رفتن به مطلب
اخبار انجمن نویسا
  • رمان های بی تو در همه شهر غریبم و مرگ رنگ از خانوم ها مریم صناعی و بهاره غفرانی از نشر علی چاپ شده اند
  • به زودی رمان های زیر از نشر علی چاپ خواهند شد
  • رمان زندان دل از مریم صناعی
  • رمان معشوق مشترک و کسی مثل کسی نیست از فاطمه مرادی
  • رمان در پس ابرها از عاطفه نیک طلب
  • رمان پرواز غیر مستقیم از یاسمن تقوی
  • رمان زیر گنبد کبود انگار خدا هم نبود از پرستو مهاجر
  • رمان واکنش از مینا سلطانی
  • رمان کتمان از فاطمه کمالی
  • رمان طلوع از فاطمه گل محمدی
  • رمان آوای سکوت از شادی هاشمی
  • به انجمن نویسا خوش آمدید

    کاربرگرامی برای استفاده از امکانات انجمن ثبت نام کنید اگر قبلا ثبت نام کردید گزینه ورود را بزنید

پست های پیشنهاد شده

غوغا

غوغانوشت

. "آقا یه فال از من میخرید؟ ارزونه ها ...

"نه پسر جان لازم ندارم . " آقا میشه آدامس از من بخرید . " لازم ندارم . ممنون ."

آقا واکس برنم ؟" نه لازم نیست .

" شیشه ماشینتون رو تمیز کنم برق بیوفته؟ " نمیخواد بچه جان کثیف ترش میکنی . 

به نظر شما این گفتگو ها آشنا نیست ؟ 

مطمئنم بار ها خودمان را توجیه کرده ایم تا فال یا آدامسی را نخریم و یا کفشمان را واکس نزنیم. 

درست است . ما لازم نداریم . نه به فال نه به آدامس نه به واکس و نه به .....

چه بسا با قیافه ای حق به جانب به هوش خود بالیده ایم که زرنگ تر از آنیم که چند کودک کم سن و سال با تغییر لحنشان بتوانند ما را فریب دهند و سرمان کلاه بگذارند .

گاهی چنان جامعه شناس میشویم که میتوان از منطق و دلایلمان برای پرهیز از کمک به این طفلان بی گناه قربانی جهل جامعه کتاب نوشت .

اما چیزی که نمیدانیم این است که نه تنها ساده ایم که گاهی این سادگی رنگ حماقت نیز به خودش میگیرد. که اگر ساده نبودیم تمام عمر با ارزشمان را برای رسیدن به آرامش

در جستجوی چیزهای بی ارزش نبودیم که حتی با داشتنشان هم باز روی آرامش را نمیبینیم. چنان درگیر سراب زندگی خویش شدیم که درک نکردیم این ماییم که به این بچه

های معصوم نیازمندیم نه آنها به ما . آنقدر سر گرم دو دو تا چهار تای ذهن خیال پپردازمانیم که نفهمیدیم این فرشتگان کوچک بهانه های رحمت خداوند هستند برای بخشش به ما .
درست است . آرامش تنها آغوش پر مهر خداست و حاصل عشق او به ما .

لعاب و زرق و برق دنیا چنان مستمان کرده است که فراموش کردیم خداوند بی دریغ میبخشد 

وخدا برای این بخشش همواره در انتظار بهانه ای است از جانب ما . . گفتم بهانه چون بی بها نمیشود که اگر بشود عدالت خدا اجرا نمیشود . بهانه را که دستش دادیم آن وقت

رحمتش بی دریغ جاری میشود . 

چه حکایتیست عقل ما . 

تمام عمر میجنگیم برای آنچه بی دریغ ارزانی میشود به ما .

آری . ما بیشتر از آنچه فکر کنیم نیازمندیم و بیشتر از تصورمان محتاج . ما به این لحن های به ظاهر مظلوم و فریبنده محتاجیم . که اگر نباشند بهانه ای هم نیست . عشقی

نیست . بخششی نیست . 

ما همان رودیم که جاری شد تا زندگی بخشد که اگر نبخشد جریانش بی معنی است و بی هدف جریانی نیست و بی جریان هر رودی حتما خواهد مرد .

خلاصه کنم . اگر میخواهیم انسان بمانیم و عشق خدا در هستیمان جریان یابد این بهانه های دلنشین را از دست ندهیم . 

دوست دار شما 

غوغا

 

  • پسندیدم 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×