد . اگر سعدی از شیراز عزیمت میکرد می توانست یک راست از راه کرمان و سیستان و خراسان به بلخ رسد . مسافر بلخ ناچار به جنوب شرقی عزیمت می کرد و از گردنه های کوه بابا میگذشت و به بامیان میرسید و از آنجا راهی هندوستان در مورد سفر به هندوستان و مدت اقامت و مکان های بازید سعدی در هند تناقص های زیادی وجود دارددر عین حال هنگام بازگشت از هند سعدی به همرا یک کشتی بازرگانی وارد جزیره کیش میشود - که در آن زمان مرکز اقتصادی ایران به شمار میرفته است - حال پایان سفر نیست چون شاعر به جای بازگشت به زادگاه خود شیراز به زیارت خانه خدا میرود در مسیر حرکت خود به سوی شهر مقدس مکه در صهعا توقف میکند وی در این شهر یکبار دیگر ازواج میکند که حاصل آن یک فرزند کوچک هست که رشته ایس که او را به آن سرزمین پیوند داده است . ناگهان این کودک در گذشت درد و غضه پدر همان بود که معمولا به پدران در چنین مصیبتی وارد میشود به صنعا درم طفلی اندر گذشت چه گویم کز آنم چه بر سر گذشت در این باغ سروی نیامد بلند که باد اجل بیخ عمرش نکند عجب نیست بر خاک اگر گل شکفت که چندین گل اندام در خاک خفت خانواده سعدی از هم میپاشد و او دیگر جز به ادامه سفر نمی اندیشد تا شاید از اندوهی که در این شهر محصور در میان کوهها خفه اش میکند رهایی یابد ، سعدی عازم مکه شده و بعد از انجام مناسک حج ، عازم مصر میشود و بعد از چندی به دلیل شروع جنگ های صلیبی عازم تونس شد و بعد ار آرام شدن جنگ سعدی با کشتی به سمت شیراز راه افتاد که ابتدا در بیت المقدس توقفی کوتاه میکند و از آنجا به سوی دمشق رهسپار می شود و در سایه امنیت شهر دمشق فرصت مطالعه و بحث با دانشمندان را نیز بدست آورد حال موقع بازگشت رسیده ; سعدی رفته رفته خستگی و حسرت دیدار آسمان ایران را در دل خود احساس میکند در اقصای عالم بگشتم بسی بسر بردم ایام با هر کسی تمتع ز هر گوشه ای یافتم ز هر خرمی خوشه ای یافتم چو پاکان شیراز خاکی نهاد ندیدم که رحمت بر آن خاک باد تولای مردان این پاک بوم بر انگیختم خاطر از شام و روم دریغ آمدم زان همه بوستان تهیدست رفن بر دوستان دوران کهولت سرانجام در حالی که قلب سعدی میتپید شیراز جلو چشمان او نمایان گشت و در واقع موقع تقاعد سعدی از مسافرت فرا رسیده بود ، تقاعدی داوطلبانه و سرشار از سربلندی و مجاهدت تا این زمان سعدی فقط اشعاری بصورت مجزا سروده بود ، در طی دو سال دو شاهکار شعر اخلاقی او یعنی بوستان در سال 636 و گلستان در سال بعد آن 637 خاتمه یافت که نام سعدی را جاودان کردند سعدی با خاطری آسوده به آرامی به پایان عمر خود نزدیک میشد . از مرگ بانیان عظیم الشان اندیش ایرانی مانند خواجه نصیر الدین طوسی ، شمس تبریزی ، جلال الدین رومی دیری نمیگذشت و سعدی در میان شاعران موفق نسل جدید تنها به جا مانده بود از طرف دیگر به مرور که سعدی سالخرده تر میشد آشکار بود که تاثیر سخن او رفته رفته نه تنها در شیراز بلکه در دیگر شهر های ایران نیز به