رفتن به مطلب

چگونه نویسنده شویم ؟!

اگر نویسندگی را تازه شروع کرده‌اید، تلویزیون باید اولین چیزی باشد که کنار می‌گذارید. به گفته‌ی کینگ تلویزیون «سمِ خلاقیت است». نویسنده باید به درون خود و به دنیای تخیلاتش نگاه کند. برای این که بهتر بتوانید این کار را انجام بدهید باید تا می‌توانید کتاب بخوانید.

اخبار انجمن نویسا
  • رمان های بی تو در همه شهر غریبم و مرگ رنگ از خانوم ها مریم صناعی و بهاره غفرانی از نشر علی چاپ شده اند
  • به زودی رمان های زیر از نشر علی چاپ خواهند شد
  • رمان زندان دل از مریم صناعی
  • رمان معشوق مشترک و کسی مثل کسی نیست از فاطمه مرادی
  • رمان در پس ابرها از عاطفه نیک طلب
  • رمان پرواز غیر مستقیم از یاسمن تقوی
  • رمان زیر گنبد کبود انگار خدا هم نبود از پرستو مهاجر
  • رمان واکنش از مینا سلطانی
  • رمان کتمان از فاطمه کمالی
  • رمان طلوع از فاطمه گل محمدی
  • رمان آوای سکوت و قفس تا نفساز شادی هاشمی
  • رمان خشماهنگ از الهام علی احیایی
  • رمان آشیل از فاطمه کمالی و پریا افزا
  • رمان تاریکی مهتاب از مریم نیک فطرت

پست های پیشنهاد شده

ارسال شده در (ویرایش شده)
همسفر

 

مقدمه

پیش از ورود به دنیای خیالی و زیبای رمان لازم است تا نویسنده  از پیش فضاها و رنگها و  نورپردازی های صحنه به صحنه ی رمان خود را  در ذهن خود به تصویر بکشد . قطعا  تصویر سازی یک فصا به کمک حروف باید به قدری زیبا و پر کشش باشد  تا شخصیت رمان را در متن آن به خوبی به تصویر بکشند و تمامی واکنش ها و رفتارهای شخصیت داستان در فضای اطرافش تاثیر بهتر و بیشتری بر خواننده بگذارد . فضا سازی  درست و موثر خواننده را وامی دارد تا با فاصله گرفتن از فضای واقعی ای که احاطه اش کرده است به دنیای خیالی کلمات پا بگذارد و تصویر ذهنی نویسنده را به خوبی درک کند . اصولاً فضاسازی در داستان نویسی مرز واضح مشخصی ندارد. به این دلیل  که تک، تک، عناصر داستان در ساخت فضا و صحنه های  داستان دخیل هستند. ما در این مقاله  بیشتر به نقش صحنه و توصیف در فضاسازی می‌پردازیم.
فضا و رنگ استعاره‌ی وسیعی است برای کل احساس و حال و هوای داستان که حاصل عناصر دیگر داستان چون پیرنگ، صحنه، شخصیت، سبک،‌ نماد و ضرباهنگ داستان است، ‌از این نظر ممکن است فضا و فضاپردازی، نتیجه‌ای از عناصر دیگر داستان باشد نه عنصری مستقل؛ ‌بنابراین،‌ توصیف، به خصوص توصیف "صحنه" به ندرت می‌تواند تنها به عنوان عنصر بنیادی فضا و رنگ داستان به حساب بیاید .
مفهوم فضا در داستان به روح مسلط و حاکم بر داستان اشارت دارد .صحنه، محل و ظرف زمانی وقوع  حوادث داستانی است. به بیانی دیگر ، هر داستان در جایی و در محدوده زمانی خاصی اتفاق می‌افتد و همین موقعیت زمانی و مکانی وقوع حوادث داستان، صحنه های  داستان را تشکیل می‌دهند. در داستان صحنه‌پردازی به وسیله کلمات صورت می‌پذیرد. برای همین است که صحنه، «داستان را از حالت خلاء به زمان و مکان می‌آورد و آن را ملموس می‌کند و به شخصیت‌پردازی کمک می‌ کند. پس صحنه باید:
الف)محملی برای حضور شخصیت‌ها ی داستان  فراهم کند.
ب) حال و هوایی مناسب به داستان ببخشد.
ج) محیطی موثر بر رفتار و کردار شخصیت‌ها به‌وجود آورد.
صحنه می‌تواند متضمن معنایی عمیق و نمادین باشد،

