رفتن به مطلب

چگونه نویسنده شویم ؟!

اگر نویسندگی را تازه شروع کرده‌اید، تلویزیون باید اولین چیزی باشد که کنار می‌گذارید. به گفته‌ی کینگ تلویزیون «سمِ خلاقیت است». نویسنده باید به درون خود و به دنیای تخیلاتش نگاه کند. برای این که بهتر بتوانید این کار را انجام بدهید باید تا می‌توانید کتاب بخوانید.

اخبار انجمن نویسا
  • رمان های بی تو در همه شهر غریبم و مرگ رنگ از خانوم ها مریم صناعی و بهاره غفرانی از نشر علی چاپ شده اند
  • به زودی رمان های زیر از نشر علی چاپ خواهند شد
  • رمان زندان دل از مریم صناعی
  • رمان معشوق مشترک و کسی مثل کسی نیست از فاطمه مرادی
  • رمان در پس ابرها از عاطفه نیک طلب
  • رمان پرواز غیر مستقیم از یاسمن تقوی
  • رمان زیر گنبد کبود انگار خدا هم نبود از پرستو مهاجر
  • رمان واکنش از مینا سلطانی
  • رمان کتمان از فاطمه کمالی
  • رمان طلوع از فاطمه گل محمدی
  • رمان آوای سکوت و قفس تا نفساز شادی هاشمی
  • رمان خشماهنگ از الهام علی احیایی

پست های پیشنهاد شده

ف.زاهدی

دیوانه ها؛
با خودشان حرف نمی زنند!
آن ها فقط تمام روز را؛
به کسی که نیست،
بلند بلند فکر می کنند...

  • پسندیدم 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
ف.زاهدی

هیچ زنی را، در هیچ کجای دنیا نمیتوانی پیدا کنی که به یک باره عاشق مردی شود...!
زن ها آرام آرام در یک مرد جوانه می زنند
امّا امان از وقتی که زنی در وجود مردش ریشه بدواند.
این جور عشق های یک زن را، هیچ تبری نمی تواند از پا در بیاورد.
حالا می خواهد تبر زمان باشد، یا حتی تبر مرگ... اما چرا... همیشه یک استثنا وجود دارد.
و آن برای از ریشه خشکاندن یک زن، خیانت به عشق اوست...!

  • پسندیدم 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
ف.زاهدی

پاییز را باید با چشم‌های تو نگاه کرد!
وگرنه برای من دیگر عاشقانه نیست،
این رنگ‌های پژمرده‌ی خیابان‌ها..

  • پسندیدم 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
ف.زاهدی

باور کنید آدمـ ‌ها
با چشم‌هایشان
می میرند
می کشند
می روند ...

  • پسندیدم 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
ف.زاهدی

زن ها را
باید آهسته در آغوش کشید
آن‌ها در زندگی
آن‌قدر برای رسیدن به عشق
انتظار کشیده‌اند
که تمام تنهایی تنشان‌
ترک برداشته است...

  • پسندیدم 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
ف.زاهدی

کاش می‏ گذاشتی
هوای رابطه‏ مان
معتدل باشد ..
من از این خشکیِ تو
و هوای همیشه بارانی دلم
خسته شدم ...

  • پسندیدم 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
ف.زاهدی

او نگاه می کرد
من هم نگاه
او دور می شد
من ویران
باور کنید آدم ها
با چشم هایشان می میرند
می کشند...
می روند...

  • پسندیدم 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
ف.زاهدی

خسته‌‏ام می‏‌کنی

از بس هر شب

هی شعر می‌شوی

شعر می‏‌شوی

می‌افتی به جان من!

  • پسندیدم 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
ف.زاهدی

تو
آن اکتشاف عاشقانه ای
که نمی شود
با کسی در میان گذاشت!

  • پسندیدم 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
ف.زاهدی

چقدر تنهایی خوب است!
وقتی عشق هایی را می بینی
که به دروغ
دست های یکدیگر را
می فشارند

  • پسندیدم 4

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×