رفتن به مطلب

چگونه نویسنده شویم ؟!

اگر نویسندگی را تازه شروع کرده‌اید، تلویزیون باید اولین چیزی باشد که کنار می‌گذارید. به گفته‌ی کینگ تلویزیون «سمِ خلاقیت است». نویسنده باید به درون خود و به دنیای تخیلاتش نگاه کند. برای این که بهتر بتوانید این کار را انجام بدهید باید تا می‌توانید کتاب بخوانید.

اخبار انجمن نویسا
  • رمان های بی تو در همه شهر غریبم و مرگ رنگ از خانوم ها مریم صناعی و بهاره غفرانی از نشر علی چاپ شده اند
  • به زودی رمان های زیر از نشر علی چاپ خواهند شد
  • رمان زندان دل از مریم صناعی
  • رمان معشوق مشترک و کسی مثل کسی نیست از فاطمه مرادی
  • رمان در پس ابرها از عاطفه نیک طلب
  • رمان پرواز غیر مستقیم از یاسمن تقوی
  • رمان زیر گنبد کبود انگار خدا هم نبود از پرستو مهاجر
  • رمان واکنش از مینا سلطانی
  • رمان کتمان از فاطمه کمالی
  • رمان طلوع از فاطمه گل محمدی
  • رمان آوای سکوت از شادی هاشمی
  • به انجمن نویسا خوش آمدید

    کاربرگرامی برای استفاده از امکانات انجمن ثبت نام کنید اگر قبلا ثبت نام کردید گزینه ورود را بزنید

پست های پیشنهاد شده

admin

 سلام در این تاپیک برترین های مسابقات دلنوشته قرار میگیرد

 

  • پسندیدم 14

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
admin

 

 

برترین دلنوشته (1)heart
بهار که می‌آید،
همه ی زمین و آسمان تازه و خوشبو می‌شود؛
جز یاد تو که با هر بهار، بیشتر بوی نا می‌گیرد

#بهاره_غفرانی

  • پسندیدم 17

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
admin

برترین دلنوشته (2)heart

چه عاشقانه بانفس های تو زندگی
میکنم،اما در کنارم نیستی
و تو،چه بی رحمانه من را فراموش کردی
در این پاییزغم انگیز
اما با این حال دوستت دارم
#Zaahra_NR

  • پسندیدم 13

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
admin

برترین دلنوشته (3)heart

عشق شاید شبیه به زمانی است که در ایوان خانه ات نشسته ای و در حالی که از شربت بهارنارنج می نوشی نسیم خنک بهاری نوازشت کند ...
یا شاید همانند بوی چمن خیس خورده ایست که در یک روز گرم تابستان مشامت را عطرآگین می کند ...
عشق شاید همان صدای خورد شدن برگ های پاییزی زیر قدم های توست که وجودت را سرشار از لذت می کند ...
یا شاید مثل شوق قدم گذاشتن در برف یکدست تمیزیست که هوس تجربه اش به دل هر کسی می افتد ...
عشق هر چه که هست ؛
هر چه که باشد ؛
زیباست ...
من فقط می دانم عشق بسیار زیباست ؛

#فائزه_عبدی

  • پسندیدم 12
  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
admin

دلنوشته برتر 2

مادرم

ميتوانم تصور كنم

وقتي نوزاد بودم

لحظه شماري ميكردي

كه بزرگتر بشوم

صدايت بزنم

 راه بروم

حالا مرا ببين

خيلي بزرگ شده ام

ولي هيچ ذوقي در چشمانت پيدا نيست

 ديگر نميتوانم صدايت بزنم 

نميخواهم حواست را پرت كنم

ميخواهم چند لحظه اي را در فكر گذشته باشي

در فكر اولين راه رفتنم...

در فكر روز هاي خوش

مادرم

هميشه وقتي غذا نميخوردم ميگفتي:

تو بايد غذا بخوري تا قوي بشي و عصاي دستم باشي

اما حال! به جاي اينكه من عصاي دست تو باشم

تو عصاي من شده اي!

عصايي كه كمرش خم شده ! اما هنوز هم با جان و دل كمكم ميكند!

بارِ اين غمِ جان افزا را نه عصا ميتواند تحمل كند

نه حتي پدري كه جمله ي " مثل كوه پشتتم" ورد زبانش است

عهده دارِ اين غم فقط من هستم و يك ويلچر...

ستاره اسماعيلي ( سميعي)

  • پسندیدم 11

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
admin

دلنوشته برتر 1

تلخ ترین حس دنیا
حس من است که بی هدف و دلگیر نشسته ام به انزوا
حس می کنم هیچ چیز زیبا نیست
حتی این آب
حتی این رزهای سرخ مانده در دستم
وای از روزی که گلبرگ هایش بخشکد
و وای بر روزی که دل من باز هم بگیرد
دیگر نه زلالی آب
نه سرخی گل ها
و نه
حتی تو
درمان قلبم نیستید

حتی تو …

عاطفه  میاندره مهربان

  • پسندیدم 11
  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
admin

می دانی ، چند وقتی است به دنبال کار می گردم در صفحه نیازمندیها قسمت پیک موتوری !
می خواهم پیک شوم با همان موتوری که روزی همه ی شهر را باهم گشتیم
گشتیم وخندیدیم . . . گشتیم و رقصیدیم . . . گشتیم و باران بارید و بعد . . . .
تو آدرس دادی و من جایی آن بالاهای شهر تو را جلوی ویلایی پیاده کردم نگاه پدرت با تمسخر بدرقه ام کرد .
می خواهم پیک شوم شاید روزی سفارشی برایت آوردم فقط خدا کند آن سفارش رزهای سرخ نباشد .
#Migratory

  • پسندیدم 12

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
admin

عزیز جانم...!

بی پروا شدن دانی چیست؟؟

بی پروا شدم در ره دوست داشتنت...

#ناهید_جوادی

  • پسندیدم 12

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
admin

با اینکه دارمت
نزدیکتر از قبل

اما هنوز هم
محتاج شنیدن صدایت هستم
حریص تر از همیشه


و امروز
نزدیکترم به دستانت

 اما
محتاج ترم از قبل
که همه تن برایم گوش شوی
همه جان …

#عاطفه_میاندره_مهربان

  • پسندیدم 11
  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
admin

از آن غروب که از این جاده گذر کردی و  رفتی آنقدر که دیگر  سرابی شدی !
من هنوز اینجا نشسته ام . . . . .
با فانوسی روشن . . . .
با دلی امید وار ! شاید نگاهی کردی و دیدی که هنوز اینجا چراغ عشقت روشن است .

#پرستو_مهاجر

  • پسندیدم 12

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.

  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×