رفتن به مطلب

چگونه نویسنده شویم ؟!

اگر نویسندگی را تازه شروع کرده‌اید، تلویزیون باید اولین چیزی باشد که کنار می‌گذارید. به گفته‌ی کینگ تلویزیون «سمِ خلاقیت است». نویسنده باید به درون خود و به دنیای تخیلاتش نگاه کند. برای این که بهتر بتوانید این کار را انجام بدهید باید تا می‌توانید کتاب بخوانید.

اخبار انجمن نویسا
  • رمان های بی تو در همه شهر غریبم و مرگ رنگ از خانوم ها مریم صناعی و بهاره غفرانی از نشر علی چاپ شده اند
  • به زودی رمان های زیر از نشر علی چاپ خواهند شد
  • رمان زندان دل از مریم صناعی
  • رمان معشوق مشترک و کسی مثل کسی نیست از فاطمه مرادی
  • رمان در پس ابرها از عاطفه نیک طلب
  • رمان پرواز غیر مستقیم از یاسمن تقوی
  • رمان زیر گنبد کبود انگار خدا هم نبود از پرستو مهاجر
  • رمان واکنش از مینا سلطانی
  • رمان کتمان از فاطمه کمالی
  • رمان طلوع از فاطمه گل محمدی
  • رمان آوای سکوت و قفس تا نفساز شادی هاشمی
  • رمان خشماهنگ از الهام علی احیایی
  • رمان آشیل از فاطمه کمالی و پریا افزا
  • رمان تاریکی مهتاب از مریم نیک فطرت
کیمیا ذبیحی

درخواست روجلد برای رمان

پست های پیشنهاد شده

ارسال شده در (ویرایش شده)
Mobinazarei

نام رمان:گذشتم از سرگذشت

نویسنده:مبینا زارعی

ژانر:عاشقانه/اجتماعی

خلاصه:

این رمان روایتگر زندگی دختریست تنها....دختری که شرایط نه تنها زندگیشو بلکه خود اون رو هم تغییر داده.....دختری از جنس ابهام که دیگه کسی اونو نمیشناسه و فراموش شده....ترد شده.... رها شده....دختری از جنس شیشه که که برای محافظت از زندگی تنها کسی که داره دست به هرکاری میزنه.....عبور میکنه....له میکنه....و میگذرد از احساس کفتار های اطرافش....دختری که مورد قضاوت مردمی قرار میگیره که چیزی ازش نمیدونن....و در انتها...گذشته ای که برای آینده اش سدی محکم میسازد....سرگذشتی که زندگی آینده اش رو نابود میکنه و اونو تو ویرانه های زندگیش رها میکنه....و عشقی که از دست میره....

پشت جلد میخوام این نوشته کار بشه:

زن شبیه آیینه است..

اگر توانستی غبار روی دلش را برداری با تو میخندد...

به همان انداره که تو میخندی.

با تو میگرید..

همانقدر که تو گریه میکنی.

با تو راه می آید.

به اندازه ی تمام مسیری که پیمودی

اما اگر روزی او را شکستی.

شاید بتوانی تکه هایش را بهم بچسبانی

اما این را بذان.

آیینه ی روز اول نخواهد شد.

هرعکس مرتبط با موضوع هم بهجز اینا کار بشه مشکلی نیست

 

 

Screenshot_۲۰۱۶-۰۶-۲۶-۰۵-۵۷-۵۴.png

Screenshot_۲۰۱۷-۰۷-۱۰-۱۸-۲۷-۳۷.psd

93484747r3-special-photo.jpg

ویرایش شده در توسط Mobinazarei
  • پسندیدم 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
ارسال شده در (ویرایش شده)
Parisa Dolati

IMG_20180306_121828.thumb.jpg.fda5e65394e9a500d2e060d671555388.jpgIMG_20171116_221456.jpg.010a5511d0adcd711e5103c379ad310d.jpgIMG_20171012_110146.jpg.e0d6493618c175772bc91a011db6bf9c.jpgIMG_20171004_233347-1.jpg.72230b6683b4362d64561cc336857eb0.jpgسلام برای رمان عطر چشم ها کاور میخواستم??

