رفتن به مطلب
اخبار انجمن نویسا
  • رمان های بی تو در همه شهر غریبم و مرگ رنگ از خانوم ها مریم صناعی و بهاره غفرانی از نشر علی چاپ شده اند
  • به زودی رمان های زیر از نشر علی چاپ خواهند شد
  • رمان زندان دل از مریم صناعی
  • رمان معشوق مشترک و کسی مثل کسی نیست از فاطمه مرادی
  • رمان در پس ابرها از عاطفه نیک طلب
  • رمان پرواز غیر مستقیم از یاسمن تقوی
  • رمان زیر گنبد کبود انگار خدا هم نبود از پرستو مهاجر
  • رمان واکنش از مینا سلطانی
  • رمان کتمان از فاطمه کمالی
  • رمان طلوع از فاطمه گل محمدی
  • رمان آوای سکوت از شادی هاشمی
  • به انجمن نویسا خوش آمدید

    کاربرگرامی برای استفاده از امکانات انجمن ثبت نام کنید اگر قبلا ثبت نام کردید گزینه ورود را بزنید

همسفر

همسفر - خوب من (چه می داند به صحرا مانده شوقِ ساحلِ دریایِ چشمانت)

پست های پیشنهاد شده

همسفر

همسفر - خوب من - 1389
این دفتر به همسرم تقدیم شده است.
به باران دل نبند آخر
دلت را حسرت بودن
و یا نا بودنش لبریز خواهد کرد
.
به باران دل نبند آخر
به شوق بودنش، قطعا؛
تنت را بی امان
در بارشش بی چتر می خواهی
.
و گر دلتنگ آن باشی
دلت از غصه می بارد
.
به باران دل نبند آخر
نه بودش، یا نبودش را ؛
روالی نیست
.
دل را ،
می توان
بر رحمت ابری دخیل مهربانی کرد؟ آیا
هست و بودش را نمی دانی ؟؟
.
به من اینگونه می گفتند
و بی شک این نمی دانسته اند آخر
.
که هم حسرت کشیدن آرزو دارم
و هم در زیر باران خیس بودن را
.
نمی دانسته اند آخر عزیزم
عاشق باران شدن هم عالمی دارد
.
و من خود هم ندانستم
چسان عاشق شدم بود و نبودت را
.
چه داند فارغ از عشقت؟ چه زیبا
حسرت هر بار بودت
رنگ دل را ارغوانی می زند
بر بوم عشقم
.
همسفر
.
آیا گناهی هست
بر شیرین چرا دل برده از فرهاد
؟
یا لیلی چه می دانست
مجنون را چه سان آواره خواهد کرد
؟
من ِ مجنون
اگر صدبار پا بر چهره ی این خاک بگذارم
تو را بی شک گرفتارم
.
و هر شب سر، به درگاه طلوع دیگری
از عشق می بالم
.
چه می داند
به صحرا مانده شوقِ ساحلِ دریایِ چشمانت
؟
و بی شک عاشقِ مغروق بودن
در میان میشی تلخ دو چشمت
.
چه طعم دلپذیری می دهد باران
میان چتر بازویت
و من بی شک به باران بسته ام دل را
.
تو را می خواهم ای همراه شبهای پُر از باران
چو مجنون
چون یکی دیوانه
چون سربازِ تنهایی
که دل از زندگی شسته است

تو را اینگونه می خواهم
پر از حسرت
پر از تلخی
پر از دل کندن و بستن
.
من اینجا بارش باران مهرت
بی گمان بی چتر می خواهم
نسرین

  • پسندیدم 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×