رفتن به مطلب

چگونه نویسنده شویم ؟!

اگر نویسندگی را تازه شروع کرده‌اید، تلویزیون باید اولین چیزی باشد که کنار می‌گذارید. به گفته‌ی کینگ تلویزیون «سمِ خلاقیت است». نویسنده باید به درون خود و به دنیای تخیلاتش نگاه کند. برای این که بهتر بتوانید این کار را انجام بدهید باید تا می‌توانید کتاب بخوانید.

اخبار انجمن نویسا
  • رمان های بی تو در همه شهر غریبم و مرگ رنگ از خانوم ها مریم صناعی و بهاره غفرانی از نشر علی چاپ شده اند
  • به زودی رمان های زیر از نشر علی چاپ خواهند شد
  • رمان زندان دل از مریم صناعی
  • رمان معشوق مشترک و کسی مثل کسی نیست از فاطمه مرادی
  • رمان در پس ابرها از عاطفه نیک طلب
  • رمان پرواز غیر مستقیم از یاسمن تقوی
  • رمان زیر گنبد کبود انگار خدا هم نبود از پرستو مهاجر
  • رمان واکنش از مینا سلطانی
  • رمان کتمان از فاطمه کمالی
  • رمان طلوع از فاطمه گل محمدی
  • رمان آوای سکوت و قفس تا نفساز شادی هاشمی
  • رمان خشماهنگ از الهام علی احیایی
  • به انجمن نویسا خوش آمدید

    کاربرگرامی برای استفاده از امکانات انجمن ثبت نام کنید اگر قبلا ثبت نام کردید گزینه ورود را بزنید

پست های پیشنهاد شده

یاسمن تقوی

Christine:
Love's a curious thing 
It often comes disguised
Look at love the wrong way
It goes unrecognized

عشق چیز کمیابیه

معمولا پنهان می مونه

اگر اشتباه بهش نگاه کنی

غیر قابل شناسایی میشه

So look with your heart
And not with your eyes
The heart understands
The heart never lies
You need what it feels
And trust what it shows

پس، با قلبت نگاه کن

نه با چشم هات

قلب می فهمه

قلب هیچ وقت دروغ نمیگه

باید بدونی چه حسی داره

و به چیزی که نشون میده اعتماد کنی

Look with your heart
The heart always knows
Love is not always beautiful
Not at the start

با قلبت نگاه کن

قلب همیشه میدونه

عشق همیشه زیبا نیست

نه در آغاز


So open your arms
And close your eyes tight
Look with your heart
And when it finds love
Your heart will be right
پس آغوشت رو باز کن

و چشم هات رو محکم ببند

با قلبت نگاه کن

و وقتی اون عشق رو پیدا کنه

حق با قلبت خواهد بود


Learn from someone who knows
Make sure you don't forget
Love will misunderstand
Is love that you'll regret

از کسی یاد بگیره که میدونه

مطمئن شو که فراموش نمیکنی

عشق اشتباه فهمیده میشه

آیا عشق چیزیه که ازش پشیمون خواهی شد؟

Gustave:
Mother
Look with your heart
And not with your eyes
The heart can't be fooled

مادر

با قلبت نگاه کن

نه با چشم هات

قلب نمی تونه فریب بخوره

Christine:
The heart is too wise

قلب خیلی باهوشه

Gustave:
Forget what you think
فراموش کن که چه فکری میکنی


Christine:
Ignore what you hear

نادیده بگیر چیزهایی رو که میشنوی

Christine and Gustave:
Look with you heart
It always sees clear

با قلبت نگاه کن

اون همیشه واضح می بینه

Gustave:
Love is not always beautiful
Not at the start

عشق همیشه زیبا نیست

نه در آغاز

Christine:
But open your arms
And close your eyes tight
Look with your heart
And when it finds love
Your heart will be right

اما آغوشت رو باز کن

و چشم هات رو محکم ببند

با قلبت نگاه کن

و وقتی اون عشق رو پیدا کنه

حق با قلبت خواهد بود

 

 

اپرای عشق هرگز نمی میرد (Love Never Dies)

"Look with Your Heart"

f735bce4f94a42f66ce5370409a8615c.jpg.dda3b6f9acf1437c5c861647a51a1ab2.jpg

 

ویرایش شده در توسط یاسمن تقوی

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
یاسمن تقوی

I have often walked down this street before
But the pavement always stayed beneath my feet before
All at once am I several stories high
Knowing I'm on the street where you live

من پیش از این اغلب در این خیابان قدم می زدم

اما سنگفرش ها همیشه زیر پاهایم می ماند

و حالا به یکباره، چندین مرحله بالاتر آمده ام 

(چون) می دانم در خیابانی هستم که تو زندگی می کنی

 

Are there lilac trees in the heart of town?
Can you hear a lark in any other part of town?
Does enchantment pour out of every door?
No it's just on the street where you live

درختان یاس در قلب شهر وجود دارند؟

می توانی صدای چکاوک را در هیچ کجای دیگر از شهر بشنوی؟

از میان تمام درها سحر و جادو بیرون می آید؟

نه، اینها تنها در خیابانی هستند که تو زندگی می کنی

 

And oh the towering feeling
Just to know somehow you are near
The overpowering feeling
That any second you may suddenly appear

و آه، اوج گرفتن احساس

فقط با دانستن اینکه تو جایی در همین نزدیکی هستی

حس نیرومندی که (می گوید)

هر ثانیه ممکن است سرزده پدیدار شوی

 

People stop and stare, they don't bother me
For there's nowhere else on earth that I would rather be
Let the time go by, I won't care
If I can be here on the street where you live

مردم می ایستند و خیره نگاه می کنند، آنها آزارم نمی دهند

چون هیچ جای دیگری روی زمین نیست که ترجیح دهم آنجا باشم

بگذار زمان بگذرد، اهمیت نخواهم داد

اگر بتوانم اینجا باشم، در خیابانی که تو زندگی می کنی

 

اپرای بانوی زیبای من (My Fair Lady)

"On the Street Where You Live"

 

my-fair-lady-2016-sydney-opera-australia-anna-obyrne-mark-vincent1.thumb.jpg.66c0bf1c0d8c23883187e2e907097df3.jpg

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×