ژانر جنایی

خلاصه:
پنج تا پسر پنج تا رفیق که راهیِ شمال میشن
تو یه ویلا وسط جنگل تک تکشون کشته میشن
خبری از عشق و عاشقی و کلبه وحشت و جن و پری نیست
یه قاتل روانی داریم و کلی صحنه ی قتل

 

البته اینو بگم قاتل داستان دختره

https://goo.gl/sbph3v

ویرایش شده در توسط Parisa Dolati
  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
کیمیا ذبیحی
در در 8 آبان 1396 در 15:25، کیمیا ذبیحی گفته است :

با سلام طراحِ عزیز

درخواست کاور داشتم برای رمانم

 

آشفته دل | کیمیا ذبیحی


"تنم آنقدر سرد شد
که زمستان از دیدنم لرزید
اشکهایم برف شد و
سپیدی اش به دامنم نشست
بخوابید ای آرزوهای محال
ای امیدهای در راه مانده
زندگی فصلِ سردی ست
که آرزوها را منجمد می کند..."

 

عکس ها با سلیقه خودت باشه، یه پس زمینه از یه دختر تو برف، یا یه دختر تنها تو شب و یا سوار به تاب و اینا

 

پیشاپیش ممنون، و خسته نباشی:hugging_face:

سلامی مجدد

رمان رو دوباره شروع به نوشتن کردم و از حدفیات خارج شد

ممنون میشم زحمت کاورش رو بکشید :)) 

  • پسندیدم 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
ارسال شده در (ویرایش شده)
Nian

سلام

رمان: چاوه‌ری

ژانر: عاشقانه، اجتماعی، پلیسی

نویسنده: م.عبدی

متن پشت جلد:

در پی جستجوی عشق تو را دیدم!

لبخندت رنگ دیگر داشت

و کلامت  به دل می‌نشست.

برایت خوانده شده بودم...

و همین تفاوت‌های هر چند ساده 

مرا به تو پیوند زد!

جز عشق هیچکس مرا با تو نخواست!

و من...مطیع حضرتش شدم و اولین و آخرین مالک قلب شیدا را به زندگیم راه دادم.

چند سال از رفتنت می‌گذرد اما...

گویی سالهاست که ندارمت!

هر روز بی تو برای خودش سالی است. 

برگرد...

تا شوری عاشقانه بر پا کنیم و

از این عشق اسطوره بسازیم.

طرح خاصی مد نظرم نیست فقط اگه امکانش هست طرح به انتظار و چشم براه بودن بخوره. 

چاوه‌ری به معنای چشم براه و منتظر

از طراحان عزیز ممنونم! طرح جلد رمان قبلی‌ام عالی بود! 

ویرایش شده در توسط Nian
  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
پرستو مهاجر

سلام خسته نباشین درخواست کاور دارم برای رمانم.

رمان: کاوان

پرستو مهاجر(شاه حسینی)

ژانر عاشقانه اجتماعی

متن برای پشت جلد:

 

سه شنبه 
غریب ترین روز هفته است 
نه می تواند 
خودش را 
به دلخوشی های اول هفته 
پیوند دهد
نه دلتنگی 
آخر هفته را باور دارد 
سه شنبه منم
معلق مانده بین زمین و آسمان...

‌ روی جلد عکس دو نفره پشت جلد که متن نوشته میشه عکس تکی 

ممنونم خسته نباشید

IMG_20180312_133424.jpg

IMG_20180312_133408.jpg

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
ارسال شده در (ویرایش شده)
زهره فرهادی

سلام خسته نباشید...

در خواست روی جلد دارم برای رمان" این رویا نیست"

نویسنده: زهره فرهادی

ژانر: تخیلی-فانتزی

خلاصه:

 

تابحال خودت رو جای دیگران گذاشتی تا از چشمای اونا دنیا رو ببینی؟ مثلا یه یتیم؟ بنظر تو احساس یه کودک یتیمی که تو نوانخانه زندگی می­کنه چیه؟...

شاید تو هم جز اون آدمایی باشی که خیلی کنجکاون؛ مثلا در مورد آدم فضایی و سیاره های دور افتاده یا حتی آینده. تا حالا صد سال آینده رو مجسم کردی؟  

قراره تو تو این رمان با پسر نوجوان یتیمی به اسم تام همراه بشی که اتفاقات عجیب زندگی­ اون و دوستانش، اونا رو از بقیه متمایز می­ کنه.

شوری داستانو با خلاصه ­ای از اون برات بی ­نمک نمی­ کنم فقط اینو بدون که به گفته خود تام، داستان زندگی ­اش "یک رویا نیست"...

