رفتن به مطلب

چگونه نویسنده شویم ؟!

اگر نویسندگی را تازه شروع کرده‌اید، تلویزیون باید اولین چیزی باشد که کنار می‌گذارید. به گفته‌ی کینگ تلویزیون «سمِ خلاقیت است». نویسنده باید به درون خود و به دنیای تخیلاتش نگاه کند. برای این که بهتر بتوانید این کار را انجام بدهید باید تا می‌توانید کتاب بخوانید.

اخبار انجمن نویسا
  • رمان های بی تو در همه شهر غریبم و مرگ رنگ از خانوم ها مریم صناعی و بهاره غفرانی از نشر علی چاپ شده اند
  • به زودی رمان های زیر از نشر علی چاپ خواهند شد
  • رمان زندان دل از مریم صناعی
  • رمان معشوق مشترک و کسی مثل کسی نیست از فاطمه مرادی
  • رمان در پس ابرها از عاطفه نیک طلب
  • رمان پرواز غیر مستقیم از یاسمن تقوی
  • رمان زیر گنبد کبود انگار خدا هم نبود از پرستو مهاجر
  • رمان واکنش از مینا سلطانی
  • رمان کتمان از فاطمه کمالی
  • رمان طلوع از فاطمه گل محمدی
  • رمان آوای سکوت و قفس تا نفساز شادی هاشمی
  • رمان خشماهنگ از الهام علی احیایی
  • رمان آشیل از فاطمه کمالی و پریا افزا
  • رمان تاریکی مهتاب از مریم نیک فطرت

پست های پیشنهاد شده

Shaghayeghpoursalehi78

 The butterfly & the cocoon
A small crack appeared on a cocoon. A man sat for hours and watched carefully the struggle of 
the butterfly to get out of that small crack of cocoon. 
Then the butterfly stopped striving. It seemed that she was exhausted and couldn’t go on trying. 
The man decided to help the poor creature. He widened the crack by scissors. The butterfly came 
out of cocoon easily, but her body was tiny and her wings were wrinkled. 
The ma continued watching the butterfly. He expected to see her wings become expanded to 
protect her body. But it didn’t happen! As a matter of fact, the butterfly had to crawl on the 
ground for the rest of her life, for she could never fly. 
The kind man didn’t realize that God had arranged the limitation of cocoon and also the struggle 
for butterfly to get out of it, so that a certain fluid could be discharged from her body to enable 
her to fly afterward. 
Sometimes struggling is the only thing we need to do. If God had provided us with an easy to 
live without any difficulties then we become paralyzed, couldn’t become strong and could not 
fly. 

 

شکاف کوچکی بر روی پیله ی کرم ابریشم ظاهرشد.مردی ساعت هابادقت به تلاش پروانه برای خارج شدن ازپیله نگاه کرد پروانه دست از تلاش برداشت به نظر می رسیدخسته شده و نمی تواند به تلاش هایش ادامه دهد او تصمیم گرفت به این مخلوق کوچک کمک‌کند.بااستفاده از قیچی شکاف را پهن تر کردپروانه به راحتی ازپیله خارج شداما بدنش کوچک و بال هایش چروکیده بود مرد همجنان به پروانه زُل زده بود انتظارداشت پروانه برای محافظت از بدنش بال هایش را بازکنداما اینطور نشد درحقیقت پروانه مجبوربودباقی عمرش را بر روی زمین بخزد و نمی توانست پروازکندمرد مهربان پی نبرد که خدامحدودیت را برای پیله وتلاش برای خروج را برای پروانه به وجوداورده به این صورت که مایع خاصی ازبدنش ترشح می شود که اورا قادر به پرواز می کند. 

بعضی اوقات تلاش و کوشش تنهاچیزی است که بایدانجام دهیم اگر خدا آسودگی بدون هیچ سختی را برای ما مهیا کرده بوددراین صورت فلج می شدیم و نمی توانستیم نیرومندشویم و پروازکنیم.

  • پسندیدم 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×