رفتن به مطلب

چگونه نویسنده شویم ؟!

اگر نویسندگی را تازه شروع کرده‌اید، تلویزیون باید اولین چیزی باشد که کنار می‌گذارید. به گفته‌ی کینگ تلویزیون «سمِ خلاقیت است». نویسنده باید به درون خود و به دنیای تخیلاتش نگاه کند. برای این که بهتر بتوانید این کار را انجام بدهید باید تا می‌توانید کتاب بخوانید.

اخبار انجمن نویسا
  • رمان های بی تو در همه شهر غریبم و مرگ رنگ از خانوم ها مریم صناعی و بهاره غفرانی از نشر علی چاپ شده اند
  • به زودی رمان های زیر از نشر علی چاپ خواهند شد
  • رمان زندان دل از مریم صناعی
  • رمان معشوق مشترک و کسی مثل کسی نیست از فاطمه مرادی
  • رمان در پس ابرها از عاطفه نیک طلب
  • رمان پرواز غیر مستقیم از یاسمن تقوی
  • رمان زیر گنبد کبود انگار خدا هم نبود از پرستو مهاجر
  • رمان واکنش از مینا سلطانی
  • رمان کتمان از فاطمه کمالی
  • رمان طلوع از فاطمه گل محمدی
  • رمان آوای سکوت از شادی هاشمی
  • به انجمن نویسا خوش آمدید

    کاربرگرامی برای استفاده از امکانات انجمن ثبت نام کنید اگر قبلا ثبت نام کردید گزینه ورود را بزنید

پست های پیشنهاد شده

راسن برزخی

جز کوی تقی پناه دیگر نبود
نومید کسی ز فیض این در نبود
فرمود رضا که در جهان اسلام
مولود از این با برکت تر نبود

ولادت امام محمدتقی(ع) مبارك باد

*

*

*

چشم و دل تو روشن فاطمه یا فاطمه
داده خدا دسته گل به ثامن الائمه
بر لب قدوسیان این سخن جانفز است
بیت ولایت پر از جلوه ابن الرضاست
خنده وجد و شعف بر دو لب مرتضاست
امین وحی خدا سر دهد این زمزمه
چشم و دل تو روشن فاطمه یا فاطمه

 

ولادت امام محمدتقی(ع) مبارك باد

*

*

*

هرگاه قصد روی تو ابن الرضا کنم
با نام تو خدای دلم را صدا کنم
گویند جود توست فزون از جوادها
با ذکر یا جواد دلت را رضا کنم

 

ولادت امام محمدتقی(ع) مبارك باد

*

*

*

وصفیش «جواد» آمد وصیفش «تقی» کان شه
شد مظهر لطف و قهر سلطان دو عالم را
چون زد قلم قدرت نقش رخ زیبایش
مشتاق جمالش کرد عشق، آدم و حاتم را

 

ولادت امام محمدتقی(ع) مبارك باد

 

*

*

*

داده خدا دسته گل به ثامن الائمه
گل وجود جواد، شکفته شد در زمین
به رنگ و بوی خدا چو خاتم المرسلین
آینه طلعتش طاهاست و یا و سین
ابرو و خال و خطش آیات محکمه

 

ولادت امام محمدتقی(ع) مبارك باد

*

*

*

 

  • پسندیدم 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
راسن برزخی

آمده طفل حسین تا در جهان کاری کند
عشق خود بر خشکزار هر دلی جاری کند
آمده اصغر که با قنداقه و خون گلو
در جهاد کربلا ، بابای خود یاری کند

**************

سر زده از آسمان نور جمال اصغر او
که هست سربازی از آل و تبار حیدر
می زند خنده ربابه به رخ ماه علی اختر
و شمس برد رشک به روی اصغر

**************

ای که شاگردت شدند در هر زمان اصحاب ، تو
ای که بر راهت دهند ، جان ، همه ی اشباب ، تو
نیستی کودک ، تویی عالم و دانای بهشت
اصغرا ! یا اصغرا ! ما بنده و ارباب تو

**************

ز دامان رباب طفلی بیامد
ز مهرش در پدر میلی بیامد
زمانی اشک او بر گونه آمد
بر آفاق جهان سیلی بیامد

**************

دانی که چرا طفل به هنگام تولد
در همهمه و زمزمه و آه و فغان است
چون قبل تولد ز رباب قصه اصغر بشنیده
زین رو به ابد اشک به طفلان روان است

**************

در دفتر گل، ورق ورق گوهر بود
از اشک، سرانگشت نگاهم تَر بود
چیزی که به من توان زاری می‌داد
قنداقه خونـین عـلی‌اصغــر بـود
ولادت علی اصغر مبارک

**************

مژده اصغر آمده پور رباب
می درخشد روی او چون آفتاب
هست شفیع شیعه در روز حساب
او که گشت از نسل آل بوتراب

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×