رفتن به مطلب

چگونه نویسنده شویم ؟!

اگر نویسندگی را تازه شروع کرده‌اید، تلویزیون باید اولین چیزی باشد که کنار می‌گذارید. به گفته‌ی کینگ تلویزیون «سمِ خلاقیت است». نویسنده باید به درون خود و به دنیای تخیلاتش نگاه کند. برای این که بهتر بتوانید این کار را انجام بدهید باید تا می‌توانید کتاب بخوانید.

اخبار انجمن نویسا
  • رمان های بی تو در همه شهر غریبم و مرگ رنگ از خانوم ها مریم صناعی و بهاره غفرانی از نشر علی چاپ شده اند
  • به زودی رمان های زیر از نشر علی چاپ خواهند شد
  • رمان زندان دل از مریم صناعی
  • رمان معشوق مشترک و کسی مثل کسی نیست از فاطمه مرادی
  • رمان در پس ابرها از عاطفه نیک طلب
  • رمان پرواز غیر مستقیم از یاسمن تقوی
  • رمان زیر گنبد کبود انگار خدا هم نبود از پرستو مهاجر
  • رمان واکنش از مینا سلطانی
  • رمان کتمان از فاطمه کمالی
  • رمان طلوع از فاطمه گل محمدی
  • رمان آوای سکوت و قفس تا نفساز شادی هاشمی
  • رمان خشماهنگ از الهام علی احیایی
  • رمان آشیل از فاطمه کمالی و پریا افزا
  • رمان تاریکی مهتاب از مریم نیک فطرت
mobina_roshan

به قتل رساندن همسر موقت مادرش

پست های پیشنهاد شده

mobina_roshan

 

پسر نوجوان که خواستگار سمج مادرش را به قتل رسانده است دردادگاه مدعی شد فقط قصد ترساندن آن مرد را داشته و ازکشته شدن او پشیمان است.

 

رسیدگی به این پرونده از چهاردهم مرداد سال گذشته و پس از کشف جسد مرد 58ساله‌ای به‌ نام «ناصر» در شهرستان رباط‌ کریم در دستور کار پليس قرار گرفت. در گام نخست تحقیقات، زن جوانی که تا چندی قبل همسر موقت مقتول بود به‌عنوان مظنون اصلی پرونده دستگیر شد.
او در بازجویی‌ها در حالی که ازقتل شوهرسابقش ابراز بی‌اطلاعی می‌کرد، به کارآگاهان گفت: «مدتی قبل به عقد موقت ناصر درآمدم. پس‌از پایان زمان عقد، او پیشنهاد داد مدت عقد را تمدید کنیم اما من حاضر به این کار نبودم. با اینکه ناصر مخالفت مرا می‌دید اما دست بردار نبود و با تماس‌های متعدد و پیامک‌های فراوان بر خواسته‌اش پافشاری می‌کرد. وقتی پسر 17 ساله‌ام متوجه تماس‌های ناصر شد از او خواست مرا راحت بگذارد ولی اودست بردارنبود تا اینکه با هم در کوچه درگیر شدند و میلاد با چاقو، ناصر را کشت و فرار کرد.

با اظهارات این زن، پسر 17 ساله تحت تعقیب قرار گرفت و بازداشت شد.
متهم نوجوان پس از دستگیری با اعتراف به قتل، از ارتکاب این جنايت اظهار پشیمانی کرد و پرونده پس از بازسازی صحنه و تکمیل تحقیقات برای محاکمه به شعبه پنجم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضى بابایی ومستشاری قاضی تولیت ارسال شد. «میلاد» هفته گذشته به شعبه پنجم انتقال یافت و پای میز محاکمه ایستاد.در ابتدای جلسه نماینده دادستان کیفرخواست را خواند و سپس اولیای دم خواستار قصاص متهم شدند.سپس پسر جوان که پس از گذشت یک سال از جنایت در آستانه 18سالگی قرار داشت، برابر قضات ایستاد تا به سؤالات پاسخ دهد.
قاضی: اتهامت قتل عمد است آیا این اتهام را قبول داری؟
متهم: بله، قبول دارم.
چرا ناصر را کشتی؟
او مزاحم مادرم بود.
از قبل تصمیم به قتل داشتی؟
نه من آن روز خونم به جوش آمده بود و فقط می خواستم مزاحم مادرم را بترسانم که در درگیری کشته شد...
چند ضربه به او زدی؟
یک ضربه چاقو...
چند کلاس درس خوانده ای؟
قبل از بازداشت سال آخر دوره دبیرستان بودم که این اتفاق افتاد.
ناصر را از کجا می‌شناختی؟
چند وقتی بود که متوجه مزاحمت‌های مرد ناشناسی برای مادرم شدم و برای همین تصمیم گرفتم او را بترسانم تا دست از سر مادرم بردارد...
چرا همراهت چاقو بردی؟
باور کنـید فقط می‌خواستم بترسانمش...
مشکل اوبا مادرت چه بود؟
ناصر می خواست با مادرم ازدواج کند که مادرم زیر بار نمی‌رفت، برای همین مزاحمش شده بود...
بعد از قتل کجا رفتی؟
آنقدر ترسیده بودم که ازشدت دستپاچگی عقلم درست کار نمی‌کرد. فقط فرار کردم و چند روز بعد مأموران اداره آگاهی دستگیرم کردند.حالاهم بشدت پشیمانم وامیدوارم خانواده مقتول به جوانی‌ام رحم کنند.
پس از پایان اظهارات متهم، قضات وارد شور شدند تا برای صدور حکم تصمیم‌گیری کنند...

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×