رفتن به مطلب

چگونه نویسنده شویم ؟!

اگر نویسندگی را تازه شروع کرده‌اید، تلویزیون باید اولین چیزی باشد که کنار می‌گذارید. به گفته‌ی کینگ تلویزیون «سمِ خلاقیت است». نویسنده باید به درون خود و به دنیای تخیلاتش نگاه کند. برای این که بهتر بتوانید این کار را انجام بدهید باید تا می‌توانید کتاب بخوانید.

اخبار انجمن نویسا
  • رمان های بی تو در همه شهر غریبم و مرگ رنگ از خانوم ها مریم صناعی و بهاره غفرانی از نشر علی چاپ شده اند
  • به زودی رمان های زیر از نشر علی چاپ خواهند شد
  • رمان زندان دل از مریم صناعی
  • رمان معشوق مشترک و کسی مثل کسی نیست از فاطمه مرادی
  • رمان در پس ابرها از عاطفه نیک طلب
  • رمان پرواز غیر مستقیم از یاسمن تقوی
  • رمان زیر گنبد کبود انگار خدا هم نبود از پرستو مهاجر
  • رمان واکنش از مینا سلطانی
  • رمان کتمان از فاطمه کمالی
  • رمان طلوع از فاطمه گل محمدی
  • رمان آوای سکوت از شادی هاشمی
  • به انجمن نویسا خوش آمدید

    کاربرگرامی برای استفاده از امکانات انجمن ثبت نام کنید اگر قبلا ثبت نام کردید گزینه ورود را بزنید

پست های پیشنهاد شده

Setaareh

همه ي ما 
تا حالا يه ارزوهايي داشتيم كه 
بعد مدتي فهميديم 
هيچ وقت بهش نميرسيم
داغون شديم
گريه كرديم
حتي نا اميد شديم
ولي بالاخره هر جوري شد باهاش كنار اومديم
اما من.....
من يه ارزويي تو دلمه
 كه مثلِ بعضي ارزوها 
نميشه بهش رسيد
ارزوي وصال ....ارزوي ديدنش از نزديك
اينكه دستشو بگيرم
كنارش راه برم
و به همه دنيا پوزخند بزنم و بگم
ديديد؟! ديديد به عشقِ محالم رسيدم؟!
ولي
چه خوش خيال ميشه ادم وقتي ميره توو رويا!
بدون شك
تلخ ترين حادثه ي دنيا
نه جداييه
و نه مرگ
تلخ ترين اتفاق ممكن اينه كه تو دلت يه عشق محال داشته باشي
عشقِ كسي كه بدوني حقِ تو نيست
اون موقع ست كه اسمت ميشه ديوونه
اسمت ميشه خودازار
روزات تلخ ميشه
حتي ديگه گريه هم ارومت نميكنه 
وقتي با تلاش هم بهش نميرسي
اميد بي معني ميشه برات وقتي اگه خدا هم بخواد بازم بهش نميرسي ....?
كارت ميشه زندگي كردن با جاي خاليش
حرف زدن با عكساش
و تنها كاري كه ازت بر مياد
اينه كه براش ارزوي خوشبختي كني
از ته دل
بسپاريش به تقدير
نه !من اشتباه ميكردم
تلخ ترين ارزو ! ارزوي محال نيست!
تلخ ترين ارزو اينه كه از خدا بخواي كنار يكي ديگه خوشبخت شه! وقتي خودت داري از عشقش 
ميسوزي
عشق محالم!
خوشبخت باشي .....
خوشبخت باشي......
خوشبخت باشي.......