عکس پیشنهادی من:

 

2678_Aliens_Search.jpg

ویرایش شده در توسط زهره فرهادی
  • پسندیدم 4
  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
النازبوذرجمهري

سلام عيدتون مبارك

رمان هايكا،مرد مرموز من

نويسنده:الناز بوذرجمهري

ژانر:عاشقانه،اجتماعي

خلاصه:عاشقانه اي كه گذشته را به حال و اينده گره ميزند.عاشقانه اي از جنس نفرت.دختري كه راز دار يك مرد مرموز ميشود تا به او كمك كند گذشته را فراموش كرده،عشق گم شده اش را پيدا كند و زندگي جديدي را از سر گيرد اما.....

عشق با حرف زدن ثابت نميشود.بايد ماند و جنگيد بايد مرد مثل ماهي بي 
اب براي كسي كه عاشقانه دوسش داري.

ویرایش شده در توسط النازبوذرجمهري

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
RaHa_nm

اScreenshot_2018-03-27-04-30-55-1.png.cf81afb87afd69f14cd35e04eb622835.pngاسم رمان:wolves war(نبرد گرگ ها)

نویسندگان: raha-nm  و sajedehdr )رها-نم وـساجده حیدری

خلاصه: این داستان داستان زخم خورده های روزگاره، داستان اونایی که زخم خوردن و حالا گرگ شدن گرگایی که متحد میشن تا حقشون رو از دنیا و آدماش بگیرن، اما کی میدونه آدم هایی که گرگ شدن آدمایی که ظاهرشون بدی رو فریاد میزنه شبا آدمای دیگه ای می‌شن...

داستان راجع به دوتا کرکر(هکر مخرب) هست توی باند خلاف ترکیه که از دو گروه رقیب بودن. یه مشکلاتی ایجاد میشه و دختر رمان از گروهش جدا میشع و با پسر رمان هم که کلا برای انتقام گرفتن اومده تو این باند همدست میشن و خلاصه:eye_roll:

شخصیتامم ترکی‌ن دوس داشتین استفاده کنین نکردینم نکردین

شعرشم

ده رند خبره‌اند سرانگشت‌های تو
یورش می‌آورند شبانه به غارتم
بهتر اگه در نظر داشتین با خودتون دیگه.

مرسی ازتون

Screenshot_2018-03-14-15-04-45-1.png

IMG_20180327_010541_221.jpg

ویرایش شده در توسط RaHa_nm

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
zahraabediii

با عرض سلام وخسته نباشید

نام کتاب : طلسم تنهایی

نویسنده : زهرا عابدی

موضوع : عاشقانه . غمگین . پایان خوش

خلاصه کتاب : 

رمانی متفاوت با ژانری متفاوت  رمانی که بیانگر عشق و طعم گس خیانت است رمانی که معجزه ی عشق دوم را به دخترک قصه ی من که سرشاراز تنهایی است ثابت میکند ،رمانی با ژانر انتقامی،انتقامی از نوع ویرانی ِ ویران کننده های زندگی دخترک قوی من

رزا بازندگی پر از فرازونشیب و دراخر عشقی مسحور کننده و معشوقی همچون یک معجزه گر

لینک رمان:

 

17-12-17-19-27-29-191_deco[1].jpg

445218540_62409[2].jpg

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
admin
در در 27 اسفند 1396 در 17:48، *زهره* گفته است :

سلام خسته نباشید...

در خواست روی جلد دارم برای رمان" این رویا نیست"

نویسنده: زهره فرهادی

ژانر: تخیلی-فانتزی

خلاصه:

تابحال خود را جای دیگران گذاشته­ ای تا از چشمان آنها دنیا را نگاه کنی؟ مثلا یک یتیم؟ بنظر تو احساس یک کودک یتیمی که در یک نوانخانه زندگی می­کند چیست؟...

نمی ­دانم به آدم فضایی و موجودات فضایی اعتقاد داری یا نه. اگر اعتقاد داری حتما مجسمشان هم کرد ه­ای، درست است؟!

یکی از علامت سوال­ های انسان­ ها این است که صد سال آینده چه خواهد شد؟ این خانه ­ها، ماشین ­ها، و همه چیز و همه چیز چه تغییری خواهند کرد؟...

اگر می ­خواهی پاسخ من را به این سوالات بدانی پس این رمان را نگاهی بینداز.

قرار است تو در این رمان با پسر نوجوان یتیمی به نام تام همراه شوی که اتفاقات عجیب زندگی­ او دوستانش، آنها را از بقیه متمایز می­ کند.

شوری داستان را با خلاصه ­ای از آن برایت بی ­نمک نمی­ کنم تنها این را بدان که به گفته خود تام، داستان زندگی ­اش "یک رویا نیست"...

عکس پیشنهادی من:

 

2678_Aliens_Search.jpg

متن سه حطی برای پشت جلد بفرستید

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×