رفتن به مطلب

چگونه نویسنده شویم ؟!

اگر نویسندگی را تازه شروع کرده‌اید، تلویزیون باید اولین چیزی باشد که کنار می‌گذارید. به گفته‌ی کینگ تلویزیون «سمِ خلاقیت است». نویسنده باید به درون خود و به دنیای تخیلاتش نگاه کند. برای این که بهتر بتوانید این کار را انجام بدهید باید تا می‌توانید کتاب بخوانید.

اخبار انجمن نویسا
  • رمان های بی تو در همه شهر غریبم و مرگ رنگ از خانوم ها مریم صناعی و بهاره غفرانی از نشر علی چاپ شده اند
  • به زودی رمان های زیر از نشر علی چاپ خواهند شد
  • رمان زندان دل از مریم صناعی
  • رمان معشوق مشترک و کسی مثل کسی نیست از فاطمه مرادی
  • رمان در پس ابرها از عاطفه نیک طلب
  • رمان پرواز غیر مستقیم از یاسمن تقوی
  • رمان زیر گنبد کبود انگار خدا هم نبود از پرستو مهاجر
  • رمان واکنش از مینا سلطانی
  • رمان کتمان از فاطمه کمالی
  • رمان طلوع از فاطمه گل محمدی
  • رمان آوای سکوت و قفس تا نفساز شادی هاشمی
  • رمان خشماهنگ از الهام علی احیایی
زینب امیری

نقد و بررسی رمان گنجی‌به‌نام‌عشق┃زینب امیری┃کاربر انجمن نویسا

پست های پیشنهاد شده

زینب امیری

     بسم الله الرحمن الرحیم


نام رمان: گنجی به نام عشق

نویسنده: زینب امیری


 

مقدمه:

آن که می گوید دلم، بداند دلش متعلق به خودش نیست! 
دل را یک نفر، شبی نصف شبی، صبح پاییزی، شب تابستان گرمی، می آید و بر می دارد و می رود!
ناگه در رقص برگ های پاییزی، می بینی که دگر قلبت نمی زند!
تنها چشم هایت به چشم های آبی رنگی به رنگ آسمان خیره شده و دهانت چون درختان زمستان خشک شده است...
می بینی که به یک باره دوباره قلبت شروع به تپیدن می کند، آن قدر می تپد و می تپد که احساس گرما می کنی، و چشمانت خیره می ماند به موهایی که همراه برگ ها می رقصند.
تنها گوش هایت یک چیز را می شنوند، قهقهه ی مستانه ای که با آهنگ پرندگان مخلوط شده است. این حس های زیبا بر تو مبارک!

خلاصه:

لادن، با وجود مشکلی بزرگ در خانواده اش، دست به معامله ای عجیب می زند. این معامله مشکل را حل می کند اما خودش را به دردسر می اندازد. برای دفاع از عشق دختر خاله و برادرش، چیزی شبیه جانش را فدا می کند.

لینک: 

 

ویرایش شده در توسط Zeinabamiriorg

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
منتقدان

? گزارش نقد رمان : ⬇️

در مورد هر قسمت توضیحات خود را ارائه کنید:

نام رمان: گنجی به نام عشق... نام خوبی و در خور رمان بود

?کاور رمان: قشنگ بود

?خلاصه و مقدمه: خلاصه که نداشت مقدمه هم خوب بود

️شروع رمان:شروع رمان تا حدودی خوب بود ولی زیادی روی دختر خاله و برادرش مانور دادی در کل شش صفحه ی اول رمان بیشتر درمورد دختر و برادرش بود که تا حدودی من خسته شدم چون میخواستم زود وارد داستان اصلی بشم درضمن تو چند سطر اول از کلمه تاتر زیاد استفاده کردی که اگه یه بار روخوانی کنی متوجه میشی

?املا و نگارش  رمان: غلط املایی به چشمم نخورد ولی اشتباهات تایپی زیاد داشتی بعضی جاها بین حروف ها فاصله ندادی بود و بهم دیگه چسبیده بود

حلقههای:حلقه های

بلهبرون: بله برون

سیدقیقه: سی دقیقه

حوصلهام: حوصله ام و...

بعد سه نقطه ها فاصله بذار


?متن و محتوای رمان: متن و محتوای رمان خوب بود. پولی که لادن به خانواده ی فرهمند داد اولش پانصد ملیون بود بعدش شد هشتصد ملیون.
شباهت های اسمی زیادی داشتی مثل امیرضا، بهنام امیر محمدی و امیر بابایی
خیلی از اسم امیر استفاده کردی

?موضوع رمان: اینجور موضوع ها که دختره بخاطر یکی از اعضای خانوادش خودش رو فدا میکنه زیاد خوندم ولی تو قلم دلنشین و روانی داشتی که خواننده رو با خود همراه میکنی

?فضا سازی رمان:فضاسازی و حس امیزی خوب بود. بجا بود و زیاده گویی نداشتی

?کاراکترها: شخصیت لادن رو دوست داشتم ولی دیالوگ هاش با برادرش یکم لوس بود یعنی کدوم خواهر برادری دائما در حال قربون صدقه رفتن

شخصیت امیرضا جذاب و دوست داشتنی بود

هلیا و صادق رو هم دوست داشتم

?روند ماجراها: روند ماجرا اولاش روی صادق و هلیا زیادی کند بود یعنی هرچه زودتر میخواستم وارد داستان لادن و امیرضا بشم. درسته خواستی همه چی رو توضیح بدی ولی واقعا نیاز نداشت روز آزمایش روز بله برون و بعضی جاهای اضافه  رو کامل توضیح بدی

