رفتن به مطلب

چگونه نویسنده شویم ؟!

اگر نویسندگی را تازه شروع کرده‌اید، تلویزیون باید اولین چیزی باشد که کنار می‌گذارید. به گفته‌ی کینگ تلویزیون «سمِ خلاقیت است». نویسنده باید به درون خود و به دنیای تخیلاتش نگاه کند. برای این که بهتر بتوانید این کار را انجام بدهید باید تا می‌توانید کتاب بخوانید.

اخبار انجمن نویسا
  • رمان های بی تو در همه شهر غریبم و مرگ رنگ از خانوم ها مریم صناعی و بهاره غفرانی از نشر علی چاپ شده اند
  • به زودی رمان های زیر از نشر علی چاپ خواهند شد
  • رمان زندان دل از مریم صناعی
  • رمان معشوق مشترک و کسی مثل کسی نیست از فاطمه مرادی
  • رمان در پس ابرها از عاطفه نیک طلب
  • رمان پرواز غیر مستقیم از یاسمن تقوی
  • رمان زیر گنبد کبود انگار خدا هم نبود از پرستو مهاجر
  • رمان واکنش از مینا سلطانی
  • رمان کتمان از فاطمه کمالی
  • رمان طلوع از فاطمه گل محمدی
  • رمان آوای سکوت و قفس تا نفساز شادی هاشمی
  • رمان خشماهنگ از الهام علی احیایی
*مهدیه*

مجموعه دلنوشته های*دختری ازجنس غم*|مهدیه مومنی,کاربرانجمن نویسا

پست های پیشنهاد شده

ارسال شده در (ویرایش شده)
*مهدیه*

-بسمه تعالی-

نویسنده:مهدیه مومنی

نام مجموعه:دختری ازجنس غم

 

*همه هستی من آیه تاریكیست
كه ترا در خود تكرار كنان
به سحرگاه شكفتن ها و رستن های ابدی خواهد برد*

(فروغ فرخزاد)

 

 

 

″تمامی حقوق این نوشته نزد انجمن نویسا محفوظ است ″

ویرایش شده در توسط *مهدیه*
  • پسندیدم 5

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
*مهدیه*

دلنوشته ی1:

من مانده ام میان سیل عظیمی ازمردمان این شهر درندشت!
درمیان ازدحام این همه آدم دلدارمن کیست؟
کیست تااندکی مراآرام کند؟
کیست تا بفهماندبه این آدم ها که من تنها نیستم وتکیه گاهی محکم دارم؟
کسی نیست؟
ندایی درون قلبم فریاد می کشد,گوش های دلم را تیزمیکنم تااین ندای درونی رابفهمم
کلمه ای گنگ درون ذهنم نقش میبندد
بازهم تلاش میکنم وناگهان تمام ذهنم پرمیشود ازیک کلمه ی سه حرفی!
"خدا"
به راستی چه کسی بهترازاو؟
دلداری به این زیبایی,توانایی ومهربانی!
الحق که هیچکس نمیتواند برایم مثل خداباشد
آری!
من دلدارم راپیداکرده ام,اویی که همیشه بامن است ومیتوانم اعتمادکنم که روزی پشتم راخالی نمیکند!
ترس ازدست دادنش راندارم وهمیشه ازرگ گردن به من نزدیک تراست!
دلدارمن کیست؟
"خدایم است"
************
#مهدیه_مومنی

  • پسندیدم 5
  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
*مهدیه*

دلنوشته2:

هوای بارانی دلم راکسی درک نمیکند!

جزتو...

تویی که بودنت مرحم تمام زخم های قلبم هست

واگرمیدانستی که چقدربرای حال دلم باارزشی

خودت ازنبودنت شرمنده میشدی!

**************************************

#مهدیه مومنی

  • پسندیدم 5
  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
ارسال شده در (ویرایش شده)
*مهدیه*

دلنوشته3:

توی این دنیا چقدرتوروکم دارم
نبودنت رو توی شبهام بیشتر حس میکنم
آرام جانم دلتنگی درروزهاهم هست اما...شب ها به اوج میرسدومن هزاردفعه ازخدا تورا آرزو میکنم!

**************

#مهدیه مومنی

ویرایش شده در توسط *مهدیه*
  • پسندیدم 5
  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
ارسال شده در (ویرایش شده)
*مهدیه*

دلنوشته4:

 

دلبرم!
درنبودنت جان سپردم
بیاوبابودنت جان تازه بِدَم به وجودم!
*********************
#مهدیه_مومنی

ویرایش شده در توسط *مهدیه*
  • پسندیدم 4

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
*مهدیه*

دلنوشته5:

تانفس درون گلویم در تردد است دوستت دارم!
تاخون سرخ درون رگ هایم جاریست دوستت دارم!
عشق من,توبرای من همیشگی هستی
پس بدان که نباشی نیستم
من برای توازجانم هم میگذرم
بمان تابابودنت من نیزباشم!
ماه شب هایم توهستی,فکرش رابکن!
نباشی دنیایم سیاه است!
توماه منی ومن درحدپرستش دوستت دارم
همه کسم...!
زندگی من خلاصه میشود درصدای ضربان قلب تو!
همیشه درقلبم پایداروتنهامیمانی!
************************************
#مهدیه مومنی

  • پسندیدم 4

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
ارسال شده در (ویرایش شده)
*مهدیه*

دلنوشته6:

 

