رفتن به مطلب

چگونه نویسنده شویم ؟!

اگر نویسندگی را تازه شروع کرده‌اید، تلویزیون باید اولین چیزی باشد که کنار می‌گذارید. به گفته‌ی کینگ تلویزیون «سمِ خلاقیت است». نویسنده باید به درون خود و به دنیای تخیلاتش نگاه کند. برای این که بهتر بتوانید این کار را انجام بدهید باید تا می‌توانید کتاب بخوانید.

اخبار انجمن نویسا
  • رمان های بی تو در همه شهر غریبم و مرگ رنگ از خانوم ها مریم صناعی و بهاره غفرانی از نشر علی چاپ شده اند
  • به زودی رمان های زیر از نشر علی چاپ خواهند شد
  • رمان زندان دل از مریم صناعی
  • رمان معشوق مشترک و کسی مثل کسی نیست از فاطمه مرادی
  • رمان در پس ابرها از عاطفه نیک طلب
  • رمان پرواز غیر مستقیم از یاسمن تقوی
  • رمان زیر گنبد کبود انگار خدا هم نبود از پرستو مهاجر
  • رمان واکنش از مینا سلطانی
  • رمان کتمان از فاطمه کمالی
  • رمان طلوع از فاطمه گل محمدی
  • رمان آوای سکوت و قفس تا نفساز شادی هاشمی
  • رمان خشماهنگ از الهام علی احیایی
کیمیا ذبیحی

درخواست روجلد برای رمان

پست های پیشنهاد شده

admin
در 13 دقیقه قبل، صحرای گفته است :

سلام درخواست جلد برای رمانم داشتم ممنونم نام رمانم هم ملکه جهان هست 

سلام رمان شما هنوز به سی پست نرسیده

بعد از سی پست درخواست بدید

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Maryam nikfetrat

سلام خسته نباشید...

رمان تاریکی مهتاب..

نویسنده: مریم نیک فطرت...

خلاصه: تانیا دختری که طی یک اتفاق از باربد جدا میشود و مجبور به ازدواج با مردی متعصب و خشن میشود که اورا با حسایت هایش به ستوه می اورد تانیا چهارسال در قفس این مرد پا به پای فرزندش مینشیند و تمام مشکلات را تحمل میکند بعد از چهارسال مهراد بازمیگردد و با باربد روبرو میشود...

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
سهیلا عبدی


سلام وقت بخیر 

رمان تخیلی قمرتاج 

نویسنده سهیلاعبدی

دوست دارم این متن آهنگ  پشت جلد باشه و عکس به سلیقه ی خودتون ولی لطف کنید تم جلد سفید و مشکی همون نماد شب و ماه باشه  رمان متنش فارسیه و بعضی جاها دیالوگ های عربی فصیح داره 

دوباره ماه و ستاره ها و
دلی که دادم به یک نگاه و
دوباره عشقی به این بزرگی
قدم زدن زیر نور ماه و

دوباره هستی
دوباره هستم
دوباره دستات
گرفته دستم

چشاتو قربون
عجب خماره
شرابه نابه
که کرده مستم 

خلاصه:

آن گاه که ماه را در چشم های میشی سحرآمیزت یافتم... جان و دل همه در نگاه عاشقانه ات اسیر شدند... در راه کشف راز های سرنوشتی تلخ و رهایی از گذشته ای نحس عشق سرنوشتم را تغییر داد تا از تو نفس گیرم و عمری دوباره برایم نوشته شود...

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×