#ستاره_اسماعيلي ( سميعي)
#نوشتني
#عشق_محال

  • پسندیدم 6

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Setaareh

ترانه " ساحل"

 

ساحل بايد اسمِ يه مرد ميشد
بس كه صبور و محكم و قرصه
مردي كه جز درياي طوفاني
حالش رو هيچ كسي نميپرسه

ساحل يه مرده ! كه با اشكاشم
براي مردم دريا ميسازه
هيچي نميگه ! دست ادمها
واسه لگد مال كردنش ! بازه


جز چند تا دونه ماهيِ مرده
دوستاي با معرفتي نداره
خلوت ادمارو ميبينه و 
خودش حريم و خلوتي نداره


‎مرده !ولي خسته از اين ادما
‎ قويه ! اما خيلي نازك دله
‎ادما دارن اشتبا(ه) ميكنن
‎دليل مد ها...اشكاي ساحله

جوونا دور اتيشن و ساحل
زندگيِ رو به غروبي داره
هيچكسي دعوتش نكرد بخونه
ساحل صداي خيلي خوبي داره

 

#ستاره اسماعيلي (سميعي)

 

  • پسندیدم 6

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Setaareh

همه را جمع كن توي يك چمدان
خاطرات نداشته ات را ميگويم!
دست به تركيبِ خانه نزن
بزار همان طور بماند
همان گونه كه اولين بار پايش را اينجا نگذاشت
شب كه شد 

بهانه اش را نگير
ارام بخواب
و تكرار كن با خودت
اخرين نوازش خيالي اش را...

 

#ستاره_اسماعيلي

 

ویرایش شده در توسط Setaareh
  • پسندیدم 5

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Setaareh

بنشين روبه روي اينه
فرض كن او صندلي مقابلت نشسته است
هول نشو ! فقط فرض است جانم!
مثل يك جنتلمن برخورد كن
دو فنجان قهوه سفارش بده و در حالي از ادبيات فرانسه صحبت كن كه مشتاقانه به تو خيره شده باشد
سعي كن نفهمد چه در سرت ميگذرد
لبخندي به صورتت هديه كن و بگو:
_بانو جان ، ميخواهم به يك تأتر دعوتتان كنم! 
چند ثانيه مكث كن ، حالا وقتش رسيده كمي عاشقانه صحبت كني:
_ميداني ، نمايش درباره ي يك عاشقانه ي رويايي است
دوست دارم بعد از ديدن اين نمايش هردويمان تا صبح به داستان عاشقانه ي خودمان فكر كنيم! به اينكه چه خاطرات كهنه اي انتظارمان را ميكشند! 
حال به ساعتت نگاه كن و اداي ادم هاي وقت شناس را در بياور! دستش را بگير و از كافه بيرون بزن ، سعي كن مثل جوان هاي سبك سر نباشي ! سنگين رفتار كن اما عاشقانه! دنيا را توي چشمانت جا بده و با يك نگاه به او هديه كن! به سالن نمايش كه رسيديد سعي كن چند جمله ي فلسفي يا مثلا چند بيت شعر درباره ي دو ديوانه ي عاشق برايش بگويي! حينِ نمايش زير چشمي نگاهش كن ! طوري نگاه كن كه بفهمد! زن ها تشنه ي توجه اند ! جا و مكان هم ندارد!خب ! پايان نمايش نزديك است! 
او و خودت را بگذار جاي عاشقان نمايشنامه ! يك بار ديالوگ هاي اخرشان را با خودت بگو:
_بيا ، با من بيا برويم جايي كه بشود به دور از گريه و جدايي تا صبح به خودمان فكر كنيم ، تا صبح عاشقانه بسازيم...
ميبيني چقدر جمله هايش شبيه جمله هاي توست ؟! دخترك قطعا تحت تاثير قرار خواهد گرفت
حال بايد ببينيم دختر داستان چه جواب مي دهد
+مي داني كه هرجا بروي مي ايم ! چه جايي باشد كه تا صبح گريه كنيم چه جايي كه تا صبح بخنديم
كات! نمايش همينجا تمام شد! برگرد سمت دخترك داستان خودت و بگو : بيا ، با من بيا برويم جايي كه بشود به دور از گريه تا صبح عاشقانه بسازيم
لبخند ميزند و دستت را مهربانانه مي گيرد و ارام زمزمه مي كند
_قول مي دهم ، امشب تا صبح به داستان عاشقانه اي كه با هم نخواهيم ساخت فكر كنم .... 
دستت را رها كند و برود! 
برگرد به اتاقت
جلوي اينه بودي ديگر؟!
حال با يك ماژيك روي اينه بنويس : عشق شبيه نمايشنامه ها نيست 
راستي....موهايت چقدر سفيد شده است....!!