نگاهش رابه قبر میدوزد!
باخودمی اندیشد چقدر برای رفتنش زودبود کسی که هنوزچندماه بیشترنبود که همدم تنهایی هایش شده بود!
باخودمی اندیشد این شوق شهادت چه بود که ان گونه همسرش راازخودبی خود کرده بودودرآخرنیز پیروز شد ودرگرداب خود غرقش کرد!
هرچه باخود کلنجارمی رود بازهم نمیتواندبی خیالی طی کندوصبورباشد ,چون دلش بی طاقت ترازاین حرف هاست وعجیب هوای معشوقه اش رادارد!
قطرات اشک بغض گلویش را میترکاندوروی گونه هایش جاری میشود,چقدر همسرش درحسرت پرواز به سوی معبود حقیقی دست وپا زد ودرآخرنیزموفق شد ولی حیف که نمی دانست بعدازرفتنش یکی دیگرراتنهامیذارد وبی کسش میکند!
افسوس که حالا دیگر برای هرگلایه ای دیرشده بود وکسی که رفته بود هرگز برنمیگشت...هرگز!
::::::::::::::::::::::::::::::
#مهدیه_مومنی

ویرایش شده در توسط *مهدیه*
  • پسندیدم 4

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
*مهدیه*

گاهی وقتا که دلت گرفته هیچ چیز وهیچکس نمیتونه آرومت کنه,حس میکنی توی دنیا تنهاترینی اون قدر تنها که انگارجز توآدم دیگه ای روی این کره ی خاکی زندگی نمیکنه,روزهات تکراری شدن حس میکنی هیچ انگیزه ای واسه ادامه زندگی نداری دلت میخواد توی این دنیا نباشی حتی شده با خودکشی خودت رو از بنداین زندان آزاد کنی اما تا میای به سمت شیشه ی پرازقرص توی کمدبری تلنگری نزدیک به خودت حس میکنی...اصلا شاید این تلنگر جایی توی قلبته وتوتاالان متوجه اش نبودی یاشاید هم یه چیزی حتی ازاونم نزدیک ترمثلا رگ گردن!

جلوی آینه می ایستی,نگاهت رو به آدم مقابلت که دقیقا همزادتوئه وهم شکل تو میدوزی وناخودآگاه زمزمه ای درون مغزت می پیچه وتوچشمات رو میبندی ودستت رو روی قلبت میذاری سپس بلنداون زمزمه رو به زبونت میاری:

"الابذکرالله تطمئن القلوب"

وبعدآرامش مطلق...!

_____________________________________

#مهدیه مومنی

  • پسندیدم 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
*مهدیه*

دلنوشته8:

نگاهم روبه دستانم میدوزم,راستش روبخواهی خسته شدم ازاین دنیای بی مصرف که تایک روزخوشحالی وخوشبخت باید منتظریه اتفاق بدباشی که زهرکنه بهت این یک روزخوشی رو!
اصلا چراباید زندگی کنیم؟
مثل یه سانس سینما که واردمیشی وباز میری بیرون آخرش که قراربود بمیریم وبرگردیم به خدا پس برلی چی یه مدت بیایم این همه سختی وبلاوگرفتاری رو ببینیم وبریم؟
برای چی باید بازی می کردیم فیلمی روکه هیچ تمایلی به اجراش نداشتیم؟
پوفی کشیدم,زندگی یه تراژدی غمناکه که ارزش یه لحظه تحمل هم نداره چه برسه به یک عمر!
ای کاش اختیارم دست خودم بودکه ازبدو تولدم اصلا پا نمیذاشتم تواین دنیا که بخوام بشم یه دخترغمگین باروحیه ی داغون وکسی که هرلحظه درانتظار مرگه!
یه جایی خوندم نوشته بود دنیا اگرمرد بوداسمش دخترونه نبود!
واقعا چی باعث شده مردااین جمله روبگن؟انگارخیلی مردی ازشون دیدیم که دیگه بخوایم دنیامون روهم مردونه کنیم,مردوزن هیچ فرقی ندارن هیچ که به نظرمن سختی های یه زن پنج برابریه مرده!
زن تموم عمرش باید بترسه ازموجودی به نام مرد چون غـ*ـریـ*ــزه اش برای یک لحظه کافیه تایک عمرنابودکنه آبروش رو.
زن باید دردهای ماهانه روبکشه ودم نزنه
زن باید نه ماه حمل کنه یه موجود ضعیف رو توی بدن خودش
بعدازاون تا دوسال ازخون خودش به این موجودبده وازبدن خودش مایه بذاره تااونو بزرگ کنه
تازه این چیزها بزرگ هاش بود,نداشتن همدرد وترس های دیگه هم زیاده که نمیشه گفت!
اما باتموم اینا نه زن نه مرد ارزش امتحان کردن این دنیارونداره ازنظرمن.
پوزخندی زدم,محکومیم به زندگی دیگه...حبس ابد!
_________________________________________________
#مهدیه_مومنی

  • پسندیدم 4

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
*مهدیه*

دلواپسی هام تمومی نداره تاموقعی که توتوی قلبم ریشه کرده باشی
مدام باید بترسم ودلواپس باشم ونگران!
مبادا کسی توروازم بگیره
مبادا جزمنِ دیوونه دل به کسی دیگه بسپاری
مبادا تنهام بذاری وبهم پشت کنی
مبادا چشمان گیرای خاصت کسی رو جزمن ببینه
و........!
میبینی!
من چقدر دلواپسم وتوچقدر بی خیال !
این انصاف نیست معشوقه ی من!
میان خیل عظیم این نگرانی ها توبیاوخط قرمز بکش روی تمام تردید هاوترس ها...!
توبیاوقشنگ کن زندگیم رو.
توبیاوتموم کن دلواپسی ها رو!
_______________
#مهدیه_مومنی

  • پسندیدم 4

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×