اخبار انجمن نویسا
  • رمان های بی تو در همه شهر غریبم و مرگ رنگ از خانوم ها مریم صناعی و بهاره غفرانی از نشر علی چاپ شده اند
  • به زودی رمان های زیر از نشر علی چاپ خواهند شد
  • رمان زندان دل از مریم صناعی
  • رمان معشوق مشترک و کسی مثل کسی نیست از فاطمه مرادی
  • رمان در پس ابرها از عاطفه نیک طلب
  • رمان پرواز غیر مستقیم از یاسمن تقوی
  • رمان زیر گنبد کبود انگار خدا هم نبود از پرستو مهاجر
  • رمان واکنش از مینا سلطانی
  • رمان آوای سکوت از شادی هاشمی
  • اطلاعیه ها

    • admin

      همکاری انجمن نویسا با نشر علی   شنبه, 20 خرداد 1396

      بدین وسیله به اطلاع کلیه نویسندگان و اعضای محترم انجمن نویسا، می‌رساند در راستای حمایت از نویسندگان و نوقلمان عزیز، این انجمن با مدیر مسئول و نشر پر سابقه ی علی همکاری دارد. به همین منظور رمان‌هایی که از نظر محتوا ایده‌آل و برتر باشند جهت بررسی به ناشر معرفی می‌گردند.لازم به ذکر است این نشر (نشر علی) با هیچ انجمن دیگری همکاری ندارد
  • به انجمن نویسا خوش آمدید

    کاربرگرامی برای استفاده از امکانات انجمن ثبت نام کنید اگر قبلا ثبت نام کردید گزینه ورود را بزنید

همسفر

همسفر - خوب من (قسمت حوا )

2 ارسال در این موضوع قرار دارد

همسفر، خوب من
در هجوم پُرِ از رعد زمستانی، سرد
و در این سوز که برده ست قرار از تن
لرزان درخت لب جوی.
در پس لرزه ی شلاق پُر از
همهمهی وحشی باد
بر تنی مانده به جا، از تپش حسرت دوری،
که تو می دانی و من،
من به دستان تو می اندیشم .
من وامانده در این سوز
که لب می شکند سنگ به سنگینی آن
مانده در تلخی سرمای فرو ریخته
بر خانه ی احساس دلم
چشم امید
به دستان پُر از گرمی مهر تو
فقط دارم و بس.
گرمی مهر تو را چشم به راهم
که دگر بار از آن راه بعید
یخ این حسرت وامانده به دل را
به کلامی و نگاهی
ز میان بر داری
من دلداده به گل کردن لبخند پُر از مهر
به لبهای خموش تو چنان دل بستم
گوییا مژده ی دیدار بهار است و
فرو خفتن این سردی مرگ
چشمهای من باران زده
در سردی این شهر پر از بی مهری
چشم در راه نگاهی است
که شهریور و تابستان است
گویی از روز ازل
قسمت حوا بودن
چشمهایی ست
که بر راه تو لرزیده و باز
با حریری که شده پرده
میان من و تو از پس اشک، منتظر
چشم به چشمان تو بسته ست دخیل
آگه از تلخی تبعیدی سخت
بی شک این بار دگر
باز چونان روز ازل
با تو پیمانه ی پیمان شروعیست
که پر شور دگر بار
در این خاک سیاه
عشق را زمزمه می خواهد کرد
در هوایی که ترک می زند از سوز
به دستان بغل کرده ام از
تلخی بیداد نبودنهایت
من تو را منتظرم
از ازل تا به ابد
چشم به راه تو فقط دوخته ام

از مجموعه ی همسفر - خوب من
نسرین قلندری

ویرایش شده در توسط همسفر
  • پسندیدم 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

استفاده از این نوشته در بخشی از نوشته یا رمان، با قید نام نویسنده بلامانع است .

ویرایش شده در توسط همسفر
  • پسندیدم 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری