رفتن به مطلب

چگونه نویسنده شویم ؟!

اگر نویسندگی را تازه شروع کرده‌اید، تلویزیون باید اولین چیزی باشد که کنار می‌گذارید. به گفته‌ی کینگ تلویزیون «سمِ خلاقیت است». نویسنده باید به درون خود و به دنیای تخیلاتش نگاه کند. برای این که بهتر بتوانید این کار را انجام بدهید باید تا می‌توانید کتاب بخوانید.

اخبار انجمن نویسا
  • رمان های بی تو در همه شهر غریبم و مرگ رنگ از خانوم ها مریم صناعی و بهاره غفرانی از نشر علی چاپ شده اند
  • به زودی رمان های زیر از نشر علی چاپ خواهند شد
  • رمان زندان دل از مریم صناعی
  • رمان معشوق مشترک و کسی مثل کسی نیست از فاطمه مرادی
  • رمان در پس ابرها از عاطفه نیک طلب
  • رمان پرواز غیر مستقیم از یاسمن تقوی
  • رمان زیر گنبد کبود انگار خدا هم نبود از پرستو مهاجر
  • رمان واکنش از مینا سلطانی
  • رمان کتمان از فاطمه کمالی
  • رمان طلوع از فاطمه گل محمدی
  • رمان آوای سکوت از شادی هاشمی
  • به انجمن نویسا خوش آمدید

    کاربرگرامی برای استفاده از امکانات انجمن ثبت نام کنید اگر قبلا ثبت نام کردید گزینه ورود را بزنید

همسفر

جذابیت های داستانی. بیان

پست های پیشنهاد شده

همسفر

راهی ساده اما بسیار موثر برای نوشتن داستان هایی جذاب و باورپذیر

بدون مقدمه می گویم؛

نگویید برادرم نابغه است بلکه نشان بدهید که او چه کارهایی می تواند انجام بدهد تا مخاطبتان به خودی خود تحت تاثیر قرار بگیرد. برای متقاعد کردن خوانندگان چیزی که می خواهید بدانند را تعریف نکنید بلکه نشانشان بدهید.

خب. خیلی حرف زدیم، نه ؟! می بینید که چقدر کسل کننده است. بنابراین اجازه بدهید نشان بدهم که منظورم چیست.

"برادرم نابغه است."

این جمله قانع کننده و جذاب نیست. زیرا که هیچ دلیلی برای باور کردن یا نکردن و یا حتی توجه داشتن به آن وجود ندارد. تعریف کردن کسل کننده بوده و قانع کننده نیست. این نکته را فراموش نکنید.

"برادرم می تواند موتور ماشین های فرمول یک را تعمیر و مونتاژ کند. در مسابقات رقص همیشه رتبه می آورد و درعین حال برای یک شرکت نرم افزاری الگوهای بازی شطرنج را تجزیه و تحلیل می کند."

"وای خدای من، برادرت نابغه است!" این جمله ای است که حتما پس از خواندن عبارات فوق خود به خود بر زبان خواهید اورد. همان طور که می بینید جزییات فوق به دقت انتخاب شده تا هر چه بیشتر میزان نبوغ برادرم را نشان بدهد.

توجه داشته باشید که در داستان هایتان نباید جملات کسل کننده، غیرضروری و یا باورناپذیر را ارایه بدهید. جملاتی از قبیل "مطالعه کردن حین رانندگی خطرناک است." به جای این نوع جملات باید منظورتان را نشان بدهید و برای رسیدن به این هدف می بایست جزییات را با دقت انتخاب کنید. جزییاتی از قبیل اطلاعات آماری، مثال هایی واقعی و داستان های شخصی که باید به روش هایی قانع کننده به مخاطب نشان داده شود. اجازه بدهید کمی عمیق تر و کاربردی تر بررسی کنیم.

"این دختر بچه خسته است و احتیاج به خواب دارد."

این عبارت کاملا خشک و بی روح است. بنابراین سعی می کنیم واضح تر و قانع کننده تر بیانش کنیم.

"دختر بچه خیلی به نظر می رسد و بدون شک به خواب احتیاج دارد."

اگرچه این مورد به نکته های اصلی اشاره دارد اما قدرت تصویرسازی ذهن شما را درگیر نمی کند و چیز خاصی برای ترغیب خوانندگان به ادامه ی کار درخود ندارد.

"دختر بچه با آن چشم های قهوه ایش یک کلاه پلاستیکی شبیه کلاه شوالیه ها بر سر داشت. در لباس خواب و با دهانی پر ازشیرینی روبرویم ایستاده بود. تا به حال آدمی را آن چنان خسته و خواب آلود ندیده بودم. می دانستم که مشکل پیش خواهد آمد."

درعبارات فوق، به واکنش راوی نسبت به وضعیت دختر اشاره می شود. "دختر بچه خسته است." در عین حال محرکی را هم سبب می گردد. "بچه باید بخوابد." اما پوشیدن کلاه پلاستیکی شوالیه ها و دهانی پر از شیرینی چه ربطی به خسته بودن و خوابیدن او دارد؟! این جزییات ذهن خواننده را مجبور می کند تا کمی به کار بیفتد اما در راستای منظور اصلی مناسب به نظر نمی رسند.

"چشمان خواب آلود دختر کاملا قرمز به نظر می رسید. کلاه پلاستیکی کوچکی که شبیه کلاه شوالیه ها بود را با عصبانیت روی موهای فرفری اش جابه جا کرد. در یک مشت آبنات چوبی و در مشت دیگرش یک شمشیر مقوایی داشت. نوک آن را به سینه ام چسباند و فریاد کشید: 'ای اژدهای خبیس تو نمی توانی من را بخوابانی'. "

جزییاتی که در نسخه ی آخر انتخاب شده به خواننده دقیقا نکات اصلی را نشان می دهد. شما با خود خواهید گفت؛ "وای چه دختر کله شقی. برای این که نخوابد چه اداهایی از خودش در می یاره." لازم نیست شما به عنوان نویسنده این مطالب را مستقیم در داستانتان بیاورید بلکه باید آن ها را نشان بدهید. جزییاتی از قبیل کلاه شوالیه ها، شمشیر و اژدها به مخاطب این احساس را منتقل می کند که ما با یک شخصیت بدخلق و مشکل ساز روبرو هستیم.

*- دلایل محکم بیاورید تا خوانندگان احساسات شما را احساس کنند.

در صورتی که بخواهید یک نامه ی رسمی بنویسید و یا ایمیلی بفرستید قطعا لازم نیست تا طرف مقابلتان را تحت تاثیر قرار بدهید. در این موارد کافی است نکات و جزییات مهم و        ضروری را ذکرکنید. اما اگر بخواهید قلب و فکر خوانندگان را تحریک کرده و قدرت تصویر سازی ذهن آن ها را درگیر کنید باید جزییاتی واضح و روشن بیاورید تا احساسات مورد نظرتان را به خوبی درک کرده و به عبارت دیگر درون آن ها نیز بازسازی بشود. به جای آوردن لیستی از کلمات و توصیفات احساسی که در وجحود شما شکل می گیرد و تنها برای شما قابل درک است باید جزییات مشخصی را به خوانندگان بدهید تا بر اساس آن ها احساسات شخصیت داستان برای آن ها نیز قابلدرک و تامل باشد.

"هرگز فراموش نمی کنم که چه احساسی بعد از مرگ سگم، فیدو داشتم. انگار بدبخت شده بودم."

تنها نام بردن احساس و حالتی که شخصیت شما داشته است، دلیلی کافی برای ایجاد علاقه در خوانندگان نخواهد بود.. آیا می توانید کاری کنید که مخاطب شما دقیقا همان احساس را داشته باشد که شما تجربه کرده اید؟!

"اگر هزار سال زندگی کنم باز هم آن احساس تنهایی که بعد از مرگ سگم، فیدو به سراغم آمد را هرگز نمی توانم فراموش کنم. روزها، هفته ها و ماه ها می آمدند و می رفتند و کوچکترین چیزی من را به یاد او می انداخت. واقعا نمی دانستم چگونه باید این مساله را برای خودم حل و فصل کنم."

جزییاتی که در جملات فوق آمده است تنها در راستای تعریف کردن قضیه به کار برده شده و دلایلی قانع کننده ای برای مخاطب ایجاد نمی کند تا ما پ"فیدو" را دوست داشته باشیم و احساس تنهای صاحب آن را درک کنیم.

"هر موقع که حواسم به توله سگ های نازی که در ویترین مغازه های حیوان فروشی پرت می شد و به تماشا کردنشان می ایستادم. گوش های سگم، فیدو می افتاد و با خودش خرخر می کرد. اما همیشه من را برای این کارم می بخشید. چشم هایش که ضعیف تر و دیدش کمتر و کمتر می شد تنها بوی چمن های پارک و هوای تازه خوشحالش می کرد. این اواخر آن چنان ضعیف شده بود که هر وقت صدایش می کردم دمش را به سختی برایم تکان می داد. امروز صبح کاسه اش را لب به لب پر کردم، همان طور که همیشه دوست داشت اما ناگهان یادم آمد که ... "

خوانندگان با خواندن این نسخه ی آخر دماغشان را بالا می کشند و گوشه ی چشم هایشان را یواشکی پاک می کنند. این جزییات که به دقت انتخاب شده، رابطه ی سگ و صاحبش را به خوبی نشان می دهد. ما متوجه می شویم که سگ قصه ی ما به توله سگ های ناز حسادت می کند. متوجه می شویم که روز به روز مریض تر شده و در نهایت متوجه می شویم که صاحب سگ هنوز به یاد آن بوده تا جایی که حتی عادت های مربوط به سگ مرده اش را فراموش نکردهاست.

احتیاجی نیست که ما بدانیم سگ مورد نظر چه رنگی و یا چقدر باهوش بوده است. تنها به این دلیل که راوی به طور مستقیم اظهار نمی کند؛ "گ را خیلی دوست دارد و مرگش را نمی تواند باور کند" امکان برقراری ارتباط با خواننده به وجود می آید. به عبارت دیگر خواننده می بایست با جزییات مطرح شده در داستان به صورت احساسی و ذهنی درگیر شود.

خوانندگان را درگیر کنید.

جزییاتی را بیان کنید که در راستای منظور اصلی باشد.

"از رفتار زن در آن رستوران شلوغ به راحتی می شد فهمید که می خواهد توجه مرد سیاه پوش غریبه را به خود جلب کند و در نهایت با خود می اندیشید که موفق شده است."

نویسنده برای کسب اطلاعات و جزییات دقیق تر در این صحنه اصلا وقت نگذاشته و تلاش نکرده است. این عبارات از لحاظ داستانی ضعیف بوده و به نظر می رسد قرار نیست چیز قابل توجه و هیجان انگیزی روی بدهد.

"مرد غریبه که رستوران را از نظر می گذراند ناگهان متوجه شد دختر جوانی با لبخندی روی لب به او خیره شده است. مرد پیراهنش را مرتب کرد و لبخندی تحویلش داد. "عجب پسر خوشتیپی!" دختر با خودش فکر کرد طرف اهل حال است اما مرد ناگهان سرش را برگرداند. دختر از خودش پرسید:"یعنی چی؟!" و سریع نگاهش را چرخاند. به صورت سایر آدم ها نگاه کرد. دنبال بهانه ای دیگر برای لبخند خشکیده روی لب هایش بود. پاهایش را روی هم انداخت، همان طور که در دبیرستان با دوستانش تمرین می کرد. فکر کرد درآن لحظه تنها کاری است که می تواند انجام بدهد."

