اخبار انجمن نویسا
  • رمان های بی تو در همه شهر غریبم و مرگ رنگ از خانوم ها مریم صناعی و بهاره غفرانی از نشر علی چاپ شده اند
  • به زودی رمان های زیر از نشر علی چاپ خواهند شد
  • رمان زندان دل از مریم صناعی
  • رمان معشوق مشترک و کسی مثل کسی نیست از فاطمه مرادی
  • رمان در پس ابرها از عاطفه نیک طلب
  • رمان پرواز غیر مستقیم از یاسمن تقوی
  • رمان زیر گنبد کبود انگار خدا هم نبود از پرستو مهاجر
  • رمان واکنش از مینا سلطانی
  • رمان آوای سکوت از شادی هاشمی
  • اطلاعیه ها

    • admin

      همکاری انجمن نویسا با نشر علی   شنبه, 20 خرداد 1396

      بدین وسیله به اطلاع کلیه نویسندگان و اعضای محترم انجمن نویسا، می‌رساند در راستای حمایت از نویسندگان و نوقلمان عزیز، این انجمن با مدیر مسئول و نشر پر سابقه ی علی همکاری دارد. به همین منظور رمان‌هایی که از نظر محتوا ایده‌آل و برتر باشند جهت بررسی به ناشر معرفی می‌گردند.لازم به ذکر است این نشر (نشر علی) با هیچ انجمن دیگری همکاری ندارد
  • به انجمن نویسا خوش آمدید

    کاربرگرامی برای استفاده از امکانات انجمن ثبت نام کنید اگر قبلا ثبت نام کردید گزینه ورود را بزنید

60 ارسال در این موضوع قرار دارد

در هم اکنون، Afra 89023 گفته است :

تو به اسمان می روی
و پای من ایلا
روی سنگ فرشی
خیس ساحل
رودخانه قلب
به انتظار تو
چون نهالی مشتاق
روییدن می ایستد
اوریا
باز از آن بالا
پایین بیا
ایلا تصویر تو را
هر شب
در قرص ماه
در کنار حوریان

تقدیس شده

می بیند

دانی که چرا سر نهان با تونگویم؟             طوطی صفتی طاقت اسرار نداری

دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد 

جز غم که هزار آفرین بر غم باد

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در هم اکنون، *مهدیه* گفته است :

دانی که چرا سر نهان با تونگویم؟             طوطی صفتی طاقت اسرار نداری

دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد 

جز غم که هزار آفرین بر غم باد

یار را بازی گرفتی اخر بازی چی شد

این زمان دیگر سر تو با گریبان اشناست
هر دلی ارزان فروشت یار او را این سزاست

اعتبار هر دلی در خوبی دلدار اوست

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در هم اکنون، Afra 89023 گفته است :

یار را بازی گرفتی اخر بازی چی شد

این زمان دیگر سر تو با گریبان اشناست
هر دلی ارزان فروشت یار او را این سزاست

اعتبار هر دلی در خوبی دلدار اوست

تو همچو صبحی من شمع خلوت سحرم
تبسمی کن و جان بین که همی سپرم

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 13 ساعت قبل، *مهدیه* گفته است :

تو همچو صبحی من شمع خلوت سحرم
تبسمی کن و جان بین که همی سپرم

من از بی نوایی نی ام روی زرد

غم بی نوایان رخم زرد کرد

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در هم اکنون، Afra 89023 گفته است :

من از بی نوایی نی ام روی زرد

غم بی نوایان رخم زرد کرد

دلي كز معرفت نور و صفا ديد        به هر چيزي كه ديد اول خدا ديد

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در هم اکنون، *مهدیه* گفته است :

دلي كز معرفت نور و صفا ديد        به هر چيزي كه ديد اول خدا ديد

دردم از یار است و درمان نیز هم

دل فدای او شدو جان نیز هم

 

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 11 ساعت قبل، Afra 89023 گفته است :

دردم از یار است و درمان نیز هم

دل فدای او شدو جان نیز هم

 

منم که شهره شهرم به عشق ورزيدن         منم که ديده نيالوده ام به بد ديدن

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در در 23 فروردین 1397 در 12:53، *مهدیه* گفته است :

منم که شهره شهرم به عشق ورزيدن         منم که ديده نيالوده ام به بد ديدن

نقل های سپید

بر دهان می گذارم

و از شهد عشق شما

شربتی گوارا را

خواهم نوشید

امشب اوریا ساعتها

به دست های شما نگریست

و در هر گردش باز به بازوی شما

ایلای محبوب را در هاله ای از تورهای گلدار سبد عروسی

غرق در گل های نورسه سرخ بارها نظاره کرد

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در در 24 فروردین 1397 در 19:24، Afra 89023 گفته است :

نقل های سپید

بر دهان می گذارم

و از شهد عشق شما

شربتی گوارا را

خواهم نوشید

امشب اوریا ساعتها

به دست های شما نگریست

و در هر گردش باز به بازوی شما

ایلای محبوب را در هاله ای از تورهای گلدار سبد عروسی

غرق در گل های نورسه سرخ بارها نظاره کرد

ديدي اي دل كه غم عشق دگر بار چه كرد       چون بشد دلبر و با يار وفادار چه كرد

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 4 ساعت قبل، *مهدیه* گفته است :

ديدي اي دل كه غم عشق دگر بار چه كرد       چون بشد دلبر و با يار وفادار چه كرد

در آن زمان که جامه سپید بخت به مرمر تنت کنند

و دانه های نقل و سکه  را نثار مقدمت کنند

به خاطر آر  عشق من

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری