رفتن به مطلب
اخبار انجمن نویسا
  • رمان های بی تو در همه شهر غریبم و مرگ رنگ از خانوم ها مریم صناعی و بهاره غفرانی از نشر علی چاپ شده اند
  • به زودی رمان های زیر از نشر علی چاپ خواهند شد
  • رمان زندان دل از مریم صناعی
  • رمان معشوق مشترک و کسی مثل کسی نیست از فاطمه مرادی
  • رمان در پس ابرها از عاطفه نیک طلب
  • رمان پرواز غیر مستقیم از یاسمن تقوی
  • رمان زیر گنبد کبود انگار خدا هم نبود از پرستو مهاجر
  • رمان واکنش از مینا سلطانی
  • رمان کتمان از فاطمه کمالی
  • رمان طلوع از فاطمه گل محمدی
  • رمان آوای سکوت از شادی هاشمی
  • به انجمن نویسا خوش آمدید

    کاربرگرامی برای استفاده از امکانات انجمن ثبت نام کنید اگر قبلا ثبت نام کردید گزینه ورود را بزنید

کیمیا ذبیحی

درخواست روجلد برای رمان

پست های پیشنهاد شده

ه.قاف

نام کتاب : تا ابد

نویسنده : هاله قاسم زاده

ژانر : عاشقانه

خلاصه رمان : داستان راجع به دختری به نام "هلیاد" که به خاطر مشکلاتی ، مجبور میشود در خانه ای مشغول به کار شود . هلیاد تنها یک کارگر ساده در آن خانه نیست ، بلکه صاحب خانه برای او و دختران مثل او نقشه هایی کشیده است ...

متن:تو همانی که من داشتنت را دوست دارم... تو لعنتی ترین موجود دوست داشتنی هستی که عاشقت شدم... صدایت همان ترانه قدیمی پر از خاطره است... تو همان شعر بی مقدمه ای که وارد زندگیم شدی... آغوشت را برای تا ابد بودن دوست دارم...

عکسی که دختر و پسر دست هم رو گرفتن روی جلد باشه... ممنون:rose:

image.thumb.jpeg.652469c5b61a89c7cde251152b15577a.jpeg

image.jpeg

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
S.Shahhoseini

نام کتاب: مرپوژ

نویسنده: s.shahhoseini

ژانر: تخیلی، عاشقانه، تا حدی معمایی

خلاصه: سارا دختری که هرگز پدرش رو ندیده و وقتی ده سالش بوده مادرش هم ناپدید میشه...

سارا توی نهمونی تولد یکی از دوستاش با مردی آشنا میشه که یه خوناشامه و در ادامه متوجه میشه که همزاد دختریه که سیصد سال پیش نیمه‌ی روح اون خوناشام بوده و الان بخشی از روح اون دختر توی بدنش هست. در ادامه‌ی داستان سارا با اون خوناشام همراه میشه و با یه دورگه‌ی خوناشام گرگینه رو به رو میشه و میفهمه که اون مرد دورگه نیمه‌ی روحشه و...

 

نکته: من خودم عکس خاصی مد نظرم نیست اما لطفا از عکسای ترسناک استفاده نکنید چون داستان اصلا ترسناک نیست بیش‌تر عاشقانه‌ست!

متنی که برای رو جلد مد نظرمه: 

به آرامی نزدیک آمدی و...
نیمه‌ی روحم شدی و...
نیمه‌ی روحت شدم!
فهمیدم که نیمه‌ی گمشده، شوخی بی‌مزه‌ای بیش نیست!
با من باش ای نیمه‌ی روحم...!
بگذار تمام جهان بفهمند که ما شریک یک روح و یک احساسیم...!

ویرایش شده در توسط S.Shahhoseini
  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×