در این نسخه کشمکش و تا حدی شخصیت پردازی وجود دارد. خواننده واقعا متوجه نخواهد شد که چه اتفاقاتی قرار است رخ بدهد و کدام مساله برای داستان مهم تر است. ما می توانیم جزییاتی مشخص تر و خصوصی تر ارایه بدهیم مثل رنگ لباس مرد یا نوع پوشش دختر اما این جزییات به خواننده کمک می کند؟ نه، هیچ کمکی.

توجه داشته باشید؛ بدون این که به طور مستقم بگوییم "دختر به نوعی شیفته ی مرد شده است." جزییات مطرح شده در عبارات فوق این مساله را تا حدی مشخص می کند. در ضمن به ذهن خواننده این اجازه را می دهیم تا جزییات دیگری را به داستان اضافه کرده و به خواندن ادامه می دهد.

*- از جزییاتی مفید و زبانی احساسی استفاده کنید!

"من خیلی از ورزش ها مثل اسکی، صخره نوردی و ... را دوست دارم اما در عمل فقط پینگ پنگ ورزش مورد علاقه ی من است."

مسخره است. این نوع نوشتن تنها نشان می دهد که شما سواد دارید. تنها نکته ی اصلی این که؛ شما پینگ پنگ را دوست دارید و مابقی اضافه است. اما این جملات نشان نمی دهد که شما تا چه حدی به این ورزش علاقه مندید و چه احساسی نسبت به آن دارید.

"پینگ پنگ واقعا ورزش مهیجی است. حرفه ای های این رشته معتقدند که واقعا مفرح بوده ولی درعین حال باید بسیار چابک، باهوش و با تحمل و صبور باشید."

پر از جزییاتی خشک و بی روح. راوی در این جملات جزییاتی را انتخاب کرده تا مشخصا و فقط بگوید پینگ پنگ را دوست دارد اما این مساله هنوز هم نمی تواند ذهنیت افرادی را که این ورزش را دوست ندارند تغییر بدهد.

"شاید به نظر شما پینگ پنگ به نوعی وقت گذرانی باشد اما برای حرفه ای های این رشته بردن یک مسابقه خیلی خیلی اهمیت دارد. آن ها افرادی فرز، چابک و از لحاظ بدنی کاملا قدرتمند و آماده هستند."

با این سبک نوشتن شما پینگ پنگ را از "نوعی وقت گذرانی" تبدیل به نوعی ورزش می کنید که برای حرفه ای شدن در آن باید "فرز، چابک و از لحاظ بدنی قدرتمند" باشند. این جزییات تصادفی انتخاب نشده و در راستای هدف اصلی راوی می باشد.

"حریفم خیلی فرز و چابک به نظر می رسید. آن چنان راکت را محکم گرفته بود که انگشتانش سفید شده بود. ان طرف میز پینگ پنگ ایستاده و من داشتم تمام تلاشم را می کردم تا شکستش بدهم."

در این نوع نوشتن، نیازی نیست راوی به ما بگوید که چقدر پینگ پنگ را دوست دارد یا این که تا چه حدی برایش جدی است. ما این مساله را از نوع نگاهی که به این ورزش دارد متوجه می شویم. جزییاتی که با دقت و ظرافت انتخاب شده. از قبیل فرز و چابکی حریف، انگشتان سفید و سعی و تلاش شخصیت برای بردن مسابقه همه و همه به خواننده کمک می کند. مخاطبان درگیری ذهنی با مساله پیدا کرده حتی تا جایی که در مورد ورزش پینگ پنگ تجدید نظر کنند. تفاوت دو نسخه ی آخر در این است که نوع دوم به زبان احساسی تر و نوع اول با زبانی تکنیکی تر به موضوع می پردازند

 

10646.jpg

  • پسندیدم 8

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×