«مثلاً صحنه رعد و برق و توفان پشت پنجره در یک داستان، می‌تواند نمادی باشد برای درون متلاطم شخصیت». (روزبه، ۱۳۸۱: ۳۶)

علاوه بر این موارد، اشاره دقیق "مصطفی مستور" درباره خاصیت و کارکرد صحنه درخور اشاره است: «تصویری که کلمات ارایه می‌دهند -هر قدر هم دقیق و با شرح جزییات توام باشد- می‌تواند به تعداد مخاطبان متکثر باشد. در واقع هر خواننده یا شنونده داستان، با تصور دیگری از صحنه‌های داستان متفاوت است. این ویژگی به ماهیت تصویرسازی و تداعی‌گری ذهن انسان‌ها مربوط می‌شود. وقتی در داستانی گفته می‌شود: آشپزخانه، تعداد آشپزخانه‌هایی که در ذهن مخاطبان تصویر می‌شود، به تعداد خود آنهاست، در حالی که وقتی در سینما آشپزخانه‌ای نشان داده می‌شود، بیننده نمی‌تواند تصور دیگری از آشپزخانه در ذهن خود بسازد. این ویژگی با هر قدر توصیف و شرح، از داستان زدودنی نیست. این خصوصیت به هنر داستان، گونه‌ای سیالیت در تصویرسازی می‌دهد و سبب می‌شود تا خوانندگان موقعیت‌های داستان را چنان در ذهن تصویر کنند که ترکیبی باشد از آنچه در داستان گزارش شده و پیش‌زمینه فکری خودشان. این نکته عامل مهمی است در قرابت فضای ذهنی خواننده و موقعیت‌های داستانی. در واقع ادراک خواننده از صحنه داستان در تعاملی میان ذهن او و توصیف نویسنده شکل می‌گیرد». (مستور، ۱۳۸۴: ۴۶-۴۷)

مسایل مورد بررسی در تحلیل «صحنه»
- صحنه یا صحنه‌ها ی (ظرف زمان و مکانی) این داستان چیست؟
- آیا نوع انتخاب و پرداخت صحنه‌ها به نحوی است که محل مناسبی برای حضور شخصیت‌ها فراهم کند؟ (در مورد هر پاسخ باید دلایل و شواهد آن ذکر شود).
- آیا نوع انتخاب و پرداخت صحنه‌ها به نحوی است که حال و هوایی مناسب به داستان ببخشد یا با آن متناسب باشد؟ (این سوال به صورت مکمل با بخش فضاسازی بررسی می‌شود و در اینجا نیز در مورد هر پاسخ باید دلایل و شواهد آن ذکر شود).
 - آیا نوع انتخاب و پرداخت صحنه‌ها به نحوی است که محیطی موثر بر رفتار و کردار شخصیت‌ها به‌وجود آورد؟ (اگر بله آن تاثیر یا تاثیرات ذکر و تحلیل شود).
- آیا در داستان صحنه یا صحنه‌هایی را می‌توان نشان داد که متضمن معنایی عمیق و نمادین باشد؟ (اگر بله، آن صحنه یا صحنه‌ها ذکر و تحلیل شود).

فضا یا فضاسازی (Atmosphere) تعریف فضا یا  فضاسازی «فضا» در داستان به روح مسلط و حاکم بر آن اشاره دارد. به سخن دیگر، «فضا سایه‌ای است که داستان در اثر ترکیب عناصرش بر ذهن خواننده می‌افکند. این سایه، در بافت و جوهره یک‌دست و بدون تغییر است. در واقع سایر کنش‌های داستان در نسبتی طبیعی با این فضا به‌کار گرفته می‌شوند. فضای داستان به‌تبع درون‌مایه داستان می‌تواند سرد و بی‌روح، پرامید و یا اضطراب‌آور باشد». (مستور، ۱۳۸۴: ۴۹-۵۰)

برخی از عوامل سازنده فضا را می توان به شرح زیر مورد بررسی قرار داد:

صحنه، توصیف، گفت‌وگو، نماد و جز آن. با به‌کارگیری این عناصر، فضای داستان ممکن است شاد، غمگین، رویایی، وحشت‌آور، مبهم، واقعی، اسطوره‌ای وهمی و... شود. «نویسنده ی موفق کسی است که با فضاسازی قوی، خواننده را وارد دنیای تازه کند و او را مجذوب و میخکوب سازد. گاه فضای یک داستان به قدری نیرومند است که کلیت اثر را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد. مانند «بوف کور» هدایت». (روزبه، ۱۳۸۱: ۳۸-۳۹)

همچنین درباره این عنصر می‌توان اشاره کرد که اگر درون‌مایه با معنا و اندیشه پیوند دارد، فضا با حس (احساس) خواننده در ارتباط است؛ به عبارت دیگر، اگر درون‌مایه، «فکر مسلط بر داستان» است، می‌توان فضای داستان را «احساس مسلط» نامید.
"مستور " به‌عنوان یک داستان‌نویس به نکته مهمی  اشاره می کند که خوب است آن را به عنوان حسن ختام این مقاله بیان کنیم و آن را پایان‌ بخش این قسمت قرار می‌دهیم: «فضاسازی در داستان از عناصری است که به دشواری به چنگ نویسنده می‌آید. این نکته ظاهراً بدان سبب است که خلق فضا -مثل اصل داستان‌نویسی- آموختنی نیست و تجربه‌ای است شهودی که نویسنده در فرایند تولید هنری‌اش آن را می‌آفریند». (مستور، ۱۳۸۴: ۵۰)

سوال مهم:

مساله مورد بررسی در تحلیل «فضا یا فضاسازی»

آیا هیچ عاملی اعم از نوع توصیف زمان و مکان، لحن کلام، ایجاد تغییر در سرعت روایت (کند یا تند کردن آن) و یا ایجاد تغییر در شیوه سیر پی‌رنگ داستان، به نحوی در  داستان شما  به کار رفته است  که «حالت» و «فضا»‌یی را در داستان ایجاد یا «حالت» و «فضا»ی حاکم بر آن را به شکلی واضح و معنی‌دار «برجسته»تر کند تا بتوان آن را به حساب «فضاسازی» گذاشت؟

(مثلاً آیا توصیف یا تصویر زمان و مکان (مثلاً صورت خیال یا تصویری که برای توصیف شب و روز یا طلوع و غروب خورشید به کار می‌رود)، با حالت حاکم بر داستان یا اتفاقاتی که رخ داده یا پس از طی شدن این زمان قرار است بیفتد)، تناسب و ارتباط ویژه و تشخص‌یافته‌ای دارد؟ به  عبارتی دیگر ، آیا ذهن نویسنده عناصر، توصیفات یا تصاویری را به نحوی گزینش نموده که فضای حاکم بر این زمان را به شکل ویژه‌ای (هماهنگ با حالت درونی یا بیرونی شخصیت‌ها) به تصویر کشد یا حال و هوای خاصی را تقویت کند؟)

پاسخ شما به عنوان نویسنده با این پرسش ها چیست ؟

 

تدوین نسرین قلندری

 

10646.jpg

ویرایش شده در توسط همسفر
  • پسندیدم 4

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×