#ستاره_اسماعيلي

  • پسندیدم 6

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Setaareh

براي خدا...

خودت زخم هامو رفو كن يه جوري
بيا دنيامو زير و رو كن يه جوري
كه ديگه چشام هر شب اشكي نباشه
نترسم يه روز دنيام از هم بپاشه
بشه پس زد اين سيل اشفتگيمو
بتونم بگم " دوست دارم زندگيمو"
بگم دنيا چيزي به غير از خرابه ست
بگم اين تو بودي كه راه غمُ بست
بگم كه تو هستي، خدا پشتمونه
يه دوستي كه تا اخرش پام مي مونه
رفيقي! رفيقي به جز تو ندارم
باهات عهد بستم كه تنهات نزارم
بهت قول مي دم ادم شم از امشب
واسه بنده هات همدمم شم از امشب
بهت قول مي دم كه ادم بمونم
كه پر شه از عشقت همه جون و خونم
كه ديگه نتونم بگم تو بدي بام
كه يادم نره پا به پام اومدي بام
كه يادم نره با گذشتي عزيزم
ميتونم با تو غم هارو دور بريزم
يه عمري رو كج رفتمو تو نديدي
بدي كردم اما بديمو نديدي
خدا شاكرم واسه هر چي كه دارم
بدي دارم اما بمون تو كنارم

 

#ستاره_اسماعيلي

 

  • پسندیدم 6

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Setaareh

زخم زدند بر منُ
هيچ نگفت قلب من 
لكه زدند به دامنم
هيچ نگفت قلب من
زخم زدند بر دلم
بر دل بي دفاع من
گذر نمي كند كسي
دور و برِ شعاع من

 

#ستاره_اسماعيلي

 

*اين شعر براي مقدمه ي رمان نوشته شده.

  • پسندیدم 6

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Setaareh

بعضي وقتا...ادم از درون خودشو ميكوبه...با خودش درگيره ، هر چقدرم با اين درگيري ها و خودخوري ها به خودش اسيب بزنه ،تهش خودشو ميبخشه...ميدوني ...ادم هميشه ميتونه خودشو ببخشه حتي اگر باعث مرگ يه نفر شده باشه
ميبخشه چون دوست داره خوب زندگي كنه چون خودشو دوست داره ... ابن دوست داشتنا به هر عذاب وجداني غلبه ميكنن ، اما امان از روزي كه ديگران بكوبنت...با حرفاشون...با نگاهاشون...بعضي از اين نگاها سر تا پاتو مي سوزونه...شايد منظور بدي پشتش نباشه ها!اما ناخواسته بهت ياداور ميشه " تو يه چيزي كم داري...تو يه ضعف بارز داري كه نگاهاي مارو به سمت ترحم ميكشونه"...هرچقدرم ادم بزرگي باشي بازم يه جا كم مياري...اون وقت ميبيني نگاه ادما چقدر ميتونه كوچيكت كنه...خدا نكنه يه بچه مريض باشه....جوري نگاهش ميكنن كه خدا از مصيبتي كه بهش داده پشيمون ميشه
اون بچه ميخواد با بخشيدن كي خودشو اروم كنه؟! تا مياد حرف بزنه...از ارزوها و درداش بگه .. اطرافيانش يا چشماشون پر اشك ميشه و دلشو ميسوزونن يا يه لبخند پر ترحم و تلخ ميزنن كه خيلي بيشتر دل ميسوزونه...يا مثلا همين بچه هاي كار...وقتي ميان سمت يه ماشين كه فال بفروشن و ميبينن يه زن و مرد جوون با مهربوني يه سگ رو بغل گرفتن و نوازشش ميكنن اما هرچي اين بچه به شيشه ميزنه حتي نگاهش هم نميكنن...ميدوني اين بچه ها نه ميتونن خودشونو ببخشن نه پدر مادرشونو نه حتي خدا رو...جاي عشق به خودشونو زندگيشون رو نفرت ميگيره..اين كه ميگن زندگي يه اجبارِ تلخه ، داستان همين بچه هاست....خلاصه فقط ميخوام بگم مواظب رفتار و نگاهامون باشيم ، نگاهاي ما هم ميتونن يه ادم رو بكشن هم ميتونن زندگي ببخشن! مواظب نگاهامون باشيم...