?نظر یا توضیحات اضا فه خود را در این قسمت بیان کنید: زینب جان امیدوار در تمام مراحل زندگیت موفق و خوشبخت بشی به امید چاپ رمان دلنشین و زیبات... اگه یه دور روخوانی کنی خودت متوجه اشکالاتت میشی عزیزم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
منتقدان

?گزارش نقد رمان : ⬇️

در مورد هر قسمت توضیحات خود را ارائه کنید:

✍️نام رمان:
گنجی به نام عشق
با توجه به اینکه اسم اون سریال درحال ساخت بود میتونست مناسب باشه، اما تا الان که هیچ جا به طور کامل این عبارت آورده نشده

?کاور رمان:
زیبا بود


?خلاصه و مقدمه:
خلاصه نداشت چرا؟! مقدمه هم خوب بود


️شروع رمان:
از جای خوبی شروع شده بود اما جذابیت کمی داشت. یعنی نقطه شروع خوب بود ولی پرداخت صحنه های اول مناسب نبود


??املا و نگارش  رمان:
کمی به ویرایش نیاز داشت. غلط های املایی و نگارشی شامل دندان غروچه (دندان قروچه)، قائله، واسته (واسطه)، تاتر (تئاتر)، چیندم (چیدم)، چیزی به روز نکرد (بروز نداد)، زجه (ضجه)، شصت (شست)، تعجب انگیز (تعجب آور بهتره)، حول و ولا (هول و ولا)، حال (هال)، کاری از پس هیچکس برنمیاد (از دست)، تلوزیون (تلویزیون)، ماکارانی (ماکارونی)، قار و قور کلاغ ها (غارغار)، غرض (قرض)، مزاق (مذاق)، برگذار (برگزار)، میز چیندن (چیدن)، دقه (دقیقه) و مچالگی که واژه ملموسی نیست.

حذف "ه" جایگزین "است" و تبدیلش به کسره درست نیست:
قرارِ (قراره)
خواستگاریِ (خواستگاریه)

علایم نگارشی هم بعضی جاها زیاده به خصوص ویرگول و علامت تعجب.
بعضی جاها محاوره ادبی قاطی شده


✏️جمله بندی‌ها و انتخاب کلمات:
ساده و روون بودن، اما بعضی جاها مثلا وقتی روحیات اشخاص میخواست توصیف بشه، دیگه زیادی ساده بودن و بازی با کلمات نداشتن و مستقیم رفته بودن سر اصل مطلب (مثلا خیلی ساده فقط نوشته بودی حس کردم حالش گرفته ست یا اینجور جملات)


?متن و محتوای رمان:
محتوا خوب بود اما چارچوبی که هدف رمان بر مبنای اون بنا شده بود مشکلاتی داشت. مثلا این موضوع که بابت بدهی دختری رو به اجبار بگیرن، هیچ دلیل قابل قبولی نمیتونه داشته باشه (مگه برای خانواده فرهمند فقط همین یه دختر بوده که در ازای پول به زور بخوان عقدش کنن؟) یا اینکه امیررضا همچین پیشنهادی بده و خانواده لادن هیچ مشکلی با اینکه یه کارگردان پول فیلمو یه جا بده به دخترشون نداشته باشن (مسلما اونا هم بخاطر هنرمند بودن دخترشون از اوضاع سینما و کسب و کار هنر و قوانینش تا حدودی باخبرن و میدونن این پرداخت یکجای دستمزد کمی نامعقول و باورنکردنیه) یا اینکه وکالت نامه به معنی وکیل کردن کسی برای انجام کاری به جای فرد اصلیه، و اینجا برای چنین قراردادی اصطلاح وکالت نامه درست نیست. اینجور موارد بودن که نیاز به بازبینی داشتن، بجز این، بعد عاشقانه رمان و فداکاری لادن و بعدها دعوای خانوادگی و... جالب بود ?
یه چیز دیگه: اول گفتی پونصد میلیون و جلوتر تبدیل شده به هشتصد میلیون


?موضوع رمان:
موضوع کمی تکراری بود اما مولفه های جدید هم داخلش داشت که جذابش کرده بودن


?فضا سازی رمان:
بعضی جاها خوب بود و بعضی جاها کم. از مراحل ساخت سریال برخلاف انتظار خیلی خیلی کم گفته شده بود (فقط در حد یه صحنه شاخه گل و گفتن اینکه بازی صحنه های عاشقانه براش سخت بود) من توقع داشتم خیلی بیشتر از سکانس های اون سریال و احساساتی که طی اونها شکل میگرفت گفته بشه. ضمنا وقتی به تهران برمیگشتن، بعد از چند ساعت حرکت و صرف صبحانه نوشته بودی هفت ساعت از مسیر مونده؛ فاصله تهران و اصفهان با سرعت مطمئن نقشه حدود چهار و نیم ساعته که حتی اگه بگیم اروم میرفتن یا توقف زیاد داشتن، باز هم امیررضا نمیتونسته جوری پیش بینی کنه که این عدد با این میزان اختلاف رو به لادن اعلام کنه!


?کاراکترها:
قابل درک و ارتباط گرفتن بودن. تعدادشون نسبتا کم بود


?روند ماجراها:
سرعت رمان خوب بود. فقط کم بودن فضاسازی بعضی جاها و عدم وجود جزییات و حوادث زیاد داخل رمان باعث شده بود بنظر برسه تند پیش میره


?نظر یا توضیحات اضافه خود را در این قسمت بیان کنید:
زینب عزیزم برات آرزوی موفقیت میکنم ?

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×