شعر فارسی رنگ و بویی تازه می بخشید تاریخ وفات سعدی موضوعی بسیار مبهم و بحث انگیزست زیرا شرح حال نویسان دو تاریخ وفات برای او ترسیم کردند یکی 17 آذر 670 و دیگری ( بزرگانی مانند جامی ) مهر ماه سال 671 را تاریخ وفات این بزرگ مرد پارسی میدانند سعدی در بحبوحه اشتهار از دنیا رفت و شهرتی پایدار از خود بجا نهاد ، وی از زندگی چیزی انتظار نداشت و تا میتوانست از زیاده طلبی پرهیز میکرد به این اکتفا مینمود که افتخاری برای شیراز زادگاه خود میراث بگذارد ، شیراز نیز نبوغ شاعر خود را درک کرده بود . سعدی در نزدیکی بقعه خود در حومه شهر به خاک سپرده شد دیری نپایید که مرقد او زیارتگاه عشاق زبان و ادب پارسی شد اخلاق سعدی سعدی مانند لوکرس یا وینیی شاعر فیلسوف نیست . سعدی شاعری است که تعالیم اخلاقی میدهد ، تعلیم دهنه اخلاقی به معنی دقیق کلمه ، یعنی مصنفی است که رسوم و عادات و افعال و خلقیات معاصران خود را مورد مطالعه قرار میدهد اما این اخلاق بیش از هر چیز حائز جنبه عملی است و در وهله اول باید همین جنبه عملی اخلاق سعدی را در نظر گرفت . سعدی پیش از آن انسان را بذاته مورد مطالعه قرار دهد به موضع گیری وی در برابر همنوعان مینگرد: خطاها و عیب ها را می بیند و به دور از هر نوع انتقاد نیشدار میکوشد در اشعار خو آداب و قوعاد بهتری را پیشنهاد دهد خود این موضوع را به کرات و آشکارا گوشزد میکند اگر در سرای سعادت کس است ز گفتار سعدیش حرفی بس است پند سعدی به گوش جان بشنو ره چنین است مرد باش و برو سخن سودمند است اگر بشنوی به مردان رسی گر طریقت روی اما سخنان سعدی مثال است و پند ،خواننده باید پند را در بین سطور حکایات جستجو کند .از این پندهای گوناگون یک فاسفه عملی حاصل میشود که بواقع اندک مبهم و دشوار یاب است ولی کامل بر این اخلاق - که به آدم طرز رفتار در برابر همنوعان را تعلیم میدهد - یک رشته نکات روان شناختی نیز افزوده میشود که سیمای انسان آرمانی سعدی را میسر میسازد و چون فرد بی ایمان به آفریدگار همیشه بشری ناقص است بنابر این سعدی بارها مساله ارتباط بین انسان و خداوند رو طرح میکند سبک شعری سعدی شیوه اصلی ترکیب کلام سعدی چنین به نظر می آید : نخست یک حقیقت اخلاقی را بیان میکند سپس آن را با یک سلسله تمثیلها بنوعی مجسم میسازد « عدو را بکوچک نباید شمرد که کوه کلان دیدم از سنگ خرد نبینی که چون باهم آیند مور ز شیران جنگی برارند شور نه موری ، که مویی کزان کمتر است چو پر شد ز زنجیر محکم ترست » گاهی نیز بر عکس ، تصویر حکایت از برای تجسم یک اندیشه به کار میرود حتی غالبا از یک داستان ساده یا خاطره ساده جوانی یک اندیشه عارفانه بدست می آید که اصلا انتظار نمیرفت سعدی گاه نیز شیوه تضاد را در پیش میگیرد ومیداند که چگونه تاثیر جملات کوتاه و دقیق رابیشتر سازد « مثلا در گلستان چنین مینویسد : هرگز از دور زمان ننالیدم و روی از گردش آسمان در هم نکشیدم مگر وقتی که پایم برهنه ماند بود و استطاعت پاپوشی نداشتم به جامع کوفه در آمدم دلتنگ یکی را دیدم پا نداشت . سپاس نعمت حق بجا آوردم و بر بی کفشی صبر کردم» شیوه دیگر سعدی این است که اندیشه را مطرح میکند ودلائل موافق و مخالف را باهم بیان میکند « مثلا در پند نامه پس از ستایش کرم و سخاوت بلافاصله انتقاد از بخل شروع میشود » یا اینکه موضوع را میان دو شخص مورد بحث قرار میدهد ودلائل موفق و مخالفرا مطرح میسازد « مثلا حکایت مناظره پدر و پسر درباره منافع و مضرات سفر » اما در مورد اشخاص داستان ، سعدی با شیوه ای که رایحه قرون وسطی از آن به مشام میرسد نه تنها افراد بشر و زنده ها را بسخن در می اورد بلکه حیوانات و حتی اشیا را نیز به حرف زدن وا میدارد « مانند گفتگوی فرح انگیز طوطی و زاغ و مباحثه ایی میان رایت و پرده قصر در گلستان » تمام لذت سبک سعدی از پیوند اندیشه ها با هم سر چشمه میگیرد و این لذت به اندازه ایی عالی است که حتی ترجمه نیز ان را از بین نمیبرد . این پیوند خشک و انتزاعی نیست بلکه یک اندیشه است که با تصویر تحقق یافته است ، اندیشه و تصویر چنان با هم آمیخته است که خواننده از خود میپرسد آیا امکان دارد اندیشه ای بدون تصویری ملموس به مغز سعدی خطور کرده باشد در آثار سعدی قسمتهای بسیاری دیده میشود که در آنها تصویر و اندیشه در می آمیزد و حتی چنان با اندیشه آمیخته میشود که تصویر تبدیل به همان اندیشه میشود آثار سعدی . از سعدی، آثار بسیاری در نظم و نثر برجای مانده‌است: 1. بوستان: کتابی‌است منظوم در اخلاق. 2. گلستان: به نثر مسجع 3. دیوان اشعار: شامل غزلیات و قصاید و رباعیات و مثنویات و مفردات و ترجیع‌بند و غیره (به فارسی) و چندین قصیده و غزل عربی. 1. صاحبیه: مجموعه چند قطعه فارسی و عربی‌است که سعدی در ستایش شمس‌الدین صاحب دیوان جوینی، وزیر اتابکان سروده‌است. 2. قصاید سعدی: قصاید عربی سعدی حدود هفتصد بیت است که بیشتر محتوای آن غنا، مدح، اندرز و مرثیه‌است. قصاید فارسی در ستایش پروردگار و مدح و اندرز و نصیحت بزرگان و پادشاهان آمده‌است. 3. مراثی سعدی:قصاید بلند سعدی است که بیشتر آن در رثای آخرین خلیفه عباسی المستعصم بالله سروده شده‌است و در آن هلاکوخان مغول را به خاطر قتل خلیفه عباسی نکوهش کرده‌است.سعدی چند چکامه نیز در رثای برخی اتابکان فارس و وزرای ایشان سروده‌است. 4. مفردات سعدی:مفردات سعدی شامل مفردات و مفردات در رابطه با پند و اخلاق است. 4. رسائل نثر: 1. کتاب نصیحةالملوک 2. رساله در عقل و عشق 3. الجواب 4. در تربیت یکی از ملوک گوید 5. مجالس پنجگانه 5. هزلیات سعدی نام و آوازه سعدی و شهرت آثار گران قدر او دیری است از مرزهای ایران و قلمره زبان پارسی فراتر رفته و خطه ها و کشور های دیگر را در این جهان پهناور در نوردیده از این رو علاوه بر ترجمه شعر و نثر او به دیگر زبانها پژوهشهایی که در مورد فکر و اندیشه و نوشته هایش به زبان های گوناگون توسط محققان کشور های مختلف صورت گرفته است اندک نیست