#ستاره

  • پسندیدم 6

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Setaareh

تقديم به سرطاني ها ?

 

ميدونه ديگه اخرِ خطه
دردش داره تا اسمون ميره
ميدونه اين بارُ كه ميخوابه
ديگه بلند نميشه...ميميره

توي چشاش ترسي مشخص نيست
انگاري اماده ي اماده ست
باور نميكرد قبلِ اين اصلا
پرواز كردن اينهمه ساده ست

سنش كمه...درداش ادم كش!
اما داره ميخنده بي وقفه
داره به مرگ نزديك تر مي شه
ميره كنار اين پرده بي وقفه


داره به اين فك ميكنه تيترِ
اعلاميه ش چي ميتونه باشه؟!
اما هنوز مادر تو اين فكره:
ميشه يه روز بچه م مداوا شه?!

اين سرطان تلخِ وا مونده
ميكشه ساده رهد ميشه ميره
امشب همه باورشون ميشه
نقش اول اين قصه مي ميره

 

#ستاره_اسماعيلي

  • پسندیدم 6

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Setaareh

توو اين دنياي دخترونه ي من
همه چي فقط از بيرون قشنگه
يعني كه زندگيم سياهه اما
همه فك ميكنن كه غرقه رنگه

يعني بخندم و نفهمه هيچكس
كه توي خلوتم بارون ميشم
يعني تغيير كنم كسي نفهمه
ميميرم ، ميشكنم ، داغون ميشم

توو اين دنياي ظاهرا قشنگم
كه تنها همدمم عروسكامه
شبا كه ترس دارم ، جاي مامان
فقط باربيامو خرسم باهامه

اگه ميخواي بفهمي دخترا رو
بايد كنارشون باشي ، بموني
يكم زدو نقيضه ، غصه داريم-
ولي شاديم ، ميگم تا خوب بدوني....

دخترا غصه شونو لاك ميزنن
دخترا از همه كس تنها ترن
نميخوايم دنيا و تنهايياشو
مرده شورِ زندگي رو ببرن

  • پسندیدم 6

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
Setaareh

بايد اماده كني قلبتو كه
عمري با ترانه هات تنها شي
صبر كن كه دنيا زير و رو بشه
اگه ميخواي كه يه شاعر باشي 

دنياي اين ادما عجيبه و 
دنياي ما شاعرا عجيب تر
معشوقاتون خوبه اما شعرِ ما
خيلي بهتره...عوام فريب تر

وقتِ دلتنگي اگر ببينيمون
انگاري تو چشمامون حسي نيس
ما درون گراييم !اشتبا(ه) نكن
اينا اصلا صفت ارثي نيس

واسه تسكين درداي دنيا
شاعرا تنها راهشون شعره
به كتابْ ترانه هام وابستم
شاعرا تكيه گاهشون شعره


شاعرا جاي سيگار ، به لوله ي
مشكي خودكارشون پك ميزنن
به كتاباي شعر ِ جمع شده
روي ميز كارشون پك ميزنن

اگه شعرو از ماها جدا كنن
ما رو ميخوان ديگه كجا ببرن؟!
شاعرا  نميتونن به هيچي جز
كاغد و خودكار التجا ببرن

توي هيچ كمپي نميشه شعر رو
كامل از رگ ما بيرون بكشن
نميشه غده ي شاعري مونو
توي مغز لعنتيمون بكُشن

واسه تسكين دادن به درداشون
شاعرا تنها راهشون شعره
به كتابْ ترانه هام وابستم
شاعرا تكيه گاهشون شعره

#ستاره_اسماعيلي

  • پسندیدم 6

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×