اخبار انجمن نویسا
  • رمان های بی تو در همه شهر غریبم و مرگ رنگ از خانوم ها مریم صناعی و بهاره غفرانی از نشر علی چاپ شده اند
  • به زودی رمان های زیر از نشر علی چاپ خواهند شد
  • رمان زندان دل از مریم صناعی
  • رمان معشوق مشترک و کسی مثل کسی نیست از فاطمه مرادی
  • رمان در پس ابرها از عاطفه نیک طلب
  • رمان پرواز غیر مستقیم از یاسمن تقوی
  • رمان زیر گنبد کبود انگار خدا هم نبود از پرستو مهاجر
  • رمان واکنش از مینا سلطانی
  • رمان آوای سکوت از شادی هاشمی
  • اطلاعیه ها

    • admin

      همکاری انجمن نویسا با نشر علی   شنبه, 20 خرداد 1396

      بدین وسیله به اطلاع کلیه نویسندگان و اعضای محترم انجمن نویسا، می‌رساند در راستای حمایت از نویسندگان و نوقلمان عزیز، این انجمن با مدیر مسئول و نشر پر سابقه ی علی همکاری دارد. به همین منظور رمان‌هایی که از نظر محتوا ایده‌آل و برتر باشند جهت بررسی به ناشر معرفی می‌گردند.لازم به ذکر است این نشر (نشر علی) با هیچ انجمن دیگری همکاری ندارد
  • به انجمن نویسا خوش آمدید

    کاربرگرامی برای استفاده از امکانات انجمن ثبت نام کنید اگر قبلا ثبت نام کردید گزینه ورود را بزنید

9 ارسال در این موضوع قرار دارد

باران
سقوط آزاد را
تنها برای این به جان میخرد
که در زمین
پوشش دهد
اشک های
یک
مرد را

ویرایش شده در توسط *مهدیه*

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به حباب نگران لب یک رود قسم،و به کوتاهی آن

لحظه شادی که گذشت

غصه هم می گذرد؛
نه تو می مانی و نه اندوه،و نه هیچیک از مردم این آبادی…
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند…

لحظه ها عریانند.

به تن لحظه خود،جامه اندوه مپوشان هرگز.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دوتا دستاشو مشت کرد جلوم گرفتو گفت
اگه بگی گل کدومه میمونم
چه انتخاب سختی بود...

چشمامو بستم محکم زدم رو دست سمت چپش گفتم این
دستشو باز کرد...گل بود...اشکام جاری شد رو گونه هام حواسش نبود وقتی داشت با دست راستش اشکامو پاک میکرد فهمیدم تو دست راستشم گل بوده
آنکه تو را میخواهد به هر بهانه ای میماند .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مهمترین کاری که یک پدر میتواند
نسبت به فرزندانش انجام دهد..
این است که عاشق مادرشان باشد
چون بچه ها 
با لبخند مادر میخندند
و با گریه اش گریه میکنند!

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مهم نــیســـت چقدر بـالایـی،
مـــهـم اینـه که اون بــــالا
لاشــــخــــوری یــــا عقاب . . .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بـرای شـاعـر بـودن . . . و نـوشـتـن . . . نـیـازی بـه بـهـانـه نـدارم . . . کـافـیـسـت نـبـاشـی . . .


تپش قلب من از گریه ی تو آگاه است
       پس چنین است که من در غم تو بیمارم!!

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

روز هايم ميگذرند ،
سخت يا آسانش مهم نيست.
افسرده ام ،
خفیف یا شدیدش مهم نيست.
مهم "تو" بودى!
بى "تو" ،
دیگر هیچ چیز زيبا نیست...
حتی عشق...!

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

کودک که بودم گمان میکردم

سردتر از بستنی چیزی وجود ندارد…

حال که فکر میکنم

میبینم سرد تر از بستنی،

قلب آدمهاییست

که تا میفهمند دوستشان داریم،

ما را ترک میکنند…!

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری